شیدا و مهرنوش، دانشآموختهی رشتهی فرهنگ و زبانهای باستانی در مقطع فوقلیسانس از دانشگاه تهران هستند و از سال ۲۰۰۱ در دانشگاه شهر توبینگن، در رشتهی زبانشناسی شرق کهن ( (altorientalische Philologie تحصیل میکنند.
این رشته به یادگیری نخستین خط شناخته شدهی دنیا یعنی خط میخی اختصاص دارد که از حدود هزارۀ چهارم پیش از میلاد تا حدود چند سده پس از میلاد، برای نوشتن زبان های گوناگون مانند سومری و اکدی به کار برده میشد.
در کنار یادگیری این زبانها، آشنایی با فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم مردمانی که به این زبانها سخن میگفتهاند و نخستین تمدنهای بشری را در منطقۀ میان رودان (عراق کنونی) بوجود آورده بودند، از اهداف این رشته است.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: شیدا م.
نخستین نشانی: مؤسسهی تبادلات دانشگاهی آلمان و سفارت این کشور در ایران
شیدا مدتها به فکر تحصیل در آلمان بوده و به همیندلیل در دوران فوق لیسانس، در ایران، در بارهی دانشگاههای آلمانی و اتریشی و شرایط گرفتن بورس تحصیلی، به جمعآوری اطلاعات پرداخته است. او در تهران با مراجعه به بخش فرهنگی سفارت آلمان و سر زدن به مؤسسهی تبادلات دانشگاهی آلمان در ایران (DAAD)، برای گرفتن پذیرش از دانشگاههای آلمان اقدام کرده و موفق به گرفتن بورس از این مؤسسه شده است.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: مهرنوش ج.
برای مهرنوش هم اولین نشانی برای جمعآوری اطلاعاتی در این باره، بخش فرهنگی سفارت آلمان در ایران بوده است. او پس از تماس مستقیم با استاد کنونی خود در آلمان، و پس از گرفتن پذیرش از دانشگاه مورد نظر، برای گرفتن ویزای دانشجویی به سفارت مراجعه کرده است.
چرا آلمان؟
مهرنوش دربارهی انگیزهی تحصیل در آلمان میگوید: « متأسفانه در ایران به علت نبود نیروی متخصص در رشتۀ زبان های باستانی، زبان ختنی (که یکی از زبان های ایرانی دورهی میانه است) تدریس نمی شود. پس از جستجوی بسیار دربارهی دانشگاههای خارجی که در آنها این زبان تدریس میشد، تصمیم گرفتیم که برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به آلمان بیاییم».
مهرنوش معتقد است که آلمان به دلیل سابقهی بسیار طولانی در تدریس و پژوهش در این رشته، یکی از پیشکشوتان در این رشته به حساب میآید. در این میان، آشنایی با دکتر بهزاد مفیدی که خود دانشآموختهی رشتهی باستانشناسی از دانشگاه توبینگن است، یکی از علتهای انتخاب آلمان برای تحصیل بودهاست.
زندگی نه چندان آسان دانشجویی
زندگی دانشجویی در آلمان با ایران بسیار متفاوت است. بیشتر دانشجویان در آلمان خودشان مسئول تأمین مخارج زندگیشان هستند. کارهای مثل کار در "کنایپه" (کافه) یکی از رایجترین راهها برای پول درآوردن در دوران دانشجویی است. ساعتهای کاری یک دانشجو محدود است و به این ترتیب پول به دستآمده از این کارها هم کم. ولی با همین پول کم، صدها دانشجوی ایرانی، در آلمان موفق به گذراندن زندگیشان میشوند.
یکی دیگر از راههای امرار معاش، داشتن یک بورس تحصیلی است. اما این همای سعادت آسان نصیب هر کسی نمیشود. بهترین راه برای رسیدن به چنین بورسهایی، جمعآوری اطلاعات و اقدام، پیش از سفر به آلمان است.
شیدا پس از پایان بورس تحصیلیاش از مؤسسهی تبادلات آکادمیک آلمان، خرج خودش را از راه کار دانشجویی در دانشگاه در میآورد. مهرنوش هم در دانشگاه مشغول کار دانشجویی است.
شیدا دربارهی تآمین مخارج در آلمان، میگوید: « اصلاً آسان نیست چون قانون کار برای خارجی ها خیلی سفت و سخت است. اولاً هر کاری را به دانشجوهای خارجی نمی دهند ، دوماً اگر هم کاری پیدا شود درآمد بالایی ندارد.»
او اضافه میکند: «در ایران همیشه امید داری که در شرایط سخت از طرف پدر و مادر و فامیل حمایت میشوی ولی اینجا خودتی و خودت با هزار مشکل از جمله زبان، تفاوت فرهنگی در خوابگاه و اجتماع، مشکلات مالی، کمبود کار و درآمد کم به خصوص برای دانشجویان خارجی.»
به اعتقاد شیدا، یادگیری زبان آلمانی، تحمل زمستان های طولانی و بی آفتاب، و زندگی در خوابگاه دانشجویی و برای مهرنوش دوری از خانواده، دشوارترین بخش این تجربه بودهاست.
تفاوت درس خواندن در ایران و آلمان
تحصیل دانشگاهی در آلمان با ایران بسیار متفاوت است. شیدا بر این باور است که در ایران دانشگاه بیشتر مثل مدرسه است، یادداشتبرداری از گفته های استاد، حفظ کردن مطالب برای امتحان و گاهی موکول کردن فراگیری مطالب به شب امتحان.
او میگوید: «اینجا بیشتر فشار کار بر دوش دانشجوست. دانشجوها تا آخر ترم به صورت نوبتی در مورد مطلبی مربوط به آن درس سخنرانی میکنند و فعال هستند. البته درست مثل بعضی از دانشجو ها در ایران، خیلی ها در اینجا صرفاً برای نمره کار می کنند و دوست دارند بیشتر تفریح کنند تا درس بخوانند. »
مهرنوش هم با تأیید حرفهای شیدا معتقد است که علاوه بر متفاوت بودن سیستمهای آموزشی، نبود منابع کتابخانهای کافی (به ویژه در رشته های علوم انسانی) در ایران بسیار محسوس است و همین عدم دسترسی به منابع، امکان پزوهش را بسیار کم می کند. به گفتهی مهرنوش، دانشجو در آلمان به معنای واقعی "دانشجو" است.
آزادی یعنی چه؟
نطر بچهها را دربارهی "آزاد بودن" و داشتن آزادیهای بیشتر در آلمان، میپرسم. شیدا میگوید: « برای من به عنوان یک زن، آزادی یعنی همینکه وقتی حتی ساعت ۱۱ شب از کتابخانه برمیگردم، نگران نیستم که کسی پشت سرم راه میرود و قصد آزار و اذیت مرا دارد. با خیال راحت سوار اتوبوس میشوم و حتی در آن وقت شب از نگاههای حریصانه و شرمآور مردانی که روبرویم نشستهاند در امانام. آزادی در نظرمن یعنی امنیت.»
دلتنگی و آفتاب و نان بربری
شیدا و مهرنوش اوقات فراغتشان را با پیادهروی، دوچرخهسواری و دیدار دوستان پر میکنند تا دلتنگیهایشان را فراموش کنند. مهرنوش که غذاهای سلف دانشگاه، به ویژه برنجهای دمنکرده، در همان بدو ورود، بدجوری توی ذوقش زده، دلش برای آفتاب ایران تنگ شده است. و شیدا، گلهمند اززمستان سرد و هوای ابری، و اینکه "آلمانی ها در جمع یا سر غذا با صدای بلند بینیاشان را تمیز میکنند،" بیش از همه چیز، دلتنگ نان سنگک و بربری است!
برخورد آلمانیها با دانشجویان ایرانی
میپرسم برخورد آلمانیها و یا واکنش آنها چگونه است وقتی که میشنوند شما از ایران میآیید؟
مهرنوش پاسخ میدهد:« واکنش ها کاملاً متفاوت است. بعضیها کاملاً عادی برخورد می کنند. بعضیها با تعجب می پرسند که ایران کجاست؟! بعضی ها فوراً می پرسند اینجا چه میکنید، کی درستان تمام می شود و به کشورتان بر میگردید؟»
شیدا میگوید: « من هیچ وقت واکنش بدی از کسی ندیدم. ولی بلافاصله سؤال میکنند، نظر زنهای ایرانی در موردحجاب چیست؟ بعد هم میگویند که غذاهای ایرانی خیلی خوشمزه هستند.»
تفاهم میان خارجیها در آلمان!
از آنها میخواهم خاطرهای برایمان تعریف کنند.
شیدا با خنده میگوید: «اوایل که آلمانیام خیلی خوب نبود یکبار با دوستان جدیدم که اکثراً خارجی بودند، نشسته بودیم ودست و پا شکسته به زبان آلمانی حرف میزدیم و جک تعریف میکردیم. خیلی جالب اینکه، ما همه که خارجی بودیم حرفهای هم را میفهمیدیم و به جکها میخندیدیم، ولی آلمانیها نمیفهمیدند و میخواستند که دوباره تکرار کنیم.»
بازگشت به ایران یا ماندن درآلمان
در پاسخ به این پرسش که آیا پس از پایان تحصیل به ایران بازمیگردند یا نه، هر دو مطمئن میگویند: «حتماً»
مهرنوش و شیدا، در صورت بازگشت به ایران، قصد دارند، به تأسیس رشتهی دانشگاهی "زبانشناسی شرق کهن" در ایران کمک کنند.
تحقیق و احتمالاً تدریس در رشتهی تحصیلی، گزینهای است که بچهها در صورت ماندن در آلمان به آن میاندیشند.
در پایان از آنها میپرسم، آیا به بچههای ایرانی توصیه میکنند که برای تحصیل به آلمان بیایند؟
شیدا میگوید: « اگر طاقت دست و پنجه نرم کردن با زبان آلمانی و همین طور غربت را دارند چرا که نه.»
پرسشهایم به پایان رسیدهاند. لیوان چایم را سر میکشم و با آرزوی موفقیت برای هردوشان با آنها خداحافظی میکنم.
الف.
عصر روز جمعه، پارك وی۷ كوچه خاكزاد، پلاك ۱۲+۱ یا همان سیزده نحس. نمایشگاه دید دوم؛ عكسهای زهرا امیر ابراهیمی، بازیگر تئاتر و سینما و سریال تلویزیونی معروف نرگس: دختركوچك شوكت.

نمایشگاه عکسهای زهرا امیرابراهیمی | زمانه
كوچه شلوغ است و از آن شلوغتر گالری. گالری كوچك است و مانند دواتاق تو در توست. لباسهای رنگارگ زنان و مردان از كنارعكسهایی كه سیاه و سپید هستند رژه میروند. زهرا امیر ابراهیمی هم در گوشهای ایستاده. با مانتویی سیاه و دامنی سپید، همانند عكسهایش. گوشوارههای رنگی زیبا و ظریفش، پشت سیاهی روسری محو شدهاند. با تك تك بازدیدكنندهها صحبت میكند وبعد در گوشهای میایستد.

«اینجا كه ایستادهام، انگار دنیای اطراف سپید است و سیاه. از این نگاه، در انسانها و موقعیتهایشان و آنچه از خود باقی میگذارند، اتفاقی دیگر افتاده است.»
بازدیدكنندگان عكسها را نشان میدهند و زیر لب پچ پچ میكنند. بعضی از آنها میگویند اینها كه عكس نیستند، ما به خیال نمایشگاه عكس آمدیم.
«تصویر نگاتیو، انگار اصلی است كه در نگاه به هر عكس دیده میشود به خاطر آوردش. نگاتیوی كه قبل از هرگونه كنش شیمیایی، اصلی است از همان لحظه كه ثبتش كردیم. انسان را و دنیا را همان اصل ساده اولیهاش بازدیدم، جدای از همه آن تغییر و تحولات كه شكل همه مان را و دنیایمان را شكل دیگری كرده است.»

نگاه عكاس، نگاه سینمایی است با میزانسن خاص خودش. لحظهای ازپریدن دختركی در دشت، مترسكی محو شده در انتهای كادر، دستی كه از بیرون آمده و در بالای كادر، سایه تقدیریاش را انداخته بر روی آدمی دیگر، پایین كادر.
«این جا درنگاهم سایههایی، سایه به سایه برهم افتادند و برمن؛ آنچه را میبینم غرق در ابهام كرده است. این جا لكههای سیاهی بر سپیدی، برشفافیت شیشهوار اصل دنیایم، با همه آنچه در آن است نقشی بستهاند و سایههایی در پس پشت ذهن ثبت كنندهام باقی ماندهاند، كه انگارهمه آن اصل ساده و شفاف، سایهای بیش نبوده است.»
عكسها با ذهن مخاطب بازی میكنند و او را به چالش میكشند. خلاقیت و ایدهای جدید، كه اولین اصل وجودی یك نمایشگاه باید باشد و معمولا در نمایشگاههای دیگرنیست، اینجا هست. در بسیاری از نمایشگاهها، تصاویر قاب شده بر روی دیوار را چشمهای مخاطبان قبلا یا تصویركردهاند یا تصور. عكس باید فراتر از دیدهها باشد و بازی با فكرمخاطب را بیآزماید.

«نمایشگاه قبلیام از بچههای هندی بود، در كافی شاپ ۷۸. شادی و امید در چشمان آنها. اما عكسهای این نمایشگاه حاصل تغییری حسی است كه در من بوجود آمد. روی یك مجموعه عكس سیاه و سفید تست میزدم . برعكس شدن ناگهانی همه چیز برایم جالب شد. برای اینكه ابهام را بیشتر كنم، روی فضاها و آدمهای متفاوت تست زدم تا رسیدم به فضاهای تك پرسوناژی. متریالم را هم عوض كردم. از كاغذ به شیشه برگشتم. مانند اولین عكسهای تاریخ عكاسی كه به جای كاغذ، برروی شیشه حضور پیدا كردند. درهیجده فضای متفاوت وغیرتكراری كار كردم. وقتی قاب شدند، دیدم به ابهام و سایهواری و همان صیقلی كه میخواستم رسیدهام.»
عكسهای زهرا امیرابراهیمی، بازیگوشیهای قشنگی دارد كه حجم حضورشان، مخاطب را دعوت میكند به جور دیگر نگاه كردن و در پس آن طوری دیگر فكر كردن. او ایستاده است، بین خطی كه سیاهی را از سپیدی جدا میكند.
«میشود عبور كرد بر شیشهای و سایهای شد. عكس عكس دید، دیگری شد. سایهای بود. شیشهای شد. میشود ...»
نمایشگاه عكس زهرا امیرابراهیمی از بیستوپنجم خرداد ماه آغاز شده و تا سیویكم خرداد ادامه دارد.
* مطالبی كه در گیومه قرار دارد ، نوشتههای زهرا امیرابراهیمی در كاتالوگ نمایشگاه است.
حضور تعداد زیادی خرگوش وحشی در فرودگاه لینیت میلان، باعث شد که که مسئولان فرودگاه روز یکشنبه ۱۷ ژوئن پرواز هواپیماها را به مدت سه ساعت به تاخیر بیاندازند. مقامات فرودگاه لینت در میلان در شمال ایتالیا اعلام کردند که حضور خرگوش های وحشی در باند و نقاط دیگر فرودگاه، بلند شدن هواپیماها را دشوار و سیستم رادار فرودگاه را مختل کرد. به گزارش آسوشیتدپرس، روز یکشنبه گذشته ماموران و داوطلبان در فرودگاه لینت بسیج شدند تا خرگوش ها را بگیرند و از محل فرودگاه دور کنند. معمولا ماموران فرودگاه دو بار در سال، دست به چنین کاری می زنند تا جمعیت خرگوش ها تحت کنترل باقی بماند. «نیکلتا آنجیونی»، سخنگوی شرکت سی— SEA ، شرکتی که فرودگاه های میلان را اداره می کند می گوید خرگوش های وحشی همیشه در فرودگاه حضور داشتند. او می افزاید: «مشکل اصلی در حال حاضر تعداد زیاد آنها است چرا که برای سیستم رادار فرودگاه ایجاد مشکل می کند.» دویست داوطلب، با حرکت دست و سوت زدن، خرگوش ها را از سوراخ خود خارج کردند و در تور گذاشتند. در مجموع ۶۱ خرگوش به دام افتادند که به مناطق محافظت شده حیات وحش منتقل شدند. در این عملیات از چهار کیلومتر تور استفاده شده است. در جریان این «عملیات» فرودگاه از ساعت پنج تا هشت صبح به وقت ایتالیا بسته ماند. در سال های گذشته این عملیات در طول شب صورت می گرفت، ولی امسال برای به دام انداختن تعداد بیشتری خرگوش عملیات در صبح انجام شد!
تفاهم دو ايرانی
موتور G00gle
در خدمت خريد با Ebay
پيتر اميديار بنيانگذار ebay (بزرگترين فروشگاه اينترنتی) و اميد کردستانی مسئول مارکتينگ(بازاريابی) گوگل که سومين مدير درجه اول گوگل است برای راه اندازی يک شعبه بازاريابی از طريق موتور گوگل به تفاهم رسيدند. ebay از ابتدای سال جاری تاکنون 60 ميليارد دلار جنس فروخته است. او و همسرش 12 سال پيش با هدف فروش اجناس خانه خود که به آن احتياج نداشتند دست به يک ابتکار اينترنتی زدند و پس از موفقيت آميز بودن اين ابتکار، آن را ادامه و گسترش دادند. آن ابتکار خانگی، سرانجام رسيد به آن 60 ميليارد دلاری که اکنون بزرگترين برگ معامله با گوگل شده است. شايد برای دهن کجی و شايد هم از روی حسن نيت و حب وطن، هر دو گفته اند که اگر امکان استقرار در ايران را داشتند، همه فعاليت خود را از تهران پی می گرفتند! می توان باور نکرد، اما شنيدنش عيبی ندارد!
وقوع زلزله عصر امروز (دوشنبه) كه استان تهران را به لرزه درآورد، باعث وحشت مردم و آمدن بسياري از خانوادهها به معابر شد.
گزارشها حاكيست، در برخي كوچهها مردم در مقابل در منازل خود اجتماع كردهاند.
يك تن از شهروندان تهراني در منطقه پونك در غرب تهران گفت : زلزله صدايي با حالت غرش داشت و لوسترهاي و چراغهاي سقفي منزل را تكان داد.
وي افزود: ترسيدم و سراسيمه خود را به كوچه رساندم.
اخبار كسب شده در نقاط مختلف كشور در لحظه مخابره خبر حاكيست كه زلزله ۵/۹ريشتري عصر امروز در گرمسار - ورامين - ساوه - دماوند - كرج - قم - اراك و قزوين را به لرزه در آورده است.
خبرنگار ايرنا از قزوين گزارش داد شدت لرزش زمين در اين منطقه مردم را به معابر و خيابانها كشاند.
زلزله در منطقه " كهك" قم رخ داده است
مركز زلزله عصر امروز كه استان قم را به لرزه در آورد در جنوب غربي شهر قم موسوم به شهر "كهك" روستاي "فوردو" رخ داده است.
رييس پژوهشگاه زلزله شناسي دانشگاه تهران دراين زمينه گفت: اين زمين لرزه ساعت ۱۷/۵۹دقيقه عصر امروز دوشنبه اتفاق افتاد.
دكتر زارع افزود: مركز زمين لرزه منطقه كهك قم است .
خبرگزاری ايسنا: دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان قم از وقوع پسلرزههاي احتمالي اين زمينلرزه هشدار داد و از شهروندان و هموطنان ساكن شهرهاي قم و كهك و روستاهاي اطراف خواست به منظور رعايت كردن جميع نكات ايمني در فضاهاي باز ساكن شوند.
رييس پژوهشكده زلزلهشناسي پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله از احتمال وقوع پسلرزههاي متعدد در منطقهي زلزلهزده خبر داد و آن را پس از چنين زلزله اي طبيعي دانست. احتمالا در طول شب شاهد پسلرزههاي متعددي در منطقهي زلزله زده خواهيم بود.
نتيجه قطعي ميزان خسارت جاني و مالي زلزله قم تا يكساعت ديگر اعلام ميشود.
طبق برآوردهاي اوليه، عمق زلزله احتمالا حدود 30 تا 40 كيلومتر بوده است لذا در گسترهي وسيعي از شهرهاي مركزي ايران از جمله تهران، قم، كاشان، نايين، تفرش، کرج، اراك، قزوين، ورامين، گرمسار و ... احساس شده است.
وقوع اين زمينلرزه باعث بروز برخي اختلالات در شبكه تلفن همراه قم شده است.
سازمان زمينشناسي آمريكا (USGS) در جديدترين گزارش خود با اصلاح بخشي از مشخصات گزارش قبلي جزييات بيشتري از زمين لرزهي امروز قم را اعلام كرد.
براساس اعلام اين مركز، بزرگي اين زمين لرزه 5/5 و مكان دقيق آن 405 / 34 درجهي عرض شمالي و 834 / 50 درجهي شرقي و عمق آن 10 كيلومتري سطح زمين اعلام شده است.
براساس اعلام اين مركز اين زمين لرزه در 20 كيلومتري جنوب و جنوب غرب قم، 90كيلومتري شمال غرب كاشان، 115 كيلومتري شرق و شمال شرق اراك و 145 كيلومتري جنوب و جنوب تهران اعلام شده است.
در پي وقوع زمين لرزه در جنوب استان قم، معاون عمليات سازمان امداد و نجات هلال احمر از اعزام تيم هاي ارزيابي ميزان خسارت احتمالي به منطقه زلزله زده خبر داد. احتمال وجود خسارت در استان مركزي و جنوب استان قم وجود دارد.
به دنبال وقوع زلزله نيروي انتظامي تهران بزرگ اعلام كرد كه تمامي نيروها در بوستانها و پاركها در حال آمادهباش به سر ميبرند.

حراجی های ساتبی و کریستی لندن هفته آینده همزمان به حراج آثار هنری می پردازند که انتظار می رود به قیمتی بیش از 400 میلیون پوند به فروش بروند.

نیمفه آس (حوریان، Nympheas)، یکی از نقاشی های مجموعه 'نیلوفرهای آبی' کلود مونه، از بنیانگذاران سبک امپرسیونیسم از آثاری است که به حراج گذاشته می شود. این اثر از سال 1936 به نمایش عمومی در نیامده است. انتظار می رود در حراج ساتبی، این اثر مونه بین 10 تا 15 میلیون پوند به فروش برود.

کمان گل های سرخ، ژیورنی از مجموعه 'نیلوفرهای آبی' مونه در حراج کریستی به معرض فروش گذاشته می شود. قیمت این اثر هنری میان 9 تا 12 میلیون پوند برآورد شده است.

حراجی های ساتبی و کریستی آثاری از فرانسیس بیکن را به معرض فروش می گذارند. یکی از آثار فرانسیس بیکن، پرتره ای است که او در سال 1987 از چهره خودش ترسیم کرده و قیمت آن هشت تا 12 میلیون پوند تخمین زده می شود.

این اثر فرانسیس بیکن یکی از مهم ترین آثاری است که در حراجی کریستی به فروش گذاشته می شود. قیمت آن بین 4 تا 6 میلیون پوند برآورد شده است.

قیمت این اثر معماگونه بیکن که در حراجی کریستی عرضه می شود بالغ بر 7 میلیون پوند برآورد شده است.

این اثر اندی وارهول از مریلین مونرو در حراجی کرسیتی به معرض فروش گذاشته می شود و قیمتی حدود 7 میلیون پوند دارد. یک اثر دیگر اندی وارهول که باز در مورد مریلین مونرو بود، اخیرا در نیویورک به قیمت 14 میلیون پوند به فروش رفت.

پرتره بروس برنارد اثر لوسین فروید، نقاش بریتانیایی. انتظار می رود این اثر نقاشی، به قیمت بالایی در حراجی کریستی به فروش برود.

این اثر از دیمین هرست، هنرمند بریتانیایی که از شش هزار قرص تشکیل شده، روز 21 ژوئن در حراجی ساتبی به معرض فروش گذاشته می شود
بر اساس گزارشهای سازمانهای بینالمللی، ۵ میلیارد هکتار از اراضی جهان در ۱۱۰ کشور، با پدیدهی بیابانزایی روبرو هستند. مقابله با این پدیده، یک مقولهی ملی و بینالمللی است.
۱۷ ژوئن برابر با ۲۷ خرداد روز جهانی بیابانزدایی است. بیابانزایی در کنار تغییرات جوی، یکی از بزرگترین چالشهای بشر در قرن اخیر است. با نامیدن یک روز در سال به این مناسبت، تلاش میشود تا علاوه بر آشنا کردن مردم با این مسئله و جلب توجه جهانیان به مسئلهی بیابانزایی در بسیاری از کشورهای جهان، راهکارهایی برای مهار این پدیده پیدا شود. ۱۹۱ کشور در جهان عضو کنوانسون بینالمللی مبارزه با بیابانزایی هستند. این کنوانسیون در کنار مهار بیابانزایی، به دنبال ریشهکن کردن فقر و رسیدن به توسعهی پایدار در کشورهای مبتلا ست. نامگذاری یک روز در سال به این پدیده، بهانهای است برای تحکیم و گسترش همکاریها، درمبارزه با پدیدهی زایش بیابان و تأکید بر این نکته که با همکاری کشورهای عضو، میتوان راهحلی برای این مشکل اساسی یافت. با نهایی شدن کنوانسون بیابانزدایی سازمان ملل متحد در ۱۷ ژوئن سال ۱۹۹۴ ایران جزو نخستین کشورهایی بود که به عضویت این کنوانسیون درآمد.
بیابانزایی و عوامل بیابانزا
بیابانزایی به معنای تخریب سرزمین یا کاهش توان تولید بیولوژیک سرزمینهای واقع در مناطق خشک و نیمه خشک است. پیدایش سرزمینهای بیابانی، از یک سو زاییدهی عوامل محیطی است. عوامل محیطی اقلیمی مانند بارندگیهای نامناسب و دمای بالای هوا که تبخیر شدید را به دنبال دارد و بادهایی با سرعت زیاد و بلایای طبیعی مانند سیل، در ایجاد بیابان سهم به سزایی دارند. از سوی دیگر عوامل انسانی در تشکیل بیایان را نباید نادیده گرفت. بهرهبرداری بیش از اندازه از سفرههای آب زیرزمینی، آلودهکردن آبهای زیرزمینی و تخریب و تبدیل غیر اصولی جنگلها و مراتع از مهمترین عوامل بیابانزا محسوب میشوند.
اراضی بیابانی در ایران
۶۱ درصد از مساحت کشور ایران دارای اقلیم خشک و فراخشک است. به این ترتیب ایران ۳/۰۸ درصد از مناطق بیابانی جهان را به خود اختصاص میدهد. غلامعباس عبدینژاد، مدیر کل دفتر امور بیابان در ایران، در مصاحبهای با سایت پیام سبز، میگوید که ۱۰۰ میلیون هکتار از اراضی در ایران در معرض پدیدهی بیابانزایی قرار دارند.
پیامدهای بیابانیشدن
کاهش توان بیولوژیک خاک، غیر قابل کشت شدن اراضی حاصلخیز و اثرات گستردهی اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، فقر و تخریب منابع پایه، بخشی از آثار و پیامدهای جهانی پدیده بیابانزایی محسوب میگردد. از سوی دیگر افزایش حساسیت اراضی به فرسایش، افزایش سیلخیزی را به دنبال دارد. هدر رفت منابع پایه، یعنی خاک، آب و پوشش گیاهی با تشدید پدیدههای فقر، مهاجرت و بیکاری ناپایداریهای اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیستی را به همراه میآورد.
فرهنگسازی مهمترین عامل در مهار بیابانزایی
یکی از اقدامات ایران پس از پیوستن به کنوانسیون بیابانزدایی، تشکیل کمیتهی ملی بیابانزدایی کشور بود. به گفتهی عبدینژاد، مدیر کل دفتر امور بیابان در ایران، فرهنگسازی، فقر زدایی و توانمندسازی جوامع محلی (عشایری و روستایی) از مهمترین اصول بیابانزدایی پایدار محسوب میگردد. به گفتهی این کارشناس، ایران در راه مهار بیابانزایی یکی از موفقترین کشورهای جهان است که برای مثال با کنترل فرسایش بادی و مدیریت جنگلهای دستکاشتبیابانی، احداث بادشکنها و برنامهریزی در جهت استفاده از انرژی خورشیدی به منظور کاهش بوته کنی که منجر به لخت کردن زمین از پوشش گیاهی میشود، به مبارزه با این چالش قرن رفتهاست.
اکنون مهار بیابانزایی در ردیف مسئلهای مانند تغییرات جوی قرار گرفته و کنوانسیون بینالمللی بیابانزایی تلاش میکند که از یک سو به آگاهی دولتها و مردم پرداخته و از سوی دیگر با ارائهی راهکارها و برگزاری نشستها جهانیان را در مبارزه با این پدیده بسیج کند.
روز جمعه آتش سوزی گستردهای در خیابان پیروزی تهران رخ داد. خبرگزاری فارس، منشا آتشسوزی را ذخیره 1000 لیتری بنزین یکی از شهروندان تهرانی عنوان کرده است.
محمد بیات، معاون عملیات سازمان آتشنشانی شهرداری تهران، در این باره گفت: "مرد صاحبخانه به دلیل سهمیهبندی بنزین مقدار زیادی بنزین در انباری خانه خود ذخیره کرده بود که به علت نشت بنزین و قرار گفتن بنزینها در مجاورت آبگرمگن بنزین ذخیره شده آتش گرفت".
بیات افزود: "ماموران ایستگاه 3 سازمان آتشنشانی شهرداری تهران به محل حادثه اعزام و حریق را بعد از حدود 2 ساعت عملیات اطفا کردند".
معاون عملیات سازمان آتشنشانی شهرداری تهران همچنین اعلام کرد که "در جریان این حریق 2 نفر از ماموران آتشنشانی دچار حادثه شدند".
به گفته این مقام مسئول آتش نشانی هیچ یک از افراد خانواده در این حادثه آسیبی ندیدهاند.
طبق ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی هرکس برای ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم، دست به اسلحه ببرد، محارب و «مفسدفیالارض» شناخته میشود.
در گفتوگویی با محمدعلی دادخواه وکیل و حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر نظر وی را در مورد این طرح و تطابق مصادیق مفسد فیالارض با تولیدکنندگان فیلمهای پورنوگرافی جویا شدهایم.
دويچه وله: آقاى دادخواه مجلس ايران طرحى را تصويب كرده است كه به موجب آن توليدكنندگان فيلمهاى پورنوگرافى، مفسدفىالارض شناخته میشوند و مجازاتشان اعدام است. چه تعريف مشخصى از مفسدفىالارض در قوانين جزايى ايران وجود دارد؟
محمدعلى دادخواه: مفسدفىالارض اصطلاحیست كه ما از حقوق شرعى گرفتهايم. يعنى كسى كه بايد محكوم به اعدام بشود. به اصطلاح شرعى مهدورالدم است، يعنى خونش ارزش ندارد و بر مبناى بعضى از معيارهاى حقوق اسلامى به اعدام و هدم از روى زمين محكوم میشود.
اين معيارها چه چيزهايى هستند؟
معيارهايى كه براى آن مهدورالدم ذكر شده است كسىست كه به اصطلاح قطاعالطريق (راهزن) باشد، يعنى راههاى مردم را ببندد و مال آنها را به يغما ببرد يا كسى كه فساد خاصى را در زمين انجام بدهد، كسى كه قتلهاى متعدد بكند، كسى كه مبادرت به توطئه عليه جان و اموال مردم بكند. اين افراد را در حقوق شرعى و حقوق اسلامى بعنوان مفسدفىالارض شناختهاند.
آيا اين تعريف به نظر شما با جرم كسانى كه فيلمهاى پرونوگرافى توليد میكنند همخوانى دارد؟
ما بايد يك قاعده را از دست ندهيم و آن اين است كه بايد جرم و مجازات تناسب داشته باشد، بويژه اينكه ما در حيطهاى قدم مىگذاريم كه سعى میشود از اعدامها كاسته بشود. اينطور بشدت اتخاذ تصميم کردن، موجب آن میشود كه بعدا ما مىبينيم كه دادگاهها به انحاى مختلف سعى میكنند كه اين مجازات اجرا نشود و با تمهيد مقدمات متعددى، نهايتا از آن گريز پيدا خواهند كرد. براى اينكه به اين دچار نشويم بايد يك معيار منطقى را در نظر بگيريم. نه اينكه كلا در هيچيك از اين شقوق نتوانيم مفسدفىالارض يا اعدام را در نظر بگيريم، اما اينكه ما كلا اين افراد را در اين چرخه قرار بدهيم باعث آن خواهد شد كه اين مجازاتها اجرا نشود، چون وجدان قاضى كه در آنجا نشسته است بالاخره تناسبى ميان جرم و مجازات نخواهد ديد و جزو مواردى میشود كه دادگاهها از آن تن خواهند زد.
به غير از مواردى كه اشاره كرديد كه برمیگردد اصلا به كل مسئلهى اعدام و پرهيز از مجازات اعدام، من مىخواهم دقيقا اين را بدانم که آيا از نظر حقوقى، توليدكنندهى فيلمهاى پورنوگرافى میتواند مهدورالدم يا مفسدفىالارض شناخته بشود يا خير؟
ببينيد اصولا اين پديده در زمانى كه شرع مبادرت به اعلام مجازات كرده وجود خارجى نداشته است. يعنى اين يك موضوعىست كه در روزگار ما حادث شده است كه میشود فيلم پورنوگرافى تهيه كرد. در آنزمان حتا عكس هم نبود. بر اين مبادى بايد بگوييم كه از اين حيث، يك اتخاذ تصميم جديد است. اما نهايتا اينكه آيا مجلس میتواند چنين اقدامى بكند يا نه، مجلس نهايتا قدرت قانونگذارى دارد. بايد ما فراتر از اين بنگريم و بگويیم آيا اگر چنين مجازاتى پيشبينى شد، بعدا بطور گسترده دادگاهها و دادرسان كه از جنس همين مردم هستند و در همين سرزمين زندگى میكنند و با اين آداب و رسوم و بايد و نبايدها آشنا هستند، اين را بهراحتى پذيرا خواهند شد؟ اين امر، محل ترديد است. ما بايد تناسبى بين جرم و مجازات برقرار كنيم كه بعدا دادرسان بهراحتى آن را پذيرا باشند.
آيا كانون مدافعان حقوق بشر قصد اعتراض به اين طرح يا قانون را دارد يا خير؟
قاعدتا بستگى به تصميمى دارد كه كانون طى جلسات خودش نسبت به مواردى كه براى آن مبادرت به بيانيه يا اطلاعيه میكند و تا زمانى كه شوراى مركزى كانون اتخاذ تصميم نكند، نمیشود در اينباره نظر نهايى اعلام كرد.
نظر خود شما چه هست؟ فكر میكنيد آيا مجامع حقوق بشر داخلی بايد نسبت به اين قانون اعتراض بكنند يا خير؟
اصولا نفس اعدام، از موضع نگرش حقوق بشرى مورد تاييد نيست، يعنى بايد هميشه ما مجازات جايگزين براى آن انتخاب كنيم. چون هدم انسانى و از بين بردن او موضوع را حل نمیكند. ما بايد از نگرش فرهنگى و تغيير منش، نگرش و اقدامات انسانها و از موضع فرهنگى بيشتر اقدام بكنيم كه بعدا مواجه با اين موارد نشويم. اصولا نفس اعدام مورد تاييد هيچ نگرش حقوق بشرى نيست.
مصاحبهگر: ميترا شجاعى
از پنجشنبه چهاردهم ژوئن تا شنبه شانزدهم، حدود ۱۰۰۰ نفر زن از سطوح مدیریت شرکتهای اقتصادی و سیاسی از ۸۵ کشوردر برلین گرد هم آمدهاند تا با شرکت در نشست جهانی زنان در بارهی شانسها و چالشهای جهانی شدن برای زنان به بحث وگفتوگو بپردازند.
این اولین بار است که این همایش به موضوع " شانسهای اقتصادی جهانیشدن برای زنان" میپردازد. نشست جهانی زنان ۱۷ سال است که برگزار میشود و بعنوان یکی از هیجانانگیزترین و واقعبینانهترین گردهماییها شناخته شده است.
این نشست شرکتهایی را مخاطب قرار میدهد که در راه گسترش بازارعمومی تلاش میکنند و همچنین نیروهای زن در مدیریتهای سیاسی و دانشآموختگانی که در پی تماس با همکاران خود در سطح جهانی هستند. زنانی که سرپرست سازمانهای غیر دولتی هستند و علاقه به پیشرفت اقتصادی بیشتری دارند و تمامی سازمانهایی که برای پیشرفت زنان در اجتماع و کار تلاش میکنند، میتوانند در این نشست شرکت کنند.
قدرت اقتصادی زنان دست کم گرفته میشود
در روز چهارشنبه سیزدهم ژوئن سازمان بینالمللی زنان مدیر (CWDI) دربرلین در پی تحقیقاتی در ۲۰۰ شرکت بزرگ دنیا اعلام کرد که در آلمان تعداد زنانی که سمتهای بالای شغلی دارند بیش از بسیاری از کشورهای دیگر است اما هنوز هم این تعداد کمتر ازتعداد مردانی است که از سمتهای مهم شغلی برخوردارند. تعداد زنان در سطح مدیریت در آلمان در ۰۱ / ۹ درصد است و به این صورت در ردهی سوم اروپا قرار دارد. بریتانیا و هلند وضعیت بهتری دارند ولی در مقیاس بینالمللی ایالات متحده آمریکا هنوز در جای اول قرار دارد.
ایرنه ناتیویداد (Irene Natividad)، رئیس نشست جهانی زنان در مصاحبهای با آژانس خبرگزاری د د پ / داو جونز(ddp / Dow Jones)، گفته است که در سطح جهانی زنان فقط ۵۰ درصد از نیروی کاری با حقوق را از آن خود دارند. در مقابل، مدیریت ۸۰ درصد از شرکتهای کوچک در سراسر جهان به زنان تعلق دارد. ایرنه ناتیویداد افزوده است: « زنان همچنین نیروی مصرفکنندهی قابل توجهای هستند که بسیاری از شرکتها بدون آنها قادر به ادامهی حیات نیستند.» به جای اینکه در مورد موانع اقتصادی و سیاسی در رابطه با نقش زنان در مدیریت صحبت شود باید نیروی اقتصادی زنان شناخته شود. یکی از مدیران زن یک شرکت امریکایی که در همایش شرکت دارد گفته است:« اگر یک روز تمام زنانی که در یک کشور کار میکنند اعتصاب کنند، چرخ اقتصادی کشور از کار خواهد ایستاد.»
ایرنه ناتیویداد درگفتوگوی خود با آژانس داو جونزاضافه کرد:«زنان پرتحمل و دقیق هستند و در کنار همه چیز از خانواده هم مراقبت میکنند. تعداد زنانی که در سمت مدیریت هستند و شرکتهایی که فقط در دست زنان هستند در سالهای گذشته افزایش یافته است، ولی آنها هنوز از نیروی درونی خود آگاهی زیادی ندارند.» کمکم شرکتها و سازمانهای مختلف هم به اهمیت وجود زنان در صحنهی کاری اگاهی پیدا میکنند وبه ارزش آنان در راه پیشرفت کاری پی میبرند.
بهترینها
۳ شرکت آلمانی در مقیاس بین المللی جزو ۱۰ شرکت صدرنشینی هستند که در به کارگیری زنان کارنامه مثبتی دارند: شرکت پست، بانک آلمان (Deutsche Bank) و بیمهی "آلیانس" (Allianz). بالاترین درصد زنان شاغل را مجتمع سوپرمارکت هلندی "آهولد" (Ahold) دارد که در آن ۴ نفر از هیئت مدیرهی ۷ نفره زن هستند. همچنین مجتمع انرژی "استاتاویل" (Statoil) از نروژ که در آن ۵ نفر از گروه مدیریت ۱۰ نفره زن هستند، جزء شرکتهایی است که مثبتترین رویکرد را نسبت به استخدام زنان دارند.
رؤیا
انجام مراحل اولیه و مقدماتی ساخت این دستگاه اوایل ماه ژوئن سال جاری در هامبورگ آغاز شد. خانم آنته شاوان، وزیر پژوهش و تحقیقات آلمان، هنگام معرفی پروژه گفت: «ما سنگ بنای اولیه را گذاشتیم آنچه كه در اینجا ساخته خواهد شد در دنیا بینظیر است.» كه البته در مورد دستگاهی كه سه هزار و چهارصدمتر طول دارد ادعای بیربطی نیست.
به گفته رولف ترویش (Treusch) یكی از فیزیكدانان مركز تحقیقاتی DESY هامبورگ كه در طراحی دستگاه همكاری داشته است، «طرح كلی دستگاه در اصل یك سرعت دهنده افقی است كه از انتهای آن اشعه لیزر خارج میشود. مشابه این دستگاه پیش از این ساخته نشده است. در مقایسه با سیستمهای پیشین امواج كوتاهی بسیار بیشتری تولید خواهند شد.»
از اشعه لیزری تولید شده میتوان مثل لیزر معمولی در موارد مختلف مثل پرتونگاری استفاده كرد با این تفاوت كه این دستگاه با تكنیك پیشرفتهتر و پیچیدهتر لیزر تولید میكند. اینجا سرعت الكترونها تا حد غیر قابل تصوری بالاست. سیصد هزار كیلومتر در ثانیه!
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: ترویش در این مورد میگوید: «ببینید ما الكترونها را از جاذبه هسته رها میكنیم درون دستگاه سرعتشان را تا نزدیكی سرعت نور بالا میبریم. بعد به كمك مگنتی كه در نوك سیستم قرار دارد الكترونها را در یك مسیر مارپیچی جمع میكنیم. در جریان این مسیر مارپیچی، الكترونها انرژی از دست میدهند و این تبدیل انرژی بصورت اشعه لیزر آزاد میشود.»
برق اشعه لیزری كه از دستگاه بیرون میآید فوق العاده پرقدرت است. سوال اینجاست كه با این برق لیزری پرقدرت چه كار میتوان كرد؟ ماسیمو آلتارلی Massimo Altarelli مدیر پروژه میگوید: «با این اشعه میتوانیم واكنشهای شیمیایی را بهتر آنالیز كنیم. مثلا تركیب تشكیل دهنده سایر سیارات را بررسی كنیم. در تمامی تحقیقات شیمی، فیزیك نجومی یا زیستشناسی ملكولی میتوان از این دستگاه استفاده كرد.»
مثلا در زیستشناسی ملكولی میتوان از ساختمان پروتئینها به طور مشخص عكسبرداری كرد. تصاویری كه میتوانند در تهیه تركیبات دارویی تازه موثر باشند. و یا در شیمی نحوه پیوستن اتمها به یكدیگر را دنبال كرد. از نتیجه این تحقیقات میتوان در ساخت دستگاههای تهویه درون لوله اگزوز اتومبیل استفاده كرد.
پروژه ساخت «تولید كننده اشعه لیزر اروپایی» پروژه بینالمللی است كه غیر از آلمان دوازده كشور دیگر از جمله فرانسه، روسیه، انگلستان و چین در آن همكاری دارند. البته هفتاد و پنج درصد از هزینه كل را آلمان پرداخت میكند.
خانم شاوان، وزیر پژوهش و تحقیقات آلمان معتقد است: «با اینكه سایر كشورها تنها بیست و پنج درصد هزینه را پرداخت میكنند من معتقدم كه تحقیقات باید ادامه پیدا كند. از این برج نوری استفادههای زیادی خواهد شد به همین دلیل هم ادامه پروژه هم منطقی است و هم شدنی.»
ژاپن و آمریكا اعلام كردند كه به زودی دستگاهی از همین نوع خواهند ساخت. سیزده كشور شركت كننده در این پروژه با در اختیار داشتن «اشعه لیزر اروپایی» موقعیت خود در زمینه تحقیق و پژوهش در عرصه بینالمللی تثبیت خواهند كرد.
با عرضهی نسخهی تازه ای ازسفری، مرورگراینترنتی اپل برای ویندوز، این شرکت آمریکایی در صدد خارج کردن بازارازانحصارمایکروسافت است. تا پیش ازاین فقط کاربران کامپیوترهای مکینتاش( Macintosh) می توانستند ازاین مرورگراستفاده کنند اما اکنون همه می توانند ازمزایای سفری بهره مند شوند چراکه می توان نسخه آزمایشی این برنامه را به طوررایگان ازاینترنت دانلود کرد.
سریع وخلاق
استیوجابز(Steve Jobs) رییس اپل درکنفرانس سالانهی نوآوری های اپل درسانفرانسیسکو، سفری را به عنوان "سریعترین مرورگراینترنتی برای ویندوز" برشمرد. سفری قادراست تا دوبرابرسریعتر از دیگرمرورگرهای اینترنتی وب سایتها را نمایش دهد.
استیو جابزدراین کنفرانس درتوصیف سرعت سفری چنین گفت: "ما فکرمی کنیم که کاربران ویندوزازدیدن سرعت سفری درهنگام گشتن دراینترنت کاملاً تحت تاثیرقراربگیرند. صدها میلیون نفرازکاربران ویندوزدرحال حاضراز iTunes استفاده می کنند وما خوشحال خواهیم شد که به آنها برتری سفری را نیزنشان دهیم."
در حال حاضردردنیای ویندوز، مرورگراکسپلوررشرکت مایکروسافت با اختلاف زیادی درجایگاه اول قرارگرفته است. ۷۸ درصد ازکامپیوترهای دنیا دارای اکسپلوررهستند. پس ازاکسپلوررمرورگرفایر فاکس با با ۱۵درصد درردیف بعد وسفری نیزبا ۵ درصد درآخرین ردیف قرارگرفته است.
راهی دراز تا کامل شدن
اما با تمام این توصیف ها آیا سفری مرورگری ایده آل به شمار می آید؟
در کنارتوانایی های گوناگون، هنوزسفری نمی تواند وب سایتهای مختلف را دریک پنجرهی واحدی بازکند؛نقطه ضعفی که اکسپلورروفایرفاکس پیش ازاین برآن چیره شده اند. البته کارشناسان سه روزپس ازمعرفی سفری، دربارهی خلأ امنیتی آن نیزهشداردادند.
نسخه کامل شده سفری به احتمال فراوان در ماه اکتبرتحت عنوان سفری ۳، بخشی از سیستم جدید مک به نام لئوپارد(Leopard) به بازارخواهد آمد.
iPhone
همزمان با سفری ۳ جابزخبرازعرضهی " آیفون"، موبایل مولتی مدیا ، درروز۲۹ ژوئن دربازارهای آمریکا داد. این محصول جدید اپل با همکاری شرکت بزرگ مخابراتی AT& T به بازارراه می یا بد. به دلیل امنیت بیشتر، دراصل آیفون طوری طراحی شده است که قادر به پشتیبانی ازبرنامه های شرکت های دیگرنیست. هنوزبرای عرضه آیفون دربازارهای اروپا تاریخ دقیقی تعیین نشده است. پیش ازاین جابزسه ماههی آخرسال ۲۰۰۷میلادی را زمان ورود آیفون به بازارهای اروپا اعلام کرده بود.
س
از زن و مرد، اصولگرا و اصلاح طلب، مدافع جنبش زنان یا حتی كسانی كه هیچ علاقهای به این جنبش ندارند، نسبت به عواقب تشویق صیغه هشدار دادهاند و وزیركشور را سخت شماتت كردهاند.
با این حال كافی است نام ازدواج موقت را به گوگل بدهید تا انبوهی از مشتاقان صیغه را بیابید كه آدرس الكترونیكی و حتی تلفن خود را به امید یافتن همسر موقت به اینترنت دادهاند، از جوان تا میانسال. اما یك چیز در میان این عده مشترك است. تقریبا ۹۹ درصد آنها پسران جوان یا آقایان هستند. شاید به همین دلیل هم هست كه زنان این چنین به پیشنهاد وزیر كشور برای تشویق جسورانه ازدواج موقت تاختهاند و آنرا رواج چند همسری، بی كرامت كردن زن و حتی پوششی برای فجشاء دانستهاند.
دكتر مهدی خلجی پژوهشگر مطالعات اسلامی در واشنگتن معتقد است كه مسئلهی ازدواج موقت چیز تازهای در ایران نیست. این كار از سالها پیش بطور رسمی صورت میگیرد. دفترخانههایی در تهران و شهرهای بزرگ وجود دارند كه صیغه را ثبت میكنند و آژانسهایی كه آقایون یا خانمها میتوانند به آنها رجوع كنند و كاندیداهای خودشان را انتخاب كنند.
او میگوید: «آنچه تازه است این است كه وزیر كشور دولت آقای احمدینژاد دارد رسما از آن صحبت میكند. طبیعتا جامعهی ایران جامعهی جوانیست. مسایل جنسی با ایدئولوژی اسلامی قابل حل نیست. نیازهای طبیعی انسان در ایدئولوژی اسلامی به دشواری پاسخ پیدا میكند. طبیعتا بعنوان دولت و حكومت ناگزیرند راهی برایش پیدا بكنند و نزدیكترین راه این است كه ببینند در شرعیت آیا راهحلی برای این مسئله درنظر گرفته شده است یا نه! در جامعهی امروزی طبیعتا اگر حكم صیغه به همان صورت كه در شرعیت آمده بخواهد اجرا بشود، یك هرج و مرج شدیدی را بوجود خواهد آورد و این بهرحال اگر بخواهد بعنوان یك حكمی كه دولت میخواهد اجرا بكند به مرحلهی عمل دربیاید، ناگزیر هست كه تعدیلها و ضابطهمندیهای بسیاری در آن ایجاد بشود»
اما چگونه میشود صیغه را به عنوان راهحلی برای جوانها درنظر گرفته بگیرند، درحالیكه صیغهی دختر جوان بدون اجازهی پدرش امكانپذیر نیست و طبیعیست كه كمتر خانوادهای در ایران با توجه به تابویی كه نسبت به این مسئله وجود دارد حاضر باشد مثلا دخترش را كه هنوز ازدواج نكرده و یا هنوز رابطهی جنسی نداشته به صیغهی كسی دربیاورد. و این را آقایان یا این پسرهای جوان هم میدانند كه برای ازدواج موقت باید دنبال زنان مطلقه، زنهای سن بالا و آنهایی بروند كه یكبار حداقل ازدواج كردهاند. پس چرا طرح موضوع تحت عنوان پاسخ به نیازهای جنسی جوانان طرح میشود؟ چه مشكلی را میخواهند با این كار حل بكنند؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: به گفته مهدی خلجی: «مسئلهی صیغه اساسا مسئلهی مذهبیهاست و نه مسئلهی كسانی كه پایبند مسئلهی مذهبی تقریبا نیستند. بخش عمدهای از جوانهای ایرانی بویژه در مسئلهی ارتباط سن دختر و پسر دیگر پایبند قوانین مذهب نیستند. یعنی الان اگر شما تهران رفته باشید یا شهرهای بزرگ ایران، میبینید كه دخترها و پسرها خیلی باهم احساس راحتی میكنند، حداقل باهم دوستاند و حتا تا مراحل دیگری هم پیش میروند، بدون اینكه مثلا از خودشان بپرسند آیا این كار حلال است یا حلال نیست، یا درست است از نظر شرعیت یا درست نیست و كم و بیش بسیاری از خانوادهها در ایران هم پذیرفتهاند تا یك حدودی روابط دخترشان را با پسری كه میخواهد با او ازدواج كند پیش از ازدواج، یا پسرشان با دختری كه میخواهد ازدواج كند. مسئلهی صیغه مسئلهی مذهبیهاست. مسئلهی یك خرده فرهنگ است در ایران و نه مسئلهی همهی جامعه. طبیعتا در آن خرده فرهنگ به این داستان از یك زاویهی كاملا متفاوتی نگریسته میشود. شما كاملا درست میگوید، یعنی اینكه خب دختر باكره حتا توی خانوادههای مذهبی هم خیلی بندرت پیش میآید كه پدرانشان و خانوادههایشان راضی باشند به ازدواج. ولی خب بسیاری از خانوادهها هم دخترهای جوانی دارند كه یكبار ازدواج كردند و شوهرشان درگذشته یا اینكه از شوهرش جدا شده و خانوادههایی هستند كه معمولا از لحاظ اجتماعی و اقتصادی جزو طبقات بالای جامعه محسوب نمیشوند و در آنجا این مسئله كموبیش قابل فهمتر و عملیتر هست تا اینكه در خود فرهنگهایی كه مذهبی نیستند یا مذهبی بودنشان خیلی سفت و سخت نیست و در بعضی موارد تسامح بهخرج میدهند.»
او میافزاید: «این معضل جمهوری اسلامیست در رابطه با مسایل جنسی. ببینید، از آغاز انقلاب تا امروز یكی از چالشهای مهم نظام سیاسی در ایران مسئلهی روابط جنسیست. این مسئلهی روابط جنسی یكی از دغدغههای جداییناپذیر ذهنیت ایدئولوژیك اسلامی هست. منتها این ایدئولوژی الان بر سر قدرت است و با مشكلات عینی و ملموس روبهروست و ناگزیر است به یك شكلی پاسخ بدهد. بهرحال جامعهایست كه از جنبههای گوناگونی در حال انفجار هست، مخصوصا جامعهی جوانش. شاید این ممكنترین راهحل برای یك ذهنیتی باشد كه الان حاكم هست. این نهایت ظرفیت ایدئولوژی اسلامی برای برخورد با مشكلات واقعی جامعهی ایران است.»
اگر بپذیریم كه این نهایت راهحلیست كه میتوانند پیدا بكنند، پس با هرج و مرجی كه بدان اشاره شد چه میتوانند بكنند و كدام تعدیلها را باید در آن بوجود آورند؟
خلجی در این مورد میگوید: «اولا نهاد ازدواج بطور كلی یك نهاد اقتصادیست و حالا چه ازدواج دائم و چه ازدواج موقت، و یكی از مسایلی كه پیش خواهد آمد این است كه یك عدهای كه متمكن هستند از نظر مالی میتوانند بطور رسمی و قانونی حرامسرا درست كنند برای خودشان و به دلیل اینكه بعد از اینكه این مدت صیغه، مثل قرارداد است دیگر، قرارداد میبندید شما كه یكسال مثلا یا ششماه یا حتا ده ساعت باهم باشید، این قرارداد كه تمام شد مرد در برابر زن یا زن در برابر مرد هیچگونه مسئولیت و تعهدی ندارد. خب بعدش ممكن است بچه از این ازدواج بهدنیا بیاید و تمام هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه كه جامعه بر آن بنا شده بهم میریزد. من هم مشكلی ندارم با بهم ریختن این، ولی باید آنهایی كه این را تجویز میكنند تصور روشنی از آیندهاش داشته باشند. نتیجهاش این خواهد شد كه هر كس پول بیشتر داشته باشد، زن بیشتری میتواند داشته باشد. و قانونیست كه به نظر من تجربهی تاریخی نشان داده كه یك قانونیست كه بیشتر الهام گرفته از سنت بردهداری در اسلام و سنت بردهداری جنسی را به نظر من احیا میكند.»
دكتر مهدی خلجی معتقد است كه صیغه قانونیست كه بیشتر مردسالار است، یعنی نیازهای جنسی مرد را تامین میكند تا نیازهای جنسی زن را. به تنوعخواهی مرد پاسخ میدهد تا اینكه واقعا بخواهد نیازهای زن را تامین بكند. به همین دلیل هم یك مرد میتواند همزمان چندین همسر را با ازدواج موقت داشته باشد. به نظر او ازدواج موقت هوسرانی بیحد و مرز و ناقانونمندی را برای مرد مجاز میكند و «به گواهی تاریخ و بیش از هر چیزی اگر از منظر حقوق بشر نگاه بكنیم، توهینیست به كرامت زن.»
مریم انصاری
آنان در نتیجهی ناایمنی شرایط کار، کمبود آموزش و تجربه یا به این دلیل که ماشینها و ابزار کار برای بزرگسالان تعبیه شده است، در معرض شدیدترین آسیبها قرار دارند. اما در کنار آن، گونههای دیگری از کار کودکان نیز وجود دارد: گدایی اجباری، فحشا، دزدی و جیببری. در این موارد نیز این بزرگسالان هستند که در پشت ماجرا ایستادهاند و کار کودکان را سازماندهی میکنند و از آن سود میبرند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: کار کودکان از آنجهت چنین رسواییآمیز است که ناتوانترین اعضای جامعه، نه تنها از دستمزد عادلانه محروم میشوند، بلکه همچنین کودکی آنان را نیزمیگیرند. آنان مانند بزرگسالان زودهنگام کار میکنند، استثمار میشوند و در شرایطی زندگی میکنند که برای تندرستی و نیز رشد جسمی و روحی آنان زیانمند است.
کودکان جدا از والدین خود زندگی میکنند ـ مانند بندگان و بردگان در محل کار. آنان چشماندازی برای آیندهای بهتر ندارند، برعکس، بسیاری از آنان در خطر مرگ زودرس هستند. اما با فراخوان نمیتوان با این وضع وخیم مبارزه کرد. باید ریشههای اقتصادی و اجتماعی آن را یافت و خشکاند. چرا که کار کودکان نتیجهی ارادهای شوم نیست، بلکه حاصل بحران اقتصادی کشورهای رشدیابنده و شرایط حاکم بر رقابت میان این کشورها و کشورهای صنعتی است. به سخن دیگر، استثمار کودکان پدیدهی جنبی فقر است.
تقریبا در همهی کشورهای جهان این گونه کار ممنوع است، اما این حوزهی اشتغال غیرقانونی، برای کاهش هزینهی کار و نیز برپا نگاهداشتن مزایای رقابت مورد استفاده قرار میگیرد. از همین رو مهم است که همواره از نو بر این گونهی زشت استثمار انگشت گذاشته شود. البته روشن است که کار کودکان را با پیچیدن نسخه و با صدور اعلامیهها و قطعنامهها نمیتوان از میان برداشت. مصوبات زیادی در این زمینه وجود دارد. برای نمونه «اعلامیهی حقوق کودک» که در سال ۱۹۵۹ از طرف مجمع عمومی سازمان ملل پذیرفته شد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در این اعلامیه تصریح شده است که کودکان نباید پیش از رسیدن به یک حداقل سنی مناسب، اجازهی اشتغال داشته باشند یا به کار وادار گردند. آنان نباید کارهایی انجام دهند که به تندرستی، آموزش و رشدشان آسیب میرساند. کنوانسیون سازمان بینالمللی کار، ۱۲ سالگی را حداقل سنی برای کارهای سبک درنظر میگیرد. اشتغال کودکان خردسالتر کاملا ممنوع است. اما روشن است که کار کودکان را نمیتوان صرفا از زاویهی نگاه کشورهای مرفه صنعتی مشاهده کرد که بر این صورت استثمار دهههاست چیره گردیدهاند. زیرا کشورهای رشدیابندهای وجود دارد که در آنها یک نوجوان ۱۶ ساله بالغ به شمار میآید، ازدواج کرده و خود دارای فرزند است.
در بسیاری از کشورهای جهان سوم، بیکاری انبوه، امری عادی است و بیمهی بیکاری یا دیگر پشتیبانیهای دولتی وجود ندارد. در چنین اوضاعی، کار کودکان برای بسیاری خانوادهها یک منبع درآمد مهم و گاه تنها منبع درآمد است. اما کار کودکان، بیکاری بزرگسالان را افزایش میدهد و به نابرابری میان درآمد و رفاه دامن میزند. از آنجا که کار کودکان نتیجهی فقر است، آن را نمیتوان بطور جداگانه از میان برداشت. آنگونه که تجربهی اقتصادی کشورهای اروپایی نشان میدهد، کار کودکان زمانی از بین میرود که رشد گستردهی اقتصادی و اجتماعی آن را زائد سازد.
یک چیز آشکار است: سرمایهگذاری در آموزش و پرورش ابزارهایی به همراه میآورند که در دراز مدت بیشترین سود را به جامعه میرسانند. به همین دلیل، حتا صرفنظر از جنبهی انسانی مساله باید گفت که جای کودکان روی نیمکتهای مدارس است و نه در کارخانهها!
تفسیری از Karl Zawadsky
شعار مدافعان حقوق كودكان چنین است: «كار كودك تنها تحصیل است.» دكتر فرشید یزدانی مدیر عامل انجمن دفاع از حقوق كودك ایران در گفتگو با دویچه وله، از چند و چون كار كودكان در ایران سخن گفته است.
دویچه وله: آیا انجمن دفاع از حقوق كودكان نظارتی بر كار كودكان زیر ۱۵ سال در كشور دارد؟
دکتر فرشید یزدانی: ما نظارت سازمان یافتهای در این زمینه نداریم اما موضوع را به طور مستمر بررسی میكنیم. تعداد زیادی كودك داریم كه در سن مدرسه هستند اما مجبور به كار هستند. گستردگی كار اینقدر زیاد است كه ما نمیتوانیم عملا نظارت بر آن داشته باشیم. از نظر پیگیری امور و بیان خواستهها و شناسایی این بچهها و تدوین برنامههایی كه این بچهها بتوانند وارد چرخه تحصیل شوند، كار كردهایم. مشخصا این برنامهها را در پروژههای خانه كودك شوش و دروازه غار اجرا كردهایم.
آیا آماری هم در دست نیست كه چه میزان كودك بجای تحصیل دارند كار میكنند؟
ما برآوردی داریم بر اساس كودكان در سن تحصیل و تعداد دانش آموزان. این آمار به ما میگوید بالای یك میلیون و هفتصد هزارنفر كودك خارج از چرخه تحصیل هستند. عمده این تعداد هم در بازار كار مشغول اند.
آیا تحقیق شده پیامدهای كار برای كودكی كه توان ورود به مناسبات اقتصادی را ندارد، چیست؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تحقیقات زیادی از نظر تخریب روحی و روانی و جسمی بچهها در زمان كار شده است. از نظر اقتصادی هم بحث اصلی این است كه كار كودك، تاثیر منفی در اقتصاد ملی نیز میگذارد. یعنی اثر دانش در عرصه كار، اثر مضاعفی است.میگویند به ازای یك دلاری كه شما روی تحصیل سرمایه گذاری میكنید، هفت دلار در حوزه كار در فرآیند بلند مدت بهره میبرید. این چرخه عدم بهره بری در كشور و چرخه فقر با این شكل كه الان میبینیم، جاودانه میشود.
آیا آماری دارید كه این بچهها عمدتا متعلق به چه قشر یا خانوادههایی هستند؟
آمار ما مربوط به حوزه كاری خودمان در خانه كودك شوش و ناصرخسرو است. در این نواحی عمده خانوادهها فقیر و مهاجر هستند. حدود پنجاه درصد خانوادهها با اعتیاد دست به گریبان هستند. بچههای افغانی هم خیلی درگیر این مشكل هستند. هم افغانها و هم خانوادههای فقیر ایرانی از فرط استیصال بچههای خود را به سر كار میفرستند.
امروز كه روز جهانی مبارزه با كار بچههاست، شما برنامههای ویژه دارید؟
ما برنامه خاصی نداریم بلكه بیانیه میدهیم. قبلا در چنین روزی یا روز جهانی كارگر، بازدید از كارگاهها و صحبت با بچهها را داشتیم. الان بیشتر شناخت این بچهها و انتقال مشكلات شان به جامعه مورد نظرماست. شعار اساسی ما این است: كار كودك تحصیل است. برای این شعار هم بارها اعلام كردهایم كه حاضریم این را به صورت پایه اجرا كنیم. یعنی بچههای كار را وارد چرخه آموزشی انجمن خودمان بكنیم. ما این تجربه را داریم و حاضر به اقدام در این زمینه هستیم.
مصاحبهگر: مهیندخت مصباح