تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
نگاهي به تاريخچه ساخت و تکامل راديو
بر بال امواج
ترجمه؛ عليرضا سزاوار

در دوم نوامبر 1920 نخستين ايستگاه راديوي تجاري با عنوان KDKA در شهر پيتسبورگ ايالت پنسيلوانيا افتتاح شد. اول جولاي 1941 اولين ايستگاه تلويزيون تجاري به اسم WBNT آغاز به کار کرد.

در سوم آوريل 1973 نيز مارتين کوپر از شرکت موتورولا نخستين مکالمه را به وسيله تلفن همراه انجام داد.

راديو تاکنون سه بار باعث تحول جامعه شده است (اگر نگوييم که ميدان کامل علم الکترونيک را متولد کرد). شايد هيچ اختراعي در دوران معاصر اين همه تحول به وجود نياورده است، در حالي که در ابتداي امر به نظر نمي رسيد داراي آينده چندان اميدوارکننده يي باشد. هنگامي که راديو در اواخر قرن نوزدهم اختراع شد، تعداد بسيار کمي از دانشمندان تصور مي کردند که مخابرات بي سيم (که در آن سيگنال هاي غيرملموس را مي توانستند از راه هوا به فواصل دور بفرستند) قابليت رقابت در جهان تحت تسلط تلگراف و تلفن را داشته باشد. مخترعان اوليه اين وسيله ارتباطي، پژوهش هاي فيزيکدان مشهور اسکاتلندي به نام جيمز کلرک ماکسول را بررسي کردند. او مجموعه يي از معادله ها را دسته بندي کرده بود که قوانين پايه الکتريسيته و مغناطيس را توضيح مي داد، اگرچه هدف وي تنها تمريني کاملاً تئوري براي فهم چگونگي کارکرد طبيعت بود. معادلات ماکسول شرح مي دهد که نور به عنوان يکي از شکل هاي پرتو الکترومغناطيس رفتار مي کند. او پيش بيني کرد که بايد بسياري از شکل هاي ديگر نيز وجود داشته باشد که به وسيله چشم بشر قابل ديدن نيست. در اواخر دهه 1880 يک فيزيکدان آلماني به نام هنريش رادولف هرتز با آشکارسازي امواج راديويي که اصولاً شبيه نور، اما طول موج هاي آن يک ميليون برابر بيشتر است، قوانين ماکسول را تاييد کرد. هرتز اظهار داشت که «ماکسول درست مي گفت»، اما در ادامه نتيجه گيري کرد که ديگر امواج هيچ کاربردي ندارد. خوشبختانه دانشمندان و مهندسان ديگر، طيف راديويي را نه از روي کنجکاوي بلکه به عنوان وسيله يي براي نوع جديدي از ارتباط بررسي کردند. اصلي که در وراي ارسال امواج راديويي وجود دارد، بسيار ساده است. الکترون هايي که از يک سيم عبور کرده و در آن جريان دارند، يک ميدان مغناطيسي به وجود مي آورند. اگر سيم ديگري را در مجاورت سيم اول قرار دهيم، الکترون هاي اين سيم دوم نيز شروع به حرکت مي کنند. در اين صورت يک سيگنال بين اين دو سيم جاري مي شود، زيرا ميدان مغناطيسي که به وسيله سيم اول (فرستنده) شکل مي گيرد، يک ميدان الکتريکي در فضا ايجاد مي کند که به نوبه خود يک ميدان مغناطيسي به وجود مي آورد. اين ميدان ها با سرعت نور حرکت مي کنند. هنگامي که سيم دوم (گيرنده) سيگنال را دريافت مي کند، ميدان دوباره به وضعيت حرکت الکترون ها تبديل مي شود که به صورت يک جريان الکتريکي قابل آشکارسازي است. براي اينکه بتوانيم اطلاعات را حمل کرده و جابه جا کنيم، سيگنال ارسال شده بايد در طول زمان تغيير کند. ساده ترين روش براي انجام اين کار، آن است که جريان را در سيم اول متوقف و سپس جاري کنيم و پيام را به صورت يک رشته پالس بفرستيم. يک مهندس برجسته صربستاني به نام نيکولاتسلا از اين روش پيروي کرد و يک سيگنال راديويي را در سال 1893 تا فاصله کوتاهي فرستاد. مدت کوتاهي پس از او، يک مخترع ايتاليايي به نام مارکوني به طور اتفاقي کشف کرد که آنتن هاي کاشته شده در زمين مي تواند سيگنال ها را به جاي چند صدمتر تا فواصلي بيش از يک مايل ارسال کند. او به طور ناخواسته از خاصيت انتشار زمين براي فرستادن سيگنال راديويي نزديک به سطح زمين استفاده کرده بود. مارکوني با اصلاحات بيشتري که در آزمايش هاي خود به عمل آورد، روش جديدي را پيدا کرد که به وسيله آن کشتي ها مي توانستند با استفاده از کد مورس (که يک سيگنال پالسي اساسي و نمونه بود) با يکديگر ارتباط برقرار کنند. مارکوني در سال 1896 (در آن زمان او فقط 21 سال سن داشت) به انگلستان رفت و کمپاني راديويي British Marconi را تاسيس کرد. رويدادهاي جهاني به سرعت ارزش کارهاي مارکوني را به اثبات رساند. در سال 1905 نيروي دريايي ژاپن موفق شد يک ناوگان کامل روسي را در نبرد «ته سوشيما» از بين ببرد. يکي از دلايل اين پيروزي تجهيزات راديويي بود که ژاپني ها از مارکوني خريده بودند. در سال 1912 پس از آنکه کشتي هايي که به سيگنال هاي درخواست کمک کشتي معروف تايتانيک پاسخ داده و بيش از 700 مسافر را از غرق شدن نجات دادند، مسوولان دريايي اروپا و امريکا تمام کشتي هاي خود را ملزم کردند يک اپراتور بي سيم داشته باشند که همواره گوش به زنگ پيام هاي دريافتي باشد. به نظر مي رسيد که ديدگاه مارکوني داراي محدوديت باشد. او امواج هوايي را براي گزارش وضعيت ترافيک نقطه به نقطه بين کشتي ها در آب هاي اقيانوس و دريا و ساير کاربراني که از کار بي سيم راضي بودند، مفيد مي دانست. اما تصور او کاملاً درست نبود. دکتر سوزان دوگلاس يک تاريخدان راديو که در دانشگاه ميشيگان فعاليت مي کند، چنين مي گويد؛ «اگرچه مارکوني راديو را به بازار عرضه کرد، اما هرگز ايده انتشار امواج را نداشت.»

