تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
هدا نونو نخستین سفیر زن یهودی امیرنشین بحرین در ایالات متحده. (عکس: AFP)

«به خاطر یهودی بودن، مورد تبعیض نیستم»

میترا فرهمند (اسراییل)

نخستین سفیر زن امیرنشین بحرین در ایالات متحده، که یک بانوی یهودی از میان ۳۶ نفر یهودی باقیمانده در بحرین است، می‌گوید که به خاطر یهودی بودن خود مورد بی‌اعتنایی سفیران کشورهای عربی قرار ندارد و توانسته است با سفیران کشورهای عربی مناسباتی قوی را پایه‌ریزی کند.

 هدا نونو که خود را «ابتدا یک بحرینی وفادار به امیرنشین بحرین و بعداً یهودی» توصیف می‌کند، همچنین می‌گوید افرادی نیز ازهیئت نمایندگی دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران و هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل  با وی دیدار کرده، و همچنین سفیرسوریه در واشینگتن با او دوستی نزدیکی برقرارکرده است.

خانم هدا نونو می‌گوید، درنخستین هفته‌های کار خود درواشینگتن، محافل دیپلماتیک «هنگام روبه‌رو شدن با او ابرو بالا می‌انداختند و بسیاری انگشت به دهان مانده بودند که چگونه امیر بحرین یک زن یهودی را به عنوان سفیربحرین درآمریکا انتخاب کرده است».

خانم نونو می‌گوید: «اما اکنون وی از توجه و اعتماد بسیاری در میان همتایان خود، حتی ازکشورهای عربی مخالف اسرائیل برخوردار شده است».

 هدا نونو که خود را «ابتدا یک بحرینی وفادار به امیرنشین بحرین و بعداً یهودی» توصیف می‌کند، همچنین می‌گوید افرادی نیز ازهیئت نمایندگی دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران و هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل  با وی دیدار کرده، و همچنین سفیرسوریه در واشینگتن با او دوستی نزدیکی برقرارکرده است.

خانم هدا نونو در مصاحبه با نشریه ویژه یهودیان بریتانیا، همچنین گفته است که «سفیران عربستان و کویت، بهترین دوستان وی در آمریکا هستند، و به خاطر یهودی بودن مورد تبعیض آنان قرارنگرفته است».

او اضافه کرده است که «سفیر عراق در واشینگتن نیز علاقه‌مندی زیادی به ریشه‌های یهودی خانواده‌اش دربحرین نشان داده است».

یهودیان بحرین؛ جامعه‌ای کم شمار

خاستگاه خاندان نونو، به یهودیان عراقی باز می‌گردد. اکثر یهودیان بحرین، در قرن نوزدهم از عراق و ایران به این سرزمین رسیدند و درآنجا به مقام و موقعیت خوبی دست یافتند به گونه‌ای که بعد از استقلال بحرین، به خاندان امیر بحرین نزدیک شدند.

هنگامی که در دهه‌های چهل و پنجاه میلادی، یهودیان درعراق مورد اذیت و آزارهای زیادی قرارگرفتند، بسیاری از یهودیان عراقی به سوی کشورهای دیگر رفتند.

بسیاری دیگر از یهودیان عراقی راهی ایران شدند و از طریق ایران به کشورهای دیگر و اسرائیل رفتند اما شماری از آنها نیز تا زمان انقلاب اسلامی، در ایران باقی ماندند.

تا دهه‌های اول قرن بیستم ۱۵۰۰ یهودی در بحرین زندگی می‌کردند. این شمار قبل ازاستقلال اسرائیل درسال ۱۹۴۸، به ۷۰۰ نفر کاهش یافت ولی با شعله‌ورشدن خصومت اعراب علیه موجودیت اسرائیل، یهودیان، امیرنشین‌ها به سوی غرب روان شدند، و اکنون رسماً تنها ۳۶ یهودی در بحرین باقی مانده‌اند.

با این هنوز جوامع یهودی کوچکتر از جامعه یهودیان بحرین وجود دارند. در عراق هشت نفر یهودی و در افغانستان تنها یک مرد یهودی باقی مانده‌اند.

در کشور مراکش، شماری از مقامات ارشد یهودی هستند و یهودیان که سابقه چند صد ساله زندگی در مراکش را دارند، هنوز جامعه‌ای نسبتاً بزرگ محسوب می‌شوند.

یهودیان باقیمانده در بحرین تنها ۳۶ نفر و اعضای هفت خانواده هستند، که از ثروتمندان کلان فعال در امور بانکی هستند. اما به دلیل مخالفت‌های زیاد در جوامع عربی با اسرائیل، یهودی بودن خود را برجسته نمی‌کنند.

جمعیت بحرین به زحمت به ۷۰۰ هزار نفر می‌رسد. یهودیان در بحرین یک کنیسه و یک آرامگاه خاص خود را دارند که البته چند بار این قبرستان مورد تعرض افراطیون اسلامی قرار گرفته است.

راهی برای برقراری مناسبات با اسرائیل؟

خانم هدا نونو، ماه مه  سال ۲۰۰۸ از سوی شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، امیر بحرین به مقام سفارت درآمریکا منصوب شد. خانم نونو، نخستین زن یهودی غیراسرائیلی در جهان عرب و اسلامی است، که به مقام سفارت می‌رسد.

وی نخستین زن یهودی در بحرین بود که به عضویت مجلس سنا رسید. او و یک بانوی مسیحی بحرینی در شمار یازده زنی بودند که به کرسی انتصابی این مجلس دست یافتند.

پسرعموی خانم نونو، آقای ابراهیم نونو نیز دردوره پیشین، چهارسال، عضو این مجلس بود. خانم نونو به کار بازرگانی اشتغال داشت و به تناوب در لندن و بحرین زندگی می‌کرد.

او در حالی از سوی امیر بحرین به سفارت منصوب شد که ریاست نخستین سازمان دفاع ازحقوق بشر بحرین را برعهده داشت و برای تقویت دموکراسی در بحرین، موارد پایمال شدن حقوق انسانی در کشورش را دنبال می‌کرد.

هنگامی که خانم نونو به سفارت کشورش در آمریکا منصوب شد، رسانه‌های منطقه نوشتند، امیربحرین احتمالاً در جستجوی هموار کردن راه برای برقراری مناسبات با اسرائیل است.

بحرین با اسرائیل مناسبات ندارد اما همواره تماس‌هایی برقرار بوده است. نخستین هیئت دیپلماتیک اسرائیل رسماً سال ۱۹۶۹ از بحرین دیدارکرد. بحرین در سال ۲۰۰۶ با امضای پیمان جدید تجاری با آمریکا، تحریم اسرائیل را لغوکرد.

امیر بحرین ماه اوت امسال بعد ازدیدار با یهودیان پیشین بحرینی در لندن، از یهودیان کشورش و دیگر امیرنشین‌ها خواست به این منطقه بازگردند، و گفت که هر اسرائیلی نیز که والدین و اجدادش از امیرنشین‌ها به اسرائیل رفته باشند، می‌توانند آزادانه بازگردد و تابعیت بگیرد و یک شهروند عادی محسوب شود.

ناتان الوف، یکی از این اسرائیلیان که در دیدار با امیر بحرین حضور داشت، می‌گوید که امیر حمد بن عیسی آل خلیفه یهودیان را دوست دارد و به آنها احترام می‌گذارد.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:6 توسط حامد پور .قائم مقامی |

داریوش: به نظر من "يار دبستانی" كار خود را كرده است.

دیروز و امروز «یار دبستانی»

محمد ضرغامی، هانا کاویانی

روز ۱۶ آذر در ايران به عنوان روز دانشجو شناخته می‌شود و هر ساله در چنین روزی، در تجمع‌ها و مراسمی که به این مناسبت برگزار می‌شود، ترانه‌ای نیز شنیده می‌شود که رفته‌رفته طی سال‌های اخیر جزیی از فعالیت‌های دانشجویی در ایران به شمار می‌رود.

ترانه «یار دبستانی» برای فیلم «از فریاد تا ترور» ساخته شد. این فیلم در سال ۱۳۵۹ به نمایش عمومی درآمد و این ترانه در بخش‌های پایانی آن با صدای فریدون فروغی شنیده می‌شد.

سراینده شعر و کارگردان فیلم منصور تهرانی بود.

سروده «یار دبستانی» بعدها با استقبال روبه‌رو شد و خوانندگانی همچون منصور تهرانی و جمشید جم نیز آن را بازخوانی کردند.

برای شناخت دیدگاه سایر هنرمندان و خوانندگان در باره این سروده و اجراهای آن، برنامه نگاه تازه به سراغ داریوش، خواننده و هنرمند سرشناس، رفته است تا از او در باره «یار دبستانی» بپرسد.

داریوش در حال حاضر ساکن شهر پاریس است و روی آلبوم آخر خود، «معجزه خاموش» كار می‌كند.

رادیو فردا: آقای داريوش! بد نيست از اينجا شروع كنيم كه اولين بار عبارت «يار دبستانی» را كجا شنيديد؟

داریوش: صادقانه بخواهيد بدانيد، اين را زمانی كه شنيدم اصلا نمی‌دانستم چه كسی ساخته و چه کسی سروده.

ولی آن‌طور كه می‌دانم شعر آن را آقای منصور تهرانی گفته‌اند؛ كه دوست بسيار عزيز من هستند و در سوئد زندگی می‌كنند.

ولی من اين آهنگ را روی تصاويری از تظاهرات دانشجويان داخل ديده بودم و اين آهنگ را شنيده بودم.

رادیو فردا: برداشت شما از ترانه يار دبستانی چيست؟ به نظر شما اصلا نقطه ثقل اين ترانه كجا است؟

داریوش: به برداشت شخصی من، ترانه‌ای بسيار زيبا است. حسن آن اين است كه وظيفه خود را، در بين جماعت، بين مردم، بين قشری كه اين پيام را قبول كردند، دارد ايفا می‌كند. تا همين اندازه برای من كافی ست.

من از فرهنگ عيب‌جویی سعی می‌كنم فرار كنم و نقاط مثبت قضيه را نگاه كنم.

رادیو فردا: همان طور كه می‌دانيد، اين ترانه را خوانندگان متفاوتی خوانده‌اند. اجرای اول آن هم متعلق به فريدون فروغی، خواننده هم‌نسل شما، بوده. چون صدای فريدون فروغی ممنوع شد، اين ترانه را بعدا كسان ديگری هم اجرا كردند. كدام اجرای اين ترانه به دل شما نشست؟

داریوش: اين ترانه را با چند صدا، حتی صدای خود آقای تهرانی شنيده‌ام؛ و تعجب كردم كه چرا ایشان تا حالا آهنگ‌های بيشتری نخوانده‌اند. چون زيبا اجرا كردند.

ترانه خوب باید مانند مثلا غزليات حافظ باشد. غزليات حافظ را با اجراهای مختلف اجرا كرده‌اند. هيچ عيبی ندارد كه يک ترانه خوب را چندين خواننده اجرا كنند. مهم اثر آن ترانه در جامعه است؛ كه به نظر من "يار دبستانی" كار خود را كرده.

رادیو فردا: در سال‌های اخير ديده شده که برخی از ترانه‌ها در ميان منتقدان اجتماعی و سياسی به اصطلاح گل می‌كند. این ترانه‌ها حتی در رسانه‌های دولتی هم مورد استفاده قرار گرفته‌اند. دليل اين برخورد چه می‌تواند باشد؟

داریوش: طبيعتا؛ هميشه اين گونه بوده. اين ترفندها را می‌شناسيم. مردم عاقل هم بسيار خوب می‌شناسند و جايگاه ترانه زيبا و مؤثر در جامعه را مردم می‌دانند.

رادیو فردا: گفتيد مهم نیست که ترانه خوب را چندین نفر بخوانند. آیا تا به حال فكر كرده‌ايد که خود شما هم اين ترانه را اجرا كنيد؟

داریوش: اين ترانه آن‌قدر زيبا اجرا شده، كه بازسازی آن برای من وقت زيادی می‌برد؛ كه بتوانم حداقل جوابگوی زيبایی آن باشم.

ولی علاوه بر این که اجازه اجرای آن را ندارم، صحيح هم نيست كه آن را اجرا كنم؛ چون كار بسيار زيبا اجرا شده و خواندن من هيچ تأثيری نخواهد داشت.

رادیو فردا: آقای داريوش! در سال‌های گذشته و در اوج محبوبيت ترانه «يار دبستانی»، برخی سعی كردند با به ميدان آوردن خواننده دوم اين اثر، جمشيد جم، به نوعی ترانه را به جريان‌های ديگری منتسب كنند. اما چطور شد، با همه اين تلاش‌ها، يار دبستانی هنوز يار دبستانی است؟

داریوش: در اين سی سال فعاليت موسيقي در مملكت ما هيچ چيز تازه‌ای نيست. نام‌ها را عوض می‌كنند، شكل ترانه‌ها را عوض می‌كنند.

اگر كسی می‌آيد چنين ادعایی می‌كند، به غير از اينكه خود و آن حركت را نفی می‌كند، به خود صدمه می‌زند.

نتيجتا كار خوب، در بدترين شرايط، مثل آن قطره آبی است كه از لابه‌لای سنگ‌ها فوران می‌كند؛ چنان كه يار دبستانی كار خود را كرده.

مردم ما بسيار باذكاوت و باهوش هستند و بهایی نخواهند داد. يار دبستانی الان در بين مردم، بين دانشجويان، يک شعار است؛ شعاری عاشقانه است براي يک همبستگی؛ برای يک اتحاد همگانی است.

كار خود را می‌كند و خواهد كرد؛ و هر چقدر از اين صحبت‌ها درباره آن شود، قدرت بيشتری خواهد گرفت.

***
در باره ترانه «یار دبستانی» به سراغ سراینده آن نیز رفتیم.

رادیو فردا: آقای تهرانی! زمانی كه این ترانه را می‌سرودید و روی فيلم از فریاد ترور می‌گذاشتید، آیا فكر می‌كرديد كه روزی اين ترانه ورد زبان دانشجویان بشود؟

منصور تهرانی: هر ترانه‌سرایی زمانی كه كاری انجام می‌دهد، از قبل هيچ‌گونه نمی‌تواند پيش‌بينی كند.

حتی زنده‌ياد گل‌گلاب هم وقتی سرود "ای ايران" را می‌ساخت، هرگز پيش‌بينی نكرده بود كه چه خواهد شد. اما يک ترانه يا يک سرود، خود به خود، در زبان مردم جاری می‌شود.

اين فرمول‌هایی است كه در آن ترانه وجود دارد. زمانی كه اين ترانه را برای فيلم "از فرياد تا ترور" ساختم، البته به نظر می‌آمد، یعنی كسانی كه قبلا برای آنها خوانده بودم تأييد كرده بودند.

مردم هم بسيار استقبال كردند قبل از اينكه مورد عنايت دانشجويان عزيز قرار گيرد.

برای اينكه اين ترانه مال همه زمان‌ها باشد و تاريخ مصرف نداشته باشد، پايان آن را با بيت
"دست من و تو بايد اين پرده‌ها را پاره كنه/  كی می‌تونه جز من و تو درد ما را چاره كنه"  تمام كردم.

رادیو فردا: گفتيد كه اين ترانه را برای عده‌ای خوانده بوديد. چه کسانی؟

منصور تهرانی: دوستانی دور هم بوديم. با بچه‌های سينما: آقای سيروس الوند، دوست عزيزم؛ به نظرم آقای مقصداللهی، آقای عسگر قدس، آقاي مهدی فخيم‌زاده و دوستان ديگر بودند. اولين بار كه اين ترانه را خواندم، ديدم كه از اين ترانه خوششان آمد.

رادیو فردا: اصلا چرا فكر كرديد كه "از فرياد تا ترور" نياز به ترانه‌ای هم دارد؟

منصور تهرانی: اين چيزی بود كه قبل از انقلاب هم در بعضی فيلم‌ها بود و موفق شده بود.

در فيلم امير نادری، "جمعه" شهيار قنبری بود. در فيلم‌های ديگر هم كه آهنگ‌ها را اسفنديار منفردزاده ساخته بود و من ديدم كه اگر برای اين فيلم اين ترانه را بسازم، جذابيت خواهد داشت.

رادیو فردا: اما در آن برهه زمانی که منظور شما از سرودن اين ترانه، شرايط امروز ايران نبود.

منصور تهرانی: در سال‌هایی كه من كودک بودم و به دبستان می‌رفتم، آن زمان هم تخته و چوب و تركه و اينها بود؛ اما مقدار كمی از انقلاب گذشته بود و شايد مقداری نااميدی و خشم در اين ترانه هست.

رادیو فردا: آیا خودتان یار دبستانی را ترانه می‌دانید يا سرود؟

منصور تهرانی: به عنوان ترانه‌سرا اين را ترانه می‌دانم. اما زمانی كه دانشجويان شروع كردن به خواندن، اين تبديل به سرود مخصوص دانشجويان شد.

رادیو فردا: گفتيد که بعضی ترانه‌ها از فرمول خاصی استفاده می‌كنند كه باعث می‌شود باعث روزمرگی نشوند. می‌توانيد اين فرمول‌ها را توضيح دهيد؟

منصور تهرانی: اين فرمول‌ها چيزهایی همه‌گير است؛ مثلا قبل از انقلاب هم ترانه‌هایی سروده بودم كه خيلي گل كرده بود؛ اما يكی از آنها مخصوص بود، كه خانم گوگوش خواندند: "داغ عشق قديم را آمدی تازه كردی".

برای اينكه عموم مردم در زندگی خود چنين چيزی داشتند. چيزی كه عموميت داشته باشد، همان فرمولی است كه در يک ترانه وجود دارد و مورد استقبال بی‌شمار مردم قرار می‌گيرد.

رادیو فردا: اما آقای تهرانی٬ به هرحال "يار دبستانی" با صدای خواننده آن خيلی دير به گوش مردم رسيد؛ چرا؟

منصور تهرانی: زنده‌ياد فريدون فروغی در فیلم خوانده بود. صدای ايشان را که نگذاشتند پخش شود و مدتی اين ترانه روی دست من مانده بود و نمی‌دانستم چه كنم.

تا اينكه آقای جمشيد جم را ديديم و قرار شد ايشان بخوانند. حتی می‌خواستم خودم بخوانم.

رادیو فردا: از بین اجراها كدام اجرا را بيشتر می‌پسنديد؟

منصور تهرانی: خودم هم خواندم. می‌گويند بد نخوانده‌ام. آقای جمشيد جم هم خوانده؛ چند نفر خوانده‌اند؛ حتی يک دختر خانم آمريكایی و يک پسربچه پنج ساله هم خوانده‌اند.

در فيلم "كما" خواننده ديگری كه در ايران است خوانده، كه الان نامش را حضور ذهن ندارم [خشايار اعتمادی]. اما فريدون فروغی، به نظر من، با حال عجيب و غريبی كه آمد در استوديو، خيلی خوب اين را خواند.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:14 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin