جانستون روز چهارشنبه صبح (۴ ژوئیه) به همراه دیپلماتهای بریتانیایی وارد اورشلیم شد. گفته میشود که در پی مذاکرات یک عضو خانوادهی اسماعیل هنیه، نخستوزیر سابق فلسطین با ربایندگان بود که جانستون آزاد شد. هنیه روز چهارشنبه اعلام کرد که او برای آزادی گیلعاد شالیط، سرباز اسیر اسرائیلی نیز تلاش خواهد کرد.
جانستون که کمی لاغرتر شده و موهایش بیش از پیش ریخته است، پس از ۱۱۴ روز اسارت برای نخستین مرتبه در برابر دوربین تلویزیون ظاهر شد و گفت:
«شاید بتوانید خود تصور کنید که ۱۶ هفتهی آخر بدترین مرحلهی زندگی من بوده است. قطع رابطهی کامل با دنیای خارج بسیار دشوار است. وحشتانگیز است که آدمی اسیر کسانی باشد که در عین حال که خطرناک هستند، واکنشهایشان نیز قابل پیشبینی نیست و شما نمیدانید که چه زمان به زندگی شما خاتمه خواهند داد. پس از دو ماه آدمی به این فکر میافتد که قرار است ۸ ماه یا ۱۸ ماه در اسارت بماند و با این پرسشها میکوشد سلامت خود را حفظ کند.»
آلن جانستون ۴۵ ساله در ۱۲ مارس ۲۰۰۷ در نوار غزه ربوده شد. او در آن هنگام یگانه خبرنگار غربی بود که بطور دائم در غزه مستقر شده بود و در آنجا زندگی میکرد. در تدارک بازگشت به مرکز بیبیسی در لندن بود که به اسارت گرفته شد.
وی میگوید که از محل نگاهداریاش اطلاعی ندارد. ربایندگانش دو بار محل اسکان او را تغییر داده بودند و او در یک اتاق بسیار کوچک در حبس بوده است. جانستون میگوید، احساس میکرده که او را زنده به گور کردهاند:
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: آلن جانستون «وقتی یک رادیو در اختیار من گذاشتند تا بتوانم صدای بیبیسی را بشنوم، نفسی از سر خوشبختی کشیدم. این گونه بود که متوجه شدم، که تا چه اندازه گسترده از من پشتیبانی جهانی میشود. در بسیاری جاها برای آزادی من تظاهرات برگزار شده بود و من احساس میکردم که نظر فلسطینیها در مخالفت با اسارت من بوده است و چه حمایتهایی برای آزادی من صورت میگیرد، بویژه از سوی خبرنگاران فلسطینی. من احساس میکردم که آنها چه فشاری وارد میآورند تا من آزاد شوم.»
در مجموع ربایندگان جانستون با وی خوشرفتار بودهاند. ولی آنها جانستون را بارها تهدید کرده بودند و گاه دستها و پاهای او را محکم بسته بودند. جانستون میافزاید:
«باید بگویم که ربایندگان تا همین چند هفتهی پیش خیلی اعتماد به نفس داشتند و مصمم به نظر میرسیدند، تا اینکه حماس مسئولیت امنیت را در نوار غزه بدست گرفت. پس از آن ربایندگان خیلی عصبیتر شدند و این احساس به من دست داد که دیگر باید با زندگی وداع کنم.»
ربایندگان آلن جانستون خود را "جیش الاسلام" (ارتش اسلام) مینامند. در پس این گروه مسلح، یک خاندان و قبیلهی بزرگ و پرنفوذ در نوار غزه قرار دارد که دارای یک نیروی حدود ده هزار نفری شبهنظامی ویژهی خود است.
روز سهشنبه رزمندگان حماس مقر این قبیله در شهر غزه را به محاصره درآوردند. پیش از آن چندین نفر از اعضای این قبیله را دستگیر کرده بودند. در پی آن بود که سحرگاه روز چهارشنبه آلن جانستون آزاد شد و به اسماعیل هنیه، نخست وزیر سابق تحویل داده شد.
هنیه و دیگر سیاستمداران حماس اعلام داشتند که آزادی آلن جانستون نشانگر تسلط حماس در نوار غزه برای برقراری نظم و قانون است.
رادیو دویچه وله
دویچه وله: پروفسور هاوبر میتوانید توضیح دهید که چرا با وجود تلاشهای گسترده دانشمندان و پژوهشگران، تا کنون راه درمان قطعی برای مبارزه با این بیماری پیدا نشده است؟
یواخیم هاوبر:« بزگترین مشکلی که در مورد ویروس ایدز وجود دارد، این است که ویروس ایدز را بعد از اینکه وارد سلولهای بدن شد، نمیشود از درون سلول بیرون کشید. ژنهای ویروس ایدز بخشی از ژنوم میزبان شده و نسل به نسل منتقل میشود.»
توضیحتان مرا یاد یک رشته مهره میاندازد که چند مهره به آن اضافه شده است! میتوانید سادهتر توضیح دهید؟
«درست همینطور است. تصور کنید یک رشته مهره دارید. وبعد هر کدام از مهرههای این رشته را یک ژن در نظر بگیرید. ویروس ایدز این رشته را برش میدهد، و بعد ژنهایش را بین مهرهها جایگزین میکند. از این جا به بعد است که ژنهای ویروس ایدز بخشی از ژنوم سلول میزبان میشوند.»
با روش شما و همکارانتان میتوان این مهرههای اضافی را بیرون آورد؟
«ما با استفاده از روشهای بیوتکنولوژی موفق شدهایم قیچی ملکولی طراحی کنیم که درون سلول، کاملا تخصصی عمل میکند. این قیچی ژنهای ایدز را شناسایی و آنها را جدا میکند.»
در مقالهای که در آخرین شماره مجله ساینس در مورد پروژه موفق شما به چاپ رسیده است، ذکر شده که قیچی ملکولی شما در اصل یک آنزیم است. آنزیمی از خانواده آنزیمهای رکمبینازها Recombinase . این آنزیم را چطور تهیه کردید؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: «ما این آنزیم را درون لولههای آزمایشگاه کشت دادهایم. مدل اولیهمان آنزیمی است که در باکتریها،مخمرها و دستهای از قارچها یافت میشود. با این تفاوت که نمونه اولیه دقت کافی برای شناسایی ژنهای ویروس ایدز را ندارد. به همین جهت این آنزیم صدوبیست نسل کشت دادیم تا به دقتی میخواستیم رسیدیم. این آنزیم Recombinase Tre ) ) با دقت کافی اولین و آخرین ژن ویروس ایدز را پیدا میکند و بدون اینکه به ژنوم سلول آسیبی بزند، ژنهای اضافی را قیچی میکند.»
اما دانشمندان ویروس ایدز را ویروس هوشمند مینامند چون ترتیب ژنتیکیاش را مرتب عوض میکند. اگر مهرهها جابه جا شوند چه؟
«جالبترین بخش همینجاست. حتی اگر ویروس ایدز ترتیب ژنتیکیاش را تغییر دهد و به مدل تازهای تبدیل شود این آنزیم قادر است ترتیب جدید را شناسایی و حذف کند.»
بعد از حذف ژنها سلول به زندگی طبیعی بازمیگردد؟
«در آزمایشگاه بله!»
تا چه حد امیدوارید که بتوانید این پروسه پیچیده بیوتکنولوژی را تبدیل به یک روش درمانی کنید؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: «امیدواری که طبیعتا هست. ما یک راه حل بیوتکنولوژی در اختیار داریم که میتوانیم به کمک آن ویروس ایدز را از درون سلولی بیرون بیاوریم. برای تبدیل نتیجه این تحقیقات به یک روش درمانی، دست کم ده سال زمان نیاز داریم. ابتدا باید دوره سه ساله تحقیق بر روی حیوانات آزمایشگاهی را طی کرد. در مدت این سه سال بر روی موشهای آزمایشگاهی کار میکنیم. باید مشخص شود استفاده از این روش تا حد اثرات جانبی خواهد داشت و اینکه خارج از لوله آزمایشگاه و درون یک ارگانیسم زنده مثل بدن موش با چه شرایطی مواجه هستیم. اگر نتیجه این سه سال مثبت باشد بعد از آن تحقیقات بالینی شروع میشود، یعنی این روش بر روی بیمارن مبتلا به ویروس ایدز آزمایش میشود. این دوره هفت سال طول میکشد که مدت زمان استاندارد برای اطمینان از اثر بخشی هر روش درمانی است که تازه کشف میشود.»
تبدیل نتیجه تحقیقات به روش درمانی، یعنی تولید داروهایی مثل قرص یا محلول تزریقی؟
«باید صادقانه گفت: نه! در این روش ابتدا باید سلولهای خونی آلوده به ویروس را جدا کرد و بعد با استفاده از این قیچی ملکولی، ژنهای ویروس ایدز را از درون آنها حذف کرد. در مرحله آخر سلولهای سالم را به بدن بازگرداند.»
یعنی روشی مثل دیالیز؟ مثلأ استفاده از دستگاهی که خون فرد مبتلا به ویروس ایدز را تصفیه کند.
«بله، دقیقا. امیدوارم که به آن روز برسیم»
مصاحبهگر: شبنم نوریان
03:44 گرينويچ - چهارشنبه 04 ژوئيه 2007 - 13 تیر 1386
یک نامه عاشقانه از ناپلئون برای ژوزفین، پیش از ازدواج آن دو، در یک حراجی در لندن به بهای 276 هزار پوند (556 هزار دلار) به فروش رفته است.
این نامه تنها یکی از سه نامه ای است که امپراطور فرانسه پیش از ازدواج برای ژوفین فرستاده بود و در آن پس از مشاجره ای تند از ژوزفین عذرخواهی می کند.
این یک قلم از مجموعه نامه هایی از مشاهیر بود که در مجموع به بهای 8/3 میلیون پوند فروخته شد.
نامه ها به یک بانکدار اتریشی که در سال 2005 درگذشت تعلق داشت.
آلبین شرام از اوایل دهه 1970 شروع به جمع آوری این نامه ها کرده بود و آنها را در کابینی در ویلایش نگاه می داشت.
این مجموعه از جمله شامل نامه هایی از پتر کبیر، اسحاق نیوتن، ملکه الیزابت اول، وینستون چرچیل و ارنست همینگوی بود.
نامه عاشقانه ناپلئون به ژوزفین پس از یک مشاجره شدید لفظی نگاشته شده بود.
ناپلئون در آن می نویسد: "برایت سه بوسه می فرستم - یکی بر قلبت، یکی بر لب هایت و یکی بر چشمانت".
ارزش نامه 50 هزار پوند تخمین زده شده بود اما در نهایت بیش از پنج برابر تخمین اولیه فروخته شد.
دست نوشته اسحاق نیوتن 204 هزار پوند فروخته شد.
یکی از آخرین نامه های مهاتما گاندی روز دوشنبه از حراج خارج شد زیرا مدیر دارایی های آقای شرام موافقت کرد که نامه باید در اختیار دولت هند قرار داده شود.
گفته می شود آقای گاندی در آن نامه خواستار بردباری و تساهل بیشتر در برابر مسلمانان پس از استقلال شده بود
13:44 گرينويچ - چهارشنبه 04 ژوئيه 2007 - 13 تیر 1386
فعالان محیط زیست روز شنبه (7 ژوئیه) برنامه های هنری ویژه در سراسر جهان برگزار می کنند تا با کمک خوانندگان و هنرمندان به مردم بگویند خطرات تغییرات جوی برای ساکنان کره زمین موضوعی جدی و همگانی است.
"ال گور"، یکی از کاندیداهای سابق ریاست جمهوری آمریکا که امسال فیلم مستند او در باره تاثیرات نامطلوب تغییرات جوی بر کره زمین جایزه اسکار هالیوود را برد، برگزاری این کنسرت ها را سازماندهی کرده است.
کنسرت "زمین زنده" در شهرهای نیویورک، لندن، ژوهانسبورگ، ریو دو ژانیرو، شانگهای، توکیو، سیدنی، هامبورگ و حتی پایگاه بریتانیا در قطب جنوب برگزار خواهد شد.
در کنسرت لندن، که در استادیوم سرپوشیده "ومبلی" برپا خواهد بود، چهره های هنری بین المللی از جمله "مادونا"، "متالیکا"، "جنسیس"، "رد هات چیلی پپرز" و "دوران دوران" شرکت خواهند داشت.
اجرای این برنامه در حالی صورت خواهد گرفت که نظرسنجی ها در بریتانیا نشان می دهد بسیاری از مردم معتقدند بحران تغییرات جوی به وخامتی که سیاستمداران از آن سخن می گویند، نیست.
سرویس جهانی بی بی سی با ال گور در این باره گفتگو کرده است:
- با توجه به قوت گرفتن اتفاق نظر میان دانشمندان درباره خطرات تغییرات جوی برای کره زمین، آیا شما از این که بسیاری از مردم در مورد جدی بودن این بحران تردید دارند، تعجب نمی کنید؟
من خیلی تعجب نمی کنم. نظرسنجی ها در آمریکا و خیلی نقاط دیگر جهان نیز همین را می گوید. فراموش نکنیم که آلودگی محیط زیست پول ساز است و برخی از شرکت هایی که مسئول آلوده شدن آب و هوا هستند، از بیم از دست دادن منافعشان نمی خواهند وضعیت فعلی تغییر کند و برای همین پول خرج می کنند تا اطلاعات مبهم و متناقض در اختیار مردم گذاشته بشود. متقاعد کردن مردم هم کار خیلی سختی نبوده چون هیچکدام از ما دوست نداریم درباره موضوعی فکر کنیم که خیلی جدی و دردناک است. بحران تغییرات جوی موضوعی جدی و دردناک است.
- تفکری دردناک و در کنار آن نیاز به فداکاری؟
بله و همچنین فدارکاری. با این حال باید از کلمه فدارکاری با دقت استفاده بشود چون بیشتر تغییراتی که برای حل بحران آب و هوا لازم است همان هایی است که در نهایت به نفع جیب و همین طور کیفیت زندگی ما خواهد بود.
- شخصیت های فعال در زمینه محیط زیست در بریتانیا هم همین استدلال را می کنند که مثلا می توانیم معضل جنگل زدایی را طوری حل کنیم که "نه سیخ بسوزد و نه کباب". گاهی به نظر می آید که چنین چیزی فقط خواب و خیال است.
بله درست می گویید و مردم به طور ناخودآگاه این گونه نگرش هایی را باور نمی کنند. در کنسرت های روز شنبه (7 ژوئیه) ما از مردم می خواهیم که هفت تعهد را بپذیرند؛ اتفاقا یکی از این تعهدات کاشتن یک نهال و همکاری برای حفاظت از درختان و جنگل هاست. انتظار داریم دو میلیارد نفر در سراسر جهان - چه حضوری و چه از طریق شبکه های تلویزیونی و اینترنتی - روز شنبه تماشاچی کنسرت های ما باشند.
- شما خوشبین هستید که چین، یکی از کشورهای اصلی آلودکننده محیط زیست، متقاعد شده با بحران آب و هوا مقابله کند. اما خیلی ها معتقدند که این خیالی خام بیشتر نیست و ال گور نباید امیدوار باشد که توانسته چینی ها را متقاعد کند. چرا فکر می کنید موفق شده اید نظر چین را عوض کنید؟
من فکر نمی کنم خام یا بیش از حد خوشبین باشم. من همچنین در مورد مشکلات تغییر تفکر چینی ها و همین طور کشور خودم آمریکا، دچار شبهه نیستم. اما من نشانه هایی از تغییر را می بینم. رشد اقتصادی در چین باعث شده شمار کارخانجات متکی بر سوخت ذغال سنگ در این کشور رو به افزایش باشد. اما حالا سیاستمداران این کشور متوجه شده اند که چین، مانند بقیه دنیا، با خطرات ناشی از تغییرات جوی روبروست. مثلا آب شدن یخچال ها، که منبع آب آشامیدنی یک میلیارد و سیصد میلیون نفر جمعیت چین محسوب می شود، موضوع حیاتی برای این کشور است. من فکر می کنم ما فرصت فوق العاده ای داریم که چین را متقاعد کنیم به پیمانی که در ماه دسامبر تصویب خواهد شد، ملحق شود.
- منظور شما کنفرانس در بالی اندونزی است؟
بله و کنسرت "زمین زنده" در روز شنبه طوری برنامه ریزی شده که توجه مردم تمام جهان، از جمله چین، را به این موضوع جلب کند. یکی از هشت کنسرت بزرگی که برپا خواهد شد در شهر شانگهای، مرکز مالی چین است و در سراسر این کشور هم پخش تلویزیونی می شود.
- شما چالش کنونی را چگونه ارزیابی می کنید؟ روشن است که هنوز هم باید عده ای را متقاعد کرد. بیشتر دانشمندان، اما نه همه آنها، متقاعد شده اند که تغییرات جوی خطرآفرین است. بسیاری از تولیدکنندگان کالا و مراکز تجاری، برخلاف چهار پنج سال پیش، باور کرده اند که این بحران جدی است. اما مردم عادی اصولا پیش بینی های سیاستمداران را به سختی باور می کنند. برای افراد مردد و بدگمان چه پیامی دارید؟ چالش کنونی چیست؟
رابطه انسان با کره زمین در مدت زمان کوتاهی کاملا دگرگون شده است. ما در مدتی کمتر از یک قرن شاهد چهار برابر شدن جمعیت زمین بوده ایم. نکته مهم تر پیشرفت فن آوری است. ما از امکاناتی استفاده می کنیم که هزاران برابر قدرتمندتر از امکاناتی است که اجداد ما در اختیار داشته اند. رشد جهان در همه زمینه ها عمدتا به سوخت فسیلی متکی بوده است. نتیجه این تحول گسترده، تولید 70 میلیون تن گاز دی اکسید کربن بوده که به طور روزانه وارد لایه نازک اتمسفر کره زمین می شود. همان طور که جان تیندال، دانشمند بریتانیایی، صد و پنجاه سال پیش گفت که تصاعد دی اکسید کربن باعث می شود گرمای خورشید در اتمسفر حبس بشود. برای ثبات این ادعا فقط کافی است که به آب شدن یخچال های قطبی و کوهستانی نگاه کنیم. بنابراین از آنجایی که بازدم کشورهای صنعتی و متمدن دی اکسید کربن است ما باید هر چه سریعتر همه را وادار کنیم برای مقابله با گرمایش مخرب کره زمین که از آلوده شدن هوا ناشی شده، اقدام کنند.
- همانطور که می دانید اخیرا در بریتانیا ما بار دیگر با خطر اقدامات تروریستی مواجه شدیم. به نظر شما، به عنوان یک سیاستمدار باسابقه، امروز دولت ها و مردم کدام خطر را باید جدی تر بدانند: خطر تروریسم یا خطر گرمایش زمین؟ و نظام های سیاسی در غرب چه باید بکنند که تلاش برای حل این دو مشکل به موازات یکدیگر رخ بدهد؟ ظاهرا خود شما هم همین هدف را دنبال می کنید.
صد در صد. ما لازم نیست مشکلات مهم را اولویت بندی کنیم. ما این ظرفیت را داریم که به دو مشکل تروریسم و بحران آب و هوا و حتی مشکلات دیگر هم همزمان بپردازیم. من شخصا برخورد گوردون براون، نخست وزیر جدید بریتانیا، با دو موضوع تروریسم و گرمایش زمین را قابل ستایش می دانم. بریتانیایی ها خیلی خوشبخت هستند که یکی از احزاب مخالف دولت هم به بحران تغییرات جوی توجه نشان داده است. در کشور من آمریکا، احزاب، موضوع گرمایش زمین را بهانه خوبی برای رقابت های سیاسی نمی دانند. از سوی دیگر، رهبران تجاری بریتانیا، آن طور که من مشاهده کرده ام، به موضوع خطرات تغییرات جوی توجه نشان خوبی داده اند. من فکر می کنم بریتانیا، الگوی خوبی برای کشورهای غربی است و دلم می خواست که آمریکا هم همین گونه با این موضوع برخورد می کرد. به هر حال ما باید اطلاعات در مورد خطرات گرمایش زمین را به گوش مردم برسانیم و هدف از کنسرت های "زمین زنده" در روز شنبه همین است. فرصت برای اقدام به سرعت از دست می رود و دانشمندان هشدار داده اند که ما فقط 10 سال دیگر فرصت داریم تا تحولی چشمگیر و اساسی در شرایط آب و هوایی کره زمین ایجاد کنیم. اگر این کار را نکنیم کره زمینی را به بچه های خود تحویل خواهیم داد که امکان احیای توازن جوی در آن از دست رفته است.
روزنامه کومرسانت چاپ مسکو روز چهارشنبه خبر داد که اتحاديه مخابراتی روسی « آلتیمو» سهام يکی از شرکت های مخابراتی ايران را خريداری کرده است. اتحاديه مخابراتی روسیه که در ترکيب گروه روسی «آلفا» قرار دارد از «محمد محمدی» تاجر ايرانی، ۴۹ درصد سهام يک شرکت مخابرات ايرانی را به مبلغ ۱۱ ميليون دلار خريداری کرده و متعهد به سرمايه گذاری ۳۰۰ ميليون دلاری در توسعه آن شده است. «کومرسانت» می گويد که کمپانی خريداری شده توسط آلتيمو، «ايرافون» نام دارد. اما به عقيده راديو «اکو مسکو» چنين کمپانی ای در بانک اطلاعاتی انجمن بين المللی GSM وجود ندارد و به احتمال بسيار زياد کمپانی خريداری شده «تاليا» نام دارد که در بازار موبایل ايران بسيار فعال است. ۵۱ درصد باقی سهام این شرکت، مطابق قوانين ايران متعلق به سرمايه گذاران داخلی است. کومرسانت که خبر اين معامله محرمانه را منتشر کرده است منبع خود را فاش نساخته و تنها به اين نکته اشاره مي کند که اين خبر از طريق يکی از نزديکان ميخائيل فريدمن، ميلياردر روس و رییس گروه «آلفا» به دست اين روزنامه رسيده است. به عقيده اين نشريه، علت اصلی مخفی نگه داشتن اين معامله و عدم اعلام آن ترس شرکت روسی از تحريم های ایالات متحده آمريکا است. طبق اطلاعات «کومرسانت»، معامله با وام بانک صادرات ايران انجام می شود و از آنجا که اين بانک مظنون به حمايت مالی از حزب الله است، هر سازمانی که با بانک صادرات ارتباط داشته باشد، می تواند مورد تحريم آمريکا قرار گيرد. به نوشته اين نشريه چاپ مسکو، به همین دلیل معامله از طريق شعبه ناشناس شرکت مخابرات «اسکای موبایل» قرقيزستان که در ترکيب اتحاديه «آلتيمو » قرار دارد انجام گرفته است. تاکنون اتحاديه «آلتيمو» اظهار نظری در رابطه با خبر منتشر شده در روزنامه روسی نکرده است.
بوش و همسرش به استقبال پوتین و همسر او آمدهاند. دیدار پوتین از آمریکا در نوامبر سال ۲۰۰۱
عکسهای زیر را نوید سهیلیان از مراسم خاکسپاری مهستی که روز گذشته،29 ژوئن، در گورستان وست وود-لس آنجلس برگزار شد، برای صفحه صدای شما فرستاده است.

کاروان خودروهای حامل تشیع کنندگان خاکسپاری مهستی

دختر و نوه های مهستی

امیر قاسمی، مدیر شبکه جهانی تپش در حال دست دادن با جیمی دلشاد، شهردار بورلی هیلز. در زمینه عکس بیژن مرتضوی و معین نیز دیده می شوند

کوروس، خواننده پاپ ایرانی به همراه محمود قربانی، صاحب کاباره میامی در پیش از انقلاب

لیلا فروهر، خواننده پاپ ایرانی و بیژن پاکزاد، طراح لباس و مد

تابوت مهستی در حال حمل برای خاکسپاری

تالار مراسم پیش از خاکسپاری

شهرام صولتی، خواننده پاپ ایرانی

اندی، خواننده پاپ ایرانی

نمایی از شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری

تورج نگهبان، ترانه سرای ایرانی در حال سخرانی در مراسم خاکسپاری

شهره، خواننده پاپ ایرانی در حال سخنرانی در مراسم خاکسپاری
مجله ورزشی زمانه را «اینجا» بشنوید. مسابقات تنیس ویمبلدون، قدیمیترین و شاید معتبرترین تورنمنت تنیس جهان زیر باران شدید آغاز شد، بارانی که تعدادی از مسابقات را به تعویق انداخت و تعدادی دیگر را نیمه تمام باقی گذاشت. اما مدعیان اصلی قهرمانی با وجود این مشکلات مراحل اولیه را با موفقیت پشت سر گذاشتند، قهرمانانی چون راجرفدرر، رافائل نادال و اندی رادیک در قسمت مردان و ژوستین انان، سرینا ویلیامز و ماریا شاراپووا در قسمت زنان. [[photow01]] مجله ورزشی این هفته رادیو زمانه از ویمبلدون به شما عرضه میشود و اختصاص دارد به ارغوان رضائی، بازیکن بیست ساله ایرانی - فرانسوی که آینده بسیار درخشانی در تنیس جهان برایش پیشبینی می شود. ارغوان پس از این که اولین مسابقهاش به سبب باران یک روز دیرتر انجام شد حریف آمریکائی خود، شینای پری را با قدرت شکست داد. او در دوم هم از سد فرانچسکا شیاوونی بازیکن قدرتمند ایتالیائی گذشت و به مرحله سوم رسید. حریف او در این مرحله آنا ایوانوویچ نفر ششم جهان و یکی از بختهای قهرمانی ویمبلدون است. ارغوان که از 8 سالگی تنیس بازی می کند، و اولین بار است که پا به ویمبلدون میگذارد مثل اکثر تنیس بازان بزرگ جهان با مشکلات زیاد روبرو بوده و فداکاری و از خودگذشتگی خود و پدر و مادرش او را به اینجا رسانده است. او با اینکه متولد فرانسه است و به عنوان یک فرانسوی در مسابقات شرکت می کند، همیشه گردن بندی به شکل نقشه ایران بر گردن دارد که نشانه علاقه اش به ایران است. [[photow03]] فرنگیس محبی پس از اولین پیروزی ارغوان، با او در سالن استراحت بازیکنان به گفتگو نشست و از اولین تجربهاش در ویمبلدون پرسید: این اولین مسابقهای بود که توی ویمبلدون و روی چمن بازی میکردم و خوب برای من خیلی سخت بودکه این مسابقه را ببرم و این یک فشار اضافی بود. وقتی روی چمن بازی میکنی نباید حریفت شماراBreak بکند و سرویس شمارا بگیرد. بههمین جهت بازیای را که 5 بر 3 به نفع من بود 6 بر 5 عقب افتادم و به همین خاطر کمی عصبی شدم. اما توانستم در Tie Break خودم را سفت بکنم و بهتر بازی کنم. این اولین بار است که در مسابقات ویمبلدون بازی میکنی. چطور شده بود که قبلا شرکت نکرده بودی و محیط اینجا بهنظرت چطور است؟ چطور بگویم، اینجا محیطی است که همه باید سفید بپوشند و من این قانون را دوست ندارم که مجبورت میکنند با سفید بازی کنی. هرکس باید این آزادی خودش را داشته باشد که بتواند با هر لباسی که دلش میخواهد بازی کند. اما خوشحالم که روی چمن بازی میکنم چون چمن یک زمینی است که فرق میکند با مسابقات دیگر. اما من اینجا مشکلی ندارم و محیطش خیلی خوب است. اخیرا در جام استانبول توانستی قهرمانانی چون ونوس ویلیامز و ماریا شاراپووا را شکست بدهی و به فینال آن مسابقات هم رسیدی. خوب، من شاراپووا و ونوس را زدم که فکر می کنم نتیجه کار خودم بوده چون خیلی کار کردم که به این نتیجه برسم. اما هنوز با شکست دادن آن دو بازیکن بین 10 نفر اول جهان هنوز به هدفم نرسیدهام. فقط پیروزی بیشتر توی تنیس جهان خیلی کمکم میکند و از نظر فکری تشویقم میکند که بتوانم مسابقهها و تورنمنتهای بعدی را ببرم. بردن از این بازیکنانی که ازشان بردم برای من غروری ندارد. این میوه کارم است یعنی این همه کار کردم و برای همین است که بردم. ارغوان جان، یک مقدار از خودت بگو. تنیس را از 8 سالگی شروع کردی. چطور شد که به تنیس رو آوردی؟ علاقه خودت بود یا فشار خانوادهات؟ قبل از اینکه من شروع کنم برادرم شروع کرد و قبل از من با پدرم تمرین میکرد. انوش برادرم 5 سال از من بزرگتر است و وقتی او شروع کرد من توی زمین توپها را جمع میکردم. بهخاطر همین علاقه زیادی داشتم که تنیس را شروع کنم و خیلی خوشم میآمد که که تنیس بازی کنم. اما وقتی شروع کردم پدرم خیلی به من فشار آورد که تنیس را ادامه بدهم چون بچه 7 ساله نمیتواند در باره زندگی خودش تصمیم بگیرد. به خاطر همین که کمک پدر و مادرم را داشتم که هولم بدهند و رویم فشار بیاورند توانستم تنیس را ادامه بدهم و الان خیلی خوشحالم که ادامه دادم و فکر میکنم دخترهای دیگر خیلی دلشان میخواهد که جای من باشند و من سعی میکنم این شانسی را که دارم از دست ندهم. مثل اینکه پدرت نقش زیادی در تنیس حرفهای تو دارد. برایت چهکار میکند که توانستی به اینجا برسی؟ آیا مربیات است؟ خوب از بچگی مربی من بوده و هر روز تمرینم میدهد. مواظب است که کی مسابقههایم شروع میشود، کی باید تمرین کنم. از نظر فکری مواظبم است که قبل از مسابقه با چه فکری توی زمین میروم، آیا مجروح نیستم. یعنی در خیلی چیزها مواظب است که آیا درست جلو میروم و این برای خودش خیلی است. [[photow02]] هدفت در تنیس حرفهای چیست؟ منهم مثل همه بازیکنانی که اینجا دور و بر من نشستهاند همهشان دلشان میخواهد که شماره یک بشوند. این هدف اصلی همه بازیکنان است و من هم همینطور. من هم میخواهم که شماره یک جهان بشوم اما چون همه دلشان میخواهد مثل هم شماره یک جهان بشوند، من میخواهم یک کاری بکنم که فرق بکند و یک نتیجه بهتری داشته باشم. من هدفم این است که هر چهار گرن اسلم (چهار تورنمنت معتبر جهان، ویمبلدون و جامهای آزاد استرالیا، فرانسه و آمریکا) را پشت سرهم ببرم توی 5 سال. این هدف خیلی خیلی سختی است اما این هدف را در سرم دارم و فکر میکنم شاید یک روزی بشود. فکر نمیکنی برای رسیدن به این هدف به یک مربی درجه یک احتیاج داشته باشی؟ نه. فکر میکنم یک مربی درجه یک وجود ندارد. هرکی به نسبت خودش مربیای را که دلش میخواهد انتخاب میکند. هر بازیکنی فرق میکند. شاید یکی بیشتر مربی لازم داشته باشد که با او آرام صحبت کند و کمتر تمرین کند. شاید مربی دیگری باشد که به بازیکنش بیشتر فشار بیاورد. یعنی هر بازیکنی برای خودش عقیده خاصی دارد. نمیتوانیم بگوئیم یک مربی میتواند بهتر از مربی دیگر باشد. پدرم تا کنون من را تمرین داده و باید هم ادامه بدهد چون که فکر میکنم که تنها راهی که میتوانم به شماره یک جهان برسم همین راه است و فکر نمیکنم مربی دیگری بتواند کمکم کند. در ایران هم مثل اینکه در بازیهای ورزشی بانوان کشورهای اسلامی شرکت داشتی؟ در آنجا مدال طلا بردم. یک تجربه جدیدی بود که داشتم چون فکر می کنم سال قبل بود که بازی کردم و چهار سال پیشش هم شرکت داشتم که 12 سالم بود و دو مدال طلا آوردم. این فکر میکنم چیزی جدا از چیزهای دیگر است. من هر چیزی را می خواهم ببرم اما المپیک بانوان چیز دیگری است و خیلی خوشحالم که این دو مدال طلا را بردم. ارغوان جان از زندگی هر روزت بگو. روزی چند ساعت تمرین میکنی؟ من قبل از این که مسابقات را پشت سر هم ادامه بدهم روزی شش ساعت تمرین میکردم اما حالا که مسابقههایم بیشتر و بیشتر شده کمتر و کمتر تمرین میکنم چون باید بیشتر بدنم برای مسابقه آماده باشد. یعنی بیشتر مسابقه میدهم تا تمرین میکنم. از تفریحاتت بگو. چه چیزهائی را دوست داری؟ موقعی که تنیس بازی نمیکنی چه تفریحی می کنی؟ من وقتی وقت تفریح دارم دوست دارم فیلمهای ایرانی ببینم، فیلم های هندی ببینم، کتاب بخوانم، کتاب ستاره شناسی بخوانم، بازی کامپیوتری میکنم، دوست دارم سنتور بازی کنم، سنتور هم خوشم میآید بازی کنم. من کارهائی میکنم مثل دیگر دختران معمولی. دوست دارم خرید کنم، طلا خیلی دوست دارم، میبینی که یک عالمه طلا دارم، همه جایم طلا است. سنتور میزنی؟ بله یاد گرفتم سنتور بزنم، با یک پروفسور در ایران. خودت و خانوادهات چه مشکلاتی را پشت سر گذاشتید تا جزو بازیکنان حرفهای تنیس شدی؟ رسیدن به این سطح خیلی سخت است. خانوادهام، پدر و مادرم و خواهر و برادرم همه توانستند من را کمک کنند تا به اینجا برسم. مطمئنم که اگر تنها بازی میکردم و کارهایم را تنها میکردم به این جائی که هستم نمیرسیدم. بعد خیلی از خودگذشتگی کردیم. مثلا وقتی میرفتیم به مسابقات توی وانت میخوابیدیم. خوب این فرق بزرگی بود با بازیکنان دیگر که توی هتل میخوابیدند. ما توی ماشین میخوابیدیم چون هتل خیلی گران بود و مسابقههائی که میرفتیم دور بودند و چون در جاهای توریستی بودند نمیتوانستیم پول هتل بدهیم. این زحمتها که کشیدم و این کارها که انجام دادم الان من را خیلی کمک میکند که به این سطح رسیدم. توی زمین که میروم یاد آن موقعها میافتم و به خودم میگویم من نباید به بازیکنانی ببازم که اینقدر مثل من زحمت نکشیدهاند. به خاطر همین است که زور بیشتری میزنم و از نظر فکری از بازیکنهای دیگر قویتر هستم. آخرین سوالی که میکنم این است که آیا دوست داری با اسم ایران بازی کنی؟ چه چیزی باعت شده که نتوانی با نام ایران بازی کنی و زیر اسم فرانسه بازی میکنی؟ من خیلی دلم میخواهد که برای ایران بازی کنم اما لباسهایم اجازه نمیدهند. چون مجبورم با دامن بازی کنم و باید ایران اجازه بدهد که با دامن بازی کنم که چنین چیزی نمیشود. اگر قوانین بازیهای تور حرفهای زنان اجازه بدهد که من بتوانم با لباسهای بلند اسلامی بازی کنم، همین فردا برای ایران بازی میکنم. من در فرانسه به دنیا آمدم و به همین خاطر بهنام فرانسه بازی میکنم. اما سعی میکنم فرانسه دومین کشور در قلب من باشد. یعنی خون من ایرانی است و با این مدال طلائی که توی گردنم است نشان میدهم که ایرانی هستم. دیگر برنامهها و مطالب ورزشی زمانه
مصر سرانجام روز پنجشنبه هرگونه ختنه دختران در این کشور را ممنوع کرد. تنها چند روز پیش از این، ختنه یک دختر دوازده ساله مصری به بهای جان وی تمام شد. در میان برخی طوایف عرب، آفریقایی و آسیایی کلیتوریس دختر را برای کاهش میل جنسی قطع میکنند. [[photow02]] ختنه دختران، که تا زمان فراعنه مصر قدمت دارد، هم در میان مسلمانان و هم مسیحیان مصر دیده میشود. در سال 1997 مصر به طور رسمی این عمل را ممنوع اعلام کرد اما با این حال پزشکان "در موارد ویژه" اجازه داشتند دختران را ختنه بکنند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت بهداشت مصر روز پنجشنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد "هرگونه ختنه ( دختران) به منزله نقض قانون خواهد بود و همه متخلفان مجازات خواهند شد". بر پایه یک پژوهشی که در سال 2000 منتشر شد، 97 درصد زنان مصری ختنه شدهاند. [[photow01]] یک دختر دوازده ساله که مادرش وی را برای ختنه به یک درمانگاه خصوصی در جنوب قاهره برده بود، آخرین قربانی گزارششده ختنه دختران در مصر است. این دختر پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخت. با این حال مادر این دختر، علت مرگ فرزندش را استفاده نادرست دکتر از داروی بیهوشی میداند و نه قطع آلت جنسی. پلیس مصر مادر و دکتر را دستگیر کرده است. جنجال ختنه دختری دو ساله در آمریکا
از ساعت هفت و نیم صبح پنجشنبه هفتم تیرماه آزمون سراسری دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی ایران آغاز شد. حدود یک و نیم میلیون نفر طی سه روز در آزمون شرکت میکنند که از این تعداد، بعضی در دو رشته امتحان میدهند. به این ترتیب تعداد واقعی شرکتکنندگان مطابق آماری که حسین توکلی معاون سازمان سنجش ارایه کرده حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار و ۴۵ هزار نفر کمتر از سال گذشته است. امسال نیز مانند سالهای پیش اکثریت قابل توجه کنکوریها زنان هستند که ۶۳ درصد کل داوطلبان را تشکیل میدهند.
از هر سه داوطلب یکی پذیرفته میشود
امسال ۴۵۰ هزار نفر از کنکوریها پذیرفته خواهند شد. با این حساب تقریبا از هر سه نفر، یکی شانس ورود به دانشگاه را دارد اما راه یافتن به دانشگاههای دولتی یا تحصیل در رشتههای پرطرفدار کار دشوارتری است. به گفتهی فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه تربیت مدرس «در حال حاضر ظرفيت دورههاي روزانه دانشگاهها يك هشتم تقاضاها است.» آماده شدن برای کنکور سالهاست به دغدغهی بزرگ جوانان و خانوادهها تبدیل شده است. موسسههای بیشماری وجود دارند که به ویژه در ماههای نزدیک به کنکور با انواع ترفندها سعی در جلب جوانان دارند؛ بعضی از آنها ادعا میکند با سازمان سنجش همکاری دارند و بعضی دیگر بدون داشتن مجوز مشغول به کار هستند. کنکور برای عدهای تجارتی پرسود و برای عدهای دیگر ماهها اضطراب و صرف هزینههای سرسامآور است.
کالایی به نام سؤالهای کنکور
جنجال خرید و فروش سوالهای برخی از آزمونهای تخصصی در سالهای گذشته، و وجود باندهایی که به تقلب و جعل مشغولند سازمان سنجش را وادار کرده تدابیر امنیتی گستردهای اتخاذ کند. محل اصلی این سازمان که در کرج واقع است، اکنون به سایتی محرمانه تبدیل شده. به گفتهی عبدالرسول پورعباسی رئیس سازمان سنجش این سایت به «سيستمهاي راداري، مونيتورينگ، صوتي و تصويري و دوربينهاي پنهان و آشكار مجهز شده است.» پورعباسی خبر میدهد دفترچه سوالات آزمونهاي سازمان سنجش به صورت چند لايه پلمپ ميشوند و تمام حوزهها مجهز به دستگاه موبایل یاب شدهاند. رييس سازمان سنجش میافزاید، براي حفظ امنيت سوالات، جلسات متعددي با وزارت اطلاعات، نيروي انتظامي و ساير ارگانهاي ذيربط برگزار كرده است.
بحث و جدل بر سر حذف کنکور
کنکور ۸۶ که در ۳۸۲ حوزهی داخلی و ۱۹ حوزهی خارجی برگزار میشود کار خود را با آزمون گروه ریاضی و فنی آغاز کرد. ۳۱۱ هزار دواطلب در این گروه باید در ۱۷۵ دقیقه به ۱۳۵ سوال پاسخ دهند. ششم خرداد ماه پس از یک سال و نیم بحث سرانجام طرحی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید که هدف آن حذف تدریجی کنکور تا سال ۱۳۹۰، و پذیرش دانشجویان بر اساس سوابق تحصیلی و آزمونهای نهایی عنوان شد. این طرح که بحثهای مختلفی میان مجلس و اعضای دولت به وجود آورد سرانجام از سوی شورای نگهبان رد و بازگردانده شد. شورای نگهبان این طرح را مغایر با قانون اساسی تشخیص داده است. ۲۶ خرداد رئیس کمیسیون آموزش مجلس علی عباسپورتهرانی فرد اعلام کرد که، «پس از بررسیهای نهایی سعی خواهیم کرد تا با نماینده شورای نگهبان مشکلات قانون حذف کنکور سراسری را رفع کنیم.»
در حالی که موافقان، کاهش تنشهای روحی دانشآموزان و خانوادهها را یکی از مزایای حذف کنکور میدانند مخالفان معتقدند با ملاک قرار دادن آزمونهای دبیرستانی اضطراب شش ماهه به سه چهار سال آخر تحصیل منتقل میشود. به هر حال امروز تب و تاب کنکوریها به اوج خود رسیده و لااقل تا مرداد ماه که نتایج آزمون سراسری اعلام شود ادامه خواهد داشت.
بهزاد کشمیریپور، گزارشگر صدای آلمان در تهران