گام بلند بعدي يافتن راهي بود که امواج راديويي را به گونه يي تنظيم کند که آنها بتوانند چيزي بيش از نقطه و خط حمل کنند. کليد اين کار، تغيير وضعيت از امواج پالسي به امواج پيوسته بود.

يک دانشمند خودآموخته کانادايي به نام رجينا لد فسندن، روشي را اختراع کرد تا به وسيله آن صدا و موسيقي را با استفاده از تغيير شدت امواج (که مدولاسيون دامنه خوانده مي شود) به مقصد ارسال کند. به اين ترتيب راديوي AM به وجود آمد. در مدولاسيون دامنه، يک موج صوتي متغير بر روي يک سيگنال راديويي با فرکانس ثابت سوار مي شود. هنگامي که موج صوتي به حداکثر خود مي رسد، سيگنال راديويي مدوله شده در بيشترين شدت خود قرار دارد و هرگاه موج صوتي به پايين ترين حد خود برسد سيگنال راديويي نيز کمترين شدت را دارد.

فسندن از اين اختراع خود به ثروت و شهرت زيادي رسيد. اما از طرف ديگر يک مهندس مخابرات امريکايي به نام ادوين هوارد آرمسترانگ که بسياري از کارشناسان مخابرات او را به عنوان بزرگ ترين متخصص راديو مي شناسند، امروزه تقريباً از يادها رفته است. او متوجه شد که اگر به جاي دامنه موج، فرکانس آن را تغيير دهيم مي توان از تداخلي که غالباً باعث اغتشاش امواج AM مي شود، جلوگيري کرد. نتيجه کار ايجاد مدولاسيون فرکانس (راديو FM) بود. در اين حالت مقدار پيک در موج صوتي به وسيله افزايش در فرکانس سيگنال راديويي نشان داده مي شود، در حالي که پايين ترين نقطه فرورفتگي در موج بيانگر کاهش فرکانس است.

اگرچه پتانسيل تجاري انتشار امواج، امروزه بسيار واضح به نظر مي رسد، اما اين کار در حقيقت به وسيله افراد آماتور آغاز شد. دوگلاس مي گويد؛ «تا اوايل قرن بيستم اپراتورهاي تفنني راديو در همه جا بودند. آنها از امور معمولي تا نتايج مسابقات فوتبال و اخبار سياسي و اجتماعي را به صورت کدهاي مورس ارسال مي کردند. با شروع جنگ جهاني اول، مزيت استفاده از لامپ هاي خلأ آشکار شد.» به دليل قدرت تقويت کنندگي اين لامپ ها که در آن زمان تازه اختراع شده بود، اپراتورهاي راديو ارسال امواج صوتي به همه جا را آغاز کردند. آقاي ريک دوسي که قبلاً رياست بخش تحقيقات براي اتحاديه ملي فرستنده هاي راديويي و تلويزيوني را بر عهده داشت و اکنون به عنوان مشاور صنعت راديو کار مي کند، مي گويد؛ «فقط کافي است که يک فرستنده را ايجاد کرده و پخش برنامه را آغاز کنيد.»

يک مهندس شاغل در شرکت وستينگهاوس به نام فرانک کنراد عموماً به عنوان کسي شناخته مي شود که نخستين امواج AM منظم را در ايالات متحده ارسال کرد. او اين امواج را از گاراژي در شهر پيتسبورگ فرستاد، البته در آن زمان ايستگاه هايي در شهرهاي سن خوزه، ديترويت و جاهاي ديگر نيز فعال بودند. برنامه راديويي آقاي کنراد هر هفته روزهاي شنبه و چهارشنبه پخش مي شد و شامل گفت وگوهاي راديويي و اعلام نتايج ورزشي و اکثراً پخش موسيقي بود. دولت امريکا در سال 1920 کميسيون فدرال راديويي (FRC) را تاسيس کرد تا به تعداد در حال افزايش ايستگاه هاي فرستنده نظم دهد و آنها طول موج يا فرکانس راديويي مخصوص به خود را داشته باشند. اين موسسه که بعدها با عنوان کميسيون فدرال ارتباطات (FCC) تغيير نام داد، باندهاي فرکانسي مشخصي را براي کاربران مختلف تعيين کرد. در همان سال فرانک کنراد درخواست خود را ارائه داد و مجوزي را براي تاسيس ايستگاه راديويي KDKA از وزارت بازرگاني دريافت کرد. بدين ترتيب مجوز پخش برنامه هاي راديويي متولد شد و يک بنگاه املاک مجازي، که در حقيقت به منظور رقابت براي قطعات باند راديويي بود، آغاز به کار کرد. افراد آماتوري که همچنان آماتور مانده بودند خيلي زود دريافتند که به وسيله موسسات تعيين مقررات به موقعيت هاي پايين تر سوق داده شده اند. در مجموع مي توان گفت استفاده از فرکانس هاي پايين تر نسبت به فرکانس هاي بالا داراي هزينه کمتري است، زيرا به تجهيزاتي با دقت کمتر نياز دارد. اين يک عامل مهم براي صنعتي است که قصد دارد گيرنده هاي راديويي را براي عموم افراد جامعه بازاريابي کند.

به زودي نيروهاي مسلح نيز خواستار سهم خود از طيف راديويي شدند. کاربرد نظامي ارتباطات راديويي در حقيقت از هنگام نبرد ته سوشيما در سال 1905 آغاز شده بود، اما پس از جنگ جهاني اول بود که اين نوع کاربري به طور فزاينده يي گسترش يافت. دولت ها به پتانسيل بسيار بالاي راديو پي بردند، نه فقط براي ارتباطات بلکه به عنوان يک سلاح نيرومند همانند «آشکارسازي و تعيين فاصله راديويي» که امروزه آن را با عنوان رادار مي شناسيم. پيدايش رادار از آنجا بود که مشاهده شد صاعقه باعث انتشار يک سيگنال راديويي مي شود. يک مهندس اسکاتلندي به نام رابرت واتسون وات که به عنوان يک هواشناس کار مي کرد، فکر کرد که مي تواند اين پديده را به کار گيرد تا خلبان ها را از توفان هايي که به آنها نزديک مي شود آگاه سازد. با استفاده از يک آنتن جهت دار، وات فهميد که مي تواند آسمان را اسکن کرده و صاعقه ها را پيدا کند. او سپس دريافت که اگر پالس هاي راديويي را ارسال کرده و به آنها گوش دهد، مي تواند سيگنال را به سوي هدف مشخصي (مثلاً يک هواپيما که در حال نزديک شدن است) بفرستد و دريافت کند. وات با اندازه گيري مدت زماني که طول مي کشد امواج انعکاسي به آنتن بازگردد، نه تنها مي توانست موقعيت هدف، بلکه فاصله آن را نيز تشخيص دهد. واتسون وات بلافاصله با وزارت امور هوايي بريتانيا تماس گرفت. (سال 1935) وزارتخانه مزبور پس از يک دوره ترديد و بدبيني اوليه از اين اختراع به خوبي استقبال کرد. با شروع جنگ جهاني دوم، 19 ايستگاه راداري در نقاط مختلف بريتانيا در حال فعاليت بود. آقاي کريستوفر استرلينگ که متخصص راديو در دانشگاه جرج واشنگتن است، چنين مي گويد؛ «اين اختراع درست هنگامي که لازم بود، صورت گرفت و برتري فوق العاده يي را به انگلستان داد. بسياري از کارشناسان بر اين باور هستند که برنده اصلي برند ايتاليا، رادار بود.» از آنجا که براي شناسايي يک جسم بايد از طول موج هاي راديويي استفاده کرد که کوچک تر از ابعاد جسم خواسته شده باشد، تکيه رادار بر امواج فرکانس بالايي است که طول آنها در حد چند سانتي متر است (هر چه فرکانس بالاتر باشد طول موج کوتاه تر است). در مقام مقايسه بايد گفت که سيگنال هاي FM داراي طول موجي حدود سه متر هستند و سيگنال هاي AM با طول موج 300 متر کار مي کنند.

نخستين دهه هاي قرن بيستم شاهد ارسال تصوير روي موج هاي هوايي بود. نخستين سيستم تلويزيوني، که در اوايل دهه 1920 به وسيله جان لوجي برد در انگلستان راه اندازي شد، از يک وسيله الکترومکانيکي استفاده مي کرد که شبيه دوربين فيلمبرداري و پروژکتور بود تا تصاوير را ضبط و بازسازي کند. برد پخش تلويزيوني را با استفاده از تنها 30 خط اسکن در هر فريم تصوير آغاز کرد. البته اين تعداد براي فرستادن يک تصوير زمخت کافي بود اما در مقايسه با 484 خطي که امروزه در هر فريم پخش تلويزيون آنالوگ ايالات متحده وجود دارد، خيلي کم بود. تا قبل از پايان دهه 1930 چندين هزار نفر از اهالي لندن برنامه هاي تلويزيوني برد را تماشا کرده بودند، اما با شروع جنگ جهاني دوم اين سيستم خاموش و فعاليت ايستگاه تلويزيوني متوقف شد، زيرا بمب افکن هاي آلماني مي توانستند از امواج ارسالي اين سامانه به عنوان يک سيگنال تشخيص موقعيت استفاده کنند. تلويزيون هايي که امروزه مورد استفاده قرار مي گيرد نتيجه آزمايش ها و فعاليت هاي يک مخترع امريکايي به نام فرانس وورت است که نخستين سيستم تلويزيوني تمام الکترونيک را در سال 1928 اختراع کرد. با گذشت سال ها، کاربران بيشتري با ورود فناوري هاي جديد در گستره امواج راديويي راه خود را باز کردند. بعضي از آنها به فرکانس هاي خيلي بالا UHF نياز داشتند که امکان ارسال اطلاعات بيشتري را در هر ثانيه داشته باشد. جاي شگفتي نيست که بدانيم يک فناوري شبکه سازي داده ها مانند Wi-Fi در فرکانس 4/2 گيگاهرتز کار مي کند. AM و FM به وسيله چندين طرح ديگر مدولاسيون با نام هاي نامتعارف و هيجان انگيزي مانند «کليدزني چهارتايي تغيير فاز» و «ارسال موج با دو باند جانبي و حذف موج حامل» با هم ترکيب شده اند.

امروزه تصوير طيف راديويي، به صورت يک نمودار کدگذاري شده به وسيله رنگ است که شامل هزاران باند فرکانسي تخصيص يافته توسط FCC است و از 6KHz تا 300GHz را دربردارد. از فرکانس هاي خيلي پايين (3 تا 30 هرتز) براي نفوذ در آب هاي اقيانوس و برقراري ارتباط با زيردريايي ها استفاده مي شود. مانيتورهاي مراقب کودکان در فرکانس 49 مگاهرتز کار مي کند. فرکانس راديوي FM بين 88 تا 108 مگاهرتز است و کاربران مختلفي از پليس تا کنترل کننده هاي ترافيک هوايي و مکالمه کننده هاي تلفن همراه، هر يک باند مخصوص به خود را دارند. در بالاترين قسمت طيف راديو، امواج خيلي ريز (مايکروويو) قرار دارد که براي ارسال داده ها، رادار و البته اجاق هاي خانگي مورد استفاده قرار مي گيرد. طراحان همچنان در جست وجوي موارد استفاده بيشتري براي راديو هستند و به نظر مي رسد که فرکانس ها هرگز به پايان راه خود نمي رسند.

Discover, 31May.2007
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:6 توسط حامد پور .قائم مقامی |

در جلسه ماهانه يونيسف و با استناد به آمار سال 83 استان سيستان و بلوچستان مطرح شد
ازدواج والدين40 درصد از کودکان ثبت نشده است
محبوبه حسين زاده

رواج فرهنگ عشيره يي و طايفه يي و برخي باورهاي سنتي، باعث شده تا هنوز بسياري از اهالي استان سيستان و بلوچستان، خود را از داشتن شناسنامه بي نياز بدانند. در اين استان پهناور افراد زيادي بدون ثبت رسمي ازدواج به صورت کاملاً سنتي با هم زندگي مي کنند، طلاق شان ثبت نمي شود و کودکان حاصل از اين ازدواج ها نه شناسنامه يي دارند و نه هويتي؛ به طوري که با استناد به آمار سال 83، بيش از 40درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهايي بوده که ازدواج شان ثبت نشده است. اين مساله در جلسه اين ماه يونيسف با موضوع «چالش هاي ثبت تولد در استان سيستان و بلوچستان» و با حضور استادان دانشگاه، فعالان حقوق زنان و کودکان مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

روحاني مدير کل اداره ثبت احوال استان سيستان و بلوچستان گفت؛ «حضور بيش از چهارصد هزار اتباع بيگانه و غيرمجاز، رواج فرهنگ عشيره يي و طايفه يي و برخي باورهاي سنتي، حاشيه يي بودن و فاصله زياد با مراکز و محورهاي توسعه کشور، نقص در شبکه اداري متناسب با ويژگي هاي استان باعث شده تا هنوز اين استان تفاوت هاي بسياري با ديگر مناطق ايران داشته باشد و اين موضوع در بحث ثبت مواليد هم مطرح است.»

وي توضيح داد؛ «در ديدگاه هاي زيست عشيره يي، هدف اصلي تامين معاش خانواده و گذران زندگي است آن هم با توجه به ارتباطاتي که به صورت سنتي تعريف شده اند. کودک در اين خانواده ها برخلاف عرف موجود در جامعه مدرن، به عنوان فردي مطرح مي شود که در خدمت توليد براي خانواده قرار مي گيرد بنابراين خانواده ها دغدغه کمتري براي تامين شرايط رشد و تربيت کودک دارند. به همين دليل هم مي بينيم که کودکان بسياري از داشتن شناسنامه و به تبع آن از ساير امکانات آموزشي محرومند.»

روحاني ادامه داد؛ «از ديگر مشخصات فرهنگ عشيره يي، سنتي برگزار کردن مراسم ازدواج است يعني اينکه ازدواج ها ثبت نمي شوند. در حالي که آنچه براي ثبت ولادت نياز داريم ثبت واقعه ازدواج است که پايين ترين درصد ثبت ازدواج مربوط به اين استان است. در سال 1383 و طبق آمار، در کل کشور حدود 8درصد نوزادان متعلق به پدر و مادرهايي بودند که ازدواج شان ثبت نشده است در حالي که در استان ما بيش از 40درصد نوزاداني که متولد شده بودند متعلق به پدر و مادرهايي بودند که ازدواج شان ثبت نشده است.»

وي با ارائه آماري به بررسي وضعيت ثبت تولد در اين استان پرداخت؛ «در استان سيستان شاهد آمارهاي متفاوتي با بقيه نقاط ايران هستيم. نرخ جمعيت در اين استان 2/3 درصد رشد سالانه داشته است و اين ميزان با ميانگين کشوري 6/1درصد متفاوت است، همچنين ميزان عمومي مواليد استان 3/30 و در کشور

6/18درصد است.»

وي ادامه داد؛«طبق سرشماري سال 1385، در اين استان 74هزار و 683 ولادت ثبت شده که از اين تعداد 3/79درصد ثبت جاري(ثبت تولد نوزاد تا پايان سالي که در آن به دنيا آمده است) و 7/51درصد ثبت در مهلت قانوني (تا 15روز بعد از تولد نوزاد) صورت گرفته است در حالي که ميانگين ثبت در مهلت قانوني در کل کشور 3/77 و ميزان ثبت جاري در کل کشور 1/92 درصد بوده است. همچنين ثبت مواليد به استناد گواهي ماما در استان 1/65و اين آمار در کل کشور 3/94 درصد است.»

مديرکل اداره ثبت احوال سيستان و بلوچستان افزود؛ «از سوي ديگر وجود 10 هزار نقطه روستايي در وسعت بيش از 187هزار کيلومتر مربع، باعث پراکندگي فوق العاده يي در استان شده است و با توجه به منابع محدود آبي و خاکي مشاهده مي شود که چند خانوار در جايي سکونت دارند که ده ها کيلومتر با روستاي بعدي فاصله دارد و همين موضوع خدمات رساني را با مشکل مواجه کرده است. همچنين فراواني و چگونگي حضور اتباع بيگانه در اين استان مساله مهم ديگري است که بايد به آن توجه شود. تردد در مناطق مرزي پاکستان و زاهدان به راحتي صورت مي پذيرد و شباهت هاي قومي و فرهنگي هم که وجود دارد باعث شده تا امکان شناسايي اين افراد از ايرانيان ساکنان استان به سختي فراهم شود و مسلماً بخشي از خدمات عمومي دولت به اين اتباع بيگانه اختصاص داده مي شود.»

وي از راهکارهاي اتخاذ شده براي ثبت مواليد در استان گفت؛«16مرکز بخش در استان فاقد هرگونه امکانات تشکيلاتي براي ثبت ولادت و فوت بوده اند که تلاش کرديم تا با ايجاد پايگاه هاي ثبت ولادت در بخش هاي استان زمينه يي براي ثبت مواليد فراهم کنيم و به همين دليل نمايندگي هاي ثابت با سه پست سازماني براي هر کدام طراحي کرديم. از سطح بخش به پايين تر از خانه هاي بهداشت به عنوان شبکه يي که ارتباط خوبي با روستائيان دارند و از دهياري ها استفاده کنيم تا ثبت مواليد از اين طريق صورت گيرد. همچنين در پارپوب فضا و فرهنگ عشيره يي موجود از ريش سفيدان کمک خواستيم تا مردم را با ضرورت ثبت تولد فرزندان شان آشنا کنند. براي رفع کمبود نيروي انساني در ادارات ثبت احوال از اين قانون ثبت احوال که به اين سازمان اجازه مي دهد از نيروهاي انساني و امکانات ساير دستگاه هاي دولتي استفاده کند، کمک گرفتيم.»روحاني از همکاري هاي يونيسف به عنوان عامل مهم فراسازماني براي افزايش ثبت مواليد در استان نام برد؛ «سازمان يونيسف چند سال قبل متوجه ديرثبتي و کم ثبتي کودکان در اين استان شد و ما هم از همکاري آنان استتقبال کرديم تا مناطقي از استان که بيشترين ضعف در ثبت مواليد را داشتيم شناسايي شود.»

ادامه اين جلسه همانند بقيه جلسات ماهانه يونيسف به پاسخگويي به سوالات مطرح شده و بحث و تبادل نظر اختصاص داشت.
 روزنامه ی اعتماد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 12:23 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عروسان کودک، قربانيان جديد جهان سوم
نيکي محجوب

«کنار چاه آب، با بچه ها بازي مي کرديم. مردي با موهاي سفيد مرا با انگشت به پدرم نشان داد، مدتي بعد مراسم ازدواج برگزار شد، شوهرم حتي از پدرم بزرگ تر بود. تنها نه سال داشتم و مرد زندگي ام 60 سال.» نظير دختري 20 ساله در حالي از خاطرات ازدواج زود هنگامش مي گويد که شوهرش چند سالي است درگذشته و او با فرزندي به جاي مانده از اين ازدواج، در خيابان هاي پايتخت افغانستان سردرگم است.

پديده مادران کودک يا عروسان کودک معضلي است که قدمت طولاني دارد و تلاش هاي نهادهاي مختلف ملي و بين المللي حوزه حقوق کودکان نيز نتوانسته براي مقابله با اين پديده موفقيتي کسب کند. صندوق حمايت کودکان سازمان ملل متحد يونيسف با اشاره به اين موضوع اعلام کرد ميليون ها کودکي که مجبور به ازدواج مي شوند در تمام زندگي با درد و مشکلات متعدد روبه رو هستند. به اعتقاد کارشناسان اين زنان جوان دچار انواع مشکلات فيزيکي و روحي هستند. زيرا که سيستم بدني آنها آمادگي ارتباط را ندارد. بسياري از اين کودکان مادر زير سن 18 سال به دليل فقر، سنت و فشار خانواده مجبور به ازدواج مي شوند.

عروس هاي کودک از مدرسه کنار گذاشته مي شوند. از حقوق نخستين خود باز مي مانند. ازدواج زودهنگام هميشه با حاملگي زودهنگام نيز همراه است که موجب افزايش خطرات سلامت اين مادران کودک مي شود. اجبار اين کودکان به ازدواج، آزادي فردي آنها را از بين برده و همچنين جلوي رشد آنها را مي گيرد. اين دختران جوان اغلب به عنوان يک برده اقتصادي محاسبه مي شوند.

مانوئل دختر بچه سوماليايي که در پنج سالگي ختنه شده ، تنها 12 سال داشت که مجبور به ازدواج شد. او که هم اکنون در يکي از مراکز خدمات زنان اين کشور در حال درمان است، دچار بيماري شايع ازدواج زودهنگام فيستول است. بيماري يي که مبتلا امکان کنترل ادرار و مدفوعش را ندارد و بوي ناخوشايند موجب طرد اين افراد از خانواده ها مي شود. مانوئل با يادآوري وضعيت نامناسبش مي گويد؛ «فرزند نخستم، به دليل کار زياد در مزرعه سقط شد. وقتي دوباره حامله شدم، پزشک روستا برايم استراحت مطلق تجويز کرد، اما بايد کار مي کردم تا چيزي براي خوردن مي يافتيم. اين بار نيز جنين سقط شد. اما مشکل بعدي، دفع ادرار و مدفوعم بدون کنترل بود. به گونه يي که همسرم مرا در يک اتاق چوبي در نزديکي طويله زنداني کرد. پس از مدتي نيز زن ديگري گرفت و مرا به خانواده ام بازگرداند.» پزشک معالج مانوئل معتقد است او هيچ گاه درمان نخواهد شد.

بسياري از اين عروسان کودک به دليل تابوهاي سنتي درخصوص موضوعات جنسي و ترس از اچ آي وي ايدز مجبور به ازدواج مي شوند. در کشورهاي آفريقايي اين تصور غلط رواج دارد که ازدواج با دختران باکره حافظي در قبال ابتلا به اچ آي وي- ايدز است.

حال اينکه بسياري از اين کودکان خود در پي اين ازدواج ها مبتلا مي شوند. ازدواج زودهنگام در صحراي آفريقا، جنوب آسيا بيش از ديگر مناطق ديده مي شود. براساس برآوردهاي انجام شده پديده مادران کودک و ازدواج زودهنگام در 49 کشور جهان به عنوان عروسان کودک وجود دارد. بيشترين آماري که تاکنون منتشر شده مربوط به جمهوري دموکراتيک کنگو با 74 درصد، افغانستان 54 درصد، بنگلادش 51 درصد است که دختران آن پيش از رسيدن به سن 18 سالگي ازدواج مي کنند. در نپال نيز هفت درصد دختران در سن 10 سالگي و 40 درصد در سن 15 سالگي مجبور به ازدواج مي شوند. در تحقيقاتي که چند سال پيش در مصر انجام شد، بيش از 29 درصد عروس هاي کودک توسط همسران يا اقوام آنها مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. اين آزارها و شکنجه ها سبب فرار اين دختران شده و در بسياري از کشورها همين مسائل سبب بروز معضلي ديگر به عنوان قتل محارم شده است.

ايران نيز از کشورهايي است که اين معضل هر چند بسيار کمتر اما به هرحال در آن به چشم مي خورد. با توجه به قوانين ايران هنوز امکان ازدواج با دختر زير 13 سال و پسر زير 15 سال تحت شرايطي خاص وجود دارد اما آماري درخصوص اين نوع ازدواج در دست نيست.

مادران کودک بايد با خطرات زيادي چون فعاليت جنسي که مطابق سن آنها نيست و در بسياري موارد حاملگي و درد زايمان روبه رو باشند. حاملگي يکي از دلايل اصلي مرگ و مير مادران کودک در سنين 15 تا 19 سالگي است. اين موضوع نيز ارتباط مستقيم با فقر امکانات بهداشتي و مشکلات جسمي اين مادران دارد. صندوق حمايت کودکان سازمان ملل از دولت ها درخواست کرده تا براي مقابله با اين معضل جهاني گروه هاي محلي و بومي را آموزش دهند، تا اين گروه ها با آموزش خانواده ها آنها را نسبت به مسائل و مشکلات ازدواج زودهنگام آگاه ساخته و با استفاده از راهکارهاي تشويقي براي مقابله با اين مساله تلاش کنند. از ديگر طرح ها که هنوز در برخي کشورها به اجرا درنيامده افزايش سن قانوني ازدواج است.

بررسي هاي کارشناسي نشان مي دهد که در موارد متعدد ازدواج زودهنگام، عروسان کودک هيچ حمايتي از طرف والدين براي مقابله با درخواست ندارند. در نتيجه مجبور هستند به اين وضعيت تن در دهند. به اين موضوع بايد مسائل فرهنگي، اقتصادي و مذهبي را نيز افزود. چنين موضوعاتي امکان مخالفت را براي دختر به صفر مي رساند.

اين کودکان عمدتاً زير سن 11 سالگي مجبور به ازدواج مي شوند. در بسياري از اين مناطق کمتر کودکاني هستند که بتوانند به سن 16 سالگي برسند و مجرد باشند. براساس تحقيقي در همين زمينه در افغانستان حدود 60 درصد ازدواج ها به اجبار انجام مي شود. در حالي که سن قانوني براي ازدواج در مصر 16 و در اتيوپي و هند 18 سال است، اما اين قانون کاملاً ناديده گرفته مي شود. پديده عروسان کودک در کشورهايي چون امريکا و انگليس نيز ديده شده است. براساس آمار سازمان ملل حقوق اين کودکان با چنين اقداماتي کامل ناديده گرفته مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که عروسان کودک دو برابر زنان باردار بالاي 20 سال امکان مرگ دارند. فرزندان اين مادران نيز به دليل وضعيت جسمي اين زنان باردار عمدتاً دچار مشکلات متعدد کم وزني و بيماري هاي مختلف هستند.

مادران کودک به دليل ازدواج با افراد مسن سريع تر از ديگر زنان نيز بيوه مي شوند و مسووليت زندگي بر دوش شان قرار مي گيرد. حال اينکه مهارتي نيز براي گذران زندگي ندارند. براساس آخرين تحقيقات انجام شده ازدواج زودهنگام نه تنها باعث کاهش مشکلات بلکه سبب افزايش مشکلات مختلف در خانواده مي شود. بسياري از خانواده ها در پي فقر تن به چنين کاري مي دهند. حال اينکه چنين ازدواجي ممکن است با در پي داشتن انواع مشکلات براي زن جوان و بيماري ها به بي بضاعتي آنها بيفزايد. اين زنان که تحصيل چنداني ندارند و هيچ مهارت يا کاري نيز بلد نيستند، پس از بيوه شدن يا جدايي دچار مشکلات بسياري مي شوند.

«50 درصد دختران يمني پيش از سن 18 سالگي ازدواج مي کنند.» مرکز آکسفام (مرکز خيريه انگلستان)با اعلام اين موضوع آن را مبحثي نگران کننده دانست. موضوع بسيار خطرناک اين است که اين دختران يا پسران جوان هيچ اطلاعي از ازدواج ندارند. در اين جوامع اکثر اين ازدواج ها پس از چند سال به طلاق مي انجامد. چون هيچ يک از دوطرف نمي تواند نقش اصلي اش را ايفا کند. عروسان کودک قرباني تصميمي هستند که نقشي در آن نداشته اند و اين خانواده بوده که براي زندگي آنها تصميم گرفته است.

ثمين زني 15 ساله است، او با داشتن دو فرزند در خانه پدر زندگي مي کند، اين زن جوان که در زمره بسياري از عروسان کودک يمني است، مي گويد؛ «9 سالم بود، شوهرم هم 13 سال داشت، ما هيچ وقت با هم صحبت نمي کرديم. چون چيزي براي گفتن نداشتيم. قبل از ازدواج مادر من و مادر شوهرم وظايف يک زن را به من آموختند. دو سال پيش ياسر براي يافتن کار به دوبي رفت. پس از گذشت يک سال در نامه يي به پدرش درخواست طلاق داد و گفت در ابتداي جواني مي خواهد زندگي را تجربه کند. براي مرد عرب چندان مشکلي ايجاد نمي شود اما من به عنوان يک زن بايد براي هميشه در خانه پدرم زندگي کنم. درس را هم نيمه کاره رها کردم و هيچ حرفه يي بلد نيستم. نمي دانم مقصر اين همه بدبختي ام را چه کسي بدانم.»
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 12:18 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin