تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری

نیم‌نگاهی به تاریخ فوتبال زنان

شاید فکر کنید که فوتبال زنان سابقه چندانی ندارد و حضور زنان در این ورزش پرطرفدار پدیده‌ای نسبتا نوظهور است، در حالی که که بنیانگذاری نخستین تیم فوتبال زنان برمی‌گردد به سال ۱۸۹۴ میلادی، یعنی ۱۱۳ سال پیش.

ورود زنان به رشته‌های مختلف ورزشی همیشه با تأخیر همراه بوده است. برای نمونه در اوایل قرن نوزدهم میلادی، این فقط مردان بودند که مثلا در آلمان در رشته ژیمناستیک فعالیت داشتند و در دهه سی میلادی همان قرن، یعنی بعد از گذشت ۳۰ سال، زنان نیز رفته‌رفته این فرصت را یافتند که به شکلی سازمان‌یافته در این رشته ورزشی فعال شوند.

 

در مورد فوتبال نیز وضع به همین صورت بود و سالیان سال گفته می‌شد که زنان را چه به فوتبال. البته زنان در نهایت اهداف خود را پیش بردند و علیرغم مخالفت‌ها و تمسخرهایی که از طرف مردان ابراز می‌شد، قدم به میدان فوتبال گذاشتند.

 

 

تشکیل نخستین تیم‌های فوتبال زنان در اواخر قرن نوزدهم

 

در سال ۱۸۹۴، اولین باشگاه فوتبال زنان تاسیس شد، طبیعتا در انگلیس که مهد فوتبال است. این باشگاه British Ladies Football Club نام داشت و یک سالی بیش طول نکشید که در انگلیس چندین تیم فوتبال زنان فعال شدند و در حضور هزاران تماشاگر مسابقه برگزار می‌کردند. در حین جنگ جهانی اول حتی بازی‌های متعددی میان تیمهای مختلف زنان صورت می‌گرفت که درآمد بدست آمده از آن صرف امورات خیریه می‌شد.

 

نخستین دختران جوانی که در سال ۱۹۷۰ به باشگاه بایرن مونیخ پیوستندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  نخستین دختران جوانی که در سال ۱۹۷۰ به باشگاه بایرن مونیخ پیوستنددر سال ۱۹۲۱، یعنی چند سالی پس از پایان جنگ جهانی اول، حدود ۱۵۰ تیم فوتبال زنان در انگلیس وجود داشتند. معروفترین و موفقترین آنها تیمی بود به نام Dick, Kerr Ladies F.C.  که در سال ۱۹۱۷، یعنی در اواخر جنگ جهانی اول بناینگذاری گردید. زنانی که در این تیم توپ میزدند، همگی کارگر کارخانه ماشین‌سازی و مهمات‌سازی Dick Kerr بودند. جالب توجه که این تیم نه تنها به مصاف دیگر تیم‌های فعال در انگلیس می‌رفت، بلکه بازی‌هایی در برابر رقبای خارجی نیز انجام میداد.

 

شکی نیست که حضور مردان در میدان جنگ جهانی اول و غیاب آنان در میادین فوتبال، در پیشرفت و پررنگ شدن فوتبال زنان بی‌تأثیر نبود. بعد از پایان جنگ جهانی اول و بازگشت مردان از جبهه جنگ، اهمیت بازیهای خیریه و پرتماشاگری که از طرف تیم‌های فوتبال زنان برگزار می‌شد، روز به روز کاهش یافت و سرانجام در سال ۱۹۲۱ میلادی، فدراسیون فوتبال انگلیس از باشگاه‌ها خواست که از فعالیت‌های زنان در این عرصه پشتیبانی نکنند.

 

اگر چه فوتبال زنان پس از این فراخوان کاملا از صحنه محو نشد، اما به‌شدت رنگ باخت. در کنار انگلیس، فرانسه نیز از کشورهایی بود که زنان، علیرغم مخالفت‌های مردان، این امکان را یافتند که پا به میدان بگذارند. در سال ۱۹۱۷ برای نخستین بار در فرانسه یک مسابقه فوتبال بین دو تیم زنان انجام گرفت و این مسئله سبب شد که تیم‌های زیادی تشکیل شوند.

 

در دهه‌های بیست و سی قرن بیستم میلادی نه تنها تورنمنت‌های مختلفی در داخل فرانسه برگزار می‌شد، بلکه دیدارهایی نیز میان تیمهای فوتبال انگلیس و فرانسه صورت می‌گرفت. ناگفته نماند که تیم‌های فوتبال زنان در فرانسه تا سال ۱۹۳۳ تحت پوشش فدراسیون تربیت‌بدنی زنان فرانسه قرار داشتند و از آن پس فدراسیون فوتبال زنان فرانسه، وظیفه نظارت و سازماندهی رو برعهده گرفت.

 

البته در همان دوران مقاوت پزشکان، مربیان، روزنامه‌نگاران و دست‌اندرکاران ورزش در فرانسه در برابر فعالیتهای زنان در عرصه فوتبال رو به شدت گذاشت. بالا گرفتن موج مخالفت‌ها سرانجام سبب شد که در همان ده سی میلادی، زنان کم و بیش از صحنه فوتبال دور شوند.

 

 

نخستین گام‌های زنان علاقمند به فوتبال در آلمان

 

عیلرغم آنکه خبرهای مربوط به تمرین‌ها و مسابقه‌های فوتبال زنان از فرانسه و انگلیس به آلمان هم رسیده بود، اما سالهای زیادی طول کشید تا زنان آلمان دست به فعالیتی جدی بزنند. در سال ۱۹۳۰ اولین تیم فوتبال زنان در آلمان در شهر فرانکفورت تشکیل شد که فعالیتش کم و بیش در همان سطح تمرینات باقی ماند و از آنجایی که هیچ تیم و رقیب دیگری وجود نداشت، این تیم گاهی در مقابل تیم‌های مردان بازی می‌کرد.

 

صحنه‌ای از نخستین دیدار رسمی زنان ملی‌پوش آلمان در برابر سوییس که با نتیجه ۵ بر ۱ به سود آلمان خاتمه یافتBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  صحنه‌ای از نخستین دیدار رسمی زنان ملی‌پوش آلمان در برابر سوییس که با نتیجه ۵ بر ۱ به سود آلمان خاتمه یافتالبته این تلاش زنان آلمان در مجموع چندان ثمربخش نبود و تیمی که در فرانکفورت شکل گرفته بود، یک سال بعد از تاسیسش، در پی اعتراضات و مخالفتهای شدید از هم پاشید. با روی کار آمدن هیتلر در سال ۱۹۱۳ و شروع دوران خفقان‌بار ناسیونال سوسیالیسم در آلمان که ۱۲ سال ادامه داشت، فشار و محدودیت‌ها علیه زنان شدت گرفت و در نقشی که در آن سالها برای زنان تعریف شده بود، جایی برای ورزش به اصطلاح مردانه فوتبال وجود نداشت.

 

پس از جنگ جهانی دوم حضور و نقش زنان در شکل‌گیری آلمان نوین به مراتب پررنگتر از گذشته بود و به همین نسبت نیز تلاشهای آنان برای به دست آوردن حقوقشان در زمینه‌های مختلف افزایش یافت. ورزش فوتبال نیز یکی از این عرصه‌ها بود. البته این بار بحث و بررسی فوتبال زنان به فدراسیون فوتبال آلمان کشیده شد.

 

 

ممنوع شدن فوتبال زنان در آلمان پس از جنگ جهانی دوم

 

در سال ۱۹۵۵ فدراسیون فوتبال آلمان، باشگاههای فوتبال این کشور را رسما منع کرد که بخشی از فعالیت‌ها و همچنین زمینهای تمرین تحت پوشش فدراسیون را به فوتبال زنان اختصاص دهند. اگر چه این ممنوعیت‌ها مانع رسمی شدن فوتبال زنان شد، اما در دهه های پنجاه و شصت میلادی در گوشه و کنار آلمان، زنان با تشکیل تیم‌هایی غیررسمی به ورزش مورد علاقه خود، فوتبال می‌پرداختند.

 

شادی حد و مرز نمی‌شناسد!Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شادی حد و مرز نمی‌شناسد!خالی از لطف نیست که در اینجا از خاطرات یک پیرزن ۶۳ ساله آلمانی به نام Bärbel Wohlleben یاد کنیم که در دوران نوجوانی‌ در دهه پنجاه میلادی شیفته و عاشق فوتبال بود  و در منطقه‌ای که زندگی می‌کرد، تنها دختری بود که به این ورزش علاقه داشت.

 

او با سه بردارش دائم فوتبال بازی می‌کرد و با توجه به پشتکار و قابلیت‌هایش حتی توانست به تیم فوتبال منطقه خود که در آنها فقط پسران بازی می‌کردند، راه پیدا کند. البته او برای رسیدن به این هدف باید آزمونی سخت را با موفقیت پشت سر می‌گذاشت: کشتی گرفتن و زمین زدن تک تک بازیکنان تیم.

 

ناگفته نماند که این دختر نوجوان در یکی از دیدارهای تیمش حتی بازوبند کاپیتانی را به بازو داشت و خاطرات آن روزها در ذهنش کاملا زنده است: «آن دیدار، بازی تلخ یکی از پسرهای هم‌کلاسیم بود که دروازه بان تیم مقابل بود و در نیمه دوم بازی سه گل از من خورد. خلاصه از این قضیه بدجوری غافلگیر و ناراحت شده بود و به خاطر همین هم شش ماهی با من قهر بود.»

 

البته این شادی و شور بازی تداوم چندانی نداشت و با توجه به ممنوعیتی که از طرف فدراسیون فوتبال آلمان ابلاغ شده بود، این دختر فوتبالیست از ادامه فعالیتش در عرصه فوتبال محروم شد. اواخر دهه شصت میلادی دوران قدرت گرفتن و افزایش نفوذ جنبش دانشجویان و همچنین جنبش زنان در آلمان بود. اگر چه کسب اجازه برای فوتبال در ردههای بالای فهرست خواسته های زنان قرار نداشت، اما چیزی طول نکشید که این آرزو تحقق پیدا کرد.

 

 

رسمیت یافتن فوتبال زنان در آلمان

 

در سال ۱۹۷۰ فدراسیون فوتبال آلمان، سرانجام فوتبال زنان را به رسمیت شناخت. البته باید گفت که در این روند عوامل مختلفی تاثیرگذار بودند، از جمله آنکه در دیگر کشورهای اروپای غربی فوتبال زنان برای خود جایی باز کرده بود و از آن گذشته مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان ظاهرا ترجیح می‌دادند که نظارت و کنترل فوتبال زنان از دستشان خارج نشود.

 

افزایش علاقه دختران به ورزش فوتبالBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  افزایش علاقه دختران به ورزش فوتبالچهار سال پس از به رسمیت شناخته شدن فوتبال زنان، برای اولین بار مسابقات قهرمانی فوتبال زنان آلمان انجام گرفت و در سال ۱۹۸۰، یعنی شش سال بعد نیز برای اولین بار جام حذفی زنان برگزار شد.

 

فوتبال زنان آلمان در طول ۳۶ سال فعالیت رسمی خودش از لحاظ ساختار دچار تغییر و تحولات اساسی شد و اکنون حدود ده سالی است که بوندسلیگای ۱ زنان بشکل فعلی خود فعالیت دارد و در مجموع ۱۲ تیم دسته اولی را در بر می‌گیرد.

 

طبیعی است که در کنار لیگ دسته اول، لیگ دسته دوم و دسته‌های پایین‌تر نیز فعال هستند. در اواخر دهه نود میلادی تیمهای ملی فوتبال برای گروههای سنی مختلف دختران تشکیل شد، اما شکل‌گیری تیم ملی فوتبال زنان آلمان برمیگردد به سال ۱۹۸۲، سالی که تیم ملی فوتبال مردان آلمان در فینال جام جهانی ۳ بر ۱ مغلوب ایتالیا شد.

 

استقبال آلمانها از تیم ملی فوتبال زنان کشورشان پس از کسب عنوان قهرمانی جهان Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  استقبال آلمانها از تیم ملی فوتبال زنان کشورشان پس از کسب عنوان قهرمانی جهان اولین بازی رسمی خود را تیم ملی فوتبال زنان آلمان در همان سال در برابر سوییس انجام داد. در آن زمان کنجکاوی مردم کم نبود، اگر چه به گفته سیلویا ناید؛ یکی از ملیپوشان آلمان در آن وقت و سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال زنان آلمان، انگیزه بسیاری‌ها از آمدن به این دیدار ظاهرا چیز دیگری بوده تا جنبه ورزشی و جدی قضیه.

 

او در این باره می‌گوید: «من از همان شروع فعالیت تیم ملی فوتبال، همراه این تیم هستم و خیلی چیزها را تجربه کردم. بیست و پنج سال پیش که در استادیوم شهر کوبلنتز در مقابل سوییس بازی داشتیم، از مردم سوال می‌شد که انتظارشان از بازی چیست. اکثر آنها می‌گفتند، می‌خواستیم ببینیم که بعد از بازی چه اتفاقی می‌افتد. منظور جماعت هم رد  و بدل کردن پیراهن بازیکنان دو تیم بعد از خاتمه بازی بود. آن زمان این مسئله از هر چیز دیگر جالبتر بود.»

 

 

موفقیت درخور توجه تیم ملی فوتبال زنان آلمان

 

سالهای زیادی طول کشید تا فعالیتهای زنان در عرصه فوتبال جدی گرفته شود. تیم ملی فوتبال زنان آلمان علیرغم عمر نسبتا کم خود، از لحاظ موفقیت چیزی از ملیپوشان مرد این کشور کم ندارد. زنان آلمان تا به حال ۴ بار عنوان قهرمانی اروپا را کسب کرده‌اند (در سالهای ۱۹۸۹، ۱۹۹۱، ۱۹۹۵ و ۱۹۹۷) و در سال ۲۰۰۳ نیز به عنوان قهرمانی جهان دست یافته‌اند.

 

همانطور که در پیش اشاره شد، اولین دوره رسمی مسابقات جام جهانی فوتبال زنان در سال ۱۹۹۱ در چین برگزار شد و این کشور در این روزها نیز میزبان برگزاری پنجمین دوره از این بازی‌ها است. تفاوت اولین دوره با بازیهای امسال بیش از همه در کیفیت بازی تیمهاست و باید گفت که پاس‌کاریهای دیدنی، سانترهای دقیق و شوتهای تماشایی و طبیعتا واکنشهای فوق العاده دروازه‌بانان زن به همان اندازه می‌تواند برای دوستداران فوتبال جذاب باشد که پیکارهای فوتبالیستهای مرد.

 

شهرام احدی

 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:51 توسط حامد پور .قائم مقامی |

'من مشغول بازی بودم که انفجار مين مرا نابينا کرد'

رویا بهرامی

رويا بهرامی دختری پانزده ساله است که مدت سه سال است که با کمک انجمن نابينايان هرات خواندن و نوشتن با خط بريل را فرا گرفته و دو سال است که وارد مدرسه شده و توانسته در اين مدت کم خود را به کلاس هشتم برساند مشغول تحصيل شود. او همچنين مجری يک برنامه راديويی برای نوجوانان، در يک راديوی محلی در هرات است:

من در سن سه سالگی در حالی که با چند کودک هم سن و سالم مشغول بازی با مين بودم، در اثر انفجار مين چشمهايم را از دست دادم.

مدت دو سال است که در يک راديوی محلی به نام "سحر" مشغول به کار شده ام و برنامه ای به نام سازندگان آينده را برای نوجوانان تهيه می کنم.

در ابتدا قصد داشتم برنامه ای برای نابينايان بسازم ولی بعد به اين فکر افتادم که برنامه را در سطح وسيع تر برای تمام نوجوانان تهيه کنم. با شروع برنامه بعد از سه هفته نامه هايی از طرف نوجوانان دريافت کرديم و متوجه شديم که برنامه ما مورد توجه شان قرار گرفته است و همکاری آنها روز بروز افزايش می يابد.

من به اتفاق خواهرم بعد از صرف صبحانه به مدرسه می رويم و من به کمک خواهرم راه می روم . در مدرسه با خط بريل درس می خوانم و می نويسم و در برخی موارد از ضبط صوت استفاده می کنم.

بعد از پايان درس، به همراه خواهرم به انجمن نابينايان که وظيفه اش کمک به نابينايان هرات و بررسی مشکلات شان و همچنين آموزش آنان است می روم و در آنجا مسئول کميته زنان نابينا هستم و به ديگر نابينايان بويژه زنان نابينا در مورد حل مشکلات اجتماعی شان کمک می کنم.

به کمک اين انجمن، موفق شده ايم حدود چهل دختر و پسر نابينا را در مدرسه های مختلف هرات ثبت نام کنيم تا به تحصيل با خط بريل بپردازند.

رياست معارف (اداره آموزش و پرورش) هرات و مديران و معلمان مکاتب (مدرسه ها) از ثبت نام نابينايان در مدرسه های افراد بينا سرباز می زدند و پيشنهاد ساختن مدرسه ای برای نابينايان را ارائه می کردند. ولی با کوشش های فراوان اين انجمن ، رياست معارف هرات و مديران مدرسه ها راضی به ثبت نام آنان شدند.

ما هم جزئی از جامعه هستيم و نمی خواهيم کسی به ما ترحم و دلسوزی کند چون ترحم و دلسوزی ديگران نسبت به نابينايان روحيه آنان را درهم می شکند. ما می خواهيم به ديگران ثابت کنيم که نه تنها از افراد بينا کمبودی نداريم بلکه در برخی موارد از يک فرد بينا بهتر و نيرومند تر عمل می کنيم.

برنامه من در راديو، هفته ای يک بار پخش می شود و روزی که بايد برنامه را ضبط کنم، بعد از خارج شدن از انجمن نابينايان، با کمک و راهنمايی خواهرم به راديو سحر می روم و در آنجا با کمک کارمندان فنی راديو مشغول ضبط برنامه می شوم.

مطالب ارسالی و نامه های نوجوانان به برنامه ام را همکارانم برايم می خوانند و من در مورد آنها صحبت می کنم و در صورت ضرورت به يادداشت گرفتن، با خط بريل يادداشت می کنم و سپس آن را می خوانم.

من حقوقی را که از راديو می گيرم، برای مصارف شخصی خودم و خانواده ام مصرف می کنم.

در مواقعی که انجمن نابينايان سمينارهايی را برای آموزش نابينايان و خانواده هايشان برگزار می کند، من هم در صحبت با آنها در مورد حل مشکلات اجتماعی شان با آنها همکاری می کنم.

من آرزو دارم در آينده ژورناليست يا حقوقدان شوم. موسيقی را دوست دارم و به آهنگهای احمد ظاهر و حميرا گوش می دهم.

من در کنار راديو، از تلويزيون هم استفاده می کنم، اما فقط به برنامه های تفريحی موسيقی ، آموزشی و سريالهای تلويزيونی، گوش می کنم.

تلخ ترين روزهای زندگی من، روزهايی بود که برای شش ماه از کشورم دور بودم و در ايران به سر می بردم.

اگر چه امکانات رفاهی در ايران نسبت به افغانستان بيشتر و بهتر است ولی با آن هم دلم برای کشورم تنگ می شد و روزها را به سختی سپری می کردم.

شيرين ترين خاطره زندگی ام، شنيدن خبر قبولی ام در امتحانات مدرسه با نمره عالی بود. وقتی شنيدم در ميان شصت نفر دخترهای بينا، من مقام دوم را کسب کرده ام بسيار خوشحال شدم .

من به شعر هم علاقه خاصی دارد و عضو انجمن ادبی هرات نيز هستم. خودم شعر می سرايم. حدود هفتاد قطعه شعرم را در قالب يک جلد کتاب به خط بريل آماده کرده ام، ولی به دليل مشکلات اقتصادی، نتوانسته ام که کتابم را تکثير کنم."

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 15:0 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عکسهایی از مراسم جابجایی پیکر فریدون فرخزاد

با حضور جمع بزرگی از ایرانیان و دوستان آلمانی فریدون فرخزاد، پیکر این هنرمند ایرانی که پانزده سال پیش در شهر بن آلمان در خانه خود به قتل رسید، جابجا شد.

طبق آداب مرسوم در آلمان، قبر فریدون فرخزاد که به طور رایگان از طرف شهرداری در اختیار قرار گرفته بود می بایستی صاف شده، برای دیگران در نظر گرفته می شد.

در این مراسم چند هنرمند ایرانی از گوشه وکنار جهان به احترام فریدون فرخزاد برنامه هایی اجرا کردند.

ستار، خواننده نامی ایرانی در مراسم جابجایی پیکر فرخزاد سخنرانی کند و ترانه خواند

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 14:20 توسط حامد پور .قائم مقامی |

فناوری تلفن همراه 20 ساله شد

فناوری پشتوانه شبکه تلفن های همراه در ماه سپتامبر 20 ساله شده است.

در روز هفتم سپتامبر 1987، پانزده شرکت تلفن موافقتنامه ای را برای ایجاد یک شبکه تلفن همراه براساس "سیستم سراسری ارتباطات موبایل" (GSM) امضا کردند.

به گفته اتحادیه "جی اس ام" اکنون در جهان بیش از 5/2 میلیارد حساب که از این فناوری تلفن همراه استفاده می کنند وجود دارد.

با اشتیاق بسیاری از کشورهای درحال توسعه برای استفاده از تلفن های همراه، هیچ نشانی از کاهش سرعت اتخاذ این فناوری به چشم نمی خورد.

رابرت کانوی مدیر اتحادیه "جی اس ام" گفت که یادداشت تفاهمی که در سال 1987 امضا شده بود عمدتا لحظه ای شناخته می شود که صنعت جهانی موبایل به راه افتاد.

هرچند کار به روی مشخصه های فنی "جی اس ام" زودتر آغاز شد، اما آن توافق در سال 1987 اپراتورها را متعهد کرد شبکه هایی بر اساس آن بسازند.

وی گفت: "شکی نیست که در زمان توافق 1987 هیچ کس فکر نمی کرد پس از اعمال استاندارد جی اس ام شاهد چنین رشد انفجاری ظرفیت ها باشیم."

به گفته وی از آن زمان تاکنون همواره رشد شمار کاربران موبایل های جی اس ام از پیش بینی ها فراتر رفته است.

موبایل که زمانی از محصولات تجملی و خاص طبقه ثروتمند به حساب می آمد اکنون به گفته آقای کانوی "به ابزاری روزمره که در زندگی مردم نقش حیاتی دارد" بدل شده است.

براساس آمار شرکت آفکام اکنون در بریتانیا شمار تلفن های همراه از شمار افراد جمعیت بیشتر است.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 14:9 توسط حامد پور .قائم مقامی |

علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند ".
ترجمه نیوزویک:
علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.

ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس:
علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.

ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته:
علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.


View article...

با تشکر از :گفتنی ها

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:20 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin