تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری

دالایی لاما، محبوب‌تر از پاپ

دالایی لاما، رهبر صلح‌جوی بوداییان تبت و برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، از تاریخ ۱۹ ژوئیه (۲۸ تیر) به مدت ۱۰ روز میهمان شهر بندری هامبورگ است. او در یک سلسله سخنرانی و برنامه‌های آموزشی درباره‌ی صلح و دوستی شرکت می‌کند.

رهبر بوداییان تبت، روز جمعه (۲۰ ژوئیه) دریک سخنرانی درهامبورگ از کشورهای صنعتی خواست که مسئولیت بیشتری را در قبال کشورهای در حال توسعه بر عهده گیرند. وی گفت: «ما همگی در یک جهان زندگی می‌کنیم و بایستی تلاش کنیم که فاصله میان فقیر و غنی کمتر شود.»  دالایی لاما افزود: «این شکاف طبقاتی نه تنها از لحاظ اخلاقی بلکه از این نظر که منشاء ایجاد بسیاری از مشکلات اجتماعی می‌شود، اشتباه است.»

 

دالایی لاماBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دالایی لاما

 

رهبر بوداییان، مصرف‌گرایی غرب را به باد انتقاد گرفت و خاطر نشان کرد که اگر انسان‌ها به "ارزش‌های درونی بهای بیشتری" بدهند، "خوشبخت‌تر" خواهند بود. به عقیده‌ی این رهبر صلح‌جو، اگر تنها رسیدن به سود اقتصادی بیشتر هدف باشد مشکلاتی با بُعد جهانی بیشتر خواهند شد.

 

دالایی لاما معتقد است که کشورهای غنی می‌توانند در این راستا نقش مهمی ایفا کنند. او برای نمونه به "بیل گیتس"، صاحب شرکت "مایکرو سافت" اشاره کرد که بخش عظیمی از دارایی‌های خود را برای کمک به کشورهای در حال توسعه اختصاص داده‌است.

 

انتقاد چین به آلمان

 

دیدار رهبر دینی و سیاسی بوداییان تبت، با مخالفت شدید دولت چین روبرو شده‌است. وزارت امور خارجه‌ی چین در پکن از آلمان خواسته است تا «تریبونی برای فعالیت‌های جدایی‌طلبانه دالایی لاما در اختیار او قرار ندهند.» چین  همچنین به آلمان درباره‌ی تأثیری که سفر دالایی لاما برروی روابط این کشور با آلمان می‌گذارد، هشدار داده است.

وزارت امورخارجه‌ی آلمان در واکنشی به این انتقاد به اصل دموکراسی در آلمان اشاره کرده است.

 

دالایی لاما در آغاز دیدار خود از آلمان، روز پنجشنبه (۱۹ ژوئیه) در شهرداری هامبورگ، از وضعیت حقوق بشر در چین و نبود آزادی مذهب در تبت از زمان  سلطه‌ی چین بر این کشور(از سال۱۹۵۰ تاکنون) انتقاد کرده‌است.

 

روح مشترک تمامی مذاهب

 

دالایی لاما خواستار پشتیبانی از ایجاد سازگاری بیشتر میان مذاهب گوناگون شد. او در این باره گفت: «همه‌ی مذاهب ارزش‌های مشترکی مانند عشق، رواداری و قناعت را تبلیغ می‌کنند»

 

مونتاژ: پاپ بندیکت و دالایی لاماBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مونتاژ: پاپ بندیکت و دالایی لاما

 

اسلام، یک‌درصد!

 

بر اساس یک نظرسنجی که در رابطه با سفر دالایی لاما به آلمان و با سفارش مجله‌ی خبری "اشپیگل" در هامبورگ انجام شده است، دالایی لاما در آلمان محبوب‌تر از پاپ است. این نظر سنجی نشان می‌دهد که ۴۴ درصد از آلمانی‌های شرکت‌کننده در این نظرسنجی رهبر دینی تبت و ۴۲ درصد پاپ را به عنوان "الگو" برمی‌گزینند. مطلب جالب دیگر این‌که دالایی لاما در میان جوانان و قشر تحصیل‌کرده از محبوبیت بیشتری برخوردار است.

 

این نظرسنجی نشان می‌دهد که دین بودایی برای آلمانی‌ها دوست‌داشتنی‌تر از دین‌های دیگر از جمله اسلام یا مسیحیت است. ۴۳ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی در پاسخ به این پرسش که "صلح‌جویانه‌ترین" دین جهان کدام  است، از بودیسم و ۴۱ درصد از مسیحیت نام برده‌‌اند. تنها ۱ درصد از پاسخ‌دهندگان به دین اسلام رأی داده‌اند.

 

دالایی لاما برای دیداری ۱۰ روزه از آلمان، روز پنجشنبه (۱۹ ژوئیه) وارد این کشور شده‌است. انتظار می‌رود که روزانه ده‌ها هزار نفر درسخنرانی‌های دالایی لاما در شهر هامبورگ شرکت کنند. 

 

 

 

الف

 
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:51 توسط حامد پور .قائم مقامی |

نکش و خوشگلم کن!

می‌خواهید برای همیشه جوان بمانید، بی چین و چروک، و حاضرید برایش همه کاری بکنید؟ به قول معروف: بکش و خوشگلم کن؟

در امان ماندن از روند پیری و داشتن پوستی تروتازه آروزی میلیونها زن و در قرن بیست یکم، شاید هم بسیاری از مردان باشد. اما برای این کار هنوز اکسیری کشف نشده است. با این حال می‌شود روند پیر شدن را کند کرد. اگر به این قدم راضی هستید به راهنمایی های یک پژهشگر زیبایی پوست توجه کنید که معتقد است تنها رعایت سه نکته ضروری است و نیازی به "کشته" شدن نیست.

 

یک رژیم پوستی مؤثر

 

خانم  معصومه ویک، با تحصیل در زمینه‌ی شیمی، مدیر یک مؤسسه‌ی زیبایی در نیوجرسی است. از او دعوت کردیم به عنوان متخصص در امور زیبایی و سلامت پوست در گفتگویی با ما شرکت کند. می‌خواستیم بدانیم که ‌آیا می‌شود پروسه‌ی پیرشدن پوست و چین و چروک را کند کرد، یا اینکه همه‌ی چیزهایی که گفته می‌شود تبلیغات است و جوانی و شادابی پوست بسته به ارث، نوع کار،استرس و تعادل هورمونی دارد و مواد آرایشی در این روند یا دخالتی ندارند یا حداکثر تاثیری ناچیز دارند؟

 

معصومه ویک تأکید می‌کند که زیبایی پوست به تمام عوامل یاد شده بستگی دارد، اما  مواد زیبایی پوستی هم می‌تواند یکی از عواملی باشد که روی پوست و سلامتی آدم تأثیر داشته باشد. این یک عامل بسیار مهم است، ولی تنها عاملی نیست که می‌تواند پوست را کنترل کند.

همانطور که برای خیلی چیزها رژیمی وجود دارد، مثلا رژیم لاغری، چاقی، کلسترول و غیره، برای پوست هم می‌شود از رژیم صحبت کرد. رژیمی که شامل یک‌سری موارد ضروری باشد. به زبان دیگر رعایت مجموعه‌ای از حداقلها که جزو الفبای جلوگیری از پیری زودرس پوست به‌حساب می‌آیند، کافی است تا پوست پرطراوت و شاداب بماند و دیرتر پیر شود.

 

سه بایست در رژیم پوستی

 

معصومه ویک، رژیم ثابت پوستی را در سه کار بایسته خلاصه می‌کند و می‌گوید:

«یکی برمی‌گردد به سفیداب سنتی خودمان، پروسه‌ی که به آن می‌گویند Body-exfoliant و یا چرک کردن در فرهنگ ما.»

 

ماندن سلولهای مرده یا  شاخی از رسیدن اکسیژن یا کرمهایی که می‌توانند عامل مهمی در زیبایی پوست باشند جلوگیری می‌کند. به همین دلیل یک چیز خیلی مهم در رژیم پوستی، "چرک‌کردن" است که بایستی با مواد مختلف peeling (پیلینگ، لایه‌برداری) باشد.

 

«کار بعدی این است که آدم پوست را تمیز کند. بخصوص که من می‌شنوم در ایران آلودگی هوا خیلی شدید هست. پوست تمیز شود، آنهم با موادی که خیلی ملایم باشند و به چربی طبیعی پوست آسیب نزنند و مرحله‌ی سوم که خیلی مهم است رساند رطوبت به پوست است که مطمئن باشید کرمی که استفاده می‌کنید از مواد طبیعی‌ست و پوست را نگه می‌دارد، بخصوص همین که سن آدم می‌رود بالا پوست خشکتر و خشکتر می‌شود و این آب‌دهی به پوست برای اینکه پوست صورت را جوانتر نگهدارد بسیار مهم است. بنابراین سه کار ضروری عبارت‌اند از: چرک‌کردن، تمیزکردن و آب دهی به پوست.»

 

پیلینگ (لایه‌برداری)

 

خانم معصومه ویک تأکید می‌کند که  خیلی‌ها فکر می‌کنند کافی است پوست‌شان را با صابون یا یک لوسیون بشویند، ولی به پیلینگ اهمیت کافی نمی‌دهند. او در مورد پیلینگ به دوگروه عمده اشاره می‌کند:

«این گروه بندی یکی بصورت مکانیکی است. سفیداب، پیل، گوماژ و همه اینها می‌افتادند توی گروه مکانیکی. وقتی شما وارد آنزیم و اسید و این حرفها می‌شوید، اینها گروه شیمیایی هستند.»

 

نکته مهم در مورد گروه شیمیایی این است که این مواد خیلی با نفوذ هستند. یعنی به محض قرار گرفتن روی پوست شروع می‌کنند به کارکردن و شکستن دیواره‌ی سلولهای مرده. مشکلی که این مواد دارند این است که آنها فقط با PH معینی می‌توانند به شکل مطلوبی مؤثر باشند. حالت اسیدی یا بازی بودن ماده، در صورت مانده بودن تغییر می‌کند، یعنی یا بالا می‌رود یا پایین می‌آید. برای همین یا می‌تواند پوست را بسوزاند یا اصلا مفید نباشد. خانم ویک می‌گوید:

«وقتی این مواد روی پوست می‌مانند، شروع می‌کنند به حل کردن دیواره‌های سلول و این حتا می‌تواند دیواره‌های سلول زنده و طبیعی را هم حل کند که برای پوست لازم است. برای همین، متخصصین کارآزموده معمولاً می‌دانند چقدر باید از این آنزیم‌ها و اسیدها استفاده بشود، با چه غلظتی باید استفاده بشود که پوست را نسوزانند و حساس‌اش نکنند، ولی در عین حال عمل برداشتن پوست مرده را انجام بدهند."

 

متاسفانه بسیاری کرم ها یا لوسیون های موجود در بازار در این معنا "تازه" نیستند. به همین دلیل مهم است که به محض شروع استفاده از آنها توجه شود، که حساسیتی ایجاد نکنند و به پوست آسیب نرسانند. معصومه ویک درباره استفاده از این مواد مراجعه به متخصص را مطمئن تر می‌داند.

او می‌گوید:

 

«حسن سفیداب یا مواد پیلینگ مکانیکی در این است که به محض اینکه سلولهای مرده از پوست جدا می‌شوند، هرچقدر هم که شما بمالید، دیگر چرک نمی‌آید. برای همین مردم می‌دانند که کی دست بکشند و دیگر چرک نکنند و این خصوصیت خیلی مثبت سفیداب است که من همیشه تحسین کرده‌ام. برای اینکار بهتر است از سفیداب بسیار نرم استفاده شود.»

 

ساده‌تر، اما پیگیر‌‌‌ تر!

 

خانم ویک توصیه می‌کند برای رسیدگی به پوست تا جایی که می‌شود باید اصل سادگی را رعایت نمود و از استفاده از مواد گوناگون خودداری کرد. او می‌گوید:

«این فلسفه‌ی من است و به نظر من در زندگی هم همینطور است. هرچقدر ساده‌تر باشید، به موضوعات ساده‌تر نگاه بکنید، زندگی آسانتر است. برای من در رابطه با پوست و مسایل بهداشتی هم همینطور است. آنقدر محصول توی بازار هست که همه گیج‌اند، چه استفاده کنند، چه استفاده نکنند. خیلی از این کمپانی‌های خیلی بزرگ بازیهای بازاریابی و بازارگرمی می‌کنند و مثلا می‌گویند: یک کرم باید برای گردن باشد، یکی برای سینه و یکی برای پوست و ... البته کرم زیر چشم مهم است، ولی کرمهایی هست که برای صورت است و آنقدر اینها خوب فرموله شده‌اند که حتا شما می‌توانید برای زیرچشم‌تان هم استفاده کنید.»

 

به نظر او هرچقدر کرمهای مختلف کمتری بخرید، بهتر است و فقط کافی است یک یا دو کرم سالم داشته باشید. او معقتد است که ادامه کاری و انضباط به مراتب مهم تر است. درصورت منضبط بودن:

«می‌بینید بعد از دوهفته واقعا پوستتان شروع می‌کند به تغییر کردن. مهم این است که  آدم مرتب انجام بدهد و این مسئله که مرتب باشد و کم باشد خیلی بهتر از این است که آدم ده تا کرم مختلف داشته باشد و بعضا چرک نکند. شما می‌توانید کلی پولتان را هدر بدهید، برای اینکه کرم گردن بگیرید، برای اینکه به شما می‌گویند که کرم گردن فرق می‌کند با صورت. نه! اگر آدم کرم پوست صورتش خوب باشد، می‌تواند برای گردنش هم به نظر من استفاده بکند."

 

مواد داخلی یا مارکهای خارجی؟

 

درحال حاضر گروه بزرگی از پزشکها و داروسازهای ایرانی روی آورده‌اند به تولید کرمهای گوناگون. خانمهای ایرانی هم با این مسئله دو گونه برخورد می‌کنند. برخی مشتری پروپاقرص فرآورده‌های این داروسازان و پزشکان داخلی هستند و گروه دیگر ترجیح می‌دهند به رترتیب همچنان از مارکهای معروف خارجی استفاده کنند. آیا می‌شود بین کرمهای وطنی و مارکهای معروف آمریکایی و اروپایی قضاوت نهایی کرد و یکی را بر دیگری ترجیح داد؟ با توجه به اینکه دسته‌ی اول، یعنی سازندگان داخلی در استفاده از مواد طبیعی و سنتی دست‌شان بازتر است و از ‌آنطرف هم امکانات کمپانی‌های خارجی به لحاظ داشتن لابراتوارهای مدرن و مجهز و سرمایه‌های هنگفتی که دارند بیشتر است. توصیه معصومه ویک به خانم های ایرانی این است که لزوما به دنبال مارک های خارجی نروند. بسیاری مارکهای معروف فقط پول شهرت شان، بسته بندی و تبلیغات شان را می‌گیرند. اما در مورد تولیدات داخلی هم باید یک نکته را از نظر دور نکرد:

 

«من نمی‌دانم آیا به کنترلی که روی مواد، تازگی آنها، تمیز بودن آن در ایران می‌شود، می‌توان اطمینان کرد یانه. این موضوعی است بسیار مهم که می‌تواند با سلامت پوست بازی کند. فراموش نکنیم که به صرف طبیعی بود مواد اولیه استفاده از آنها برای پوست مفید نیست و می‌تواند ضرر هم داشته باشد. باید بگویم که این کنترل در اروپا و آمریکا بسیار شدیدتر و قابل اطمینان تر است و شرکتهای سازنده مواد آرایشی به هرحال از امکانات بسیار مجهزتر و وسیع تری برخوردارند. با این حال یک قضاوت نهایی در این مورد بسیار سخت است. من فقط می‌توانم به خانمهای ایرانی بگویم که با دقت و حساسیت نسبت به آنچه می‌خرند برخورد کنند.»

 

مریم انصاری (رادیو دویچه وله)

 
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:48 توسط حامد پور .قائم مقامی |

دیگر نگران نباشید: ژن عامل حملۀ قلبی کشف شد

همه چیز در یک لحظه اتفاق می‌افتد. ناگهان دردی شدید در قفسۀ سینه‌اتان می‌پیچد و هر لحظه هم شدت می‌گیرد. احساس می‌کنید که حادثۀ بدی در شرف وقوع است: حملۀ قلبی. اما نه، نگران نباشید، شما ژن حملۀ قلبی را ندارید!

خبر کشف جدید به سرعت در محافل علمی دنیا پیچید. خبری کوتاه اما مهم: محققان دانشگاه لوبک به کشف علمی ارزنده‌ای دست یافته‌اند؛ آنها موفق شدند تا به دلیل ژنتیکی وقوع حملۀ قلبی پی ببرند. این بزرگترین مطالعۀ علمی منتشرشده تا کنون است که در آن، محققان به بررسی داده‌های ژنتیکی نزدیک به ۳۰۰۰ بیمار مستعد حملۀ قلبی و ۴۵۰۰ فرد سالم شرکت کننده در این پژوهش پرداخته‌اند.

 

این تنها یک کشف آزمایشگاهی نیست، چرا که بر اساس گفته‌های دکتر ژانت اردمن (Jeanette Erdmann)، یکی از استادان کلینیک دانشگاه لوبک، هم اکنون آنها در تلاش برای کامل کردن یک نوار تست هستند که موجب می‌شود  تا در آینده پزشکان قادر به تشخیص احتمال استعداد وقوع حمله قلبی در بیمارانشان شوند. "همۀ اینها به سادگی اندازه گرفتن کلسترول خون خواهد بود."

 

محققان در مجموع توانسته‌اند در میان ۴۶ کروموزوم هفت نقطه را پیدا کنند که حامل ژنهای وراثتی حملۀ قلبی هستند. علاوه بر این، آنها با تغییری در کروموزوم ۲، نشان دادند که ریسک حملۀ قلبی که از این جهش ایجاد می‌شود، به عوامل دیگری نیزهمچون اضافه وزن یا فشار خون بالا بستگی دارد. اردمن در این رابطه می‌افزاید: «تنها ژنها عامل اصلی این بیماری نیستند، یک زندگی سالم همیشه بهترین راه پیشگیری حملۀ قلبی است.»

 

بودجۀ  ۱۰ میلیون دلاری این پروژۀ تحقیقاتی، که در نوع خود بزرگترین مطالعۀ انجام شده در این زمینه است، از طرف اتحادیۀ اروپا تأمین می‌شود. در انجام این تحقیقات، پژوهشگران دیگری نیز از دانشگاه کمبریج و همچنین پاریس شرکت داشته‌اند.

 

 بر اساس داده‌های وزارت آمار آلمان، از هر پنج مورد مرگ در این کشور، یک مورد مربوط ناشی از بیماری قلبی است.

 

ک

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:37 توسط حامد پور .قائم مقامی |

تاریخ انتشار: ۲۹ تیر ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

«تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده»

شهره جندقیان

وارتان وهرامیان، عکاس ۷۵ساله‌ی ارمنی‌ست که تمام عمرش را در تبریز به عکاسی از آثار هنری و تاریخی این شهر کهن گذرانده است. هنر عکاسی را پدربزرگ وارتان در سال ۱۹۰۰ میلادی به مردم تبریز معرفی کرد و پس از آن، این حرفه همچون میراثی ارزشمند در این خانواده نسل به نسل منتقل شده است. مردم تبریز برای خانواده‌ی وهرامیان احترام زیادی قائلند چراکه آن‌ها در طول بیش از یک قرن از زمان مشروطیت تا به امروز با ثبت تصاویرشان در حفظ وقایع اجتماعی، تاریخی، و فرهنگی تبریز سهم به‌سزایی داشته‌اند. در بین مجموعه عکس‌های منحصر به فرد وهرامیان می‌شود به عکس‌های نادری از ستارخان و باقرخان، قهرمانان ملی ایران، اشاره کرد که تا کنون در هیچ کجا منتشر نشده‌اند.


پوستر فيلم

این داستان مورد توجه محمد احسانی، فیلمساز ۳۴ ساله‌ی آذری، قرار گرفت و انگیزه‌ای شد برای ساخت فیلم مستند—درام ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده''. محمد احسانی تحصیلاتش را در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز به پایان رسانده و هم‌زمان با دروس دانشگاهی‌اش، از سال‌های ۱۳۷۱ با شرکت در دوره‌های یک‌ساله‌ی فیلمسازی انجمن سینمای جوان ایران، با دنیای فیلم و سینما آشنا شده است.
برای آشنایی بیشتر با این فیلمساز پُرکار، درباره‌ی جدیدترین مستندش ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده'' با او گفت‌وگو کرده‌ايم.

انجمن سینمای جوان چقدر در آشنایی‌ات با فیلمسازی مؤثر بوده؟

در سال های ۷۱، زمانی که من درکلاس های فیلمسازی انجمن شرکت می کردم، انجمن سینمای جوان تبریز بسیار فعال بود و تنها مکانی بود که می شد در آنجا با فیلم و سینما آشنا شد. با توجه به این که هنوز از امکانات سینمای دیجیتال نیز خبری نبود با سیستم هشت میلی متری کار می کردیم و خود من هم اولین فیلمم را به نام ''توپ'' در سال ۱۳۷۳ با همین سیستم هشت میلی متری فیلمبرداری کردم.


محمد احسانی

تا به حال چند تا فیلم ساختی و بیشتر به چه موضوعاتی می پردازی؟

در مجموع ۹ فیلم کوتاه و بلند ساختم . ''کنار از جاده'' اولین فیلم ویدیویی داستانی من است که در سال ۱۳۷۷ در ایران جوایزی را از فستیوال‌های سینمای جوان و دانشجو گرفت. اولین فیلم مستندم که در فستیوال های جهانی حضور پیدا کرد، ''رخش بر نقش'' نام دارد. '' بازار زر''، ''ایدز، ایران ۱۳۸۳''، ''باغ آلبالو'' از دیگر فیلم‌های مستندم هستند و در حال حاضر هم روی سه پروژه‌ی مستند اجتماعی به طور هم‌زمان کار می‌کنم که هر کدام در مرحله‌ای متفاوت است. یکی فیلم ''زخم بر چنگ'' است که پیرامون اعتیاد و مواد مخدر در ایران است و در حال حاضر در مرحله‌ی تصویربرداری‌ست. یکی مستند ''تحفه‌های آن جهانی''ست که پیرامون زندگی و احوالات مولانا جلال‌الدین بلخی ست و آخرینش هم مستند ''بی‌نشان'' است که در مرحله‌ی تدوین پایانی‌ست.

فیلم ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده'' هم که در مرحله‌ی پخش جهانی‌ست، درست است؟ آیا خودت مسئولیت پخش را به عهده داری یا پخش کننده‌ی مستقل داری؟

بله. و خودم مسئولیت پخش فیلم را به عهده دارم، مثل تمام فیلم های قبلیم. و این خیلی آزاردهنده و وقت‌گیر است و هزینه‌ی زیادی را هم به همراه دارد. البته این داستان بیشتر فیلمسازان ایرانی‌ست و تازه آن دسته‌ای که با فستیوال‌های فیلم در خارج از ایران ارتباط دارند و به زبان انگلیسی هم آشنا هستند. بقیه که دیگر هیچ، کاری از دستشان برنمی‌آید. در نتیجه فیلم‌های خوب زیادی هستند که هرگز دیده نمی شوند و در نتیجه مطرح هم نمی‌شوند. البته در ایران چند پخش‌کننده‌ی فیلم مستقل و چند پخش‌کننده‌ی دولتی فعال هستند و این جای تقدیر دارد. اما کافی نیست. تقاضا زیاد است و امکانات محدود. بیشتر خودت باید به فکر پخش فیلمت باشی و همیشه در تقلا و نگرانی از وضعیت فیلم. چون اگر فیلم دیده نشود و خوب عرضه نشود در واقع انگار اصلاً وجود ندارد و تنها در ذهن توست!

به نظرت این ضعف یا کم‌توجهی در پخش فیلم از کجا ریشه می‌گیرد؟

ریشه اصلی به نظر من به این برمی گرده که سینما در ایران هنوز یک نیازضروری طلقی نمی شود و مردم و دولت به آن توجه چندانی ندارند. به همین بودجه ی امسال سینمای ایران نگاه کنید. بیشتر یک شوخی است و صدای خیلی ها هم درآمده است. البته جوانان و قشر تحصیلکرده و مرفه به سینما توجه نشان می دهند و به سینمای هنری علاقمند هستند. اما درصد کمی را شامل می شوند.


وارتان وهرامیان

چرا عنوان ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده'' را برای فیلمت انتخاب کردی؟

در این فیلم به دنبال این بودم که مخاطب را متوجه فضای تاریخی آن کنم. در واقع فیلم به تاریخ تبریز و وقایع سیاسی و اجتماعی آن از دوران مشروطه تا به امروز می پردازد که راوی آن یک پیرمرد عکاس ارمنی‌ست. چراکه او به همراه خانواده‌ی عکاس و هنرمندش در صد سال گذشته تاریخ تبریز و آذربایجان و همین طور ارامنه‌ی تبریز را عکاسی کرده‌اند و از این طریق آن را به ثبت رسانده‌اند. و اینک این عکاس پیر در تبریز وارث این تاریخ و راوی آن است. اما آن چه را که او امروز شاهد آن است فراموشی مطلق این تاریخ و روند رو به تخریب و نابودی آن است. گویی دیگر در شهر هیچ نشانی از یادگارهای گذشته باقی نمانده و تبریز با آن تاریخ عظیم و قهرمانانه‌ی ملی‌اش افسانه‌ای بیش نیست و رو به زوال ابدیست.

این موضوع واقعیت دارد یا بیشتر ساخته‌ی ذهن شخصیت فیلم است؟

بله واقعیت دارد. نمونه‌ی بارز و آشکار آن تخریب تدریجی بنای عظیم و تاریخی ''ارک تبريز" است که نماد مقاومت و قهرمانی مردم تبریز در برابر نیروهای متجاوز روسی است. با وجود اعتراض‌های مردمی و برخی از مسئولین محلی و حتی تلاش نمایندگان مجلس کاری از پیش نمی‌رود و "ارک تبریز" رو به نابودی است و به جای آن یک مصلا در حال ساخت است!

چرا برايت مهم بود که درباره‌ی تاریخ تبریز فیلمنامه‌ات را بنویسی؟

به خاطر عشق بی پایانی که به تبریز دارم. شهری که بهش تعلق خاطر خاصی دارم. خودم هم که تبریزی هستم. هرچند بیشتر خاطراتی که از این شهر دارم تلخ و گزنده است، اما با این حال دوستش دارم.

خاطرات تلخت مربوط به فیلمسازی هستند؟

بله، بیشتر مربوط به فیلمسازی است، چون با فضای بسیار بسته‌ای از امکانات و همچنین دیدگاه افراد روبرو بودم. یکی از دلایل مهاجرتم به تهران هم همین بوده چون تو تهران راحت‌تر می‌شود فیلم ساخت.


گروه فيلمسازی

فیلم ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده'' جایزه‌ی بهترین سناریو برای فیلم مستند را در فستیوالMoon Dance ۲۰۰۶ دریافت کرده. چطور شد فیلمنامه را به این جشنواره فرستادی؟

زمانی که داشتیم فیلم را مونتاژ می کردیم، فیلمنامه‌ی فیلم را به انگلیسی ترجمه کردیم و در بخش مسابقه‌ی فیلمنامه‌ی فستیوال مون دنس شرکت دادیم که خوشبختانه جایزه هم برد و این خیلی امیدبخش بود. حالا هم که داریم روی پخش جهانی کار می‌کنیم و امیدواریم که فیلم موفقیت‌های بیشتری به همراه بیاورد.

با توجه به مشکلات سرمایه گذاری برای تولید فیلم در ایران، چطور موفق شدی فیلم را به آخر برسانی؟

خوشبختانه فیلم تهیه کننده‌های خوبی داشت. زاون خاچاطوریان و ادوین آوانس از امریکا، که هر دو از ارامنه‌ی تبریز هستند و نسبت به موضوع فیلم و تبریز تعلق خاطر خاصی داشتند و همچنین دوست بسیار عزیزم علی رضایی از ایران که پنجاه درصد سرمایه‌ی فیلم را عهده‌دار شد، دلایل و عوامل یاری‌دهنده برای ساخت این فیلم بودند. از هر سه‌شان ممنونم.

پس در واقع فیلم با هزینه‌ی خصوصی ساخته شده. هیچ شانسی برای دریافت بودجه‌ی دولتی نبود؟

من تقریباً تمام فیلم‌هام را با بودجه‌ی شخصی ساخته‌ام. البته شانس برای دریافت بودجه‌ی دولت برایم هست ولی خودم ترجیح می‌دهم مستقل کار کنم. حالا قرار است دو فیلم مستند آخرم را با بودجه‌ی دولتی بسازم.

برای نمایش فیلم در سینماها یا تلویزیون چه اقداماتی صورت گرفته؟

فیلم تا به حال درخانه‌ی سینما به همراه چند فیلم مستند برگزیده‌ی سال به نمایش درآمده که انجمن مستندسازان ایران برگزارکننده‌ی این برنامه بود. اما در تلویزیون ایران امکان نمایش این فیلم وجود ندارد.

چرا؟

خوب، تلویزیون ایران کاملاً دولتی است و فقط تولیدات خودش را پخش می کند و یا فیلم هایی را که در راستای اهداف آن باشند. در زمینه‌ی سینمای مستند هم که بیشتر فیلم های رازبقایی و حیات وحشی را پخش می کنند. از سینمای مستند اجتماعی و سیاسی هیچ خبری نیست، مگر فیلم های ضد امریکایی مایکل مور! به هر حال درباره‌ی مشکلات تولید، نمایش و پخش فیلم در ایران حرف‌های زیادی می‌شود گفت ولی این راهیست که باید رفت، هر چند با سختی بسیار و رنج بی‌شمار.

آیا لحظاتی هم هست که از فیلمسازی لذت ببری و احساس رضایت کنی؟

بله، قطعاً لحظاتی هست که آدم از کارش لذت ببرد. اما مهم‌ترین مسأله امید است که هنوز در قلب‌هایمان سوسو می‌زند و به پیش می‌بردمان. امید به موفقیت و جهانی شدن. آن وقت خیلی از مشکلات اهمیت خودشان را از دست می‌دهند و می‌شوند بخشی از راهی که باید تا آخر آن را پیمود. راهی به نام زندگی.

فیلم مستند ''تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده'' در هفته‌ی آخر ماه ژوئیه در جشنواره‌ی جهانی فیلم بانکوک به نمایش درخواهد آمد. بخش کوتاهی از فیلم را می‌توانید «اينجا» ببينيد.

-----------------------


تبریز، تصاویر دنیای فراموش‌شده

مستند - درام، ۶۵ دقیقه

تولید مشترک ایران و امریکا – ۱۳۸۵

نویسنده و کارگردان: محمد احسانی

تهیه کنندگان: زاون خاچاطوریان، ادوین آوانس و علی رضایی

فیلمبردار: فرشید آذری

تدوینگر: بابک بهداد

آهنگساز: وارتان وهرامیان

عکاس فیلم: حسین قربانی

شخصیت‌های فیلم: وارتان وهرامیان، آرمینه وهرامیان، وحید منافی، نازنین خادم و المیرا مدادی

زبان فیلم به ارمنی‌ست و با زیرنویس فارسی و انگلیسی همراه است.

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:28 توسط حامد پور .قائم مقامی |

فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگا قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

جديترين جمله عشاقانه - تو بنزين من هستي

زندگی می گذرد گر تهی یا سرشار، آسمان باز آبی است تا به اکنون شده یک لحظه در این دور فلک سیر کنی؟ که چه شادی و چه غمگین، لحظه ها در گذرند نه برای گل خنده لحظه ای چرخ زمان مکث کند نه برای دل غمدیده ی بختانِ سیاه <fo

براي شكستن من يه اخم كافيه ... نيازي به فريادت نيست واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت كافيه ... نيازي به انجامش نيست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 20:40 توسط حامد پور .قائم مقامی |

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. "جبران خلیل جبران"

دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش/ تو نيـکي کن يه ياران زبـاني /وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني

كدام واژه مي تواند مرا به وصف تو برساند . كدام جمله توان از تو گفتن را در خود مي بيند.براي از تو گفتن شايد سكوت بهترين گفتار باشد. تو را از آن روز كه بند بند وجودم به هستي تو بند بود ، از ان روزي كه طپش قلبت تنها صداي آرام بخش دوران تنهايي من بود. از‌آن هنگام كه كار هر صبح و شام من شمردن نفس هاي پر مهرت بود ، مي شناسم.

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 آخرين ستاره ي آسمان راشمردم اما شمردن زيبايي تو را نمي توانم من تاخانه ي غروب خورشيد پيش رفتم اما هيچگاه خانه ي تورانديدم ديشب خوابت راديدم نه زيباييت نه خانه ات فقط حسرتي كه چراخواب زندگيه هميشه گيم نبود چراخوش ترين لحظات زندگي دريك خواب كوتاه خلاصه شده مي خواهم براي هميشه بخوابم هيچ چيزمهم نيست فقط تو

Bir gül olmak isterdim! Neden mi? Beni koparıp kokladığında vücudunun derinliklerine girip bir daha oradan çıkmamak için?

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 22:6 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin