تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری

دوستان اهل و نااهل در فیس بوک

در پلاتفرم اینترنتی فیس بوک (facebook) محمود احمدی نژاد با آدولف هیتلردوست است و سبیل استالین باعث پیوند انسانها در سراسر جهان می‌شود. گذری به کشف تازه‌ی دوستداران دنیای مجازی.

 

 فیس بوک در سال ۲۰۰۴ به‌وجود آمد. در آغاز، پلاتفرمی بود که دانشجویان برای یافتن دوست و همکلاسی قدیم و همفکران خود در آن عضو می‌شدند. امروزه، علاوه براین خاصیت، می‌توان درفیس بوک سربه سر همه گذاشت و باعث سرگرمی خود و دیگران شد.

 

بازی با نام رهبران و سران حکومت‌ها

 

چنین به نظر می‌رسد که در فیس بوک، سیاستمداران، به‌ویژه آنانی که در رسانه‌ها حضوری دائمی دارند، از محبوبیت خاصی برخوردارند.

چند نمونه: احمدی نژاد بیش از ۱۷۰ دوست دارد که درمیان آنها نام‌های آشنای فراوانی به چشم می‌خورند: آدولف هیتلر، صدام حسین ، ایدی امین، دیوار برلین ...

تعداد دوستان معمرالقذافی به مراتب کمتر از دوستان رئیس جمهور ایران است. جورج بوش و آنگلا مرکل نیز از "محبوبان" فیس بوک هستند.  

 

شوخی‌ دسته‌جمعی به جای خودنمایی فردی

 

فیس بوک ودیگر پلاتفرم‌های اینترنتی‌ای - مانند مای اسپیس (My Space) - که تاکنون محلی بودند برای نمایاندن خود و هنرها و استعدادهای شخصی، تغییر ماهیت داده‌اند و اکنون در کنار خاصیت پیشینشان، به محلی مجازی برای شوخی‌های دسته‌جمعی نیز بدل گشته‌اند.

البته در کنار کاربرانی که با استفاده از نام رهبران کشورهای جهان قصد سرگرمی و خندادن دیگران را دارند،  کسانی نیز هستند که این "بازی" را جدی می‌گیرند و در نامه و تفسیرهایی که در همان صفحه منتشر می‌شوند، برای رهبران محبوبشان تبلیغ می‌کنند. برخی دیگر نیز از این فرصت استفاده نموده، با سیاستمداران خاصی "تسویه حساب" می‌کنند.

 

مسخره کردن پدیده‌های سیاسی

 

این‌گونه پلاتفرم‌ها بیانگر این واقعیت هستند که پدیده‌های مهم سیاسی که بعضا برای بشریت پیامدهای تلخی نیزداشته اند، در میان نسل جوان چندان جدی گرفته نمی‌شوند؛ به عنوان نمونه "جنگ سرد" که بیشتر طرفداران آن جوان هستند، یا استالین که طرفداران سبیل او "انجمنی" تشکیل داده‌اند!

آنچه که در نگاه نخست می‌توان دریافت این است که فیس بوک تا کنون از قیچی سانسور جان سالم بدر برده، به طوری که می‌توان در آن با ایدئولوژی‌ها و ادیان و تابوهایی مانند هولوکاست و صلیب شکسته‌ی نازی‌ها هم شوخی کرد.

 

                                                                 فار

                                                                                

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 14:57 توسط حامد پور .قائم مقامی |

نگاهي به فرهنگ و آيين هاي مردم کردستان
مردمي شجاع اهل موسيقي و جشن
اسفنديار آبنوس*

فرهنگ و مدنيت در جهان امروز عنصري اساسي و بسيار مهم در روابط اجتماعي و ارتباطات گسترده ميان جوامع محسوب مي شود. تمدن مهم ترين عامل درخشش يک جامعه و ملت است. هنگامي که ما به اين واژه مي انديشيم همواره تمدن بزرگ ايران به ذهن خطور مي کند. تمدني با قدمتي چند هزار ساله که بر تارک تاريخ مي درخشد و در بررسي و مطالعه اين تمدن بزرگ و ترکيب آن نقش مردم کرد به طور آشکار بر صفحه تاريخ اين سرزمين جلوه مي کند.

کردها در سرزميني پهناور از کوه ها و دشت هاي به هم پيوسته يي که از کوهستان هاي زاگرس تا کوه هاي تورس در آناتولي و از شمال جلگه خوزستان تا کوه هاي ارمنستان کشيده شده، سکونت دارند.

سرزميني از الوند تا فرات، از دشت ذهاب تا دشت ارزروم، سرزميني با نهرها و کوهستان هاي فراوان.

سرزمين کردها در امتداد محوري از شمال لرستان و از آن سو از شمال کاظمين عراق تا منطقه ارزروم ترکيه و کوه هاي قفقاز، از جنوب به شمال کشيده شده است و همچنين از محور شرق به غرب از همدان ايران تا فراي رود فرات و منطقه موسوم به جزيره در سوريه امتداد دارد.

از لحاظ پيشينه تاريخي براساس تحقيقات و مطالعات دانشمنداني همچون مينورسکي و اوژن پيتارد مردم کرد بازمانده قوم متمدن ماد هستند که از قسمت هاي شرقي به اين سمت مهاجرت کرده اند و آن تمدن باشکوه را بنا نهادند و بعد از آن نيز تاثير بسزايي در تاريخ امپراتوري ايران داشته اند و در حيات طولاني خود فراز و نشيب زيادي را به خود ديده اند.

درباره ريشه لغوي واژه «کرد» نظريات مختلفي ابراز شده اما بيشتر بر اين نظر بوده اند که کرد به معناي شجاع و دلير است و در باب خصوصيات آنان نيز کساني که در طول تاريخ از اين سرزمين ديدار کرده اند کردها را مردمي آزاده، شجاع و ميهن پرست وصف کرده اند که علاقه زيادي به موسيقي و جشن دارند.

کردها در ريشه و منشاء خود افسانه هايي دارند. از جمله مي گويند هنگامي که براي خوراک مارهاي ضحاک هر روز دو جوان را قرباني مي کردند وزيري نيکوخصال به اين انديشه افتاد که هر روز يکي از آن دو جوان را نجات دهد. بعد از مدتي که جمعيت آنان افزون شد، به زندگي در کوهستان هاي زاگرس پرداختند و اعقاب آنها را کردهاي امروزي مي دانند. عده يي بر اين افسانه اند که هنگامي که حضرت سليمان بر حکمراني بود فرمان داد که پانصد دختر از زيباترين هاي سرزمين روم را به درگاه او بياورند. اين عده کردها را از بازماندگان آن زيبارويان مي دانند. افسانه ديگر کردها را از اعقاب کردبن اسفنديار مي داند.

اما طبق تحقيقات دانشمندان همزمان با مهاجرت مادها به غرب فلات ايران، گروه ديگري به نام کاردو يا کاردويي يا کورت که آنها هم از آريايي ها بودند به غرب مهاجرت کرده و با آنها امتزاج يافته و کردهاي امروزي از بقاياي آن اقوام آريايي هستند.

زبان کردي

زبان کردي را بيشتر دانشمندان از جمله مينورسکي، هارتمان و وايباخ تغيير و تحول يافته همان زبان مادها مي دانند و حال اين زبان در طول سه هزار سال تغيير و تحول يافته و به کمال و غناي کنوني رسيده است. به عقيده زبان شناسان ظرفيت، گستردگي و پتانسيل زايش زبان کردي بسيار زياد است و به علت کوهستاني بودن قلمروي سکونت اين مردم و روابط درون گروهي آنان زبان کردي کمتر مورد امتزاج و اختلاط زبان هاي ديگر قرار گرفته است که البته در عصر حاضر به علت گسترش ارتباطات و توسعه علوم ورود لغات و اصطلاحات از زبان هاي ديگر به اين زبان روند فزاينده يي يافته است.

زبان کردي زيرمجموعه زبان هاي هند و اروپايي است که خود داراي شعباتي چند است که هر کدام در محدوده جغرافيايي خاصي گسترش يافته اند. محققان به طور کلي زبان کردي را به سه يا چهار گروه عمده تقسيم بندي کرده اند؛

1- گويش کرمانجي شمالي

2- کرمانجي جنوبي يا سوراني

3- گويش هورامي و گوراني

4- گويش لکي

1- گويش کرمانجي شمالي ؛ حدود نيمي از کردها به اين گويش تکلم مي کنند، محدوده وسيعي از منتها اليه شمال غربي ايران و اکثريت کردهاي ترکيه و تمام کردهاي سوريه و شمال استان اربيل و دهوک عراق را شامل مي شود که «بادينان» ناميده مي شود و به همين خاطر به لهجه آنان باديناني هم گفته مي شود. مردم بادينان به دينداري همواره مشهور بوده اند و از گذشته ها به آنها «بهدينان» يا «بادينان» گفته اند. در ايران به خاطر ايل شکاک که کرمانجي صحبت مي کنند به آن شکاکي هم گفته مي شود. کرمانج هاي ايران در شهرهاي ماکو، اروميه و سلماس و شهرهاي شمال خراسان يعني قوچان و شيروان سکونت دارند و در ترکيه شهرهاي دياربکر، ماراين، اورفا، وان، بوتان، حکاري و... در عراق در شهرهاي سنجار، زاخو، عماديه، اکره و روانه وز ساکن هستند و کتب و نوشته هاي زيادي به اين گويش موجود است که قديمي ترين آنها کتب مذهبي ايزديان است.

2- کرمانجي جنوبي يا سوراني؛ اين گويش عموميت و رسميت بيشتري نسبت به بقيه گويش ها يافته است و حالت زبان رسمي و ادبي و نوشتاري کردي را نيز يافته است. اين گويش محدوده بسيار وسيعي را شامل مي شود که در ميانه محل سکونت کردها قرار دارد و حد فاصل بين کرمانج ها و گوران ها است که از شمال کرمانشاه تا جنوب اروميه و اربيل و از طرف غرب تا فرات را شامل مي شود و شهرهاي مهمي همچون سنندج، اربيل، سليمانيه، کرکوک، مهاباد، سقز و... به اين گويش تکلم مي کنند. اين گويش خود شامل سه شعبه سنه يي، عراقي و مکري است که گويش مکري به نظر زبان شناسان شباهت زيادي به زبان مادها دارد. بيشتر نوشته ها و کتب کردي مخصوص در زمان حاضر به اين گويش نگاشته مي شود.

3- گويش گوراني و هورامي؛ کردهاي جنوبي به اين گويش تکلم مي کنند. اين گروه از کردها در استان هاي کرمانشاه و ايلام ايران و شهرهاي خانقين و مناطق باجلان و طاوق و کناره هاي زاب بزرگ در عراق ساکن هستند و همچنين قسمت هاي شرقي استان کردستان نيز يعني شهرهاي قروه و بيجار نيز به گوراني تکلم مي کنند. گويش هورامي خاص منطقه هورامان يا اورامان است. هورامي قديم از کمترين گويش هاي کردي و ايراني است که شباهت نزديکي به زبان اوستايي و زند دارد. کتب مذهبي مکتب اهل حق به زبان هورامي قديم نگاشته شده است که از لحاظ مردم شناسي و زبان شناسي اهميت بسزايي دارد. قدمت اين متون حتي به قرن دوم هجري هم مي رسد. گويش «زازايي» نيز که زيرمجموعه گوراني است، گويش رايج مردم «درسيم» ترکيه است که بين رودهاي مرادسو و فراتسو تا محل تلاقي آنها را شامل مي شود.

4- گويش لکي؛ گويش قسمتي از کردهاي جنوبي است که ارتباط بسياري با گوراني کرمانشاهي دارد و منطقه بين کرمانشاه و خرم آباد را شامل مي شود. مردم شهرهاي نورآباد، هرسين، کوهدشت و سلسله و دلفان و ايلات و عشاير اين مناطق به اين لهجه تکلم مي کنند. عده يي گويش لکي را قسمتي از لري دانسته اند درحالي که پيوستگي آن با کردي آشکار است. در کتب تاريخي از لرها با عنوان کردهاي جبال ياد کرده اند و شعبه يي از کردها و عده يي از زبان شناسان هم بر اين عقيده هستند. اين زبان شناسان بر اين عقيده اند که دليل اينکه لري را لهجه يي از زبان فارسي دانسته اند نزديکي فونتيک آن دو با هم است.

جمعيت کردها

جمعيت کردها به طور دقيق به علت پراکندگي در کشورهاي مختلف مشخص نيست و ارقام مختلفي اظهار شده است اما آنچه به واقع نزديک تر مي نمايد جمعيت کردها حدوداً 36 ميليون نفر ذکر شده است که قسمت عمده يي به طور متمرکز در چهار کشور ايران، ترکيه، عراق و سوريه ساکن هستند. از اين جمعيت حدود نيمي در ترکيه و بقيه در ايران و عراق و قسمت جزيره سوريه ساکن هستند. علاوه بر اين عده يي هم به طور پراکنده در شمال خراسان، بلوچستان و قفقاز و دره هاي افغانستان هستند که در طول تاريخ به وسيله حکام کوچ داده شده اند. همچنين در سده اخير به علت مسائلي همچون مشکلات سياسي و جنگ و... عده زيادي از کرد ها که بالغ بر دو ميليون نفر را شامل مي شود به ديگر نقاط جهان همچون اروپا و امريکا مهاجرت کرده اند.

کيش و آيين کردها

در بحث از حوزه دين و آيين هنگامي که به تاريخ کردها و تجارب آنها در اين مقوله مي نگريم سخن فراوان است. ارائه تصوير روشني از اين تجارب و تحولات نيازمند بررسي واقعيات تاريخي و عوامل موثر بر زندگي اين مردم به گونه يي بي طرفانه و به دور از تعصب است. اين گونه که از مطالعات و تحقيقات دانشمندان برمي آيد تا قبل از ظهور زرتشت آيين ميترائيسم يا مهرپرستي در ميان کردها رواج داشته است. آيين مهر چنان با زندگي مردم پيوستگي همه جانبه داشته که آداب و نشانه هاي آن پس از چند هزار سال همچنان در زندگي اين مردم مشهود است.

پس از اينکه زرتشت ظهور کرد مردم به آيين وي روي آوردند. از نوشته هاي محققان چنين برمي آيد که زرتشت سفرهاي زياد به غرب فلات ايران و در ميان کردان داشته و به ارشاد مردم پرداخته است. در شهر باستاني «شهرزور» در نزديکي سليمانيه که مهمترين شهر در تاريخ کردها بود، آتشکده هاي بسياري وجود داشته است و حاکميت شهر از آن خود کردان بوده و امپراتوري هاي وقت ايران متعرض آنان نمي شدند.

در زمان حمله اعراب به ايران پس از تصرف تيسفون اعراب مسلمان به سوي شرق و شمال روي آوردند و در پي آن حملات زيادي را به کوهستان هاي محل سکونت کردها آغاز کردند و پس از مدتي پيشروي به شهر زور در شمال شرقي تيسفون رسيدند. شهر مدت زيادي مقاومت کرد اما در نهايت به تصرف درآمد.

کردها در پي آشنايي با دين اسلام به تدريج به اين آيين روي آوردند و طي قرن ها در پاسداري از آن کوشيده اند. در زمان حاضر مذاهب گوناگوني ميان مردم کرد رايج است که به طور عمده پيرو چهار مذهب تسنن، تشيع، اهل حق و ايزدي هستند. علاوه بر اينها گونه هاي خاصي از شيعه در اين سرزمين مرسوم است از جمله طوايف مشبک هستند که علي (ع) را با صفت بزرگ «کردي رش» مي خوانند و همچنين «بجوران ها» که آنان را از گروه هاي صوفيه شيعي مي دانند و همچنين «صارلي ها» که آنان را نيز بازمانده گروه هاي شيعي صوفي مي دانند که خود را سخت پايبند علي بن ابي طالب(ع) مي دانند.

اکثريت کردها را اهل تسنن تشکيل مي دهند. به عبارتي قريب به اتفاق کردهاي ترکيه و سوريه سني مذهب و حنفي هستند و نيز اکثريت قابل توجهي از کردهاي عراق و کردهاي ساکن نيمه شمالي قسمت کردنشين ايران سني مذهب هستند که البته اهل تسنن ايران و عراق بيشتر شافعي هستند. به طور کلي کرمانج ها حنفي و سوران ها شافعي مذهب هستند و کردها از پايبندترين مردمان به اصول اسلام هستند.

در مناطق جنوبي اين سرزمين شيعيان ساکن هستند که گوران ها و لک ها را شامل مي شود و اکثر آنها ساکن ايران و قسمتي نيز در عراق ساکن نواحي و شهرهاي بدره، مندلي و خانقين هستند. جمعيت کرد شيعي به علت نزديکي سکونتگاه آنان با مراکز شيعيان و آشنايي با آنان از پيروان آن آيين شدند. علاوه بر گوران ها و لک ها کردهاي کرمانج ساکن شمال خراسان که به آنجا کوچ داده شده بودند از زمان شاه عباس صفوي به دليل قرار گرفتن سرداران آنها در شمار سرداران سپاه صفوي به تشيع روي آوردند.

يارسان به کردهايي اطلاق مي شود که پيرو آيين اهل حق هستند و در قسمت هاي جنوبي سرزمين کردنشين ايران و عراق ساکن هستند. يارسان عراق در شهرهاي خانقين، بدره و طاوق کرکوک ساکن هستند. يارسان ترکيه نيز گوران هاي ترکيه هستند که در شهرها و مناطق دياربکر، بتليس و دپرسيم ساکنند. يارسان خود را از پيروان مخصوص علي(ع) مي دانند.

رهبر يارسان در سده هشتم هجري که آنها را به صورت جمعيتي متشکل درآورد اسحق فرزند شيخ عيسي برزنجه يي بود که محل سکونت آنان در استان سليمانيه بود و بعدها به علت فشار حکام منطقه به سرزمين هاي جنوبي و اورامان کوچ کردند. دست نوشته هاي زيادي از يارسان موجود است که به صورت اشعار منظوم ده هجايي است و قدمت آنها تا قرن دوم هجري مي رسد و شباهت زيادي به اشعار قبل از اسلام دارد.

قسمت عمده اين سروده هاي مذهبي در «نامه سرانجام» مسطور است.

ايزديه مذهب آن دسته از کردان است که ساکن مناطقي در عراق و ترکيه و ايران به طور متمرکز هستند و به لهجه کرمانجي تکلم مي کنند و در جمعيت هاي متشکلي با روابط درون گروهي در مناطق استان هاي سنجار، موصل و منطقه شيخان عراق و دياربکر ترکيه و معدودي نيز در ميان کردهاي ايران هستند. درباره منشاء ايزديه عقايد مختلفي ابراز شده است، اما آن گونه که از مطالعات محققان و دانشمندان برمي آيد به قبل از اسلام حتي به قبل از زرتشت برمي گردد. زماني که ايرانيان ايزدان را پرستش مي کردند و اين گروه از آريايي ها تاکنون به گونه يي بر آيين خود مانده اند هر چند آيين ايزديه در طول تاريخ تاکنون تغيير و تحولات بسياري را به خود ديده است و مفاهيم زيادي از ادياني همچون اسلام و مسيحيت بدان راه يافته است.

رهبر تاريخي آنان که ايزديان را در دوره اسلامي در عراق رهبري کرد شيخ عدي بن مسافر بود. شيخ عدي مردم را از لعن هر کس و هر چيزي بر حذر داشت. ايزديان علاوه بر تقديس قرآن دو کتاب مقدس به نام «جلوه» و «مصحف رش» دارند که جلوه منتسب به شيخ عدي است و «مصحف رش» يا کتاب سياه حاوي اصول ايزديه است که دويست سال پس از شيخ عدي نوشته شده است. ايزديان به زبان کردي کرمانجي صحبت مي کنند و کتب آنها هم به «کرمانجي» نگاشته شده است. بزرگ ترين قبيله ايزدي قبيله «توهايا» بوده که در شمال موصل مسکون بوده اند. در ميان ايزديان نظر کردن به زن غير ايزدي ناپسند است. ازدواج در ماه «نيسان» حرام است. طاووس ميان آنان پرنده يي مقدس است که در اعياد خود با ساز و آواز آن را مي گردانند. از ديگر آداب ايزديان احترام بسيار به طبيعت، افروختن آتش بر مقابر، غسل تعميد کودکان و حسن پنداشتن پوشيدن پيراهن يقه شکافته است.

منابع و ماخذ؛-----------------------

ابن بلخي، فارسنامه

خوشحالي؛ بهزاد، زبان شناسي کرد و تاريخ کردستان، انتشارات فن آوران، 1379

زکي، محمد امين، کرد و کردستان، انتشارات آيدين، 1377

سيسيل جي، ادموندز، «کردها، ترک ها، عرب ها» ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات روزبهان، 1367

سنندجي، شکرالله، تحفه ناصري در تاريخ و جغرافياي کردستان، انتشارات اميرکبير، 1366

مردوخ کردستاني، تاريخ کردستان، انتشارات هژار، 1379

مشکور، محمدجواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام تا قرن چهارم، انتشارات اشراقي، 1368

بني سليم، محمد، يزيديه، مشکوه، شماره 67، تابستان 1379

ياسمي، غلامرضا، کرد و پيوستگي نژادي، نشر جامي، 1386

کنيان، درک، کردها و کردستان، ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات نگاه، 1372

کندال، مصطفي نازدار، کردها، ترجمه ابراهيم يونسي، انتشارات روزبهان، 1372

*وکيل دادگستري
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 14:36 توسط حامد پور .قائم مقامی |

30 هزار کودک متاهل در ايران زندگي مي کنند

طبق آخرين آمار رسمي کشور در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند


گروه اجتماعي، الناز انصاري؛ طبق آخرين آمار رسمي کشور، در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند. در اين آمار دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند و 5 هزار و 519 پسر 10 تا 14 سال مرد خانه محسوب مي شوند.آمار تکان دهنده کودکان متاهل هر چند مربوط به دو سال گذشته است و آمار جديدتري در اين زمينه تاکنون منتشر نشده، با اين حال برآورد کارشناسان حاکي از ادامه روند اين وصلت ها است.نمايندگان مجلس نيز که هنوز پاسخگوي جنجال «لايحه حمايت از خانواده» هستند، تمايلي به نشان دادن واکنش نسبت به اين آمار ندارند.طبق قوانين جمهوري اسلامي ثبت ازدواج دختر زير 13 سال و پسر زير 15 سال جرم محسوب مي شود.محمدباقر بهرامي رئيس کميسيون اجتماعي مجلس هم آمار ارائه شده سازمان ملي جوانان را مخدوش خواند و گفت؛ «ثبت چنين ازدواجي در هيچ محضري ممکن نيست و اين آمار احتمالاً مربوط به ازدواج هاي غير محضري است.»دبير انجمن حمايت از حقوق کودکان، احتمال مخدوش بودن اين آمار را با اشاره به آمار سال گذشته که حاکي از ازدواج 700 کودک بود، رد مي کند.فرشيد يزداني در گفت وگو با اعتماد ازدواج کودکان زير 18 سال در ايران و اکثر کشورهاي جهان را يکي از معضلات عمده عرصه حقوق کودکان مي داند. به گفته وي اينگونه ازدواج ها به باز توليد شيوه هاي غلط آموزشي مي انجامد. يزداني مي گويد؛ «سن ازدواج براي هر دو جنس بايد تا 18 سال افزايش يابد. ملاک ازدواج نمي تواند فقط بلوغ جنسي فرد در نظر گرفته شود. سن مسووليت قانوني هم بايد تا انتهاي سن کودکي فرد افزايش يابد.»يزداني به موضع انجمن حمايت از حقوق کودکان نسبت به «سن مسووليت کيفري» هم اشاره مي کند؛ «ازدواج نيز جزء زيرمجموعه مسووليت هاي فردي تعريف مي شود. ما از قانونگذاران مي خواهيم اين قوانين را اصلاح کنند. هرچند با توجه به طرح لايحه حمايت از خانواده به اصلاح اين قانون خوشبين نيستم، اما اميدواريم مجلس با توجه به انتقادات جامعه به سمت اصلاح قوانين حرکت کند.»«طبق ماده 1041 قانون مدني عقد نکاح دختر 13 سال و پسر 15 سال منوط به اخذ اجازه ولي (پدر و جد پدري) يا حکم دادگاه است. در غير اين صورت اين عقد پذيرفته نيست.»دکتر محمد سيف زاده با تاکيد بر اين ماده، ماده 190 قانون مدني را نيز مورد تاکيد قرار داده و مي گويد؛ «بنابراين ماده، قانونگذار براي عقد دائم چهار شرط قرار داده است که دو شرط اصلي آن شامل رضايت طرفين و اهليت مي شود. اين دو شرط کاملاً قابل تغيير و لازم الاجرا است و حتي با تفسير اين ماده مي شود مقابل ازدواج کودکان ايستاد چون مشخص نيست دختر 10 تا 14 ساله و پسر 15 ساله چطور مي توانند شرط عاقل، بالغ و مختار بودن را دارا باشند.»اين حقوقدان عامل فقر را در انعقاد چنين ازدواج هايي تاثيرگذار مي داند و مي گويد؛ «طبق قانون مصوب سال 1310 ازدواج دختر زير 15 سال و پسر زير 18 سال ممنوع بود. آمارهاي افزايش طلاق، خشونت و جرائم خانگي باعث نگراني حقوقدانان نسبت به قوانين شده و انتظار و نياز به تغيير بيش از پيش احساس مي شود.» سيف زاده به معاهدات بين المللي هم اشاره مي کند و از مسوولان مي خواهد نسبت به اين معاهدات احترام بگذارند. اين عضو کانون وکلا مي گويد؛ «طبق تمام معاهدات جهاني مورد پذيرش ايران مرز کودکي و مسووليت فرد براي هر دو طرف 18 سال است. ما هم از نظر قوانين داخلي ايران ملزم به رعايت اين اصل جهاني هستيم.»هر چند سيف زاده نيز بي توجه به چشم اندازي که «لايحه حمايت از خانواده» دولت در افکار عمومي ايجاد کرده است نسبت به تغيير قوانين خوشبين نبود با اين حال هنوز مي توان نسبت به هشدارهاي رسمي و عواقب آمار ارائه شده براي به هوش کردن قانونگذاران اميدوار بود. بديهي است وقتي از هر چهار ازدواج يک مورد طلاق در کلانشهر ثبت مي شود نمي توان به ازدواج يک زوج 10 تا 14 ساله خوشبين بود.شايد صداي زنگ هاي خطر گوش ها را ناشنوا کرده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 14:29 توسط حامد پور .قائم مقامی |

فارسی شدن آدرس‌های اینترنتی؛ ضعف‌ها و قوت‌ها

اهمیت کاربست یونی‌کد در آدرس‌نویسی اینترنتی چیست؟ کاربران با چه امکانات و مشکلات تازه‌ای مواجه می‌شوند؟ مشکلات خط فارسی چگونه در این مورد نیز بارز می‌گردد؟ مصاحبه‌ای در مورد این موضوع‌ها با محمود تجلی‌مهر.

از امروز (۱۵ اکتبر) به صورت آزمایشی، امکان نوشتن آدرس‌های اینترنتی به "یونی‌کد" متحقق می‌شود. در صورت مثبت بودن نتیجه این آزمایش، از اواخر سال آینده میلادی این امکان برای عموم به وجود خواهد آمد که بتوانند آدرس سایتها و وب‌نگارهای خود را به فارسی نیز بنویسند.

 

در این رابطه پرسش‌های مختلفی مطرح می‌شوند:  اهمیت این موضوع چیست؟ آیا با امکان جدید عدالت بیشتری در اینترنت برقرار می‌شود یا این کار بیشتر باعث جدایی و مرزکشی می‌شود؟ مشکلات تازه‌ای که ممکن است برای کاربران پیش آیند، کدامند؟ مشکلات خط فارسی چگونه در این مورد نیز بارز می‌شود؟

 

محمود تجلی‌مهر، کارشناس اینترنت و تله‌کمونیکاسیونBildunterschrift: محمود تجلی‌مهر، کارشناس اینترنت و تله‌کمونیکاسیون

 

این پرسشها را با مهندس محمود تجلی‌مهر، کارشناس IT در میان گذاشته‌ایم.

 

مصاحبه با محمود تجلی‌مهر را از طریق لینک زیر بشنوید:

 

 

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

 
فایلهای دیداری و شنیداری درباره‌‌ی موضوع
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15:12 توسط حامد پور .قائم مقامی |

از امروز: نشانی اینترنتی با حروف فارسی

امروز (۱۵ اکتبر) آزمایشی در اینترنت صورت می‌گیرد که راهگشای امکان نگاشتن نشانی‌های اینترنتی به حروفی غیر از حروف لاتین است. بر این قرار در آینده می‌توانیم نشانی اینترنتی را به فارسی بنویسیم. در این میان یک بار دیگر مشکل‌های خط-نگاری فارسی بارز می‌شوند.

آزمایش نگاشتن آدرس‌ها به زبانهای غیرلاتینی

 

امروز (۱۵ اکتبر) برای نخستین بار در تاریخ اینترنت آزمایشی راه‌گشا برای به کار بردن حروف غیرلاتین برای نامگذاری دامنه‌های اینترنتی انجام می‌گیرد. زبانهایی که موضوع آزمایش نامگذاری دامنه اینترنتی هستند، عبارت‌اند از: چینی، روسی، هندی، یونانی، کره‌ای، هندی، ژاپنی، تامیل، عربی و فارسی.

آدرس اینترنتی کنونی سایت فارسی دویچه‌وله در حال حاضر دارای جزء اصلی زیر است:

dw-world.de/persian

آزمایش ۱۵ اکتبر این امکان را می‌دهد که در آینده‌ی نزدیک مثلاً از طریق زیر نیز بتوان به سایت فارسی دویچه‌وله دسترسی داشت:

دویچه‌وله/فارسی

 

نحوه‌ی انجام آزمایش

 

آزمایش را نهادی پیش می‌برد که کار مدیریت آدرس‌ها را برعهده دارد. عنوان این نهاد به انگلیسی چنین است:

Internet Corporation for Assigned Names and Numbers - ICANN

آن را به فارسی ازجمله "شرکت شماره‌ها و نام‌های اختصاصی اینترنت" خوانده‌اند.

آزمایش به این صورت انجام می‌شود که آدرس اینترنتی‌ای به صورت example.test به زبانهای موضوع آزمایش نگاشته شده و دیده می‌شود که چگونه می‌توان به سایت مرجع آن آدرس دسترسی پیدا کرد. شیوه‌ی دسترسی به این صورت است که آدرس نخست به عبارتی متشکل از حروف و اعداد استاندارد لاتین ترجمه می‌شود و سپس یابش آن در شبکه انجام می‌گیرد. بنابر این مرورگرهایی توانایی فهم آدرس به حروف غیر لاتینی را دارند که بتوانند این تبدیل را انجام دهند. هم اینک فقط مرورگر موسوم به Opera از عهده کدگذاری  Punycode به صورت کامل برمی‌آید. فراگرد  Punycode استاندارد تبدیل حروف غیرلاتینی به عبارتهای معادلی متشکل از حروف و ارقام انگلیسی است.

 

در ادامه‌ی تحولی که "یونی‌کد" پدید آورد

 

بنابر این هنوز اینترنت در اساس خود انگلیسی زبان است و به طور مستقیم حتّا حروف ویژه‌ی آلمانی مثل Ä یا ß را نمی‌فهمد. آنچه می‌فهمد متشکل از حروف A تا Z و اعداد 1 تا 9 به لاتین است.

امکان استفاده عمومی از حروف غیرلاتین در نشانی‌های اینرنتی در پایان سال ۲۰۰۸ میسر خواهد شد. این تحول در ادامه‌ی تحولی است که استفاده از یونی‌کد (unicode) در پردازش الکترونیکی متن‌ها به زبانهای مختلف دنیا به دنبال آورد. استاندارد یونی‌کد این امکان را فراهم آورد که کدبندی حروف شامل همه‌ی خط‌های رایج در جهان شود. پیش از یونی‌کد مثلاً برای نوشتن متنی فراهم‌آمده از عبارات لاتین و عبارات فارسی در یک واژه‌پرداز کامپیوتری از دو قلم استفاده می‌کردیم. اکنون اما قلم‌های طراحی شده بر پایه‌ی یونی‌کد چنان اند که با آنها می‌توان به زبانهای مختلف نگاشت. قلم رایجی مثل Arial در نسخه‌ی یونی‌کدی آن شامل حروف لاتین، روسی، یونانی، عبری، عربی، فارسی و حروف و نشانه‌های دیگر است. مضمون تحول در نگاشتن آدرس‌های اینترنتی به زبانهای غیرلاتین در واقع استفاده از یونی‌کد در نگارش آدرس‌هاست.

 

مشکل خط-نگارش فارسی

 

یونی‌کد گام‌به‌گام تکمیل شد و به استاندارد تبدیل شد. در نسخه‌ی آغازین آن به فارسی بی‌توجهی شده و در اصل تفاوت آن با عربی در نظر گرفته نشده بود. بی‌توجهی به زبان فارسی در شرکتها و نهادهای تعیین‌کننده در جهان داده‌پردازی کامپیوتری تا حدی بود که "ویندوز" (محصول شرکت "مایکروسفت") در آغاز از فارسی پشتیبانی نمی‌کرد و آنگاه که در نظر گرفت چنین زبانی هم وجود دارد، برای نگارش حروف فارسی آرایشی بر روی تخته‌کلید منظور کرد که با استاندارد ماشین تحریر فارسی نمی‌خواند و غیرمنطقی و توجیه‌ناپذیر بود. هنوز هم مشکل ایرانیان با آرایش صفحه‌کلید حل نشده است.

استاندارد جدید یونی‌کد نیز هنوز در میان فارسی‌زبانان جا نیفتاده است. به عنوان مثال هنوز سایتهای خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های اصلی ایرانی از کدبندی عربی استفاده می‌کنند. این آشفتگی کار جستجو در اینترنت را مشکل می‌کند. مثلاً اگر بخواهیم دنبال نام "کریم" بگردیم، باید درنظر گیریم که یک بار از "ک" فارسی و "ی" فارسی استفاده کنیم و یک بار از "ك" عربی و "ي" عربی. با توجه به این موضوع و نیز این که هنوز مشکل فاصله‌ی کوتاه در کلمات مرکب و نیز جدانویسی یا سرهم‌نویسی به شکلی استاندارد و مورد پذیرش همگان حل نشده است، این پرسش مطرح می‌شود که در نگاشتن آدرس‌های اینترنتی به فارسی چه هنجاری پی‌گرفته می‌شود؟ به عنوان مثلاً اگر اسم "کریم" در یک آدرس اینترنتی فارسی بیاید، آن را چگونه باید نوشت؟

 

ر

 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15:10 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin