تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری

رپ “ما آخر خطیم“: اعتراض به انفعال و دورویی

پس از موفقیت ترانه رپ “ما مرد نیستیم“، گروه تپش ۲۰۱۲ در آلمان ترانه اجتماعی – انتقادی دیگری را در سایت اینترنتی یوتیوب عرضه کرده است: ترانه‌ای بنام “ما آخر خطیم“ که سراینده و خواننده آن شاهین نجفی است. شاهین نجفی در این رپ صدای اعتراض جوانان را به فساد و دورویی در جامعه ایران بازتاب می‌دهد.

"ما آخر خطیم"

 وقتی چشاتو وا می‌کنی می‌بینی دور و برت

یه مشت جنازه‌ن که می‌زنن توی سرت

از پدر و مادرم یه روز دلسرد میشی

چرا چون اونام می‌خوان مث گوسفند باشی

اما من تو رَگام خون نسل وحشیه

که به اون چیزی که تو داری میگی بی‌اعتقاده

قصه‌ای که چیزی به من یاد نداده

جز فقر و بدبختی و خیلی ساده -

بگم همه چی رو به زوال و فساده

نمونده سلاحی واسه‌مون جز این فریاده

از حرفام ببین حاجی وحشت نکن

ما از دوتا نسلیم، فرق داریم، می‌دونی که چون

زیرآبی میری و زیر و رو همه‌ش می‌کشی

ما نئشه دشنه می‌کشیم پس گوش کن

وقتی فراری چارده‌ساله توک می‌زنی و

دم‌دستی هفت تا زیرخواب داری بده

تو هم که خودت حیرون زیر کمری و

می‌دونی خماری تو این زمینه بده؛

پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و

مسببی و آلوده‌ش شدی؟

حاجی من و تو فرق می‌کنیم، من تک‌پرم

اما تو جوجه‌کشی داری، صادر می‌کنی

 

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

 

حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصلته و

تسبیحى تو دستته

که تأثیر داره حتمن تو مخ زدن صیغه‌ایا

از چیزی دم بزن که اگه کره‌خوری بشه اسهال نشى

حاجی بده طمع نکن

حاجی تو می‌دونی چرا تل و کک و بنگ و شیشه،

مثل نقل و نبات تو دستمه

حاجی من می‌دونم نسل‌مون چطور داره نابود میشه

تو دیگه قلع و قمع نکن

میگی:

دیدید آمریکا باعث بدبختیمونه؟

دیدید گوشت و مرغ گرونه، تقصیر اونه؟

میگی:

فقر و فحشا از امثال بوش بود

همه چی درسته، دست اجنبی توش بود

میگی:

هرچی اومد سرمون از استکباره

غارت شدیم عمری، این یعنی استعماره

زندگی نیست این، بردگی تو استثماره

حاجی "نه غربی، نه شرقی" ت فقط یه شعاره

عمو من گشنمه، حق هسته‌ایم چیه؟

هنوز سند خونه‌مون گروئه واسه‌ی دیه

آخهخرو اینجوری خر نمی‌کنن شر م

هنوز صورتم از سیلی‌های تو گرمه

تو که هم‌وطنی چه گلی به سرم زدی؟

همون چیزایی هم که داشتم ازم گرفتی

جز این حس سرخوردگی چی به من دادی؟

که همه غوطه بخوریم تو لجن و پلیدی

تو می‌خواستی دین بدی، دنیارم گرفتی

حاجی بی‌رودروایسی بگم: ریدی

 

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

 

آخه نوکرتم، تویی که حرم داری

با دافات نماز جماعت به‌جا میاری

به ما که می‌رسی چرا تقوا دسته‌خره؟

ما چه‌مونه؟ چی‌مون تو حال کردن ازت کمتره؟

یه زمان تا دسته ما رو  کردی...، نصیحت

خب بذار منم یه بار بکنم...، صحبت

تو که فرق گوشت و انجیرو نمی‌دونی

میون فرق چندتا سوراخ حیرونی

واسه‌ت پیتزا سوسمار باید سرو بشه

در اصل کله‌پاچه ملخ صبحونته، نمی‌دونی

ببین ما رو با کیا آوردن سیزده به در

آخه تو چرا شورت پات نیست بی‌پدر؟

نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی

اینجور راحت در میاری و هرجا فرو می‌کنی

همینجوری سی سال بهت دادیم...، فرصت

یه روز میشه که تو هم باید بدی...، عاقبت

پس واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

 

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

 

 «من تو رَگام خون نسل وحشیه، که به اون چیزی که تو داری میگی بی‌اعتقاده »
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «من تو رَگام خون نسل وحشیه، که به اون چیزی که تو داری میگی بی‌اعتقاده » آنچه در بالا خواندید، متن ترانه “ما آخر خطیم“ است. نسلی را که شاهین نجفی، سراینده ترانه رپ “ما آخر خطیم“ به آن تعلق دارد “نسل پس از انقلاب“ نام نهاده‌اند. این نسل در جامعه‌ای رشد یافته که درگیر مسایلی بوده که در تصنیف به آنها اشاره شده، تجربیاتی تکان‌دهنده که نمی‌توان فراموششان کرد. این نسل، مدام با تناقضات درگیر بوده است، تناقض حرف و عمل، تناقض نیت و نتیجه، تناقض ظاهر و باطن. حوادث پشت سر هم می‌آیند و فرصتی نمی‌ماند تا بر سیل رخدادهای متناقض اندیشه شود. غم نان هم هست، و دوندگی‌ای پایان‌ناپذیر که فرصتی برای فکر کردن باقی نمی‌گذارد.

 

مسئله نسل‌ها

 

“ما آخر خطیم“ فریاد جوانانی است که دلسرد از پدر و مادرهایشان‌اند، پدر و مادرهایی که فرزندان خود را به غیرسیاسی بودن و سکوت فرامی‌خوانند تا جانشان را حفظ کنند. این رپ با اعتراض به نسل پیش از خود آغاز می‌شود، که خود خویشتن را “نسل سوخته“ نامیده است. نسلی  که زمانی در پی اصلاح جامعه بود، اما مرعوب قدرت و سرکوب گشت. و حال از فرزندانش هم می‌خواهد که دم برنیاورند.

«حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟»Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟»شاهین نجفی در این باره می‌گوید: “اصلا این دیگر در ایران مثال شده که “آقا نسبت به سیاست بی‌توجه باشید، دخالت نکنید،‌ به ما ربطی ندارد، این همه کشته شدند، شما هم کشته می‌شوید، چه چیز عوض شد؟ یکی می‌آید که از آن یکی بدتر است.“

 

اینها حرفهایی است که امروزه در میان خانواده‌های ایرانی از طرف پدر و مادرها زده می‌شود. از یک طرف قابل درک است؛ به هر حال پدر و مادرند. ولی از یک طرف دیگر این به هر حال انفعال سیاسی‌ای است که در جامعه ما به وجود آمده و این را ما هنوز باور نکرده‌ایم که هیچ کس وضعیت ما را عوض نخواهد کرد، جز خودمان. و مطمئنا ما برای این مسئله که بخواهیم به جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک برسیم، مجبوریم تاوان بدهیم، تاوان مالی، جانی و وقتی. ما ناگزیریم که این کار را بکنیم و هیچ ملتی به آزادی نخواهد رسید، مگر اینکه این مراحل را طی کند.“

 

به گفته شاعر، اگر نسل قدیم انفعال را می‌خواهد، اما نسل جدید فعال و عصیان‌گر است. مخاطبان شعر شاهین نجفی جوانان در ایران هستند. به گفته نجفی ترانه “ما مردنیستیم“، که بخاطر توجهش به جنبش زنان ایران و انتقادش از مردان در ظرف مدت کوتاهی توجه بسیاری از ایرانیان را برانگیخت، نسبت به ترانه رپ جدید او مخاطبان وسیعتری داشت. مخاطبان را زن و مرد و پیر و جوان تشکیل می‌دادند. اما  به گفته نجفی “در مورد “ما آخر خطیم“ مخاطبان دست چین‌تر می‌شوند، چون مسئله رک تر است و موضوع شاید موضوع همه نیست و به آن فکر نمی‌کنند، نوع گفتن جوری است که به مذاق همه خوش نمی‌آید. آنهایی که رپ را نمی‌شناسند ممکن است کمی توی ذوقشان بخورد. اما در “ما مرد نیستیم“ این مسئله نبود، رپی احساسی بود که در درونش منطقی بودن مسئله حرکت می‌کرد. اما  “ما آخر خطیم“ طنز تلخی است که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید. در نتیجه مخاطبان ما عموما جوانانی هستند که این اصطلاحات را می‌شناسند و بیشترشان در ایران‌اند.“

 «حاجی من می‌دونم نسل‌مون چطور داره نابود میشه »Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «حاجی من می‌دونم نسل‌مون چطور داره نابود میشه »

شکستن تابوها

 

آن مسئله‌ای که در این رپ رک بیان شده چیست که پدر و مادران جلوی فرزندانشان را می‌گیرند تا از آن سخن نگویند؟ مسئله، مسئله‌ای ریشه‌ای است. انتقاد به جامعه است که سنتی و مذهبی است و زمینه را برای روی کار آوردن حکومتی سنتی و مذهبی فراهم کرده است، چیزی که به گفته شاهین نجفی نسل فعال سیاسی پیش از انقلاب به آن بی‌توجه بود.

 

نجفی در شعر با حاج آقایی حرف می‌زند که جوانان را به تقوی فرامی‌خواند و از ساده‌ترین روابط با جنس مخالف نهی می‌کند، در حالی که خود به هر آنچه که در عرصه روابط جنسی می‌طلبد، عمل می‌نماید. حاجی، همه چیز را برای خود می‌خواهد، مظهر دورویی است و محدود کردن آزادیهای فردی جوانان. به گفته نجفی حاجی نماد یک سیستم فکری است: “من نمی‌خواستم دقیقا اشاره کنم که حتما این شخص یا این طیف یک طیف حکومتی است. نه! من می‌خواستم به این مسئله اشاره کنم که این یک تفکر است، یک نوع تیپ است که اصلا هم ربطی به این ندارد که عمامه سرش باشد. این یک نوع تیپ و سیستم است که در جامعه ما وجود دارد. من معتقدم به اینکه کسی که در رأس قرار گرفته، فقط از اعتقادات و چیزهایی که در جامعه ما ریشه‌ای شده، سوء استفاده می‌کند. وگرنه اگر ما این اعتقادات را نداشتیم، این تابوها برایمان وجود نداشت و مطمئنا کسی نمی‌توانست از ما سوء استفاده کند و با این عنوان جلو بیاید.“

«قصه‌ای که چیزی به من یاد نداده، جز فقر و بدبختی و خیلی ساده - بگم همه چی رو به زوال و فساده»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «قصه‌ای که چیزی به من یاد نداده، جز فقر و بدبختی و خیلی ساده - بگم همه چی رو به زوال و فساده»  

ما این نیستیم! − واقعا؟

 

در آنجا که شاهین نجفی خشم خود را از دورویی و دروغگویی‌های حاجی بیان می‌کند، می‌توان انعکاس احساسات ناسیونالیسم ایرانی را در شعرش دید.  جامعه‌شناسان به رشد احساسات ناسیونالیستی در میان جوانان ایرانی توجه داده‌اند.  در “ما مرد نیستیم“ نیز این احساسات بازتاب یافته بودند. در “ما آخر خطیم“ حاجی به خوردن “پیتزای سوسمار“ و “کله پاچه ملخ“ دعوت می‌شود. به نظر نجفی نابسامانی‌ها و پلیدی‌های کنونی در جامعه ایران نمی‌تواند برخاسته از “فرهنگ ایرانی“ باشد. وی می‌گوید: “ریشه‌های مذهبی انقدر با فرهنگ اجتماعی مردم قاطی می‌شود و در میان روابط و ضوابط اجتماعی رسوخ می‌کند که جزو سنتهای نانوشته آن جامعه می‌شود. انگار واقعا ما این هستیم. در حالی که ما این نیستیم. از نظر پوشش، تاریخ اثبات می‌کند که ما اینجور نبوده‌ایم و به نوعی این طور شده‌ایم. از نظر اعتقادات نیز، ما این طور نیستیم. چقدر فرق می‌کند که شما از سسیستم فکری‌ای بیایید که در آن دروغ بدترین گناه شمرده می‌شود و بدترین و ناپسندترین عمل!“

 «زندگی نیست این، بردگی تو استثماره»Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «زندگی نیست این، بردگی تو استثماره»

معنای "آخر خط"

 

نجفی در رپ “ما آخر خطیم“ به جامعه می‌نگرد و آن را منحط و فاسد می‌بیند، اما ناامید نیست. تا وقتی اعتراض هست، جای امید هم باقی است. وی در مورد انتخاب عنوان شعرش این توضیح را داد: “تصور بکنید شخصی را که در مسائل اقتصادی به انتها رسیده، جامعه‌اش را نگاه می‌کند و می‌بیند که با جامعه‌ای معتاد، سرخورده و غمگین و خشن طرف است. در مسائل جنسی می‌بیند که هیچ امید و شانسی ندارد، حتی اگر بخواهد از طریق راههای مشروع این کار را به نوعی انجام دهد. باز هم به بن‌بست می‌رسد. ازدواج می‌کند و دچار بن بست می‌شود. و این دقیقا تمامیت یک جامعه است که به آخر خط رسیده است. اما این طور نخواهد ماند. همان طور که آخر کار می‌گوید که این طوری نمی ‌ماند. با تمام فجایع و اتفاقاتی که دارد می‌افتد و با اینکه به نوعی به انتهای خط رسیدیم، اما این طور نخواهد ماند و این وضعیت عوض می‌شود.“

 

تپش در بوخوم

 

گروه تپش ۲۰۱۲Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  گروه تپش ۲۰۱۲ − از راست به چپ: امید پوریوسفی، میشائیل والتسکو، شاهین نجفیقرار است که گروه تپش ۲۰۱۲ در روز شنبه ۵ ژوییه (۱۵ تیر) در فستیوال موسیقی در مرکز شهر بوخوم شرکت کند. از آنجا که آثار این گروه سیاسی-اجتماعی هستند، از آن دعوت کرده‌اند تا برنامه خود را در ساعت ۷ بعدازظهر روی صحنه اصلی فستیوال اجرا کند. تپش ۲۰۱۲ کنسرت خود را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کرده است. امید پوریوسفی، سرپرست گروه تپش در این مورد به دویچه وله گفت: “این کنسرت سه روز پیش از ۱۸ تیر برگزار می‌شود و ما این را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کرده‌ایم. کنسرت ورودیه ندارد و در محیط باز است. امیدوارم که خیلی از هموطنان ما بیایند. فرستنده فرانسوی – آلمانی آرته از این کنسرت گزارش تهیه می‌کند و خوب می‌شود اگر هموطنان ما خیلی بیایند و شرکت کنند. حال از هر گروهی هستند، باشند، مسئله‌ای نیست!“  

 

کیواندخت قهاری

 

 

 

رپ “ما آخر خطیم“ را می‌توانید از طریق لینک زیر داون‌لود کنید. عرضه‌ی آن برای داون‌لود با اجازه‌ی گروه "تپش" است. از "تپش" سپاسگزاریم.

 
 

به ما ای-میل بفرستیدارسالچاپ

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 22:5 توسط حامد پور .قائم مقامی |

موسیقی اعتراض و واقعیت: موفقیت ترانه رپ "ما مرد نیستیم"

از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام “ما مرد نیستیم“ روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش داد‌ه‌اند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟

رپ "ما مرد نیستیم" با هر مصراع، گویی بر صحنه‌ای از زندگی زن دردمند ایرانی نور می‌اندازد و از آن عکس می‌گیرد. تظاهر به باکرگی‌، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوس‌های جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژه‌ها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال می‌دهد. موسیقی این رپ از گروه تپش ۲۰۱۲ است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاری‌اش را با این گروه آغاز کرد.

نجفی ۲۷ سال دارد و تا سه سال پیش در ایران زندگی می‌کرد. در آنجا به تحصیل در رشته جامعه‌شناسی مشغول بود و با گروههای موسیقی زیرزمینی پاپ و اسپانیولی و راک همکاری داشت. وی که سه سالی است از تهران به کلن آمده است، در آلمان نخست با گروه "اینان" همکاری داشت.

پیشتر شاهین نجفی پاپ و راک می‌خواند. اما به گفته خودش این زمینه‌ها برایش ارضاکننده نبودند. او دوست دارد بتواند در ترانه‌هایش زندگی اجتماعی را مثل رمان به تصویر بکشد. رپ این امکان را در اختیار او می‌گذارد. وی می‌گوید: «یک چیزی که در رپ وجود دارد، این است که شما این امکان را دارید که یک چیز را به تصویر بکشید. یعنی اگر این قدرت را داشته باشید که از ایماژهای جملات استفاده کنید، از تصاویر ذهنی استفاده بکنید، جلوی مخاطب یک تصویر سینمایی بوجود می‌آورید. آن نفر دیگر گوش نمی‌کند، بلکه کار را می‌بیند. دیگر فقط نمی‌شنود، بلکه انگار دارد جلویش اتفاق می‌افتد. رپ می‌تواند واقعیت تلخ اجتماعی ایران و حتی کسانی که خارج از ایران هستند را بازتاب دهد.»

"ما مرد نیستیم" در عرض مدتی بسیار کوتاه از طریق اینترنت بازتابی وسیع داشته است. از روز اول ماه مه که ویدیویی از این رپ در سایت اینترنتی "یوتیوب" قرار گرفته تا بعدازظهر روز یکشنبه (چهارم ماه مه) که این گزارش نوشته می‌شود ۷۴۶۲ نفر از آن دیدن کرده‌اند. یعنی حدودا یک نفر در هر دقیقه.

یقین است که شعر، موسیقی و اجرا، سه عامل تعیین کننده برای موفقیت  هر ترانه‌ای هستند. و در مورد ترانه "ما مرد نیستیم" این سه عامل به خوبی در کنار هم قرار گرفته‌اند. اما آنچه بیش از همه برای بازتاب و پذیرش این ترانه رپ نقش ایفا کرده، آن است که شعر آن منعکس کننده روح زمان است.

شعر در چارچوب نشان دادن بدبختی‌های زن ایرانی باقی نمی‌ماند؛ نمی‌تواند هم باقی بماند. جنبش زنان در ایران با نیروی تمام به جلو می‌رود. شاعر به تسلیم و سازش‌پذیری مردان در برابر قدرتمندان معترض است. قهرمانان و پهلوانانی چون رستم، دیگر وجود ندارند. نجفی می‌گوید: «شاید من دارم خطاب به زن صحبت می‌کنم. شاید به نوعی هم با مردها صحبت می‌کنم. شاید به نوعی آن غیرت اجتماعی و تاریخی مردها را می‌خواهم به جوش بیاورم که آقا بلند شوید، حرکتی. اتفاقی.»

شاهین نجفی (سمت راست) و امید از گروه تپش ۲۰۱۲Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شاهین نجفی (سمت راست) و امید از گروه تپش ۲۰۱۲ "ما مرد نیستیم" زنان را به رهبری جنبش آزادیخواهی فرامی‌خواند. شاعر این نیرو را در زنان می‌بیند. چون زنان این نیرو را از خود نشان می‌دهند، در همه زمینه‌ها. مردان راهی ندارند به جز پذیرش آن. زندگی سه ساله در غرب نیز به شاعر امکان بیشتری برای دیدن امکانی داده است که زنان می‌توانند برای استقلال و رشد داشته باشند.  شاهین نجفی می‌گوید: «مردها به این نقطه رسیده‌اند و در جوامع یک مقدار عقب‌تر هم مطمئنا خواهند رسید که زن را باید باور کنند. دیگر حتی این جمله جالب نیست که بگویند "ما به زنها میدان می‌دهیم". زن میدان خودش را بدست آورده و دارد کار می‌کند. تو چه بخواهی، چه نخواهی، چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، زنها به قول معروف میدان را در دست دارند و دارند کار می‌کنند و هیچ کس هم با آنها نباشد، می‌توانند کار خودشان را بکنند.»

شاهین نجفی از استقبالی که تا کنون از کارش شده، بسیار متاثر است و آن را نتیجه درد مشترک بسیاری از زنان و مردان می‌داند، دردی که وضعیت اجتماعی ایران در اعضای جامعه آن بوجود آورده، بی‌آنکه حتی خود بدانند: «آنچه را شما در خانواده - البته امیدوارم کسی این را در خانه تجربه نکرده باشد - در اطرافیانتان، در کوچه و خیابان می‌بینید، این درد در درون شما بدون اینکه شاید احساس بکنید بوجود می‌آید و یک زمانی بیرون می‌زند. هنر یک راهی است که شما با آن این درد را بیرون بدهید. به قول صادق که می‌گوید من برای سایه خودم می‌نویسم، من هم حقیقتا هیچ وقت فکر نمی‌کردم که به چنین کاری انقدر گوش کنند و با آن ارتباط برقرار کنند. الان هم وقتی می‌بینم ، و روز اول که دیدم که کار انقدر گرفت، به جای اینکه خوشحال بشوم، گریه‌ام گرفت و گفتم که واقعا این دردی است که همه احساس می‌کنند و دردی است که همه دارند. مسائلی است که دارند و خود مردها هم می‌بینم که صحبت می‌کنند. مردان خودشان هم ناراحتند و این مسئله را احساس می‌کنند . و من باور دارم که وضعیت زنان در ایران روز به روز به شدت قوی‌تر می‌شود و آینده ایران مطمئنا با تصمیم زنها تغییر خواهد کرد.»

استقبال از رپ "ما مرد نیستیم" به نظر شاهین نجفی روزنه امیدی را هم برای هنرمندان جوان و کوشا در ایران باز می‌کند. وی برای آنان پیامی دارد: «من مایلم از این فرصت استفاده کرده، بگویم که این کار در عرض این چند روز فقط نشان داد که – این را خطاب به کسانی می‌گویم که موسیقی کار می‌کنند – ناامید نشوند و بدانند که حتی اگر کاری را هیچ شرکتی ساپورت نکند، هیچ کس به این دلیل که این کار می‌خواهد حرف بزند این کار را پشتیبانی نکند، حتی سایتها هم قبول نکنند که این کار را پخش کنند، باز هم این نشان می‌دهد که کاری که انگشت روی مسائل حساس می‌گذارد و حرف دل را می‌زند و می‌خواهد با واقعیت طرف شود، مثل خیلی کارهایی که در ایران هم هست و دارد پخش می‌شود، این کار اثر خودش را می‌گذارد و آینده موزیک ایران به توسط آن شرکتهایی که ما می‌شناسیم که چه کسانی را رو می‌آورند، تعیین نمی‌شود. و موزیک اصیل ما، اصیل از نظر معنایی می‌گویم، با موسیقی اعتراض و آن چیزی که واقعیت جامعه ما را بازتاب می‌دهد تعریف خواهد شد.»

***

 

متن "ما مرد نیستیم"

 

 

مثل اون دختری که پردشو دوخته

و اون که پول نداشت تو آتیش سوخته

 

مثل مادرم با اون زندگی زوری

زنی که خلاصه شد تو قابلمه و قوری

 

کسی تا حالا نتونسته ببینه بدنشو

کسی از سر نتونسته بگیره روسریشو

 

می گفت بعد مرگ میبرنش جهنم

می‌گفت آدم و از سرمو آویزون میکنن

 

 گفتم مگه نگفتن پهشت زیر پای شماست

مامان بهشت سر کاریه بیا دنیا رو بچسب

 

می‌گفت اذون داره میگه مو تنم سیخ شده

گفتم می‌ترسی ترس به روحت میخ شده

 

هفتاد سال زن بوده یعنی کلفت

یعنی چیزی تو زندگیش ندید جز خفت

 

زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم

زنی که استحاله کرده بودنش تو فرم

 

کسی که خیانت نکرد به شوهر چی شد؟

پنجاه سال فحش شنید و کتک خورد

 

باید تو سری بخوره بمیره نفس نکشه

عکس هیچ پرنده‌ای رو بی قفس نکشه

 

زنی که همیشه یه سایه اونو می پایید

عروسکی که مرد به هر شکل باهاش می‌خوابید

 

تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم

تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم

 

مث وطن شدی همدم ولگردا

 تقدیر تو دست توی  واسه فردا

 

تو بوی زمین سوخته  مون رو میدی خانم

تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم

 

ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش

یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش 

 

ماکه از مردی مردیم و  چیزی ندیدم

از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

 

که اگراونم بود امروز حتمن کراکی بود

رستم امروز از جنس بد شاکی بود

 

رستم اگر بود واسش جرم میساختن

تو گردنش آفتابه لگن مینداختن

 

شاید میرفت جنگ و بر میگشت احترام داشت

سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت

 

رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه

یه کم  کانت و پوپر بخونه فرنگی شه

 

میشد اسلام رو سکولاریستی  تعبیر کنه

میشد قرآن رو تو هرمنوتیک تفسیر کنه

 

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه

میشد جک بگه معترض تعبیر بشه

 

شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت

اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

 

تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید

دیگه حرف سیاسی نمیزد ، می‌ترسید

 

رستم اگه بود می‌گفت جدم عرب بود

خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود

 

رستم اگه امروز بود رستم رو از یاد می‌برد

شاهنومه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک می‌خورد

 

خانم ما مرد نیستیم رومون خط بکش

پرچم رو بگیر خودت بشو رئیس جنبش

 

ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش

یه کم از عطر غیرتت رو ما هم بپاش

 

تو بوی زمین سوخته  مون رو میدی خانم

تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم

 

ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش

یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش 

 

 

(متن ترانه عیناً از وبلاگ آقای شاهین نجفی نقل شده است)

 

کیواندخت قهاری

 
Share this article

به ما ای-میل بفرستیدارسالچاپ

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 22:4 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin