تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
هدا نونو نخستین سفیر زن یهودی امیرنشین بحرین در ایالات متحده. (عکس: AFP)

«به خاطر یهودی بودن، مورد تبعیض نیستم»

میترا فرهمند (اسراییل)

نخستین سفیر زن امیرنشین بحرین در ایالات متحده، که یک بانوی یهودی از میان ۳۶ نفر یهودی باقیمانده در بحرین است، می‌گوید که به خاطر یهودی بودن خود مورد بی‌اعتنایی سفیران کشورهای عربی قرار ندارد و توانسته است با سفیران کشورهای عربی مناسباتی قوی را پایه‌ریزی کند.

 هدا نونو که خود را «ابتدا یک بحرینی وفادار به امیرنشین بحرین و بعداً یهودی» توصیف می‌کند، همچنین می‌گوید افرادی نیز ازهیئت نمایندگی دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران و هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل  با وی دیدار کرده، و همچنین سفیرسوریه در واشینگتن با او دوستی نزدیکی برقرارکرده است.

خانم هدا نونو می‌گوید، درنخستین هفته‌های کار خود درواشینگتن، محافل دیپلماتیک «هنگام روبه‌رو شدن با او ابرو بالا می‌انداختند و بسیاری انگشت به دهان مانده بودند که چگونه امیر بحرین یک زن یهودی را به عنوان سفیربحرین درآمریکا انتخاب کرده است».

خانم نونو می‌گوید: «اما اکنون وی از توجه و اعتماد بسیاری در میان همتایان خود، حتی ازکشورهای عربی مخالف اسرائیل برخوردار شده است».

 هدا نونو که خود را «ابتدا یک بحرینی وفادار به امیرنشین بحرین و بعداً یهودی» توصیف می‌کند، همچنین می‌گوید افرادی نیز ازهیئت نمایندگی دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران و هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل  با وی دیدار کرده، و همچنین سفیرسوریه در واشینگتن با او دوستی نزدیکی برقرارکرده است.

خانم هدا نونو در مصاحبه با نشریه ویژه یهودیان بریتانیا، همچنین گفته است که «سفیران عربستان و کویت، بهترین دوستان وی در آمریکا هستند، و به خاطر یهودی بودن مورد تبعیض آنان قرارنگرفته است».

او اضافه کرده است که «سفیر عراق در واشینگتن نیز علاقه‌مندی زیادی به ریشه‌های یهودی خانواده‌اش دربحرین نشان داده است».

یهودیان بحرین؛ جامعه‌ای کم شمار

خاستگاه خاندان نونو، به یهودیان عراقی باز می‌گردد. اکثر یهودیان بحرین، در قرن نوزدهم از عراق و ایران به این سرزمین رسیدند و درآنجا به مقام و موقعیت خوبی دست یافتند به گونه‌ای که بعد از استقلال بحرین، به خاندان امیر بحرین نزدیک شدند.

هنگامی که در دهه‌های چهل و پنجاه میلادی، یهودیان درعراق مورد اذیت و آزارهای زیادی قرارگرفتند، بسیاری از یهودیان عراقی به سوی کشورهای دیگر رفتند.

بسیاری دیگر از یهودیان عراقی راهی ایران شدند و از طریق ایران به کشورهای دیگر و اسرائیل رفتند اما شماری از آنها نیز تا زمان انقلاب اسلامی، در ایران باقی ماندند.

تا دهه‌های اول قرن بیستم ۱۵۰۰ یهودی در بحرین زندگی می‌کردند. این شمار قبل ازاستقلال اسرائیل درسال ۱۹۴۸، به ۷۰۰ نفر کاهش یافت ولی با شعله‌ورشدن خصومت اعراب علیه موجودیت اسرائیل، یهودیان، امیرنشین‌ها به سوی غرب روان شدند، و اکنون رسماً تنها ۳۶ یهودی در بحرین باقی مانده‌اند.

با این هنوز جوامع یهودی کوچکتر از جامعه یهودیان بحرین وجود دارند. در عراق هشت نفر یهودی و در افغانستان تنها یک مرد یهودی باقی مانده‌اند.

در کشور مراکش، شماری از مقامات ارشد یهودی هستند و یهودیان که سابقه چند صد ساله زندگی در مراکش را دارند، هنوز جامعه‌ای نسبتاً بزرگ محسوب می‌شوند.

یهودیان باقیمانده در بحرین تنها ۳۶ نفر و اعضای هفت خانواده هستند، که از ثروتمندان کلان فعال در امور بانکی هستند. اما به دلیل مخالفت‌های زیاد در جوامع عربی با اسرائیل، یهودی بودن خود را برجسته نمی‌کنند.

جمعیت بحرین به زحمت به ۷۰۰ هزار نفر می‌رسد. یهودیان در بحرین یک کنیسه و یک آرامگاه خاص خود را دارند که البته چند بار این قبرستان مورد تعرض افراطیون اسلامی قرار گرفته است.

راهی برای برقراری مناسبات با اسرائیل؟

خانم هدا نونو، ماه مه  سال ۲۰۰۸ از سوی شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، امیر بحرین به مقام سفارت درآمریکا منصوب شد. خانم نونو، نخستین زن یهودی غیراسرائیلی در جهان عرب و اسلامی است، که به مقام سفارت می‌رسد.

وی نخستین زن یهودی در بحرین بود که به عضویت مجلس سنا رسید. او و یک بانوی مسیحی بحرینی در شمار یازده زنی بودند که به کرسی انتصابی این مجلس دست یافتند.

پسرعموی خانم نونو، آقای ابراهیم نونو نیز دردوره پیشین، چهارسال، عضو این مجلس بود. خانم نونو به کار بازرگانی اشتغال داشت و به تناوب در لندن و بحرین زندگی می‌کرد.

او در حالی از سوی امیر بحرین به سفارت منصوب شد که ریاست نخستین سازمان دفاع ازحقوق بشر بحرین را برعهده داشت و برای تقویت دموکراسی در بحرین، موارد پایمال شدن حقوق انسانی در کشورش را دنبال می‌کرد.

هنگامی که خانم نونو به سفارت کشورش در آمریکا منصوب شد، رسانه‌های منطقه نوشتند، امیربحرین احتمالاً در جستجوی هموار کردن راه برای برقراری مناسبات با اسرائیل است.

بحرین با اسرائیل مناسبات ندارد اما همواره تماس‌هایی برقرار بوده است. نخستین هیئت دیپلماتیک اسرائیل رسماً سال ۱۹۶۹ از بحرین دیدارکرد. بحرین در سال ۲۰۰۶ با امضای پیمان جدید تجاری با آمریکا، تحریم اسرائیل را لغوکرد.

امیر بحرین ماه اوت امسال بعد ازدیدار با یهودیان پیشین بحرینی در لندن، از یهودیان کشورش و دیگر امیرنشین‌ها خواست به این منطقه بازگردند، و گفت که هر اسرائیلی نیز که والدین و اجدادش از امیرنشین‌ها به اسرائیل رفته باشند، می‌توانند آزادانه بازگردد و تابعیت بگیرد و یک شهروند عادی محسوب شود.

ناتان الوف، یکی از این اسرائیلیان که در دیدار با امیر بحرین حضور داشت، می‌گوید که امیر حمد بن عیسی آل خلیفه یهودیان را دوست دارد و به آنها احترام می‌گذارد.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:6 توسط حامد پور .قائم مقامی |

داریوش: به نظر من "يار دبستانی" كار خود را كرده است.

دیروز و امروز «یار دبستانی»

محمد ضرغامی، هانا کاویانی

روز ۱۶ آذر در ايران به عنوان روز دانشجو شناخته می‌شود و هر ساله در چنین روزی، در تجمع‌ها و مراسمی که به این مناسبت برگزار می‌شود، ترانه‌ای نیز شنیده می‌شود که رفته‌رفته طی سال‌های اخیر جزیی از فعالیت‌های دانشجویی در ایران به شمار می‌رود.

ترانه «یار دبستانی» برای فیلم «از فریاد تا ترور» ساخته شد. این فیلم در سال ۱۳۵۹ به نمایش عمومی درآمد و این ترانه در بخش‌های پایانی آن با صدای فریدون فروغی شنیده می‌شد.

سراینده شعر و کارگردان فیلم منصور تهرانی بود.

سروده «یار دبستانی» بعدها با استقبال روبه‌رو شد و خوانندگانی همچون منصور تهرانی و جمشید جم نیز آن را بازخوانی کردند.

برای شناخت دیدگاه سایر هنرمندان و خوانندگان در باره این سروده و اجراهای آن، برنامه نگاه تازه به سراغ داریوش، خواننده و هنرمند سرشناس، رفته است تا از او در باره «یار دبستانی» بپرسد.

داریوش در حال حاضر ساکن شهر پاریس است و روی آلبوم آخر خود، «معجزه خاموش» كار می‌كند.

رادیو فردا: آقای داريوش! بد نيست از اينجا شروع كنيم كه اولين بار عبارت «يار دبستانی» را كجا شنيديد؟

داریوش: صادقانه بخواهيد بدانيد، اين را زمانی كه شنيدم اصلا نمی‌دانستم چه كسی ساخته و چه کسی سروده.

ولی آن‌طور كه می‌دانم شعر آن را آقای منصور تهرانی گفته‌اند؛ كه دوست بسيار عزيز من هستند و در سوئد زندگی می‌كنند.

ولی من اين آهنگ را روی تصاويری از تظاهرات دانشجويان داخل ديده بودم و اين آهنگ را شنيده بودم.

رادیو فردا: برداشت شما از ترانه يار دبستانی چيست؟ به نظر شما اصلا نقطه ثقل اين ترانه كجا است؟

داریوش: به برداشت شخصی من، ترانه‌ای بسيار زيبا است. حسن آن اين است كه وظيفه خود را، در بين جماعت، بين مردم، بين قشری كه اين پيام را قبول كردند، دارد ايفا می‌كند. تا همين اندازه برای من كافی ست.

من از فرهنگ عيب‌جویی سعی می‌كنم فرار كنم و نقاط مثبت قضيه را نگاه كنم.

رادیو فردا: همان طور كه می‌دانيد، اين ترانه را خوانندگان متفاوتی خوانده‌اند. اجرای اول آن هم متعلق به فريدون فروغی، خواننده هم‌نسل شما، بوده. چون صدای فريدون فروغی ممنوع شد، اين ترانه را بعدا كسان ديگری هم اجرا كردند. كدام اجرای اين ترانه به دل شما نشست؟

داریوش: اين ترانه را با چند صدا، حتی صدای خود آقای تهرانی شنيده‌ام؛ و تعجب كردم كه چرا ایشان تا حالا آهنگ‌های بيشتری نخوانده‌اند. چون زيبا اجرا كردند.

ترانه خوب باید مانند مثلا غزليات حافظ باشد. غزليات حافظ را با اجراهای مختلف اجرا كرده‌اند. هيچ عيبی ندارد كه يک ترانه خوب را چندين خواننده اجرا كنند. مهم اثر آن ترانه در جامعه است؛ كه به نظر من "يار دبستانی" كار خود را كرده.

رادیو فردا: در سال‌های اخير ديده شده که برخی از ترانه‌ها در ميان منتقدان اجتماعی و سياسی به اصطلاح گل می‌كند. این ترانه‌ها حتی در رسانه‌های دولتی هم مورد استفاده قرار گرفته‌اند. دليل اين برخورد چه می‌تواند باشد؟

داریوش: طبيعتا؛ هميشه اين گونه بوده. اين ترفندها را می‌شناسيم. مردم عاقل هم بسيار خوب می‌شناسند و جايگاه ترانه زيبا و مؤثر در جامعه را مردم می‌دانند.

رادیو فردا: گفتيد مهم نیست که ترانه خوب را چندین نفر بخوانند. آیا تا به حال فكر كرده‌ايد که خود شما هم اين ترانه را اجرا كنيد؟

داریوش: اين ترانه آن‌قدر زيبا اجرا شده، كه بازسازی آن برای من وقت زيادی می‌برد؛ كه بتوانم حداقل جوابگوی زيبایی آن باشم.

ولی علاوه بر این که اجازه اجرای آن را ندارم، صحيح هم نيست كه آن را اجرا كنم؛ چون كار بسيار زيبا اجرا شده و خواندن من هيچ تأثيری نخواهد داشت.

رادیو فردا: آقای داريوش! در سال‌های گذشته و در اوج محبوبيت ترانه «يار دبستانی»، برخی سعی كردند با به ميدان آوردن خواننده دوم اين اثر، جمشيد جم، به نوعی ترانه را به جريان‌های ديگری منتسب كنند. اما چطور شد، با همه اين تلاش‌ها، يار دبستانی هنوز يار دبستانی است؟

داریوش: در اين سی سال فعاليت موسيقي در مملكت ما هيچ چيز تازه‌ای نيست. نام‌ها را عوض می‌كنند، شكل ترانه‌ها را عوض می‌كنند.

اگر كسی می‌آيد چنين ادعایی می‌كند، به غير از اينكه خود و آن حركت را نفی می‌كند، به خود صدمه می‌زند.

نتيجتا كار خوب، در بدترين شرايط، مثل آن قطره آبی است كه از لابه‌لای سنگ‌ها فوران می‌كند؛ چنان كه يار دبستانی كار خود را كرده.

مردم ما بسيار باذكاوت و باهوش هستند و بهایی نخواهند داد. يار دبستانی الان در بين مردم، بين دانشجويان، يک شعار است؛ شعاری عاشقانه است براي يک همبستگی؛ برای يک اتحاد همگانی است.

كار خود را می‌كند و خواهد كرد؛ و هر چقدر از اين صحبت‌ها درباره آن شود، قدرت بيشتری خواهد گرفت.

***
در باره ترانه «یار دبستانی» به سراغ سراینده آن نیز رفتیم.

رادیو فردا: آقای تهرانی! زمانی كه این ترانه را می‌سرودید و روی فيلم از فریاد ترور می‌گذاشتید، آیا فكر می‌كرديد كه روزی اين ترانه ورد زبان دانشجویان بشود؟

منصور تهرانی: هر ترانه‌سرایی زمانی كه كاری انجام می‌دهد، از قبل هيچ‌گونه نمی‌تواند پيش‌بينی كند.

حتی زنده‌ياد گل‌گلاب هم وقتی سرود "ای ايران" را می‌ساخت، هرگز پيش‌بينی نكرده بود كه چه خواهد شد. اما يک ترانه يا يک سرود، خود به خود، در زبان مردم جاری می‌شود.

اين فرمول‌هایی است كه در آن ترانه وجود دارد. زمانی كه اين ترانه را برای فيلم "از فرياد تا ترور" ساختم، البته به نظر می‌آمد، یعنی كسانی كه قبلا برای آنها خوانده بودم تأييد كرده بودند.

مردم هم بسيار استقبال كردند قبل از اينكه مورد عنايت دانشجويان عزيز قرار گيرد.

برای اينكه اين ترانه مال همه زمان‌ها باشد و تاريخ مصرف نداشته باشد، پايان آن را با بيت
"دست من و تو بايد اين پرده‌ها را پاره كنه/  كی می‌تونه جز من و تو درد ما را چاره كنه"  تمام كردم.

رادیو فردا: گفتيد كه اين ترانه را برای عده‌ای خوانده بوديد. چه کسانی؟

منصور تهرانی: دوستانی دور هم بوديم. با بچه‌های سينما: آقای سيروس الوند، دوست عزيزم؛ به نظرم آقای مقصداللهی، آقای عسگر قدس، آقاي مهدی فخيم‌زاده و دوستان ديگر بودند. اولين بار كه اين ترانه را خواندم، ديدم كه از اين ترانه خوششان آمد.

رادیو فردا: اصلا چرا فكر كرديد كه "از فرياد تا ترور" نياز به ترانه‌ای هم دارد؟

منصور تهرانی: اين چيزی بود كه قبل از انقلاب هم در بعضی فيلم‌ها بود و موفق شده بود.

در فيلم امير نادری، "جمعه" شهيار قنبری بود. در فيلم‌های ديگر هم كه آهنگ‌ها را اسفنديار منفردزاده ساخته بود و من ديدم كه اگر برای اين فيلم اين ترانه را بسازم، جذابيت خواهد داشت.

رادیو فردا: اما در آن برهه زمانی که منظور شما از سرودن اين ترانه، شرايط امروز ايران نبود.

منصور تهرانی: در سال‌هایی كه من كودک بودم و به دبستان می‌رفتم، آن زمان هم تخته و چوب و تركه و اينها بود؛ اما مقدار كمی از انقلاب گذشته بود و شايد مقداری نااميدی و خشم در اين ترانه هست.

رادیو فردا: آیا خودتان یار دبستانی را ترانه می‌دانید يا سرود؟

منصور تهرانی: به عنوان ترانه‌سرا اين را ترانه می‌دانم. اما زمانی كه دانشجويان شروع كردن به خواندن، اين تبديل به سرود مخصوص دانشجويان شد.

رادیو فردا: گفتيد که بعضی ترانه‌ها از فرمول خاصی استفاده می‌كنند كه باعث می‌شود باعث روزمرگی نشوند. می‌توانيد اين فرمول‌ها را توضيح دهيد؟

منصور تهرانی: اين فرمول‌ها چيزهایی همه‌گير است؛ مثلا قبل از انقلاب هم ترانه‌هایی سروده بودم كه خيلي گل كرده بود؛ اما يكی از آنها مخصوص بود، كه خانم گوگوش خواندند: "داغ عشق قديم را آمدی تازه كردی".

برای اينكه عموم مردم در زندگی خود چنين چيزی داشتند. چيزی كه عموميت داشته باشد، همان فرمولی است كه در يک ترانه وجود دارد و مورد استقبال بی‌شمار مردم قرار می‌گيرد.

رادیو فردا: اما آقای تهرانی٬ به هرحال "يار دبستانی" با صدای خواننده آن خيلی دير به گوش مردم رسيد؛ چرا؟

منصور تهرانی: زنده‌ياد فريدون فروغی در فیلم خوانده بود. صدای ايشان را که نگذاشتند پخش شود و مدتی اين ترانه روی دست من مانده بود و نمی‌دانستم چه كنم.

تا اينكه آقای جمشيد جم را ديديم و قرار شد ايشان بخوانند. حتی می‌خواستم خودم بخوانم.

رادیو فردا: از بین اجراها كدام اجرا را بيشتر می‌پسنديد؟

منصور تهرانی: خودم هم خواندم. می‌گويند بد نخوانده‌ام. آقای جمشيد جم هم خوانده؛ چند نفر خوانده‌اند؛ حتی يک دختر خانم آمريكایی و يک پسربچه پنج ساله هم خوانده‌اند.

در فيلم "كما" خواننده ديگری كه در ايران است خوانده، كه الان نامش را حضور ذهن ندارم [خشايار اعتمادی]. اما فريدون فروغی، به نظر من، با حال عجيب و غريبی كه آمد در استوديو، خيلی خوب اين را خواند.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:14 توسط حامد پور .قائم مقامی |

آزمايش تاريخی سياهچاله در ژنو؛ «نگرانی از نابودی جهان»

دانشمندان قرار است روز چهارشنبه هفته آينده ماشين عظيمی را در ژنو به کار اندازند که همین امر باعث شده است بسیاری از مردم با ارسال ای ميل و تماس تلفنی از اين مسئله ابراز نگرانی کنند.

آنها معتقدند که با اين آزمايش، جهان روز چهارشنبه به پايان خود خواهد رسيد.

پس از سالها صرف وقت و با تلاش بيش از هشت هزار دانشمند فيزيک از هشتاد و پنج کشور جهان، سر انجام  روز چهار شنبه آينده تجربه خلقت در نقطه ای واقع در حاشيه شهر ژنو به دست بشر تکرار خواهد شد.

اين تجربه علمی، لحظه کوتاهی پس از «انفجار بزرگ» را که گفته می شود نقطه آغاز شکل گرفتن کائنات  است به نمايش می گذارد.

وسيله انجام اين تجربه، ماشينی است غول آسا به نام «Hadron Collider»  که با هزينه نزديک  به ۱۰ ميليارد دلار و کمک مالی بيست کشور ساخته و در مرکز تحقيقات اتمی اروپا در شهر ژنو نصب شده است.

برنامه ساخت اين ماشين اتمی پيچيده از ۱۰ سال پيش با اين هدف آغاز شد که راز خلقت و نحوه تکوين حيات با روش علمی گشوده شود. با اين هدف بيش از پنجاه سال پيش انسان به فضا رفت و بعد پا به کره  ماه نهاد و اينک درزمين بدنبال گشودن راز آفرينش است.

به کمک اين وسيله شگفت انگيز قرار است آنچه به عنوان سياهچاله (فضايی) ناميده شده  در اندازه ای فوق العاده کوچک توليد شود.

نگرانی گروهی از مردم که در ميان آنها دانشمندان برجسته جهان نيز ديده می شوند اين است که سياهچاله مصنوعی بعد از شکل گرفتن از راه  بلعيدن محيط اطراف خود به نابودی و محو کره زمين بيانجامد.

اين نگرانی ها حتی از سوی فرانک ويلسک، برنده نوبل فيزيک نيز ابراز شده و وی نسبت به مرگبار بودن اين آزمايش هشدار داده است اما پروفسور برايان کاکس از دانشگاه منچستر می گويد: «هر کسی که فکر کند اين ماشين جهان را نابود خواهد کرد، چرند گفته است.»

جيمز گيليس، مسئول روابط عمومی اين پروژه نيز گفته است که تماس های اشکبار زيادی صورت می گيرد که مردم می خواهند تا فعاليت اين ماشين عظيم متوقف شود.

وی افزود: «آنها زنگ می زنند و می گويند: ما جدا نگران هستيم. لطفا به من بگوييد که آيا فرزندان من ايمن هستند.»

به کمک اين ماشين قرار است شعاع های حاوی ذرات پروتن (از مشتقات اتم) با سرعتی نزديک به سرعت نور به يکديگر تابيده و با هم برخورد کنند. در نتيجه بر خورد مستقيم آنها انتظار می رود حرارتی ايجاد شود که مقدار آن يک تريليون درجه سانتيگراد تخمين زده می شود.

آقای گيليس گفت: «هر روز ای ميل های زيادی می رسد که خواهش می کنند تضمين داده شود که جهان به پايان نخواهد رسيد.»

به گفته وی، برخی ديگر تهاجمی تر برخورد می کنند و مثلا می گويد: «شما شيطان و خطرناک هستيد و قصد داريد تا جهان را از بين ببريد.»

به منظور پيشگيری از انجام اين آزمايش تاريخی، عده ای نيز به دادگاه حقوق بشر اروپا شکايت برده و ازاين دادگاه خواسته اند که نسبت به توقف اجرای اين آزمايش اقدام قانونی به عمل آورد.

دادگاه ياد شده هم اکنون در حال بررسی شکايات رسيده است. در عين حال مجريان اين پروژه اعلام داشته اند که ايجاد مدل سياهچاله (فضايی) خطری را متوجه کره زمين نخواهد کرد.

نحوه آزمايش ماشین اتمی

به کمک اين ماشين قرار است شعاع های حاوی ذرات پروتن (از مشتقات اتم) با سرعتی نزديک به سرعت نور به يکديگر تابيده و با هم برخورد کنند. در نتيجه بر خورد مستقيم آنها انتظار می رود حرارتی ايجاد شود که مقدار آن يک تريليون درجه سانتيگراد تخمين زده می شود.

حرارت ناشی از برخورد ( بهم کوبيده شدن) مشتقات اتم به ايجاد نقطه سياهی می انجامد که دارای غلظت فوق العاده است. اين علظت بالا، به نوبه خود جاذبه ای ايجاد می کند که در نتيجه آن محيط اطراف نقطه سياه، به درون آن بلعيده (جذب) می شوند (سياهچاله)

قدرت کشش و مکندگی سياهچاله ها به حدی است که حتی نورهای اطراف آن نيز به درون نقطه سياه فرو می روند. به اين دليل (تاريکی ناشی از بلعيده شده نورهای اطراف) نقطه سياه قابل رويت نيست!

ماشينی که قرار است روز چهارشنبه آينده اين تجربه بزرگ را در اندازه ای کوچک تکرار کند در فاصله هشت تا ۱۱ ماه اوت ( حدود سه هفته قبل) مورد آزمايش قرار گرفته و تجربه بزرگتر و اصلی آن قرار است در۲۱ ماه اکتبر آينده صورت گيرد.

اهميت اين تجربه تاريخی در اندازه های ابداع قانون نسبيت انيشتن و فرمول معروف او است که سر انجام به توليد بمب اتمی انجاميد. اين آزمايش می تواند فيزيک کوانتوم را که در ارتباط با ماده و انرژی در اندازه های اتم است به زندگی روزمره در کره زمين نزديک تر سازد.

کشفيات ناشی از تجربه اين ماشين می تواند به گشودن راه های تازه در جهت دست يافتن به منابع بيکران انرژی منجر شود. به جز کنجکاوی بشر برای گشودن راز خلقت، دست يافتن به منابع تازه انرژی نيز از جمله انگيزه های مجريان اين پروژه شگفت انگيز است.

هفته قبل گروهی از دانشمندان آلمانی با انتشار بيانيه ای تاکيد کردندکه ايجاد سياهچاله کوچک تنها برای بخش کوچکی از يک لحظه خواهد بود و تقريبا بلافاصله از ميان خواهد رفت.

استدلال آنها در قبال نگرانی های منتقدان اين ماشين غول آساست که می گويند آغاز به کار اين ماشين ممکن است به شکافته شدن کره زمين و نابودی آن بيانجامد.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 19:51 توسط حامد پور .قائم مقامی |

آمریکا برای مقابله با هکرهای چینی آماده می شود

روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال در گزارشی روز پنجشنبه نوشت که مقام ها و ادارات دولتی در آمريکا مشغول بررسی جدی تر خطرات احتمالی ناشی از کشف و سرقت اطلاعات توسط هکرهای اينترنتی در چين هستند.

آنها در حال مطالعه رهنمودهای لازم برای موسسات و افرادی هستند که برای شرکت در بازی های المپيک امسال قرار است به چين سفر کنند.

این روزنامه می نویسد: اداره امنيت داخلی آمريکا ماه گذشته در مورد خطر سرقت اطلاعات از طريق شبکه اينترنت در کشورهای خارجی، بدون آنکه جزييات آن را علنی کند، هشدار داد. بخش ويژه مقابله با اين خطرات در اداره امنيت داخلی، رهنمودهايی را در مورد چگونگی مقابله با اين خطرات تنظيم کرده است که از جمله آنها بالا بردن ضريب حفاظت امنيتی از کامپيوترهای شخصی است که مسافران آمريکايی با خود به خارج از کشور می برند.

به گفته ادارات امنيتی و شرکت های خصوصی فعال در اين زمينه، دستگاه های اطلاعاتی آمريکا نگران خطرات بالقوه سرقت اطلاعات از طريق رخنه به گنجينه اطلاعاتی کامپيوترهای سيار و تلفن های موبايل هستند ولی به گفته برخی از مقام ها، ادارات بخش تجارت خارجی برای پيشگيری از دلخور کردن چينی ها از انتشار علنی اين اطلاعات پرهيز می کنند.

باراک اوباما اولين نامزد مقام رياست جمهوری آمريکاست که در اين مورد اظهار نظر کرده است. وی روز چهارشنبه سياست های خود در زمينه امنيت در شبکه اينترنت را اعلام کرد که از جمله آنها مقابله با جاسوسی در شبکه های اطلاعاتی شرکت های بزرگ، حفاظت از ساختار شبکه اينترنت در آمريکا و تاسيس نهادی برای مشورت در اين زمينه است.

نگرانی سازمان های امنیتی

به گزارش وال استریت جورنال، سازمان های امنيتی آمريکا در مورد اقدامات جاسوسی در چين و ساير کشورها نگرانند و بدون علنی کردن اين اطلاعات، ماه گذشته به سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی بزرگ هشدار دادند که تجهيزات کامپيوتری و الکترونيکی آنها به هنگام سفر در برخی از کشورهای خارجی ممکن است در معرض خطر سوء استفاده های جاسوسی قرار بگيرد و اطلاعات محفوظ در آنها کشف و سرقت شود.

دستگاه های اطلاعاتی آمريکا نگران خطرات بالقوه سرقت اطلاعات از طريق رخنه به گنجينه اطلاعاتی کامپيوترهای سيار و تلفن های موبايل هستند ولی به گفته برخی از مقام ها، ادارات بخش تجارت خارجی برای پيشگيری از دلخور کردن چينی ها از انتشار علنی اين اطلاعات پرهيز می کنند.

هکرها در اين موارد از روش های مختلفی برای ورود به حافظه کامپيوترهای سيار و دستگاه های تلفن موبايل استفاده می کنند. روش معمول آن، متصل شدن به اين دستگاه ها از طريق امواج الکترونيکی، رد يابی و کپی کردن اطلاعات و خارج کردن آنها از کامپيوتر يا تلفن های شخصی مسافران است.

جوئل برنر، از مقام های ضد جاسوسی آمريکا، به سفر بسياری ازآمريکايی ها به چين در دوره مسابقات المپيک اشاره می کند و می گويد: اين فرصت خوبی است برای رخنه در گنجينه های اطلاعاتی اين مسافران.

وی با ذکر نمونه ای از آنچه که برای او در چين روی داده، توصيه می کند که مسافران به اين کشورها بهتر است کامپيوتر يا تلفن موبايل همراه خود نبرند و برای حفظ ارتباطات از موبايل های محلی استفاده کنند.

این روزنامه آمریکایی می نویسد: برخی از شرکت های خصوصی از جمله جنرال الکتريک از هم اکنون برای پيشگيری از سرقت اطلاعاتشان در کشورهای ديگر به کارمندان خود دستور داده اند که به هنگام سفر به برخی از کشورها از جمله چين، حافظه کامپيوترهای خود را خالی کنند و هيچ اطلاعاتی را با خود حمل نکنند.

در پاسخ به سوالات در مورد احتمال استراق سمع يا سرقت اطلاعات در چين همزمان با بازي های المپيک، يک سخنگوی وزارت خارجه اين کشور گفته است: اتهامات در مورد هک کردن کامپيوترهای مسافران و مقامات آمريکايی در چين ساختگی و به شدت گمراه کننده است.

با وجود اين خطرات احتمالی،  بسياری از مقام های ارشد در ادارات دولتی و شرکت های خصوصی به خاطر پرهيز از صدمه خوردن روابط سياسی و تجاری ترجيح می دهند در اين مورد از کشور مشخصی – مثلا چين – نام نبرند.

به گفته يکی از اعضای ارشد در دستگاه های امنيتی آمريکا اين يک معضل قديمی است و هر بار که بحث خطرات احتمالی در دوره بازی های المپيک مطرح می شود مقام های آمريکایی ترجيح می دهند آن را بزرگ نکنند.

وال استریت جورنال می گوید: بخشی از مشکل اين است که ادارات مسئول در آمريکا، مثلا وزارت امور خارجه،  با وجودی که در مورد ساير خطرات رهنمود و دستورالعمل هايی برای مسافران دارند، ولی در مورد خطرات شبکه اينترنت سياست مشخص و رهنمودی ارائه نمی کنند.

وزارت امور خارجه در وب سايت خود به خطرات احتمالی در مورد سرقت اطلاعات کامپيوتری اشاره مختصری دارد.

پل کولتز، از مسئولان سابق شورای امنيت ملی آمريکا که اکنون مشاور امنيت اينترنتی است پيشنهاد می کند که دولت در رهنمودهای خود برای مسافران به خارج بايد برای هر کشور ضريب خطر را مشخص کند و هر سال پرونده عملکرد تک تک کشورها در زمينه خطرات اينترنتی را با اطلاعات جديد کامل کرده و به افکار عمومی ارائه دهد.

ارزيابی های دوره ای و غير علنی اداره امنيت داخل آمريکا از خطرات گوناگون که ماه گذشته تهيه شده است،  در زمينه خطرات در شبکه اطلاعات اينترنتی – کامپيوتری به کشور خاصی اشاره نمی کند. هر چند اين اطلاعات پس از انتشار خبری مبنی بر اينکه در جريان سفر وزير تجارت خارجی آمريکا به چين در ماه دسامبر سال گذشته، احتمالا در کامپيوترهای مقامات محلی آمريکا رخنه شده و اطلاعات سرقت شده است، منتشر شد.

به نوشته این روزنامه، اين گزارش اداره امنيت داخلی آمريکا علنی نشد. سخنگوی اين اداره می گويد: اطلاع رسانی متناسب در اين زمينه کار وزارت امور خارجه است و اداره امنيت داخلی نمی خواهد با علنی کردن ارزيابی های خود بدون اطلاعات و رهنمودهای مشخص، افکار عمومی آمريکا را نگران کند.

Radio Farda © 2008 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:53 توسط حامد پور .قائم مقامی |

رویانا: نخستین گوسفند شبیه سازی شده در ایران

 محققان ايرانی روز دوشنبه اعلام کردند که نخستين «گوسفند شبيه سازی» شده ای که پانزده ماه پيش متولد شده است، با موفقيت درحال رشد و همزيستی طبيعی درگله گوسفندان است.

اين گوسفند نر که رويانا نام دارد، در روز سی ام سپتامبر۲۰۰۶ در شهر اصفهان متولد شده است.

«رويانا»  تنها دو ماه پس از مرگ نخستين حيوان شبيه سازی شده  بدنيا آمد.نخستين حيوان شبيه سازی شده در ايران، که آن هم نيز يک گوسفند بود، تنها دقايقی پس از تولد، جان خود را از دست داد.

 اما رويانا برخلاف گوسفند ديگر، ازعوارض سخت و خطرناک پس از تولد، که بروز آن برای حيوانات شبيه سازی شده امری کاملا طبيعی است، جان سالم بدر برد و اکنون در ايران از او به عنوان يک موفقيت بزرگ علمی تجليل می شود.

اين حرکت علمی، بخشی از تلاش های ايران در راستا به رسميت شناخته شدن به عنوان کشوری با توانمندی های تکنولوژيک در آسيای غربی تا سال ۲۰۲۵ است.

دولت ايران درحالی که با برنامه جنجال برانگيز غنی سازی اورانيوم خود کشورهای غربی را نگران کرده است، همچنين يک برنامه بلند پروازانه فضايی نيز راه اندازی کرده است.

محمد حسين نصر اصفهانی، رييس انستيتوی پژوهشی «رويان» در اصفهان روز دوشنبه به خبرگزاری آسوشيتد پرس گفت:«رويانا يک موفقيت بزرگ علمی است و ما به او افتخار می کنيم. اين گوسفند نتيجه سال ها تلاش سخت در زمينه تحقيقات زيست شناسی سلولی است».

آقای اصفهانی که خود يک زيست شناس است و تيم تحقيقاتی او بر تولد رويانا و ديگر بره  شبيه سازی شده نظارت داشته است، گفت: «انستيتوی پژوهشی رویان تا کنون دست به ۳۰ عدد انتقال موفقيت آميز، درزمينه تحقيقات سلول شناسی انجام داده است، اما تنها دو مورد آن به تولد منتهی شده است».

اعضای تيم سلول شناسی آقای اصفهانی می گويند: «از هر ده مورد شبيه سازی برروی حيوانات، تنها يک تا دو مورد آن می تواند با موفقيت متولد شود».

دانشمندان بريتانيايی در سال ۱۹۹۶ با «دالی»، نخستين گوسفند شبيه سازی شده که شش سال زندگی کرد، در صدر اخبار رسانه بين المللی قرار گرفتند.

اکنون رويانا نيز ايران را به یکی از نخستين کشور در خاورميانه تبديل کرده است، که موفقيت خود درشبيه سازی گوسفند را رسما اعلام می کند. ترکيه نيز در سپتامبر گذشته شبيه سازی نخستين حيوان خود را، که آن نيز يک گوسفند بود، گزارش داد.

اما پيشرفت سريع در تحقيقات سلول شناسی و علم ژنتيک همچنين موجب ايجاد بحث های گسترده درباره مرزهای اخلاقی علم پزشکی شده است.

دانشمندان می گويند کلون يا شبيه سازی (روندی که موجب خلق  يک کپی يکسان از يک گوسفند يا حيوانی ديگر می شود) می تواند موجب پيشرفت در تحقيقات پزشکی شود.


ازجمله می توان از حيوانات کلون شده، برای دستيابی به پادتن يا اصطلاحا «يک آنتی باد» عليه انواع بيماری ها استفاده کرد. آنتی باد ماده ايست که سلول های دفاعی بدن برای مقاومت عليه يک بيماری می سازند.

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، برنامه شبيه سازی ايران موفق شده است حمايت مراجع شيعيه را به خود جلب کند. آنها با شبيه سازی حيوانات موافقت کرده اند، با اينحال  آنها شبيه سازی اعضای بدن انسان را ممنوع اعلام  کرده اند.

برخلاف شيعيان ايران، که اکثريت جمعيت تقريبا هفتاد ميليونی آن کشور را تشکيل می دهند، رهبران روحانی سنی ازجلمه روحانيون عربستان سعودی، انجام هرگونه تحقيقات در علم شبيه سازی را حتی بر روی حيوانات غيرمجاز اعلام کرده اند.

رويانا اخيرا در ميان يک گله چهارصد گوسفندی، در چراگاهی سبز و وسيع در خارج از شهر اصفهان به گردش و تغذيه پرداخت. چوپان و گله گوسفندانش ظاهرا از اينکه تنها در بيست کيلومتری نيروگاه اتمی اصفهان گشت می زنند، نگران نبودند.

عبدالملک نوروزی چوپان گله گفت:«رويانا خيلی قوی است. او برای حفاظت از قلمرو خود می جنگد».

دکتر اصفهانی، گفت: «انستيتوی تحقيقاتی او درحال برنامه ريزی برای انجام آزمايشات و تجربيات بيشتر درعلم ژنتيک و تحقيقات سلول شناسی است».

وی افزود:«ما اکنون مراحل اوليه شبيه سازی يک گاو را طی می کنيم. تعداد شبيه سازی ها برای ما مهم نيست، آنچه که حائز اهميت است يافتن مهارت و تخصص در اين علم است».

دکتر اصفهانی می گويد:«محققان ايرانی هيچگاه تلاش نخواهند کرد تا پروسه شبيه سازی را بر روی انسان پياده کنند زيرا اين کارغير قانونی است».

وی افزود: «چنين امری هم از لحاظ اخلاقی غلط است، و هم طبق قوانين ما غير قانونی بشمار می آيد».

طبق این گزارش، انستيتوی رويان همچنين نقش مهمی در حفظ و نگهداری از سلول های پايه انواع حيواناتی که درمعرض خطر انقراض قرار دارند، را ايفا می کند.

آقای اصفهانی  در اينباره گفت: «دراينجا يک نوع گوسفند وجود دارد که گفته می شود نسل آن رو به منقرض شدن است. ما سلول های پايه اين نوع گوسفند را نگهداری می کنيم تا در صورت لزوم بتوانيم ازآن شبيه سازی کنيم».

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 18:8 توسط حامد پور .قائم مقامی |

الهه، از خوانندگان اصلی برنامه «گلها» درگذشت

بهار غلامحسينی، يکی از خوانندگان قديمی برنامه «گل ها» که با نام مستعار «الهه» به شهرت رسيده بود، بامداد چهارشنبه، بيست و چهارم مرداد ماه بر اثر ابتلا به بيماری سرطان کبد، در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.

الهه کار خود را با خواندن تصنيف هايی از علی اکبر شيدا، عارف قزوينی، درويش خان وعلی نقی وزيری آغاز کرد و با اجرای آثاری از اين دست به شهرت رسيد.

او خوانندگی را نزد عبدالله دوامی و غلامحسين بنان آموخت.

او سپس با کمک ابراهيم سرخوش به راديو رفت. در آغاز صدايش با عنوان خواننده ناشناس از راديو پخش می شد و پس از چندی با نام هنری «الهه» به خوانندگی ادامه داد.

استقبال اساتيد موسيقی و محبوبيت مردمی الهه موجب شد تا نزديک به ۱۵ سال، او به يکی از خوانندگان اصلی برنامه گلها در راديوی ملی ايران بدل شود.

الهه در طول سال های فعاليتش با آهنگسازان سرشناسی همچون پرويز ياحقی، عباس شاپوری ، همايون خرم و بسياری ديگر همکاری کرده است.

او همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ايران، از کشور خارج شد.

الهه در سال های اقامتش در خارج از ايران، فعاليت های پراکنده ای داشت که يکی از مهم ترين آنها، برگزاری کنسرت هايی در اروپا در حمايت از سازمان مجاهدين خلق بود.

اين تور کنسرت، نام الهه را برای نخستين بار در محافل سياسی مطرح کرد و انتقادهای بسياری را برايش به ارمغان آورد، اما او سرانجام با انتشار چندين نامه سرگشاده و مصاحبه هايی، اعلام کرد که عضو شورای ملی مقاومت نيست و به فعاليت های آن دلبستگی ندارد.

او پس از آگاهی از بيماری خود و خطرات اين بيماری، حدود سه ماه پیش به همراه فرزندش به ايران بازگشت و سرانجام در سن ۷۳ سالگی در گذشت. 

از او ترانه های معروفی چون ساقی، میخونه، سازشکسته، نسیم صحرا، آتش به جان شممع، امشب آرزو گم کرده ام و شب آشنایی به جای مانده است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 18:9 توسط حامد پور .قائم مقامی |

بازار پر رونق خرید و فروش اعضای پیوندی

به گزارش سازمان بهداشت جهانی کمبود اعضای بدن اهدایی در کشورهای ثروتمند مردم بیمار این کشورها را روانه کشورهای فقیرتر و مکان های مناسبی چون چین، پاکستان، ترکیه، مصر، کلمبیا و فیلیپین کرده است تا با خرید عضوی از بدن یک فرد دیگر برای خود عمر بیشتری بخرند.

به گزارش خبرگزاری رویترز پاول لی ۵۳ ساله تکنیسین مترو در هنگ کنگ، یک سال و نیم پیش  متوجه شد که سرطان کبد دارد و برای پیوند کبد به بیمارستانی در چین رفت و با پرداخت بیش از ۳۴ هزار دلار و گرفتن کبد یک زندانی اعدام شده، نجات یافت.

به گفته این بیمار سرطانی سابق، این بیمارستان با بسیاری از زندانیان ارتباط دارد.

سازمان بهداشت جهانی تخمین می زند که سالانه ۲۱ هزار پیوند کبد در جهان انجام می شود. اما کارشناسان پزشکی شمار درخواست های پیوند کبد در جهان را دست کم ۹۰ هزار برآورد می کنند.

درخواست برای پیوند کلیه نیز در حال افزایش است و همین به مساله قاچاق اعضای بدن و تشکیل بازار سیاه برای توریست های موسوم به « توریست پیوندی » دامن زده است. توریست های پیوندی برای خرید اعضای بدن از مردمی که راه دیگری برایشان باقی نمانده راهی کشورهای فقیر می شوند.

کسی که در آفریقای جنوبی کلیه اش را بفروشد ۷۰۰ دلار دریافت می کند این رقم در امریکا ۳۰ هزار دلار است. نبود شفافیت و امنیت برای اهدا کنندگان سازمان های بین المللی را برای دست کم نظارت و قانونمند کردن این تجارت وارد میدان کرده است.

به نوشته رویترز روش غیرقانونمند برای دریافت کننده عضو کم دردسرتر است.  پیوند عضو برای شخص اهدا کننده خطراتی دارد.

عمل پیوند عضو ممکن است خطراتی چون خونریزی، عفونت و یا مرگ درپی داشته باشد.

در تجارت پیوند عضو دریافت کننده عضو نگرانی کمتری دارد. به گفته لوک نوئل هماهنگ کننده مراحل کلینیکی سازمان بهداشت جهانی: «ین نوع خرید عضو ارزان تر است و آدم درباره کسی که نمی شناسد هم نگران هم نمی شود. پول را می دهید و کار تمام است.»

زندانیان اعدامی و اعضای پیوندی

چین اخیرا تجارت اعضای بدن انسان را ممنوع اعلام کرده و پیوند عضو برای خارجیان را نیز محدود کرده است و می گوید اول باید نیاز به ۲ میلیون پیوند عضو در چین برطرف شود و بعد به خارجی ها فکر کرد.

سالانه ۲۰ هزار عمل پیوند عضو در چین انجام می گیرد و از این میان سه هزار مورد مربوط به پیوند کبد است که در ۹۵ درصد از کبد اهدا کنندگان مرده استفاده می شود.

چین از استفاده از اعضای زندانیان اعدامی دفاع می کند و می گوید این عمل با اجازه خانواده آنان صورت می گیرد. یک عمل پیوند عضو با استفاده از کبد شخص مرده، در چین ۳۳ هزار دلار خرج  بر می دارد.

لوک نوئل از سازمان بهداشت جهانی به رویترز می گوید :« آنچه که اهمیت دارد شفافیت است. اگر چین سیستم فعلی اش را برای بررسی و تحقیق باز و شفاف گذارد خیلی خوب می شود.»

به گزارش رویترز به غیر از چین، در جنوب شرقی آسیا سالانه کمتر از ۲۰۰ فرد پیش از مرگشان داوطلب اهدا یا فروش کلیه خود می شوند.

«بازار کلیه» در پاکستان

به گفته جعفر نقوی مدیراجرایی سازمان کلیه پاکستان، این کشور که تجارت اعضای بدن در آن  غیرقانونی نیست در حال تبدیل شدن به بازار کلیه است.

آقای نقوی می گوید شمار خارجیانی که برای کلیه جدید به پاکستان سفر می کنند مشخص نیست اما در لاهور به تنهایی ۱۳ مرکز وجود دارد که در سال گذشته ۲۰۰۰ عمل پیوند کلیه را انجام داده اند.

به گفته جعفر نقوی بیماران اغلب از اروپا ، عربستان سعودی و هند هستند و برای کلیه جدید حدود ۸۵۰۰ دلار می پردازند. در حالی که صاحب اصلی کلیه رقمی بین ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار دریافت می کند و معمولا هم پس از جراحی خدمات پزشکی دریافت نمی کند.

در ماه مه، اردیبهشت، پلیس گروهی ۹ نفره را در پاکستان بازداشت کرد که چهار تن از آنان پزشک بودند. این افراد با آدم ربایی و مسموم کردن آنان کلیه آنان را میربودند.

در پاکستان تلاش هایی برای ممنوع اعلام کردن این تجارت انجام شده است اما لابی قدرتمندی از تایید شدن آن توسط دولت جلوگیری می کند.

سازمان بهداشت جهانی می گوید پیوند کلیه بیشترین تعداد را در میان پیوندهای عضو دارد. پس از کلیه ، پیوند کبد ، قلب ،و شش در مکان های بعدی قرار می گیرند.

به نوشته خبرگزاری رویترز برخی کشورهای معروف به منابع اعضای بدن برای پیوند، مثل برزیل هند و مولداوی خرید و فروش اعضای بدن را ممنوع اعلام کرده اند. ایران تنها کشور جهان است که در آن فروش عضو از یک شخص به شخص دیگر برای پیوند قانونی است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:15 توسط حامد پور .قائم مقامی |

معرفی عجایب هفت گانه جدید جهان

شامگاه شنبه طی مراسمی که در استاديوم لايت ليسبون، پايتخت کشور پرتغال برگزار شد، عجايب جديد هفت گانه جهان معرفی شدند.

عجايب هفت گانه جديد، توسط آرای حدود ۱۰۰ ميليون نفر و از طريق تماس تلفنی و اينترنتی انتخاب شده است.

فانوس دريايی اسکندريه، هرم بزرگ جيزه، تنديس رودس، نيايشگاه آرتميس، تنديس زئوس، باغ های معلق بابل، و آرامگاه هاليکارناسوس که سال ها به عنوان عجايب هفت گانه دنيای باستان شناخته می شدند، شامگاه شنبه جای خود را به بناهايی دادند که برای مردم امروز جهان ديگر تنها يک نام نيستند، و بسياری از شهروندان کشورهای مختلف آن ها را از نزديک ديده اند.

در ميان هفتگانه دنيای کهن تنها هرم جيزه است که کماکان بر پای مانده است.

عجايب هفت گانه جديد عبارتند از ديوار بزرگ چين، ساختمان کلسئوم در شهر رم، بنای تاج محل در هند، ويرانه های پترا در اردن، تنديس مسيح رهايی بخش در ريودوژانيروی برزیل، ويرانه های ماچو پيکچو بازمانده از اينکاها در پرو، و شهر باستانی چيچن ايتزا متعلق به تمدن ماياها در مکزيک.

عجايب هفت گانه جديد عبارتند از ديوار بزرگ چين، ساختمان کلسئوم در شهر رم، بنای تاج محل در هند، ويرانه های پترا در اردن، تنديس مسيح رهايی بخش در ريودوژانيروی برزیل، ويرانه های ماچو پيکچو بازمانده از اينکاها در پرو، و شهر باستانی چيچن ايتزا متعلق به تمدن ماياها در مکزيک.

به گزارش رويترز، اجرای مراسم معرفی عجايب هفتگانه جديد، که شامگاه شنبه در ليسبون برگزار شد برعهده دو بازيگر مطرح هاليوود، هيلاری سوانک و بن کينگزلی بود و چهره های سرشناس ديگری همچون جنيفر لوپز خواننده و بازيگر، و نيل آرمسترانگ نخستين فضانوردی که بر کره ماه گام نهاد، و همچنين خوزه سوکراتس نخست وزير پرتغال در آن حضور داشتند.

اين مراسم به صورت مستقيم در ۱۷۰ کشور جهان برای حدود يک ميليارد و ۶۰۰ ميليون نفر پخش شد.

انتخاب هفتگانه جديد، بر اساس ايده برنارد وبر، فيلمساز سوئيسی و از طريق يک نهاد غير دولتی همين کشور انجام شده است.

برای انتخاب اين آثار، در ابتدا ۷۷ محل و اثر تاريخی در نظر گرفته شدند که در دوره های رای گيری مختلف، نخست به ۲۱ نام و در نهايت به هفت اثر ياد شده، تقليل يافتند.

برج ايفل پاريس، مجسمه آزادی نيويورک و بنای آکروپليس يونان از نام هايی هستند که در دور آخر، از روند انتخاب حذف شده اند.

اگرچه اين مراسم و انتخاب های آن از سوی يونسکو به رسميت شناخته نشده، اما از هم اکنون معرفی اين نام ها، با برگزاری جشن و پايکوبی توسط مردم محلی و توريست ها در محل های معرفی شده همراه بوده است.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 17:0 توسط حامد پور .قائم مقامی |

روسیه شرکت ایرانی «تالیا» را می خرد

مانی کسروی (مسکو)

روزنامه  کومرسانت  چاپ مسکو  روز چهارشنبه  خبر داد  که اتحاديه مخابراتی روسی « آلتیمو» سهام يکی از شرکت های مخابراتی ايران را خريداری کرده است.

اتحاديه  مخابراتی روسیه که در ترکيب گروه روسی «آلفا» قرار دارد  از «محمد محمدی» تاجر ايرانی، ۴۹ درصد سهام يک  شرکت مخابرات ايرانی را به مبلغ ۱۱ ميليون دلار خريداری کرده و  متعهد به سرمايه گذاری ۳۰۰ ميليون دلاری در توسعه آن شده است.

«کومرسانت» می گويد که کمپانی خريداری شده توسط آلتيمو، «ايرافون» نام دارد. اما به عقيده راديو «اکو مسکو» چنين کمپانی ای در بانک اطلاعاتی انجمن بين المللی GSM وجود ندارد و به  احتمال بسيار زياد کمپانی خريداری شده  «تاليا» نام  دارد که در بازار موبایل ايران بسيار فعال است.

۵۱ درصد باقی سهام این شرکت، مطابق قوانين ايران متعلق به سرمايه گذاران داخلی است. کومرسانت که خبر اين  معامله محرمانه را منتشر کرده است منبع خود را  فاش  نساخته و تنها به اين نکته اشاره  مي کند که اين خبر از طريق   يکی  از نزديکان ميخائيل  فريدمن، ميلياردر روس و رییس گروه  «آلفا»  به دست اين روزنامه رسيده است.

به  عقيده  اين نشريه، علت  اصلی مخفی نگه داشتن اين معامله و عدم اعلام آن ترس شرکت روسی از تحريم های ایالات  متحده  آمريکا  است.

طبق اطلاعات  «کومرسانت»، معامله با وام بانک صادرات ايران انجام می شود  و از آنجا که  اين  بانک  مظنون به حمايت مالی از حزب الله است، هر سازمانی که با بانک صادرات ارتباط داشته باشد، می تواند مورد تحريم آمريکا قرار گيرد.

به  نوشته  اين  نشريه  چاپ مسکو، به همین دلیل معامله از طريق شعبه ناشناس شرکت مخابرات «اسکای موبایل» قرقيزستان که در ترکيب  اتحاديه  «آلتيمو » قرار دارد انجام گرفته  است.

تاکنون اتحاديه  «آلتيمو» اظهار نظری  در رابطه با خبر منتشر شده  در روزنامه روسی نکرده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 17:2 توسط حامد پور .قائم مقامی |

در مجموع ۶۱ خرگوش به دام افتادند که به مناطق محافظت شده حیات وحش منتقل شدند

خرگوش های مزاحم در فرودگاه میلان

حضور تعداد زیادی خرگوش وحشی در فرودگاه لینیت میلان، باعث شد که که مسئولان فرودگاه روز یکشنبه ۱۷ ژوئن پرواز هواپیماها را به مدت سه ساعت به تاخیر بیاندازند.

مقامات فرودگاه لینت در میلان در شمال ایتالیا اعلام کردند که حضور خرگوش های وحشی در باند و نقاط دیگر فرودگاه، بلند شدن هواپیماها را دشوار و سیستم رادار فرودگاه را مختل کرد.

به گزارش آسوشیتدپرس، روز یکشنبه گذشته ماموران و داوطلبان در فرودگاه لینت بسیج شدند تا خرگوش ها را بگیرند و از محل فرودگاه دور کنند. معمولا ماموران فرودگاه دو بار در سال، دست به چنین کاری می زنند تا جمعیت خرگوش ها تحت کنترل باقی بماند.

«نیکلتا آنجیونی»، سخنگوی شرکت سی— SEA ، شرکتی که فرودگاه های میلان را اداره می کند می گوید خرگوش های وحشی همیشه در فرودگاه حضور داشتند. او می افزاید: «مشکل اصلی در حال حاضر تعداد زیاد آنها است چرا که برای سیستم رادار فرودگاه ایجاد مشکل می کند.»

دویست داوطلب، با حرکت دست و سوت زدن، خرگوش ها را از سوراخ خود خارج کردند و در تور گذاشتند. در مجموع ۶۱ خرگوش به دام افتادند که به مناطق محافظت شده حیات وحش منتقل شدند.

در این عملیات از چهار کیلومتر تور استفاده شده است. در جریان این «عملیات» فرودگاه از ساعت پنج تا هشت صبح به وقت ایتالیا بسته ماند.

در سال های گذشته این عملیات در طول شب صورت می گرفت، ولی امسال برای به دام انداختن تعداد بیشتری خرگوش عملیات در صبح انجام شد!

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:57 توسط حامد پور .قائم مقامی |

بيانيه اخير جمعی از زبان شناسان، ادبا و استادان سرشناس و معتبر ايرانی درباره تشديد آشفتگی رسم الخط فارسی از پر رنگ تر شدن نگرانی هايی خبر می دهد که در سه دهه اخير در محافل فرهنگی ايران مطرح بوده است.

«خط فارسی را دريابيد»

فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)

بيانيه اخير جمعی از زبان شناسان، ادبا و استادان سرشناس و معتبر ايرانی درباره تشديد آشفتگی رسم الخط فارسی در نوع خود در تاريخ آکادميک ايران بی سابقه است و از پر رنگ تر شدن نگرانی هايی خبر می دهد که در سه دهه اخير در محافل فرهنگی ايران مطرح بوده است.

چهره هايی چون محمدرضا شفيعی کدکنی، مظاهر مصفا، علی محمد حق شناس، محمود انوار، علی شيخ الاسلامی، اسماعيل حاکمی و... در اين بيانيه با اشاره به نمودارهايی چون «روی آوردن بسياری از کاربران کامپيوتر و فن آوري های نوين به الفبای انگليسی» و «بهره گيری ميليون ها مشترک تلفن های همراه از خط بيگانه در ميليون ها پيام کوتاهی که روزانه ارسال مي کنند»، بر آنند که «متخصصان ما» به دلايلی چون «تحولات گسترده و شتابان در عرصه فن آوری» نتوانسته اند « در زمينه تطابق بخشيدن خط فارسی با فن آوری های نوين چاره انديشی کرده  و تدبيری جامع بينديشند.»

امضاء کنندگان بيانيه با تاکيد بر «نگرانی اصحاب فرهنگ و دوستداران خط فارسی» از « اهل فرهنگ، استادان و محققان زبان و ادب فارسی، متخصصان فن آوری های نوين، رسانه های گروهی، وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات، فرهنگستان زبان فارسی، شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی» خواسته اند که «اين مشکل را جدی و اساسی تلقی کرده و برای دوام و بقای ملت و فرهنگ ايران برای حل آن اقدام کنند.»

در کشورهای پيشرفته که ارتقاء فرهنگی بخش مهمی از سرمايه گذاری جامعه را به خود اختصاص می دهد، نهادهايی برخوردار از اعتبار و مرجعيت علمی برای خط  يا خط های رايج در جامعه آيين نگارش تدوين کرده و اغلب مولفان، ناشران، رسانه ها و توليد کنندگان کتاب های آموزشی رسم الخط يکسان و يک دست معيار را رعايت می کنند.

اين نهادها هر از چندی دشواری های نو را بررسی کرده و رسم الخط را با تحولات تکنولوژی و دست آوردهای پژوهشی هماهنگ می کنند.

در چند دهه اخير که کامپيوترهای خانگی امکانات بی شماری را به ارمغان آورده اند، تدوين آيين نگارش برای خط و به کارگيری رسم الخط واحدی که با ذات زبان و خط و امکانات رايانه ها هماهنگی بيشتری داشته باشد به ضرورتی مبرم بدل شده است.

رسم الخط يکسان و منطبق با دست آوردهای علمی و زبان نه فقط نگارش را از آشفتگی و خواننده را از سر درگمی نجات می دهد، بلکه در تسهيل سواد آموزی و بهره گيری از امکانات تکنولوژی نيز نقش مهمی ايفاء می کند.

ناهماهنگی خط و زبان

ايرانيان به فارسی سخن می گويند و با الفبای عربی می نويسند. به رغم ناهماهنگی های بسيار بين زبان فارسی با ريشه هند و اروپايی و خط عربی با ريشه سامی، ايرانيان با ابداعاتی چون افزودن چهار حرف ژ، پ، گ، و چ بر دشواری های برآمده از ناهماهنگی خط و زبان فائق آمدند و خط عربی را در زبان فارسی جذب کردند.

با اين همه مشکلاتی چون حروفی که درعربی متفاوت و متمايز اداء می شوند و در زبان فارسی يکسان، مانند ض، ز، ظ ، س، ص، ث و...، نمايش حروف صدا دار به صورت علامت هايی در بالا و پايين خط پايه که به حذف آنها در نوشتار منجر شد و حذف برخی اجزاء الفبا چون کسره اضافه در نوشتار، سواد آموزی و قرائت و فهم درست برخی متون را به امری دشوار بدل می کند.

تحولات دوران مشروطه از جمله صنعت چاپ و نشر کتاب برای بازار، افزايش با سوادان، انتشار روزنامه و... توجه متفکران متجدد را به دشواری های خط فارسی جلب کرد.

چون ديگر زمينه ها سه گرايش سنتی، افراطی و تلفيق گرا سه پيشنهاد متفاوت مطرح کردند.

سنتی ها با هر نوع اصلاح و دگرگونی خط مخالف بودند. افراطی ها طرح تغيير خط به لاتين  و تلفيقی ها ضرورت اصلاح خط و تدوين آيين نگارش يک دست را مطرح کردند.

در دهه های بعدی، صنعت نشر به دليل افزايش کمی و کيفی کتاب های درسی، رشد کمی و کيفی مطبوعات و افزايش تعداد مولفان رشد و توسعه بيشتری يافت اما هيچ مرجع پذيرفته شده و معتبری برای تدوين رسم الخط فارسی پديد نيامد  و ناشران، مطبوعات و مولفان، بر مبنای دانش، برداشت ها و سليقه های خود، رسم الخط های متفاوت و گاه ناهمگونی را به کار می گرفتند.

کار به جايی رسيد که حتی کتاب های درسی و دانشگاهی با رسم الخط های متفاوت منتشر می شدند.

در دهه های ۴۰ و ۵۰، برخی ناشران معتبر بخش خصوصی چون فرانکلين، خوارزمی و امير کبير، برخی سازمان های دولتی چون نهادی که انتشار کتاب های درسی را بر عهده داشت و برخی نشريات چون خوشه با سردبيری احمد شاملو و روزنامه آيندگان برای  نگارش خط فارسی آيين ها و رسم الخط هايی تدوين و اجرا کردند.

اما به دلايل گوناگون، از جمله غيبت نهادی که اعتبار علمی آن مرجعيت آن را تضمين کند، بی اعتباری فرهنگستان دوم ، روان شناسی غالب بر جامعه ايرانی  و.. رسم الخطی واحد و يک دست پديد نيامد.

در اين دو دهه که تحقيق درباره شيوه های علمی سواد آموزی گسترش يافته بود، بحث درباره پيوسته نويسی و جدا نويسی به بحث های پر باری دامن زد.

در سه دهه گذشته، بسياری از مولفان، ناشران و مطبوعات رسم الخط مرکز نشر دانشگاهی را پذيرفتند، اما دلايل گوناگون از جمله کاستی های اين رسم الخط، بی توجهی برخی ناشران بازاری و نهادهای دولتی نشر کتاب های درسی به آيين نگارش خط فارسی و برخی مشخصه های روان شناسی غالب بر جامعه ايرانی مانع از آن شدند که رسم الخطی واحد و يک دست در جامعه ايرانی رواج يايد. 

تحقق خواست هايی که در بيانيه اخير استادان و ادبای ايرانی مطرح شده است اما بيش از هر چيز به تاسيس نهادی مستقل مشروط است که  با بهره مندی از پذيرش، مرجعيت و مقبوليت در ميان اهل فرهنگ و مردم از حمايت های دولتی نيز برخوردار باشد.

خط فارسی و برنامه های کامپيوتری

در چند دهه اخير که کامپيوترهای خانگی امکانات بی شماری را به ارمغان آورده اند، تدوين آيين نگارش برای خط و به کارگيری رسم الخط واحدی که با ذات زبان و خط و امکانات رايانه ها هماهنگی بيشتری داشته باشد به ضرورتی مبرم بدل شده است.

برخی کشورها چون چين، ژاپن و کره جنوبی، به رغم مشکلات بسيار برآمده از شکل و ساختار خط خود، با تدوين رسم الخط واحدی که با زبان، خط، دست آوردهای نو در امر سواد آموزی و فن آوری های نوين هماهنگ است، گام مهمی در ارتقاء فرهنگی جامعه برداشتند.

در ايران که شيوه نگارش خط به سليقه ها و برداشت های مولفان، ناشران، مطبوعات و برنامه نويسان کامپيوتری واگذار شده است و هيچ نهاد فرهنگی معتبری از مرجعيت علمی جامع برخوردار نيست، فن آوری های نوين آشفتگی های پيشين خط را تشديد کرده اند.

در دو دهه گذشته « شورای بازنگری و اصلاح خط فارسی» به ابتکار سردبير مجله آدينه و بر اساس پيشنهادهای ايرج کابلی با حضور نويسندگانی چون احمد شاملو، هوشنگ گلشيری، زبان شناسانی چون محمد رضا باطنی، علی محمد حق شناس و متخصصان برنامه نويسی کامپيوتری چون دکتر صنعتی تشکيل و برخی مصوبات آن در مجله آدينه و کتاب های احمد شاملو چاپ و اجرا شد. 

فرهنگستان زبان فارسی در چند جلسه با يکی دو تن از اعضای شورا برخی پيشنهادهای شورا چون لزوم نوشتن کسره اضافه را پذيرفت.

با گذشت چند سال، برخی پيشنهادهای ايرج کابلی و شورای بازنگری و اصلاح رسم الخط فارسی رايج و برخی ديگر به دليل دوری از پسند و هنجارها، افراط، ناهماهنگی با زبان  و مشکلات عملی و منطقی فراموش شدند.

در دهه اخير با رواج تلفن های همراه و کامپيوتر، گسترش وبلاگ ها  و وبسايت های فارسی و بر بستر عواملی چون بی توجهی به ويراستاری، نثر، زبان و خط فارسی، غيبت نهادی معتبر و برخوردار از مرجعيت و نفوذ معنوی در ميان اهل فرهنگ، بی توجهی دولت به زبان و خط فارسی و... آشفتگی زبان و خط چندان تشديد شد که واکنش جمعی برخی استادان، زبان شناسان و ادبای ايرانی را بر انگيخت.

تحقق خواست هايی که در بيانيه اخير استادان و ادبای ايرانی مطرح شده است اما بيش از هر چيز به تاسيس نهادی مستقل مشروط است که  با بهره مندی از پذيرش، مرجعيت و مقبوليت در ميان اهل فرهنگ و مردم از حمايت های دولتی نيز برخوردار باشد.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 18:32 توسط حامد پور .قائم مقامی |

جف هوبر، معاون بخش مهندسی گوگل در مصاحبه ای گفته است: وب فوق العاده است ولی اين ابزار در زمانی که وسيله ارتباطی با آن وجود ندارد خيلی کارايی ندارد.

گام بزرگ گوگل برای اینترنت بدون ارتباط

شرکت عظيم اينترنتی گوگل، روز چهارشنبه اعلام کرد نرم افزاری تهيه کرده که با استفاده از آن می توان هم به صورت آنلاين و هم آفلاين به دنيای وب دسترسی پيدا کرد.

اين ابداع که تحولی اساسی در دنيای اينترنت به شمار می رود کاربران را قادر می سازد تا در هواپيما، قطار، ارتباطات ضعيف و حتی در مناطق دور افتاده صفحات اينترنت را جستجو کنند.

فن آوری جديد با نام «Google Gears» شناخته می شود و به کاربران رايانه، تلفن و ساير وسايل ارتباطی اجازه می دهد تا از خدمات اينترنتی از قبيل ای ميل، تقويم الکترونيکی يا خبر خوانی چه در حالت آنلاين، ارتباط ضعيف و يا آفلاين بهره مند شوند.

گوگل با زدن پلی بين فن آوری جديد خود و نرم افزار قبلی اش «گوگل دسکتاپ»، که تمام تغييرات داده ها را در رايانه کاربران ذخيره می کند، در حال سوق دادن وب در فضای فعال جديد و ايجاد چالش برای رقبايی چون مايکروسافت است که در عصر نرم افزار دسکتاپ پيشرو محسوب می شود.

جف هوبر، معاون بخش مهندسی گوگل در مصاحبه ای گفته است که وب فوق العاده است ولی اين ابزار در زمانی که وسيله ارتباطی با آن وجود ندارد خيلی کارايی ندارد.

بر اساس برنامه ريزی شرکت گوگل، نرم افزار ياد شده به صورت رايگان و به عنوان « کد باز» عرضه خواهد شد که اين اقدام به مفهوم استفاده ديگر شرکت ها برای استفاده و ارتقاء آن در محصولات خودشان است.

بر اساس برنامه ريزی شرکت گوگل، نرم افزار ياد شده به صورت رايگان و به عنوان « کد باز» عرضه خواهد شد که اين اقدام به مفهوم استفاده ديگر شرکت ها برای استفاده و ارتقاء آن در محصولات خودشان است.

مسئولان گوگل وعده داده اند تا استفاده از امتيازات محصولات و خدمات گوگل را همراه با هزاران نرم افزار مستقل ديگر را از طريق فراهم کردن دسترسی به آنها گسترش دهند.

به گفته هوبر، اين فن آوری همچنين به ديگران اجازه خواهد داد تا جستجوی اينترنتی و و مرتب کردن صفحات وب را در نرم افزارهای کاربردی خود ايجاد کنند.

پس از آنکه ارتباط اينترنتی برقرار و اطلاعات داونلود شد بسياری از اين محصولات قادر خواهند بود تا در حالت آفلاين اقدام به جستجوی داده ها کنند.

آنچنان که اين شرکت می گويد، کار ويژه های جستجوی کامل در سايت گوگل با يک بار اتصال کاربر به اينترنت امکان پذير خواهد شود.

شرکت ادوب می گويد شرکای اوليه که از اين نرم افزار در محصولات خود استفاده می کنند از جمله نرم افزار طراحی به رهبری سيستم های ادوب، سازنده انيميشن فلش و نرم افزار آکروبات همراه با ابزارهای جديد آپولو هم به صورت آنلاين و هم آفلاين با نرم افزار جديد گوگل کار می کنند.

ساير بخش هايی که در اين زمينه با گوگل کار می کنند شرکت نرم افزاری اپرا، سازنده جستجوگر محبوب اينترنتی در تلفن های همراه و موزيلا، بزرگترين جايگزين برای جستجوگر اينترنتی مايکروسافت، هستند.

يک تحليلگر اينترنتی می گويد که « اکنون دنيای وب بسيار خوب شده است و دلايل کمتری وجود دارد که نرم افزارهايی ساخته شود که فقط در دسکتاپ رايانه ها قابليت اجرايی پيدا می کنند.»

آقای هوبر نيز آن را «يک گام بزرگ» است توصیف می کند.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 18:31 توسط حامد پور .قائم مقامی |

تلفن های همراه جدید به ما می گويند که چه جهتی را برای رفتن به نزديکترين کتاب فروشی يا کافه را می توانيم انتخاب کنيم.

مکان یاب جدید: تلفن همراه

 تلفن های همراه جدید به ما می گويند که چه جهتی را برای رفتن به نزديکترين کتاب فروشی يا کافه را می توانيم انتخاب کنيم، بدون آنکه لازم باشد از کسی آدرس بپرسيم.

به گزارش رويترز، شرکت ها در حال توسعه تکنولوژی جديدی برای تلفن های همراه هستند که پيش از اين فقط کارکنان اورژانس از آن استفاده می کردند.

به کمک اين تکنولوژی مردم می توانند راه خود را در شهری که با آن آشنا نیستند پيدا کنند، با دوستان خود ملاقات کنند و يا مسير رفتن به رستوران را بیابند.

«ميلتون ويليامز» از استفاده کنندگان جديد اين تکنولوژی که شغل او نصب دستگاه های تهويه هوا است می گويد ديگر برای رفتن به خانه مشتری ها از نقشه های قديمی خود استفاده نمی کند بلکه از سيستم جهت ياب تلفن همراه خود استفاده می کند.

او می گويد مهمترين چيز وقت است و اين سيستم به وی کمک شايانی برای صرفه جويی در وقت می کند.

«راجر ديزل» يکی ديگر از استفاده کنندگان اين سيستم جديد می گويد ديگر وقتی خارج از شهرهستم  نگران یافتن آدرس نیستم.

 به گفته او، فقط کافی است که آدرس را وارد تلفن کنیم و خد تلفن می گويد که به کجا بايد رفت.

او می گويد البته اين سيستم هميشه در صرفه جويی وقت کمک نمی کند چرا که تمامی راه هایی را که به يک مقصد ختم می شود، نمی داند ولی هميشه راه درست را پيش پای من می گذارد، حتی اگر کوتاه ترين راه نباشد.

شرکت هايی مانند «ورايزون»، «اسپرينت» و «والت دسينی» سيستمی در اختيار مشتريان می گذارند که بتوانند مکان فرزندانشان را مشخص کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 15:55 توسط حامد پور .قائم مقامی |

فيلم انيمیشن پرسپوليس بر مبنای کتاب «پرسپوليس»، ساخته شده است

ساتراپی: پرسپوليس خواهان صلح و عشق است

مرجان ساتراپی روز چهارشنبه دوم خرداد در واکنش به اعتراض معاونت سينمايی وزارت ارشاد اسلامی به گنجاندن فيلم انيمیشن پرسپوليس در بخش مسابقه فستيوال کن در فرانسه و همزمان با نمایش این فیلم  گفت  پرسپولیس  «خواهان صلح و عشق» است.

مرجان ساتراپی درباره فيلم پرسپوليس به خبرگزاری فرانسه گفت:«اين فيلم داستانی درباره زندگی است. فيلمی که خواهان عشق و صلح است. بعد از اين که شما فيلم را ببينيد ديگرتمايلی به جنگ و انقلاب نخواهيد داشت».

مرجان ساتراپی می گوید بعد از اين که شما پرسپولیس را ببينيد ديگرتمايلی به جنگ و انقلاب نخواهيد داشت

«پرسپولیس» روز چهارشنبه در بخش نمايش ويژه برای دست اندرکاران مطبوعات به روی پرده رفت که با کف زدن های بسيار مورد تشويق قرار گرفت. 

پیشتر، معاونت سينمايی وزارت ارشاد اسلامی ايران روز يکشنبه به نمايش «پرسپوليس» در فستيوال  کن اعتراض کرد. در بيانيه اين وزارت خانه آمده است: «مديريت امور بين الملل بنياد سينمايی فارابی که مسئوليت حمايت از بين الملل سينمای ايران را عهده دار است، يک ماه پيش، پس از اطلاع از انتخاب فيلم انيميشن «پرسپوليس» در جشنواره فيلم کن ، مراتب اعتراض شديد مديريت سينمای کشور در خصوص انتخاب و نمايش اين فيلم در جشنواره مذکور را به صورت کتبی با امضای مديرعامل بنياد سينمايی فارابی به رايزن فرهنگی دولت فرانسه در ايران منعکس نموده است».

در همین زمینه، مديرعامل مديرعامل بنياد سينمايی فارابی  در بخشی از اعتراض به به تصميم فستيوال کن مبنی بر انتخاب «پرسپوليس»در بخش مسابقه، آن را« اقدامی غير متعارف و نامتناسب و برخلاف شعار آزادنگری و آزادانديشی» دانسته بود.

خانم ساتراپی در واکنش به اظهارات مقام های رسمی ايران عليه «پرسپوليس» گفت پرسپوليس يک فيلم سياسی نيست، بلکه فيلمی جهانی است و روايت هايی را بيان می کند که هر روز در نقطه ای از دنيا اتفاق می افتد.

مرجان ساتراپی، نويسنده مقيم پاريس، پنج سال پيش يا انتشار اولين کتاب کميک استريپ «پرسپوليس» که در واقع بيوگرافی  تصويری نويسنده است، به شهرت جهانی رسيد.

فيلم انيمشن پرسپوليس بر مبنای کتاب «پرسپوليس»، ساخته شده است. داستان  از دوران بچگی نويسنده که متولد شهر رشت است شروع می شود. در بخش های نخستين کتاب، داستان انقلاب و تغييرات سياسی و اجتماعی ناشی از آن و جنگ هشت ساله ايران و عراق، از ديدگاه «مرجان کودک» بازگو می شود.

خانم ساتراپی درباره «پرسپوليس» با اشاره به اين نکته که تندترين واکنش ها به فيلم پرسپوليس  نه از طرف پاسداران انقلاب که از طرف او مطرح شده، گفت:« فيلم درباره صادق بودن با خود است، درباره انسانيت است».

نویسنده و کارگردان پرسپولیس گفته است که قصد ندارد که به سرزمین که به آن عشق می ورزد سفر کند چرا که بر ایران قانون حکومت نمی کند.

از ديگر کتاب های مرجان ستراپی می توان به «گلدوزی ها» اشاره کرد که نويسنده به موضوعاتی که در ايران «تابو» هستند، پرداخته است.

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 21:47 توسط حامد پور .قائم مقامی |

پرسپوليس که در فرانسه ساخته شده در واقع بيوگرافی تصويری نويسنده است.

اعتراض ایران به نمایش فیلم «پرسپولیس» در کن

ايران با فرستادن نامه ای به سفارت فرانسه در تهران، به نمايش فيلم انيميشن «پرسپوليس» ساخته مرجان ساتراپی در فستيوال کن اعتراض کرد.

مدير امور بين الملل بنياد سينمايی فارابی که نهادی دولتی است، درباره نمايش فيلم پرسپوليس در جشنواره کن، اعلام کرد که «اعتراض اين بنياد به نمايندگی از سينمای ايران نسبت به اين فيلم به رايزن فرهنگی فرانسه در ايران ارايه شده است.»

به  گزارش ايسنا، بنياد سينمايی فارابی در مورد فيلم پرسپوليس خطاب به برگزارکنندگان فستيوال کن نوشته است که « آيا معنای فيلم های مستقل و استقلال در ادبيات جشنواره کن توهين به ارزش ها، آرمان ها و مقدسات مردم کشوری ديگر است؟»

اين بنياد از برگزارکنندگان فستيوال کن می خواهد به جای پرسپوليس فيلم های سينمای ايران را که به «نجابت سالمی و انسانی بودن معروف هستند» انتخاب کند.

به گزارش آسوشيتدپرس، اين فيلم در روز چهارشنبه در کن به نمايش در می آيد و برای نخل طلا با فيلم های ديگر حاضر در اين جشنواره رقابت می کند.

پرسپوليس  که در فرانسه ساخته شده در واقع بيوگرافی  تصويری نويسنده آن است، که کتاب کميک استريپ آن پنج سال پيش منتشر شد و برای نويسنده آن شهرت جهانی به ارمغان آورد.

تمامی طرح های «پرسپوليس» سياه و سفيد هستند. داستان  از دوران بچگی نويسنده که متولد شهر رشت است شروع می شود. در بخش های نخستين کتاب، داستان انقلاب و تغييرات سياسی و اجتماعی ناشی از آن و جنگ هشت ساله ايران و عراق  از ديدگاه «مرجان کودک» بازگو می شود.

در اين کتاب ها، زندگی در غربت و درس خواندن در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران، ترسيم شده است.
چند تن از ستارگان سينمای فرانسه از جمله هنرپيشه معروف و قديمی «کاترين دونو» در صداگذاری فيلم سينمايی «پرسپوليس» شرکت داشتند.

کاترين دونو می گويد که از هواداران کتاب های خانم ساتراپی است و در گفت و گويی با مجله فرانسوی «سيتيزن ک» می گويد: «مرجان ساتراپی احتمالا محبوبترين نويسنده کتاب های تخيلی من است.»

کتاب پرسپوليس به زبان های متعددی از جمله اسپانيولی و انگليسی ترجمه شده است.

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 21:45 توسط حامد پور .قائم مقامی |

آرنولد در پوستر دومین ترمیناتور

«ترميناتور ۴» بدون آرنولد شوراتزنگر

هرمز فرهمندی

«ترميناتور» (نابودگر) بار ديگر به روی پرده سينما خواهد رفت اما اين بار بدون آرنولد شوارتزنگر . 

سايت E!Online گزارش داد که کمپانی هالسيون حق ساخت اين فيلم اکشن را خريده است و اکنون در صدد ساختن ۳ فيلم دنباله دار از آن است.

«ترميناتور ۴» با فيلمنامه جان برانکاتو و مايکل فريز به عنوان نخستين بخش از اين تريلوژی حداکثر در سال ۲۰۰۹ به نمايش گذاشته خواهد شد.

موريتز بورمن که پيش از اين مجری توليد «ترميناتور ۳ – قيام ماشين ها» (۲۰۰۳) بود؛ توليد نمايش نبرد ماشين های «ترميناتور ۴» را نيز بر عهده خواهد گرفت.

کارگردان و نقش اصلی «ترميناتور ۴» هنوز مشخص نشده است. همچنين مذاکرات مربوط به اين فيلم هم قرار است فاش نشود.

تنها مورد روشن اين است که آرنولد شوارتزنگر، بازيگری که اکنون شهردار معروف کاليفرنيا است؛ نمی تواند در نقش مشهور خود، انسان مصنوعی، بازی کند. سخنگوی شهردار اعلام کرد که در قانون نيامده است سياستمداران از حضور در صحنه سينما منع هستند اما اين فيلم  مورد توجه شوارتزنگر نيست.

بورمن معتقد است عدم حضور اين بازيگرِ سياستمدار در فيلم، تهيه کنندگان سری جديد ترميناتور را نااميد نکرده است. آن ها بنای موفقيت خود را بر «هواداران بسيار اين فيلم در سراسر جهان» گذاشته اند و به حمايت اين وفاداران اطمينان دارند.

«ترميناتور» نخستين بار در سال ۱۹۸۴ بر پرده سينما ظاهر شد و جيمز کامرون آن را ساخت. با اين فيلم کامرون و آرنولد شوارتزنگر، که در طول فيلم تنها ۷۲ کلمه صحبت کرد؛ به شهرت جهانی دست يافتند. توليد اين فيلم تخيلی  ميليون و ۴۰۰ هزار دلار خرج برداشت. 

جيمز کامرون در سال ۱۹۹۱ بار ديگر کارگردانی «ترميناتور ۲ – روز داوری» را به عهده گرفت و اين بار نيز شوارتزنگر در آن بازی کرد. هزينه ساخت اين فيلم صد ميليون دلار بود و جوايز اسکار بهترين صدا، بهترين مونتاژ جلوه های صدا، بهترين جلوه های تصويری و  بهترين گريم را از آن خود کرد.

بخش سوم اين فيلم با نام «ترميناتور ۳ – قيام ماشين ها» را در سال ۲۰۰۳ جاناتان موستو ساخت که حدود ۱۷۰ ميليون دلار خرج برداشت. 

موستو در اين فيلم ايده های شخصی خود را به کار برد اما صحنه های کليدی فيلم های قبلی جيمز کامرون را کپی کرد.

به جز شوارتزنگر و ايرل بون، که در نقش کوتاه دکتر سيلبرمن در اين فيلم بازی داشت؛ بقيه بازيگران «ترميناتور ۳» هيچ کدام در دو فيلم نخست حضور نداشتند. اين فيلم موفقيت دو قسمت قبلی را کسب نکرد. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:12 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin