
ساعت هفت و ۳۰ دقيقه است و کارخانه ويتانا سوت و کور است. کارخانه ای با بيش از شش هکتار وسعت که در کيلومتر هفت جاده قديم کرج و در خيابان خليج جای گرفته است.
کارخانه خالی است و درهای بزرگ آهنی همه بخش ها با قفل های بزرگ بسته شده. درهايی که رنگ سفيد آن ها به سياهی می زند.
در گوشه و کنار کارخانه، تابلوهايی وجود دارد که کج شده اند. سطح آسفالت کارخانه با برگ درختان گردو و گردوهای سبزی که ماه هاست کسی آن ها را از روی زمين برنداشته و درگذر زمان سياه شده اند، پوشيده شده.
کارخانه ويتانا که توليد کننده بيسکويت مادر قديمی ترين بيسکويت ايران است ۱۳ ماه پيش، بعد از ۴۸ سال توليد بيسکويت تعطيل شد.آخرين بيسکويت مادر در اين کارخانه ۱۰ خرداد ۸۵ توليد شده و بعد از آن کارخانه تعطيل و کارگران خانه نشين شدند.
کارخانه ای با چندين بخش مختلف، زمين فوتبال چمن، تصفيه خانه آب،دستگاه هايی برای توليد يخ برای اينکه کارگران آب خنک بخورند و موتور برقی که به گفته يکی از کارگران بی کار شده، در صورت قطع برق سراسری می توانست علاوه بر برق کارخانه، نياز بيمارستان شماره ۲ که پشت کارخانه قرار دارد را هم تامين کند.
«ويتانا» در سال ۱۳۳۷ توسط برادران تهرانچی راه اندازی شده است.
غلام عباس خدابخشی که ۳۰ سال در خيابان خليج کار می کرده و از روزهای اولی که کارخانه ويتانا راه اندازی شده است هر روز از کنار کارخانه عبور می کرده، در مورد روزهای ابتدايی کارخانه می گويد: «به اتوبان های حالا که کنار کارخانه است نگاه نکنيد. اينجا همه بيابان بود. خيابان ها همگی خاکی بودند. از آن روزها خيلی گذشته، يادم هست تازه درخت های پارک شهر تهران را کاشته بودند.
«برادران تهرانچی که از پولدارها و مشهوران آن زمان تهران بودند از آلمان و انگليس دستگاه های بيسکويت سازی آوردند و کارخانه را سر خيابان خليج راه انداختند. شصت، هفتاد کارگر بيشتر نداشتند. بوی خوشی را هر روز در بيابان های خليج راه می انداختند که نگو. روزی چند دقيقه جلوی کارخانه می ايستادم و از بوی خوش بيسکويت لذت می بردم.»
مرد ۷۰ ساله که بيسکويت مادر را خيلی دوست دارد حرف خود را ادامه می دهد: «دوستانی داشتم که در کارخانه کار می کردند و هميشه از آن جا برايمان تعريف می کردند. آن روزها تازه بيسکويت مادر آمده بود. کلی مشتری داشت. هر روز وقت رفتن خانه از جلوی کارخانه برای بچه هايم بيسکويت مادر می خريدم. خيلی زود کارخانه رونق گرفت و کم کم بزرگ شد و محصولاتش هم متنوع تر.»
بيسکويت مادر برای خيلی ها يک حس خاص دارد. حسی که چند نسل است آن را تجربه می کنند.
بيسكویتی كه بايد زير دندان شكسته شود

برادران تهرانچی که بعد از انقلاب کارخانه ويتانا را رها کرده و از ايران رفتند، از ابتدا به دنبال ايجاد علاقه مشتريان خود بوده اند. آن ها يک جمله معروف داشتند: «بيسکويت مادر بايد به راحتی با دندان شکسته شود و با آب دهان نرم شود.»
علی محمدی، پزشک عمومی ۳۵ ساله که خود از دوران کودکی بيسکويت مادر می خورده می گويد: «بيسکويت مادر يک مکمل کامل غذايی است که پيشنهاد می شد همه افراد مصرف کنند. حتی پزشکان کودک به مادران توصيه می کردند از ۶ ماهگی به همراه شير به نوزادان خود بيسکويت مادر بدهند.»
او می گويد: «بيسکويت مادر من را ياد دوران کودکی می اندازد.»
همين کيفيت، طعم و حسی که افراد مختلف از بيسکويت مادر به ياد دارند، باعث شده بود که اين محصول با گذشت ۴۸ سال از زمان شروع توليد به گفته احمد تدين، يکی از فروشندگان عمده مواد غذايی در بازار تهران «هميشه در صدر فروش» جای داشته باشد.
تدين میگويد:«بيسکويت مادر هميشه پر فروش بود. هفته ای ۱۰۰ تا کارتون ۱۰۰ تايی می فروختم و الان که چند ماه است کارخانه تعطيل شده باز هم خيلی از مغازه دارها که نمی دانند کارخانه بسته شده به دنبال بيسکويت مادر می آيند.»
او میگويد: «در حال حاضر چند شرکت سعی کرده اند بيسکويت های مشابه با نام های «فينگلی»، و«بچه» توليد کنند اما هيچ کدام موفق نبوده اند.»
يکی ديگراز عمده فروشان مواد غذايی هم که در خيابان مولوی مغازه دارد میگويد: «شرکت ويتانا که همه آن را با بيسکويت مادر می شناسند هيچ وقت مشکل فروش نداشت. بيش از ۳۰ محصول مثل نان سوخاری را کنار بيسکويت مادر توليد می کرد و هميشه هم مشتری های بسيار داشت. اما هيچ کس نفهميد چرا بسته شد.»
عبدالله نور اشرف، رئيس انجمن اسلامی کارگران شرکت ويتانا به اين سوال پاسخ می دهد: «شرکت سهامی البرز که از سال های بعد از انقلاب به بنياد 15 خرداد واگذار شده، با مجوز شورای عالی کار که وزير کار رياست آن را برعهده دارد، به بهانه بازسازی و نوسازی، کارخانه ويتانا را برای چند ماه تعطيل کرد.
«قرار بود بعد از چند ماه کارگران در يک کارخانه جديد کارکنند. اما بعد از گذشت ۱۳ ماه هنوز حتی يک پيچ هم به کارخانه وارد نشده است. به کارگران هم زنگ زده اند که بيايند خودشان را باز خريد کنند.»
او میگويد: «آن ها قصد دارند کارخانه را که بيش از۲۰ ميليارد تومان سرمايه دارد بفروشند. کارخانه ويتانا خيلی مشهور است فقط آرم اينجا بيش از پنج، شش ميليارد تومان ارزش دارد.» 
يکی ديگر از کارگران کارخانه هم که ۱۲ سال سابقه کار دارد، می گويد: «۲۶۰ کارگر کارخانه، نگران امنيت شغلی خود هستند. تا حالا به هرجايی که فکرش را بکنيد نامه نوشته ايم ولی هيچ خبری نيست. به خدا اين کارخانه حيف است همه ويتانا و بيسکويت مادر را می شناسند.»
او می گويد:«شرکت ما هيچ وقت با مشکل مالی مواجه نبوده، هميشه چرخش چرخيده و سود دهی بالا داشته است اما می خواهند آن را ورشکسته اعلام کنند.»
اما در مقابل گفته های کارگران و مردمی که بيسکويت مادر را دوست دارند و آن را«طعم کودکی» می دانند، مسئولان شرکت سرمايه گذاری البرز هيچ پاسخی نمی دهند و فقط می گويند کارخانه مشکلات خود را داشته است.
کارخانه ای که سالها با اين شعار تبليغ می شد که «مهر مادر، شير مادر، بيسکويت مادر»، حالا 13 ماه است که تعطيل شده و هنوز مردمی که با طعم بيسکويتش خاطره دارند، از سرنوشتش باخبر نشده اند.
در مراسم وداع با مهندس بهاءالدین ادب همه بودند. از سیاستمدار و دانشجو تا هنرمند و ورزشکار، از هویت طلبان کرد تا رهبران جبهه ملی و حزب ملت ایران. هرچند طبق معمول خبری نبود از دکتر رهایی، رییس منتصب و از جمع فراری دانشگاه ولی دکتر فرید اعلم و دکتر فهیمی فر به نیابت از پیشکسوتان پلی تکنیک و اعضای انجمن اسلامی منتخب و ادوار انجمن اسلامی نیز به نمایندگی از دانشجویان در مراسم حاضر بودند. استاد شجریان و دکتر بیژن ذوالفقار نسب هم آمدند… از خسرو سیف و هرمیداس باوند تا صفایی فراهانی و عیسی کلانتری همه و همه در کنار مردم به احترام ایستادند برای بدرقه یک پلی تکنیکی که نه فقط افتخار خانواده پلی تکنیک و جامعه مهندسی عمران کشور بود بلکه بیش از آن انسانی بود وطن خواه و سلیم النفس که یکی از اعضای جبهه متحد کرد او را امیرکبیر کردستان نامید.





همسر مرحوم ادب در حال تشکر از حاضرین


دکتر فرید اعلم دبیر محترم جامعه فارغ التحصیلان پلی تکنیک و دکتر فهیمی فر رییس سابق و محبوب دانشگاه

عیسی کلانتری - محسن صفایی فراهانی - دکتر بیژن ذوالفقار نسب

دکتر داوود هرمیداس باوند

استاد محمدرضا شجریان

پیکر مرحوم ادب بر روی دستان جمعیت


حضور بسیاری از سوگواران با لباسهای محلی کردی از محبوبیت فراوان مرحوم ادب در میان هموطنان کرد خبر می داد.


دکتر احمد بورقانی

مهندس شاه حسینی و دکتر خسرو سیف از حزب ملت ایران


بهاءالدین ادب نماینده شهرستان سنندج در دورههای پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی، بامداد روز پنجشنبه بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان مهر تهران دار فانی را وداع گفت.
وی در سالهای اخیر به بیماری صعب العلاج و مهلک سرطان مبتلا شده بود و سرانجام به دیار باقی شتافت.
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، درگذشت این عضو جامعه دانشگاهی پلی تکنیک تهران را که نماینده ای خوشنام و مورد احترام تمامی جناحهای سیاسی بود را به خانواده محترم ایشان، جامعه دانشگاهی پلی تکنیک تهران و مردم شریف سنندج و تمامی دوستداران ایران تسلیت می گوید و برای آن مرحوم از درگاه الهی علو درجات و برای بازماندگان صبر مسئلت دارد.
از جمله سمت های آقای ادب، می توان به ریاست هیات مدیره انجمن صنفی شرکت های ساختمانی، ریاست سازمان نظام مهندسی، مدیریت چند شرکت ساختمانی، عضویت در هیات مدیره اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، هیات مدیره بانک کارآفرین و هیات امنای دانشگاه امیرکبیر و معاونت فدراسیون بسکتبال ایران اشاره کرد.
وی از پايهگذاران و سخنگوی جبهه متحد كرد که یک تشكل قومی در ايران و توسط گروهی از فعالان سياسی كرد تاسيس شده است می باشد. اين جبهه بطور مسالمتآميز و در چهارچوب قانون اساسی از حقوق كردهای ايران دفاع می كند و برای توسعه مناطق كردنشين كشور می كوشد.
ادب از جمله نمایندگان شجاع و راستین مجلس ششم بود که با اعلام همراهی با استعفا و تحصن نمایندگان مجلس، بر سر اصول خدشه ناپذیر دفاع از حقوق اساسی ملت ایران با قدرت معامله نکرد و پای بندی خود را بر سر حفظ منافع ملت و کشور اعلام نمود و در تریبون آزادی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان برگزار شده بود شرکت و سخنان قرائی را ایراد نمود که به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
وی در جمع میتینگ سیاسی ادوار دفتر تحکیم وحدت که در اعتراض به قتل زنده یاد اکبر محمدی برگزار شده بود گفته بود: ما کردها وقتی این خبر را شنیدیم تصمیم گرفتیم در این جمع محترم حاضر شویم و تعظیم کنیم به روح بلند اکبر محمدی و اکبر محمدی ها. ما برای این عزیزان نباید اشک بریزیم بلکه باید آنها را تعظیم کنیم و یاد آنها را بزرگ بداریم. اعدام و مرگ آزادی خواهان مشکلی از تمامیت خواهان حلی نمی کند، بلکه باعث آبیاری درخت آزادی خواهد شد.
وی همچنین گفت: این مرگ قطعا مشکوک است چرا که اینگونه و در سیاهی شب جنازه اکبر محمدی را به نقطه دوری منتقل می کنند و در آنجا دفن می کنند.
ادب همچنین از تشکیل کمیته حقیقت یاب دفاع کرد و آمادگی جبهه متحد کرد را برای هرگونه همکاری در این مورد اعلام کرد. با ذکر یک شعر کردی گفت :قطعا نمی میرند آنانکه در دل ملت جای دارند.
مهندس بهاءالدین ادب همچنین در جلسه ای که رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در آن حضور داشت مراتب اعتراض خود را نسبت به تخریب ساختمان قدیمی انجمن اسلامی دانشجویان که یادگار سالها مبارزه بر علیه استبداد و تمامیت خواهی بود اعلام کرده بود که رهایی از این واقعه اظهار بی اطلاعی کرده بود.
قطعا نمی میرند آنانکه در دل ملت جای دارند
یادش گرامی و راهش پررهرو باد
بهار غلامحسينی، يکی از خوانندگان قديمی برنامه «گل ها» که با نام مستعار «الهه» به شهرت رسيده بود، بامداد چهارشنبه، بيست و چهارم مرداد ماه بر اثر ابتلا به بيماری سرطان کبد، در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
الهه کار خود را با خواندن تصنيف هايی از علی اکبر شيدا، عارف قزوينی، درويش خان وعلی نقی وزيری آغاز کرد و با اجرای آثاری از اين دست به شهرت رسيد.
او خوانندگی را نزد عبدالله دوامی و غلامحسين بنان آموخت.
او سپس با کمک ابراهيم سرخوش به راديو رفت. در آغاز صدايش با عنوان خواننده ناشناس از راديو پخش می شد و پس از چندی با نام هنری «الهه» به خوانندگی ادامه داد.
استقبال اساتيد موسيقی و محبوبيت مردمی الهه موجب شد تا نزديک به ۱۵ سال، او به يکی از خوانندگان اصلی برنامه گلها در راديوی ملی ايران بدل شود.
الهه در طول سال های فعاليتش با آهنگسازان سرشناسی همچون پرويز ياحقی، عباس شاپوری ، همايون خرم و بسياری ديگر همکاری کرده است.
او همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ايران، از کشور خارج شد.
الهه در سال های اقامتش در خارج از ايران، فعاليت های پراکنده ای داشت که يکی از مهم ترين آنها، برگزاری کنسرت هايی در اروپا در حمايت از سازمان مجاهدين خلق بود.
اين تور کنسرت، نام الهه را برای نخستين بار در محافل سياسی مطرح کرد و انتقادهای بسياری را برايش به ارمغان آورد، اما او سرانجام با انتشار چندين نامه سرگشاده و مصاحبه هايی، اعلام کرد که عضو شورای ملی مقاومت نيست و به فعاليت های آن دلبستگی ندارد.
او پس از آگاهی از بيماری خود و خطرات اين بيماری، حدود سه ماه پیش به همراه فرزندش به ايران بازگشت و سرانجام در سن ۷۳ سالگی در گذشت.
از او ترانه های معروفی چون ساقی، میخونه، سازشکسته، نسیم صحرا، آتش به جان شممع، امشب آرزو گم کرده ام و شب آشنایی به جای مانده است.
در حالی که مقامات مسوول دولت چین سعی دارند به زبان ملی را به مسیر درستی هدایت کنند، یک زوج جوان چینی قصد دارند نام فرزند پسر خود را @ بگذارند و می گویند شخصیت این نشانه که در دنیای اینترنت کاربرد دارد، انعکاس عشق این زوج در نام فرزندشان است.
@ نشانه ای است که در آدرس های ای میل به کار می رود و نشانه کاربری دارنده ای میل را از دامنه وب سایتی که آدرس ای میل در آن قرار دارد جدا می کند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، امروزه استفاده از اسم های معمولی از رونق افتاده و این مسئله به خصوص در چین چشمگیر است.
به گفته معاون کمیسیون زبان چین، پدر این نوزاد پسر دلیل انتخاب این اسم برای فرزندش را معنی @ به چینی عنوان کرده است.
چینی ها مانند بسیاری از مردم جهان برای تلفظ نشانه @ از واژه انگلیسی at استفاده می کنند که گویا این تلفظ با اندکی تغییر در زبان چینی به معنی «عاشقش هستم» است.
آقای لی ، در کنفرانس خبری مربوط به وضعیت زبان این کشور اعلام کرده که نامگذاری این زوج جوان یک نمونه تندروی مردم چین در ماجراجویی در استفاده از زبان است و نشانه قدرت رو به گسترش دنیای تجارت و شکستن مرزها توسط اینترنت است.
به گزارش رویترز زوج چینی دیگری پیش تر سعی کردند که نام فرزند خود را «پادشاه اسرینا» بگذارند.
آقای لی اعلام نکرد که مقامات چین با گذاشتن اسم @ روی فرزند این زوج جوان موافقت خواهند کرد یا نه، اما پیشتر دولت چین اعلام کرده بود که استفاده ازحروف و کلمه های عربی و زبان های خارجی و سمبلیک برای نامگذاری فرزندان ممنوع است.
حدود ۶۰ میلیون نفر از مردم چین که نام آنها از حروف الفبای سنتی چین تشکیل شده است با مشکلاتی در جامعه امروزی مواجه هستند.
مشکلاتی که برای مثال درهنگام ثبت نامه ای اینترنتی ایجاد می شود و یا برای فردی که با زبان چینی آشنا نیست، تلفظ نام های سنتی چینی دشوار است.
یکی از افرادی که با این مشکل دست و پنجه نرم کرده نخست وزیر سابق Zhu Rongji است که نام نادر او همیشه برای سردبیران نشریات دردسر ساز بوده است.
منبع: راديو فردا
--------------------------------------------------
پينوشت : يه زماني "گوگل كايي" خبر ساز شده بود والان هم اين "ات"(@) كوچولو..فردا پس فردا "كليلك" هم كه تو زبان فارسي معني پيدا كرده و جا افتاده تو ايران بر روي نوزادان گذاشته ميشه..احتمالا

لورا بوش، همسر رئیس جمهوری آمریکا به همراه جنا، دخترش تصمیم به نوشتن کتابی برای کودکان درباره لذت کتابخوانی گرفته اند.
هارپر کالینز، ناشر این کتاب گفته است که داستان این کتاب، در مدرسه و سر کلاس درس اتفاق می افتد و در مورد تجربیات نویسندگان کتاب به عنوان معلم در کلاس است.
خانم بوش سابقه کار به عنوان معلم را دارد و دخترش نیز در حال حاضر در مدارسی در آمریکای لاتین درس می دهد.
جنا بوش در زمینه کتاب گفت: "مادرم الهام بخش زندگی من بود و عشق به کتاب را از او، از زمانی که برای باربارا(خواهر دوقلوی جنا) و من کتاب می خواند، گرفته ام.
وی افزود "من عشق به کتاب را به کلاس درس برده ام."
نام کتاب هنوز مشخص نیست. شخصیت اصلی کتاب، پسر بچه شیطانی است که معلمش به او کمک می کند تا درک کند که خواندن کتاب، می تواند کار لذت بخشی باشد.
قرار است کتاب مشترک لورا و جنا بوش، بهار 2008 به زبان های انگلیسی و اسپانیایی منتشر شود.
این اولین کتاب لورا بوش، بانوی اول آمریکا خواهد بود. هارپر کالینز همچنین قرار است یک اثر غیر داستانی از جنا بوش درباره نوجوانان منتشر کند.
انتشارات هارپر کالینز گفت که پس از انتشار کتاب، کتاب های کودک و نوجوان به ارزش یک میلیون دلار در اختیار مدارس و کتابخانه های عمومی قرار خواهد داد.
همچنین سود خالص نویسندگان و بخشی از سود ناشر در اختیار سازمان های معلمان آمریکا قرار خواهد گرفت.
لورا بوش از زمان ورود به کاخ سفید، به مسایل ادبی علاقه نشان داده و از سال 2001 جشنواره ملی کتاب را راه اندازی کرد و به عنوان سفیر سوادآموزی سازمان ملل نیز فعالیت می کند.
باربارا بوش، همسر جورج بوش و هیلاری کلینتون، همسر بیل کلینتون نیز در دوران حضور خود در کاخ سفید، کتاب هایی برای کودکان منتشر کرده بودند.
برای بازار تهران نمی توان مرز دقیقی تعیین کرد. اما منطقه ای که به عنوان بازار بزرگ تهران شناخته می شود، از شمال به خیابان پانزده خرداد، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان مصطفی خمینی و از غرب به خیابان خیام محدود می شود.

خیابان 15 خرداد را اغلب مردم به نام راسته اصلی بازار می شناسند. در این راسته، بیشتر، ترددها صورت می گیرد و دسترسی های اصلی به بازار در اینجا اتفاق می افتد.

خیابان مصطفی خمینی، ضلع شرقی بازار به حساب می آید. کناره غربی این خیابان، مرکز فروش لوازم آشپزخانه و ظروف فلزی آشپزخانه است.

کناره شرقی خیابان مصطفی خمینی، که خود ضلع شرقی بازار است، بورس فرش و موکت و پتو است.

در بازار مسگرها پیش از این فقط مسگری می شد، اما با کم رونق شدن این صنعت، کم کم لباس فروشها جای مسگرها را گرفته اند.

فضای ورودی مسجد امام (مسجد شاه سابق) که بر خیابان 15 خرداد، ضلع شمالی بازار، قرار دارد.

بعضی قسمت ها و راسته های بازار، پایین تر از سطح زمین قرار گرفته اند. راسته پارچه فروش ها یکی از این راسته هاست.

نمایی از صحن اصلی مسجد امام. مسجد امام در واقع یکی از ورودی های بازار نیز به حساب می آید و خیلی از رهگذران با عبور از این مسجد به داخل بازار می روند.

کوچه و پس کوچه های بازار هم به نوعی محل کسب و کار هستند. این کوچه ها مسیرهای دسترسی به بازارها و راسته های دیگر هم محسوب می شوند.

بازار تهران از مراکز مذهبی تهران نیز هست. هیاتهای مذهبی بزرگی در بازار قرار دارند. این یکی از سقاخانه های قدیمی بازار است.

گرچه بخشی از بازار در خیابانها واقع شده، بخش های زیادی از راسته های آن، سرپوشیده هستند. این قسمتی است از راسته اصلی بازار بزرگ.

انواع رستوران ها و کافه های کوچک و بزرگ در محدوده بازار قرار دارند که ناهار و صبحانه سرو می کنند. اینجا قهوه خانه حاج اکبر است در اولین ساعات کاری.

بازار آنتیک، ساختمانی قدیمی دارد که روی سر در آن تاریخ 1324 شمسی به چشم می خورد. این بازار در قسمت سرقی بازار مسگرها، در کوچه هفت تن و در نزدیکی مسجد امام تقی قرار دارد.