| ۱۲ شهريور ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۵:۸ | تعداد بازديد: 1784 | كد خبر: ۷۴۴۰۴ |
آيتالله صانعي گفت: در اصلاح قانون مجازات اسلامي بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است، پرسيده شود.
آيتالله يوسف صانعي، مرجع تقليد و استاد حوزه علميه قم در گفتوگو با ايسنا، به پرسشهايي درباره لايحه اصلاح قانون مجازات اسلامي كه در آينده به مجلس خواهد رفت پاسخ داد و گفت: من به آقايان عرض کردهام، اگر ميخواهند قانوني بنويسند که اشکالي به آن وارد نشده و جامعه هم پذيراي آن باشد و از نظر قانون اساسي هم بياشکال باشد، بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است و با متد حوزه پيش رفتهاند را جويا شوند.
وي افزود: تمام مسائلي که مورد اشکال است، خصوصا در استفتائات قضائي، بنده در کتابهايم پاسخ دادهام و آن طور که بنده برداشت کردهام، با پاسخهاي من هيچ اشکالي به آنها نيست.
صانعي با اشاره به اينکه در قانون اساسي آمده است، مصوبات مجلس نبايد خلاف شرع باشد، گفت: خلاف شرع چيزي است که همه خلاف ميدانند و نه خلاف شرع به نظر بنده يا فلان مجتهد زيرا اين، خلاف شرع مقيد است.
وي ادامه داد: اگر مطلبي مورد اختلاف است و فقيهي که مدتها قبل زندگي ميکرده، آن را به گونهاي بيان داشته که اکنون پاسخگوي دنياي اسلام است، ميتوانيم آن نظر را قانون کنيم.
اين مرجع تقليد با بيان اينکه کساني که ميخواهند قانوني بگذارند، بايد نظراتي که بر خلاف قانون مجازات كنوني است را لحاظ کنند تا قانوني بياشکال داشته باشيم، گفت: درست است که قوانين جزايي ما از تحريرالوسيله امام (ره) گرفته شده است اما ايشان فرمودند «تحقيق بايد بر تحقيقات اضافه شود».
صانعي با اشاره به بيانات حضرت امام(ره) گفت: ايشان فرمودند افراد بايد آبرويشان را بگذارند و طوري اجتهاد کنند که پاسخگوي دنيا باشند.
وي درباره قوانين مصوب مجلس كه در شوراي نگهبان رد ميشود، افزود: اگر موردي هم در شوراي نگهبان مورد قبول واقع نشود، به مجمع تشخيص مصلحت نظام ميرود و بررسي ميشود.
ديه عاقله را به معناي رايج بين فقها قبول ندارم
وي درباره عاقله گفت: بنده ديه عاقله را به اين معناي رايج بين فقها قبول ندارم و آيتالله مقدس اردبيلي هم اين حرفها را به چالش کشانده است.
صانعي با ذکر اينکه عدهاي گفتهاند عاقله براي اين ديه را ميپردازد که بايد فرد خطاكار را به نحو درستي تربيت ميکرده، افزود: مگر در دنياي امروز ميتوان اقوام و خويشان را تربيت کرد.
وي تصريح کرد: پرداخت ديه توسط عاقله جايي است که عاقله در کار خاطي تاثير داشته و کنترل کننده وي باشد که ميتوان به کودک و ديوانه اشاره كرد.
صانعي افزود: مطلبي ضروري اسلام است که صدها روايت منطبق با آن مطلب وجود داشته باشد اما وقتي برداشت تنها از چند روايت است، ميتوان گفت برداشتي هم ميگويد، ديه بر عاقله مواردي را که در قانون آمده شامل نميشود.
وي با بيان اينکه به طور مثال عاقله افراد موجي جنگ، حکومت است، افزود: بر حکومت است که اين افراد را در مکاني نگهداري کند يا مبلغي به خانوادهشان بپردازد تا وي را محافظت كنند، حال اگر حکومت محافظت نکرد، بايد ديه وارده را بپردازد.
صانعي افزود: اين تعريف فقهي زيبا از عاقله تا بيايد قانون شود، امام زمان (عج) ظهور خواهند کرد.
از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است
صانعي، منشأ تفاوت ديه مرد و زن را در زمان شهيد بهشتي دانست و گفت: بهشتي در آن شرايط انقلابي اين وجه اعتباري را مطرح کرد كه چون مرد خرجي ميدهد، ديه وي دو برابر زن است.
وي افزود: اصل اين مطلب نادرست است و شهيد بهشتي آن زمان اين مطلب را بيان داشته است وگرنه شهيد بهشتي يک مجتهد است که امروز به او احتياج داريم.
صانعي با اشاره به اينکه در فقه شيعه اصلا اين حرفها و اينگونه مسائل مطرح نيست و با اعتباراتي که اشکال دارد، نميتوان قانون درست کرد، ادامه داد: اين يک فکر و تحليل است و قواعد فقه شيعه با تحليل درست نميشود بلکه ابتدا بايد قرآن، متون و روايات را ديد و در کنار آن تحليل کرد.
وي خاطرنشان کرد: بنده از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است.
قصاص، زيباترين قانون اسلام است
وي همچنين افزود: در باب قصاص هم، به عقيده من زن و مرد در كنار هم قصاص ميشوند، بدون اينکه تفاوتي را بپردازند.
صانعي با اشاره به اينکه در باب حدود يکي از دو راه را بايد حل کنيم، گفت: يک راه اين است که بگوييم حسب فتواي مشهور، آيين دادرسي در اين مورد شهادت 4 مرد يا 4 مرتبه اقرار فرد لازم است.
وي ادامه داد: در غير اين صورت بايد اين موارد را تنها مربوط به زمان معصوم بدانيم و به اين ترتيب مشکل را حل کنيم، حال اگر با راههاي ديگر اين جرم ثابت شد ميتوان تعزير كرد.
آيتالله صانعي خاطرنشان کرد: تعزير مجازاتي است که جرمشناسان، روانشناسان و جامعه شناسان نظر ميدهند که چه طور ميشود افراد را مجازات کرد.
وي با ذکر اينکه قصاص زيباترين قانون است، افزود: در قانون قصاص، آزادي، عاطفه و حق حيات حفظ شده است.
وي ادامه داد: هر قانوني آزادي انسان را محدود ميکند، در حالي که در قانون قصاص، صاحبان خون مختارند.
زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد
صانعي در ادامه با بيان اينکه در قانون ارث ميگويند، زن فقط از اموال منقول همسرش ارث ميبرد، گفت: اکنون ديگر منقولها ارزشي ندارند و سبب ميشود که نصف جمعيت ما از حقوقشان محروم شوند.
وي افزود: بنده نظرم اين است که زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد.
وي با اشاره به اينکه ما مقلد ديگران نيستيم، افزود: اجتهاد يعني هر کس برداشت خودش را بگويد و بنده اين گونه برداشت کردهام.
صانعي در پايان گفت: درخصوص تمام حرفهايي که بنده عرض ميکنم امام (ره) رضايت داشتند، کما اينکه در چندين مورد که با امام (ره) صحبت ميکردم، ايشان جواب مثبت دادند.
|
اين عکس ها را مهسا ندری از آکواریومی در مالزی برای صفحه صدای شما فرستاده است. شما نیز می توانید عکسهای خود را برای ما بفرستید.
|
طبق دادههای آماری، دومین بیماری رایج در ایران پس از بیماریهای قلب و عروق، اختلالهای روانی هستند. دبیر انجمن روانپزشکان ایران در همایش سالانه این انجمن تاکید کرد که وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد، در بروز بیماریهای روانی بسیار موثرند. به نظر بیشتر جامعه شناسان در اغلب موارد رواج اضطراب، افسردگی، انزوا و بیعملی یا پرخاشگری و ستیزهجویی، ناشی از نارواییها و نابسامانیهای اجتماعی هستند.
انقلاب، جنگ و سوءمدیریت
دکتر فرامرز قرهباغی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، با تایید اختلالهای روانی موجود، به عنوان دومین بیماری شایع در ایران میگوید:
«علت این است که وضعیت متعادل و متناسبی به لحاظ اجتماعی در ایران وجود ندارد. آسیبهای اجتماعی ناشی از انقلاب و جنگ و سوءمدیریت کلان، موجب شدهاند تا بسیاری افراد، احساس عدم امنیت فردی، اجتماعی و اقتصادی کنند. این در نهایت منجر به اختلالهایی چون افسردگی، ناآرامی و بیثباتی در فرد میشود».
مشکلات اجتماعی
سرپرست گروه کارشناسان ستاد ساماندهی بیماران روانی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا میگوید که ۶۵ درصد علل افسردگیها در ایران ناشی از مسائل اجتماعی و نه جسمی ـ روانی و زیستشناختی هستند. فرید براتی میافزاید، بر این اساس برای سنجش و توجیه این عامل باید به سراغ مشکلات اجتماعی رفت. دکتر قرهباغی در مورد افسردگی بسیاری شهروندان ایرانی میگوید:
«این بیماری از کم تا شدید، در سطح گستردهای در جامعه رایج است. افسردگی موجب کاهش کارکرد و اختلال در رفتار شهروندان میشود. موجب کاهلی، سستی، اضطراب و عدم بازدهی فردی در سطح اجتماع میشود. خود این امر از نظر اقتصادی، آسیب کلی به جامعه میزند. از یکسو تنظیم روابط افراد در جامعه را مختل میکند و موجب افزایش جرم و جنحه در جامعه میشود. از دیگر سو، هزینه تنظیم روابط اجتماعی و برقراری امنیت اجتماعی و ایمنی فردی را افزایش میدهد. میتوان گفت در حال حاضر جامعه ایران، با بحران و نابسامانی روبروست».
الگوها و فشارهای ایدئولوژیک
تعیین الگوهای حکومتی و مذهبی برای حریم فردی یا اجتماعی افراد، از مهمترین دلایلی هستند که فرد خود را زیر فشار حس میکند. تبلیغ هنجارهای رفتاری و زیستی خاص از سوی مسئولان اداره کشور، شهروندان را از همان کودکی به انتخاب چند چهره و کنش وا میدارد. دکتر قرهباغی، اجبارهای اجتماعی و اقتصادی برای قرار دادن افراد در چارچوبی ایدئولوژیک و از پیش تعیینشده را یکی از مهمترین دلایل بههم خوردن تعادل روحی فرد می داند:
«بهطور طبیعی همه ایرانیها در قالب ایدئولوژیگ مورد نظر نظام نمیگنجند و اعتقادها و الگوهای حاکم را نمی پذیرند، اما برای اینکه بتوانند در جامعه زندگی کنند و معیشت خود را ادامه دهند، چارهای جز همزیستی و کنارآمدن ندارند. از روی مصلحت در بیرون از خانه خودشان با ایدئولوژی حاکم دست به سازش زده و تظاهر میکنند. مثال رعایت حجاب، عمومی ترین نمونه است که چون اجباری است همه از آن تبعیت میکنند، در حالیکه اصلا این تبعیت به معنای قبول آن نیست».
رفتارهای چندگانه
اما آیا دوگانگی و عوض کردن نقشها از روی مصلحت در پهنههای خصوصی، کاری یا تحصیلی این خطر را ندارد که نقش اولیه به تدریج تبدیل به طبیعت ثانوی فرد شود؟
دکتر قرهباغی میگوید: «این دوگانگی در بسیاری جهات ممکن است نوعی دوشخصیتی بودن، بهخصوص نزد جوانان را القاء کند. خطر دوشخصیتیشدن برای جوانان بیشتر است. زیرا بافت شخصیتی آنها کامل نشده است. ممکن است تاثیرات عمیق این دوشخصیتیشدن روی جوانان، سوءرفتارهایی چون تزلزل شخصیت یا فرصتطلبی باشد. در آینده جامعه ما، از این بابت دچار آسیبهای فراوانی خواهد شد».
قانون طلایی جوامع انسانی
آیا آسیبهای اجتماعی و روانی شرایط موجود، میتواند به گسست در ارزشها و رفتارهای عرفی منجر شود؟ دکتر قره باغی به قانون طلائی جوامع انسانی و تکامل اجتماعی اشاره میکند. به این که هیچ جامعهای هرگز به قهقرا بازنمیگردد: «چندگانگی ارزشها، روند پیشرفت جوامع را آهسته میکند، اما منجر به متوقف شدن فرآینده پیشرفت نخواهد شد. جامعه ایران در حال حاضر با این مشکل مواجه است. هرگز در هیچ جامعهای، سابقه نداشته که هنجاری به طریق دیکتهشدن از سوی نظام سیاسی جا بیفتد. در نظام شوروی سوسیالیستی سابق، طی هفتاد سال حکومت جبارانه حزب کمونیسم، چنین اتفاقی نیفتاد. جوامع از جمله جامعه ایران، در برخورد با هنجارهای دیکتهشده، آسیبهایی خواهند دید. از جمله همین اختلالهای رفتاری، شخصیتی یا روانی. اما بدون تردید، با سپری شدن دوران منع، مردم و جامعه به هنجارهای معمول و عرفی خود بازمیگردند.»
گروه ترجمه؛ بازماندگان يک قبيله ساکن در گينه پاپوآ از اينکه پدران آنها چند مبلغ مذهبي مسيحي را کشته و سپس آنها را خورده اند، عذرخواهي کردند.در سال 1878 چهار مبلغ مسيحي ساکن فيجي جهت تبليغ مسيحيت به جزاير گينه پاپوآ سفر کردند اما در آن مکان توسط افراد قبيله تولايي دستگير شدند و پس از شکنجه کشته شدند و گوشت آنها هم توسط اين افراد خورده شد.اين چهار مرد، يک کشيش و سه معلم، تحت رهبري جرج براون بودند. کشيش متولد دورهام انگلستان که عمر خود را به تبليغ براي مسيحيت در جزاير شرق و غرب استراليا اختصاص داده بود، توسط تاللي فرمانده قبيله تولايي کشته شد. در يک گردهمايي بازمانده هاي اين قبيله در نزديکي شهر رابول، پايتخت اين جزاير استوايي راتو ايسا توکاکا رهبر معنوي اين قبيله در حال حاضر گفت؛ «اميدواريم که بازمانده هاي اين افراد و روح خود آنها پدران ما را که اين اقدام ناپسند را انجام دادند، ببخشند“ ما به عنوان بازمانده هاي اين افراد از تمام کساني که در طول تاريخ اين گونه رنج بردند عذرخواهي مي کنيم.» در قرون شانزدهم، هفدهم و هجدهم ميلادي بسياري از مبلغان مسيحي در آفريقا، امريکاي شمالي و جنوبي و استراليا توسط افراد بومي به قتل رسيدند. براون که متخصص سفر به مناطق پرخطر شمرده مي شد در خاطراتش آورده بود که يک بار به قبيله يي سفر کرده بود که در آنجا کله هاي 35 سفيدپوست بر سر نيزه ها قرار گرفته بود اما وي از دل اين قبيله به سلامت برگشت اما سفر او به قبيله تولايي آخرين سفر او بود. در گزارشي در نشريه رويال جئوگرافي ساينس در مورد اين اتفاق آمده است؛ «آنها به سادگي به اين دليل کشته شدند که خارجي بودند... اين افراد (بومي ها) نمي کشتند، آنها بيگانه ها و کساني که آنها را متجاوز مي دانستند، مي کشتند و سپس آنها را مي خوردند.» منبع؛ ديلي تلگراف |
این انسانها بیش از همه مهاجرانی بودند كه برای یافتن زندگی بهتری راهی قاره آمریكا شده بودند و هنگام رسیدن به مقصد، نه دنیایی شیرین كه بیكاری و بزهكاری انتظارشان را میكشید. به هر حال موسیقی و رقص مرهمی بود بر دردهایشان و دلتنگیهای آنها برای زادگاهشان. این جو و فضا زمینهای فراهم آورد برای پیدایش تانگو.
شكلها و سبكهای گوناگون موسیقی و رقص فرهنگهای مختلف، مثل Candombe از آفریقا، Havanera از كوبا، Flamenco از اندلس اسپانیا، Canzzone ازجنوب ایتالیا و به ویژه ترانه و آواز مخصوص كولیهای آرژاتنین، موسوم به Milogna در این دنیای كوچك درهم ادغام شدند.
یكی از آلات موسیقی مهم در شكلگیری تانگو آكوردونی موسوم به نام باندونئون محسوب میشد كه ساخته یكی از سازندگان آلات موسیقی در آلمان به نام Band بود. با یاری این ساز بود كه شكل اولیه تانگو به وجود آمد و در آستانه قرن بیستم میلادی به شهرت رسید.
یكی از مطرحترین نوازندگان این ساز در دهه سی میلادی،Astor Piazzola بود كه با توانایی و خلاقیت خود، در تكوین تانگو نقش مهمی ایفا كرده است.
در آن زمان، طبقات بالای جامعه به تانگو با دیده حقارت نگاه میكردند، چون این موسیقی از مناطق فقیرنشین برخاسته بود و از جمله در روسپیخانهها تانگو میرقصیدند. اما در حول و حوش سال ۱۹۱۰ بود كه تب تانگو اروپا و شهرهای بزرگی چون پاریس را فرا گرفت و رقص تانگو به رقص مد روز بدل شد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: کارلوس گاردل، سمبل آواز تانگواز این تاریخ به بعد، جایگاه تانگو در خود آرژانتین هم تغییر كرد. ستارگانی چون كارلوس گاردل كه در سال ۱۹۱۸، آواز تانگو را پدید آوردند، با ترانههای خود صحنه موسیقی بوئنوس آیرس را متحول كردند. ناگفته نماند كه آواز گاردل نماد آواز تانگو محسوب میشد.
موفقیت تانگوی آرژانتین همواره رابطهای تنگاتنگ داشته با سیر سیاسی و اقتصادی این كشور. در دهه سی میلادی كه ارتش و نظامیان، زمام امور در آرژانتین را در دست گرفتند، تانگو هم كم و بیش از صحنه محو شد.
در مقابل دهه چهل میلادی را كه در طی آن صنایع آرژانتین سالهای پررونقی را میگذراندند، میتوان دوران اوج و شكوفایی تانگو دانست. در این دوران بود كه بسیاری از كشاورزها به شهرهای بزرگ مهاجرت كردند و در عرض مدتی كوتاه، تعداد زیادی كافههای رقص باز شدند كه محفلی بودند برای علاقمندان به موسیقی و رقص تانگو.
در سال ۱۹۵۵، ارتش آرژانتین دست به كودتا زد و خوان پرون، رهبر این كشور را سرنگون كرد. در پی این رویداد تاریخی مهم از محبوبیت تانگو نیز بهتدریج كاسته شد. جوانهای آرژانتین بیشتر جذب موسیقی راك میشدند و اركسترهای رقص هم روز به روز طرفداران خود را از دست میدادند.
در این دوران تلخ ركود تنها یك آهنگساز بزرگ موفق شد اركسترش را حفظ كند Osvaldo Pugliese كه یكی از بزرگترین چهرهای تانگوی آرژانتین به شمار میآید. باید گفت كه در واقع از اواسط دهه هشتاد میلادی تانگوی آرژانتین به اندیشهای غمگین بدل شده كه میتوان آنرا در قالب رقص ارائه كرد، رقصی كه امروزه در سراسر جهان شناخته شده و محبوب است.
شهرام احدی