روز ۲۶ آوریل از سوی سازمان ملل روز "مالکیت فکری و معنوی" نام گرفته است. انگیزه این نامگذاری، تشکیل "سازمان مالکیت فکری و معنوی" (WIPO ،وابسته به سازمان ملل) در روز۲۶ آوریل۱۹۷۰ است. برنامههای تبلیغی و آموزشی در این روز معطوف به افزایش آگاهی عمومی به جنبههای مختلف حق مالکیت در زمینههای مربوط به اختراعات و یافتههای علمی و خلاقیتها و نوآوریهای هنری و فرهنگی است تا جامعه در محترمشمردن و رعایت این حق آگاه و حساستر شود.
فراخواندن دانشآموزان به مسابقه مقالهنویسی در زمینه مالکیت فکری و معنوی و توزیع بروشورها و برگههایی حاوی اطلاعات در مورد جنبههای مختلف این نوع مالکیت در مراکز خرید و تجمع مردم از جمله اقداماتی است که WIPO امسال برای بزرگداشت روز مالکیت فکری و معنوی تدارک دیده است.
در آستانه روز مالکیت فکری و معنوی، پارلمان اروپا در جلسه ۲۵ آوریل خود تغییراتی در قانون مجازاتهای نقض مالکیت فکری و معنوی به عمل آورد. این تغییرات بیش از همه معطوف به حفاظت از این نوع مالکیت و هماهنگسازی تعاریف و مجازاتهای نقض این مالکیت در کشورهای عضو اتحادیه اروپا است.
سختگیرانهتر و هماهنگترکردن قوانین مربوط به حفاظت از مالکیتهای فکری و معنوی در سطح بینالمللی یکی از موضوعات اجلاس رهبران هفت کشور بزرگ صعنتی و روسیه در ماه ژوئن است. شرکتها و موسسات غربی در سالهای اخیر بر انتقادات خود نسبت به نقض کپیرایت در کشورهایی مانند چین و روسیه افزودهاند و دولتهای متبوع خود را برای در پیشگرفتن اقدامات بازدارنده بیشتری در این زمینه، زیر فشار قرار دادهاند. این شرکتها معتقدند که مشابهسازی ارزان محصولاتشان در کشورهای یادشده به امری رایج و فاقد پیگیریهای حقوقی بدل شده و همین امر فروش کالاهای "اصلی" و آنها را در مقیاس بینالمللی با مشکلات و محدودیتهایی مواجه کرده است. اختلاف میان شرکتهایی مانند مایکروسافت و زیمنس با چین و شکایت اخیر ایالات متحده از این کشور در برابر سازمان تجارت جهانی ، از نمونههای این جدال حقوقی است. این در حالی است که شرکتها و کشورهای غربی معتقدند چین به اعتبار عضویتش در سازمان تجارت جهانی باید به لحاظ قانونی مانع نقض کپی رایت در قلمرو خود شود.
صرفنظر از کشمکش میان شرکت و دولتهای غربی با کشورهایی مانند چین، شماری از سازمانهای مدنی و مدافع حقوق اجتماعی نیز با قوانین سختگیرانه مربوط به کپی رایت و حفاظت از مالکیتهای فکری و معنوی مخالفند. آنها در این رابطه به این نکته اشاره میکنند که ممنوعیت تولید ژنریک و مشابهسازی بسیاری از داروها، برای بسیاری از مردم کشورهای در حال توسعه که دارای قدرت خرید نازلی هستند به مشکلی اساسی بدل شده و هر ساله نزدیک به بیست میلیون از این مردم به خاطر قیمت بالای داروها از بیماریهای قابل علاج مانند سل میمیرند.
انتقاد دیگر به قوانین سخت و سفت در زمینه کپیرایت و حفاظت از مالکیتهای معنوی و فکری این است که بنا به تجربه، نوآوری و اختراع و اکشتاف در زمینههای مختلف به صورت مجرد و تنها در محیط بسته این یا آن شرکت و آزمایشگاههای این یا آن کشور صورت نمیگیرد و از این رو، مخفینگه داشتن اطلاعات و دادههای علمی مانعی بزرگ در سر راه کشفها و نوآوریهای جدید است. ضمن این که یکی از پیامدهای قوانین یادشده و سختشدن احتمالی آنها، همانا تشدید شکاف میان شمال و جنوب در عرصههای مربوط به علم و تکنولوژی است.
با این همه، ضرر و زیانهای ناشی از تکثیر و استفاده غیرمجاز و سرقتگونه از یافتهها و نوآوری های علمی و هنری مسئلهای است که در همه کشورها امری حساس است و قسماً به حیات و ممات صاحبان و پدیدآورندگان این نوع آثار و امکان ادامهکاری آنها مربوط میشود. در ایران هم، چه نبود قانون مدون و جامع برای کپیرایت، چه عدم عضویت در سازمان تجارت جهانی و چه بیمبالاتی و بیتقاوتی دولت ، اوضاع هرج و مرجگونهای پدیدآورده که راه را برای هرگونه سوء استفاده و سرقت آثار نو در زمینههای مختلف بازگذاشته است. این نقض فاحش حقوق، کار را قسماً به جایی رسانده که بسیاری از خالقان و پدیدآورندگان آثار علمی و ذوقی و هنری کمترین استفاده مالی را از آفرینشها و یافتههای خود میبرند؛ امری که این گونه فعالیتها را فاقد جذابیت و کشش میکند و علاقه برای پدیدآوردن آثار نو را به این یا آن میزان به افت و رکود میکشاند.
ح
نمايشگاهی از متون و کتيبه های مقدس قديمی سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام از روز جمعه 27 آوريل در "کتابخانه بريتانيا" در لندن به نمايش گذاشته می شود. تصويری از کتاب حگاده که داستان خروج يهوديان از مصر را به تصوير کشيده است. اين متن که مخصوص عید فصح است در سال 1320 ميلادی در اسپانيا تذهيب شده است.
در قرون وسطا با استفاده از کتابهای مصور قصه های کتاب مقدس به طبقه اشراف آموزش داده می شد. تاريخ اين نسخه "کتاب مقدس" به قرن چهاردهم ميلادی باز می گردد.
يکی از بهترين نسخ قرآن که به دستور مملوک سلطان بابر دوم، پادشاه هند به خط طلا و در هفت جلد نوشته شده است. تذهيب و نگارش اين نسخه که بيش از سه سال زمان برده در اوايل قرن چهاردهم ميلادی انجام شده است.
تصوير روحانيان یهودی که در حال دميدن در شيپورشان به دور اريحا حلقه زده اند؛ داستان شاعرانه ای که در کتاب يوشع، روت و شموئيل آمده است. این تصویر در قرن هفدهم در ايران ترسیم شده است.
تصوير اژدهای هفت سری که هدف نيزه های ميکائيل و فرشتگانش قرار گرفته است. تاريخ ترسيم اين تصوير به اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم باز می گردد؛ زمانی که اسپانيا تحت حکومت مسلمانان شمال آفريقا اداره می شد.
برگی از قرآنی که در قرن سیزدهم در زمان اسپانيا تحت حکومت مسلمانان به تحرير در آمده است. پس از فتح مجدد اسپانيا به دست مسيحيان در سال 1492بيشتر قرآن های مربوط به اين دوره از بين برده شد.
نسخه عبری اسفار پنجگانه عهد عتیق که در سال 1469 در شهر صنعا در یمن رونويسی شده است و تاثیر برجسته هنر اسلامی را در تذهیب منعکس می کند.
برگی از اسفار هشتگانه عهد عتیق که داستان اعلام نبوت عيسی از سوی زکريا در معبدی در اورشلیم (بيت المقدس) را حکایت می کند. این نسخه در قرن هفدهم مصور شده است.
اين نسخه از قرآن که در قرن هفدهم در چین تذهیب شده شامل طراحی های نامتعارفی است که از هنر چينی نشات گرفته است.
تازه ترين فيلم از رشته فيلمهای هری پاتر با عنوان "محفل ققنوس" در ماه ژوئیه بر روی پرده می رود. دانيل رادکليف (وسط) بار ديگر شخصيت هری پاتر، جادوگر نوجوان را بازی می کند.
اين بار هم هری پاتر به جنگ لرد وولدمارت، اهريمن داستان می رود. اين فيلم بر اساس پنجمين داستان هری پاتر، نوشته جی کی رولينگ، ساخته شده است.
شاگردان سال پنجم مدرسه جادوگری هاگوارت بايد زير نگاه دقيق دولوريس آمبريج (با بازی ايملدا استونتون) سر جلسه امتحان بنشينند.
در اين قسمت پرفسور آمبريج قدرت را در مدرسه جادوگری در دست می گیرد.
گری اولدمن، بار ديگر نقش سيريوس بلک، پدرخوانده هری پاتر را بازی می کند. اين فيلم روز 13 ژوئيه، درست يک هفته پيش از انتشار هفتمين و آخرين کناب هری پاتر، به نمايش در می آيد.
این مسیر ما را به رامدشت - در فاصلهای کمتر از ۲ کیلومتر با مرکز رودسر در ساحل خزر - میبرد. ساحلی که به همان اندازه که چشم را متمایل به آبی دریا میکند، ذهن را هم متوجه زبالههای اطرافش میکند.
تالاب رامدشت در دو دهه اخیر زیستگاه انواع پرندگان دریایی بوده است که اخیرا به علت دفن انبوه زباله، نزدیک آب نمیشوند.
زبالههای کنار ساحل به قدری است که آشغالروبان بخشی از آن را جمع کرده و میفروشند.
در دو سال اخیر به علت دفن غیرمجاز پسماندهای شهری از سوی شهرداری، مساحت زیادی از این تالاب خشک شده است.
زبالهای مهجور در زمینی که هنوز عشق رستن دارد. بسیاری از این آشغالها ضمن حمل با وانت در مسیرهای ساحلی به زمین میریزند
گاوها را دیگر کسی به چرا نمیبرد.
بوی تعفن شدید و فرو رفتن پا گاهی تا ۲۰ سانتیمتر در زمین گلی، کار را برای آشغالروبان سخت میکند.
آشغالروبها هر روز سه چهار ساعت در میان بوی شدید و آزاردهنده تعفن، زبالههای خشکی را که میتوانند بفروشند، از زبالههای تر جدا میکنند
فروش زبالههای تفکیک شده به کارگاهها یا کارخانههای مربوط، روزانه ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان برای آشغالروبان درآمد دارد.
روند روز افزون تولید زباله نگران کننده است و به نظر نمیرسد که مرجعی در پی اندیشیدن چارهای باشد.

هنوز هم شيارهايی که در دل راه دختربر نشسته اند، صدای ضربات ابزارهای ابتدايی کارگرانی را به گوش می رساند که در گذشته های دور با تراشيدن صخره هايی چنين مقاوم، بخشی از مسير راه شاهی پاسارگاد - پارسه (تخت جمشيد) - هگمتانه را هموار می کردند.
اين تنگ محل عبور طوايف باصری، کردشولی، فارسی، عبداليوسفی و عرب به هنگام کوچ است، برخی از اين طوايف با گويش ترکی صحبت می کنند و چون در زبان ترکی، «بلاغی» به معنی چشمه روان است، به گذرگاه باريکی که با چشمه ای از آب زلال در ميان رشته گوههای زاگرس در استان فارس واقع شده «تنگ بلاغی» نام نهاده اند.
سد سيوند، که چند سالی است در مرکز توجه بسياری از علاقمندان به ميراث فرهنگی در سراسر جهان قرار گرفته در همين محل بنا شده و در حال حاضر با وجود جدالهای لفظی کارشناسان داخلی و خارجی و اعتراض نهادهای مردمی، سد در حال آبگيری است.
با آبگيری اين سد، تنگ بلاغی، که آن را يکی از بزرگترين «گنجينه های آثار باستانی ايران» توصيف می کنند، برای هميشه به اعماق آب فرو می رود و فرصت چندانی نيز برای نجات آثار باستانی موجود در اين منطقه باقی نمی ماند.
جونکو تاينگوچی (کارشناس يونسکو در ايران) با ناراحتی وتاسف در مورد آبگيری سد می گويد: «برای نجات بخشی اين محوطهها وقت زيادی نداريم. تا آنجايی که میدانيم بر اثر ساخت اين سد، منظر محوطه باستانی پاسارگاد به زير آب خواهد رفت و ارزش ميراث و محوطههای بالقوه اطراف آن برای هميشه در هالهای از راز فرو خواهد رفت.»
کاوش ديرهنگام
از سال ۲۰۰۵ که گروه های ايرانی، آلمانی، استراليای، ايتاليايی، فرانسوی، ژاپنی، لهستانی و آمريکايی کار کاوش در تنگ بلاغی راآغاز کردند، در مکانی که برای درياچه سد در نظر گرفته شده مجموعا ۱۳۰ اثر باستانی کشف شده است.
اين آثار متعلق به دوره های هخامنشی، اشکانيان، ساسانيان و بعد از اسلام هستند و با تکميل آبگيری سد، يا زير آب می روند و يا امکان دسترسی به آنها کاملا از بين خواهد رفت. اين اثرها به نه گروه تقسيم می شوند:
اما درحالی که کارشناسان و دوستداران ميراث فرهنگی، بيشتر نگران نفوذ رطوبت به آرامگاه کوروش، پاسارگاد هستند و فاصله درياچه سد را با اين اثر تاريخی تخمين می زنند، از تنگ بلاغی و آثار مدفون در آن که گاه قدمتی پنچ هزار ساله دارد کمتر حرفی به ميان می آيد.
محمد حسن طالبيان مدير عامل پايگاه پارسه پاسارگاد می گويد: «اهميت تنگ بلاغی کمتر از پاسارگاد نيست.»
او توضيح می دهد: «وقتی درباره آثار تاريخی صحبت می کنيم، منظور از اثر، صرفا يک جسم يا شیء تاريخی نيست و طبق تعريف يونسکو هر اثری که از گذشته باقی مانده باشد و نشان از يک واقعه داشته باشد جزو آثار تاريخی محسوب می شود.
«تنگه بلاغی يک منطقه طبيعی بين پارسه و پاسارگاد است که بيشترين اتفاقات اجتماعی، اقتصادی و تاريخی در آن رخ داده و از دوره هخامنشی تا دوره اسلامی آثار فراوانی در آن يافت شده است.
«اين تنگه، خود يک اثر تاريخی محسوب می شود که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.»
طالبيان درباره اهميت اين تنگه می گويد: «بدون شناسايی تنگه بلاغی نمی توان پارسه و پاسارگاد را شناخت. شروع آبگيری (سد سيوند) پيش از به دست آمدن نتيجه قطعی در مورد وضعيت و آثار تنگه بلاغی، آسيب بسياری به ميراث فرهنگی و شناخت ما از گذشته وارد خواهد کرد.»
درياچه و آرامگاه
از ابتدای تنگ به سمت پاسارگاد که نگاه کنيد تصوير کوچکی از آرامگاه کورش در آنجا که آبی زيبا و خوشرنگ آسمان به سبزی زمين وصل می شود ديده می شود.
کارشناسان حداکثر فاصله درياچه سد با پاسارگاد را ۹ کيلومتر برآورد کرده اند، که اگرچه با وجود چنين فاصله ای ظاهرا اشکالی برای مقبره ايجاد نمی کند اما به گفته برخی محققان بالا رفتن ميزان رطوبت در منطقه به شدت شرايط جوی را برهم می زند و اين تغيير، نتايج مخرب و جبران ناپذيری برای پاسارگاد خواهد داشت.
همچنين برخی از کارشناسان مستقل می گويند اگر سد سيوند با کل ظرفيت آبگيری شود، درياچه ای که پشت آن شکل می گيرد، در نزديکی چهار کيلومتری پاسارگاد خواهد ايستاد.
با اين حال گروهی می گويند با درختکاری در مسيری مشخص، می توان رطوبت را کاهش داد و رطوبت ناشی از سد را به جهت مخالف دشت پاسارگاد سوق داد، اما به عقيده گروه ديگر شايد در ابتدا که درختان به صورت نهال هستند اين عقيده درست به نظر برسد، اما به مرور زمان خود درختان باعث تجمع رطوبت می شوند.
«مرگ» درختان
در اين ميان دوستداران محيط زيست و منابع طبيعی نگران پوشش گياهی منطقه و منابع طبيعی بکر آن هستند. برخی کارشناسان هم درباره تاثير مخرب سد بر اکوسيستم درياچه نی ريز هشدار می دهند که شامل دو بخش طشک و بختگان است و پس از آبگيری سد، با خطر کم آبی يا حتی خشک شدن روبرو می شوند.
يک مقام مسئول در سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور با استناد به برنامه توسعه می گويد: «در تمام پروژههای عمرانی بايد در مرحله امکانسنجی، مطالعات زيست محيطی انجام شود و مجريان طرحها و پروژههای عمرانی و ملی بزرگ کشور ملزم به رعايت نتايج مطالعات زيستمحيطی و اکولوژيکی هستند ولی تقريبا در هيچ يک از پروژههای کشور اين گونه مطالعات صورت نمیگيرد.»
پيمان يوسفی آذری، مديرکل دفتر جنگلهای خارج از شمال، هشدار می دهد: «چه کسی پاسخگوی مرگ هشت هزار اصله درخت و تخريب محيط زيست است؟ ما نمیتوانيم بنيانهای توسعه کشور را نابود کنيم؛ چرا که کشاورزی به عنوان زيربنايی برای تمدنها بر روی منابع طبيعی بنا شده است و در صورت تخريب منابع طبيعی، خاک و در نتيجه کشاورزی نيز از بين خواهد رفت.»
شاهزاده ای کهنتر از کورش
از سوی ديگر، نتايج کار کاوشگران ايرانی و خارجی حکايت از وجود تمدنی باسابقه تر از تمدن هخامنشيان در اين تنگ را دارد.
امير يکی از شاهدان عمليات حفاری کاوشگران ايرانی و آلمانی در اين مورد می گويد: «آن روز قرار بود کاوشگران آلمانی و ايرانی مطابق برنامه دو کوره از هشت کوره سفال پزی را بيرون بياورند تا به جای امنی منتقل شود. در هنگام کار کاوشگران در کمال ناباوری به دو اسکلت برخورد کردند.
«يکی اسکلت دختری حدودا بيست ساله که به گفته سرپرست تيم کاوشگری آلمانی (خانم هلوين) احتمالا اسکلت متعلق به شاهزاده ای از دوران قبل از هخامنشيان بوده که با گردنبند زيبايی از کريستال و صدف و با تشريفات کامل به شکل جنينی (شيوه ای که مهرپرستان اجسادشان را به خاک می سپارند)به خاک سپرده شد. اين اسکلت، بجز قسمت کوچکی از جمجمه که بر اثر برخورد ابزار کاوشگری در ابتدای کار صدمه ديد کاملا سالم بود.
«اسکلت ديگر مربوط به مردی بود که باستان شناسان عقيده داشتند کشته شده و اسکلتش به شدت آسيب ديده بود.»
در حالی که اسکلت دخترک زيبا آرام آرام با حرکت برس ريز کاوشگران بيرون می آمد، از آن سوی منطقه کاوش، خبر پيدا شدن بزرگترين کوزه سفالی تاريخ به کاوشگران داده شد.
تا آخرين روزهايی که هنوز آبگيری سد، راه دسترسی به محوطه های حفاری را نبسته بود، کاوشگران با شتاب می کوشيدند هر آنچه را که می توانند از زير خاک بيرون بکشند و از گزند آبی که پشت سد خواهد ايستاد، در امان نگه دارند.
کاوشگران می گويند که مسئولان ساخت سد، بی صبرانه منتظر پايان تحقيقات و آغاز مرحله آبگيری بودند و از آنان می خواستند که به سرعت عمليات کاوش را به پايان برسانند.
کاوش های آنان اما، به گفته سرپرست گروه آلمانی، هر از گاهی با کنجکاوی های مردم محلی که شبانه در جستجوی گنج به خرابه ها می آمدند و محوطه های حفاری را بر هم می زدند، از شتاب می افتاد.
سرانجام بسته شدن دريچه های سد، نقطه پايانی بر اين کاوش پرشتاب اما ديرهنگام گذاشت تا رفته رفته، قطره های باران و آبهای رودخانه، درياچه ای را بر بستری از ميراث هزاران ساله شکل دهد.

اگر تا سال گذشته، به اين جا می آمديد با گارسون های سالمندی روبرو می شديد که به راستی آداب پذيرايی می دانستند و اصول ادب و احترام را رعايت می کردند؛ چيزی که در خاطر هر مسافر خسته ای می ماند که اشتياق قرار گرفتن در نيمه دوم سفر به انتهای جاده چالوس، او را به اين رستوران قديمی و بزرگ، با معماری قديمی، پنجره های رنگارنگ و سقف بلند می کشاند.
حتا امروز هم، با گارسون های جوانی که به خاطر بازنشسته شدن گروه پيشين، به يک باره به "رستوران هتل گچسر" آمده اند، متوجه تفاوت های بسياری با رستوران های مشابه می شويد. پسرجوان، ظرف را در دست چپ می گيرد، با دست راست ملاقه به ملاقه، سوپ را برای خوردن بر روی ميز شما مهيا می کند.
ستون های بلند که سر به فلک می گذارند، نقاشی هايی قديمی بر روی ديوار، دو مجسمه شير که پيش از ورود به ساختمان به شما خوش آمد می گويند، در کنار انواع غذاهای "فرنگی"، موجب می شود ناخودآگاه دورانی را به ياد آوريد که تجدد خواهی و گريز از سنت، ادبيات حاکم بود.
آدم های با پرنسيب از فرنگ آمده، با لباس هايی رسمی و ماشين های قديمی لوکس، تصوير ديروز اين جاست که از نخستين لحظه ورود با شماست، حتا اگر تصويری که جلوی چشم شماست متفاوت از آن ذهنيت باشد: اتومبيل های يک شکل. مسافرانی که از شمال به تهران باز می گردند و يا جوانانی که سرخوش از يک روز اسکی در پيست ديزين، برای صرف نهار و يا عصرانه به اين جا آمده اند.
تابستان ها اما، از ميهمانان در فضای سرباز در حياط استقبال می شود که توری هايی چون پشه بند از آن جا محافظت می کند.
اين رستوران هفتاد ساله، متعلق به هتل پارسيان (آزادی) گچسر، در کيلومتر ۶۵ جاده کرج چالوس و در محله گچسر واقع شده که از شمال به استان مازندران، از جنوب به کرج و دهستان آسارا، از غرب به طالقان و از شرق به شمشک منتهی می شود.
در دوره زمامداری رضاخان، به نيت استفاده شخصی ساخته شده و البته هتل و رستوران در سال 1385 با هزينه صد ميليون تومان بازسازی شده اند که در رستوران بيش از همه، رنگ تازه ديوار های آن جلب توجه می کند.

اين محل دوست داشتنی، بکر و قديمی، گاهی سر از داستان هايی مانند داستان "هتل گچسر" سيامک گلشيری در مجموعه با لبان بسته در می آورد و در آن نقشی محوری بازی می کند. داستانی که که روايت سفر چند زوج جوان به شمال کشور است.
در ميان غذاهای فرنگی، شنيسل مرغ پيشنهاد می شود و در ميان غذاهای ايرانی، کباب بختياری و همچنين سه نوع سوپ، جو، قارچ و سوپ روز عرضه می شود.
از ميان غذاهای دريايی می توانيد رولت ماهی را انتخاب کنيد و يا اگر وسعتان رسيد، با ماهی سفيد، حس کنيد که به استان مازندران نزديک می شويد.
در محاسبه هزينه اما به ياد داشته باشيد که ۱۸ درصد برای سرويس اضافه می شود. به همين خاطر است که می گويم پيش از سفارش، بهتر است نگاهی به کيف پولتان بياندازيد. مگر آن که از مسافرانی باشيد که به جای سفر به نقطه ای دوردست، هتل گلچسر را در ميان معدن های گچ و کوره های گچ پزی، برای اقامت انتخاب کرده باشيد که در آن صورت می توانيد بگوييد صورت حساب را به هزينه های اتاقتان اضافه کنند.
رستوران هتل گچسر را می توان به جرات يکی از خاطرات جمعی مشترک ايرانی های پاتوق گرد به شمار آورد. باور نداريد؟ برای درک اين مساله، يک جستجو در گوگل کافی است.
اگر فرصت سفر به شمال را نداريد و دلتنگ به سر بردن ساعاتی ميان درختان سپيداريد، از اين پاتوق غافل نشويد.

«ازهمه چيز بايد ترسيد»، معصومه غفاری ۲۵ ساله، اين ترس را چنين توضيح می دهد: «درعراق هر لحظه بايد منتظر مرگ بود. در وسط و کنار خيابان ها و جاده ها می توان تانک ها و ماشين های آتش گرفته را ديد و صدای شليک ها را شنيد. مسافرانی که همراه ما بودند در زمان حرکت هميشه دعا می خواندند و تسبيح می انداختند و بسياری هم بودند که از ترس گريه می کردند.»
معصومه يکی از ايرانی هايی است که بعد از پايان جنگ در عراق و بازگشايی مرز ايران وعراق برای زيارت به همراه پدر و مادر خود به اين کشور سفر کرده است. شمار اين مسافران ايرانی به گزارش ايسنا و به گفته مصطفی خاکسار قهرودی، رئيس سازمان حج و زيارت طی کمتر از يک سال و شش ماه گذشته به بيش از ۲۲۰ هزار نفر می رسد.
عراق به دليل آنکه حرم پنج امام در آن جای گرفته، برای مسلمانان و بخصوص شيعيان از اهميت مذهبی بسيار برخوردار است.
بخشی از سفرهای زيارتی ايرانيان، به صورت قانونی و براساس يک تفاهم نامه مشترک که بين سازمان حج و زيارت ايران و امور سياحتی عراق در آبان سال 1384 امضا شده برگزار می شود ومسافران بعد ازثبت نام هفت شب و هشت روز برای زيارت حرم امام حسين و امام علی به شهرهای کربلا و نجف سفرمی کنند.
زائران برای ثبت نام در اين سفرهای زيارتی، با توجه به نوع امکانات دريافتی ازجمله هزينه اقامت، وسايل نقليه، ويزا، بيمه و خدمات مختلف بايد بين ۱۶۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پول پرداخت کنند.
البته بخشی از پولی هم که زائران پرداخت می کنند طبق قرارداد ايران وعراق برای تامين امنيت زائران به شرکت عراقی الحسان که زير نظر وزارت کشور عراق است پرداخت می شود.

سفر به سرزمين حادثه خيز
هرچند مسافران نجف و کربلا مبلغی را برای تامين امنيت خود پرداخت می کنند، اما قبل ازسفر تعهد نامه هايی را در شش بند امضا می کنند که دربند سوم آن نوشته شده: «علی رغم اينکه از هنگام ورود تا خروج زائران پوشش امنيتی نسبی وجود دارد، سازمان حج و زيارت خود را متعهد در مقابل حوادث احتمالی نمی داند.»
عباس شاه زيدی يکی از همين مسافران بود که بعد از امضای اين تعهد نامه به کربلا رفت و در بمب گذاری سال گذشته که در مقابل ورودی باب القبله حرم امام حسين رخ داد کشته شد. برادرش می گويد: «عباس، عاشق کربلا بود.»
کشور عراق به خاطرحوادث مختلفی که هرروزدر آن رخ می دهد «مرگبار» توصيف شده است. بی بی سی در خبری به نقل از مرکز آمار انسانی کشور عراق نوشت: «بيش از۴۱ هزار غيرنظامی از زمان شروع جنگ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶ (اوايل آبان سال ۸۵) دراين کشور کشته شده اند.»
در بين اين کشته شدگان، شماری از زائران ايرانی هم هستند که تاکنون هيچ آماری ازتعداد آن ها ازسوی مقامات ايرانی گزارش نشده است؛ زائرانی که طی چهارسال گذشته درحملات خونينی مختلفی در شهرهای عراق کشته و يا زخمی شده اند.
زائران ايرانی، دست کم با تماشای اخبار تلويزيون، هر روز از تحولات عراق و بمب گذاری ها و حوادث مختلف اين کشور باخبر هستند، اما برای آن چه خود «آرزوی رسيدن به پابوس امام حسين» می خوانند باز هم به اين کشور حادثه خيز می روند.
فاطمه سرلک يکی از همين زائران است که با لهجه لری می گويد: «بمباران شد و مجبور شدم پاپتی بلم به دو.» (بمباران شد و مجبور شدم پابرهنه شروع کنم به دويدن.)
او که درزمان برگشت هم با وجود زانو درد مجبور شده چند کيلومتری را تا مرز يا به قول خودش «دروازه ايران» پياده بيايد گفت: «درعراق هميشه بايد مرگ را در نزديکی حس کرد.»

بهداشت، مثل امنيت
اما به جز شرايط امنيتی، کشور عراق از نظر بهداشتی و رفاهی هم شرايط مناسبی را برای سفر ندارد.
حاج احد صادقی که خود قبل از گسترده شدن حملات در شهر کاظمين و ممنوع شدن سفر کاروان های زيارتی به اين شهر، از طرف سازمان حج و زيارت و به عنوان نماينده، مسئول هتل «الدهوی» بوده است می گويد: «هتل های عراق وضعيت خوبی ندارند. صد رحمت به مسافرخانه های ميدان راه آهن. نه تخت درستی، نه اتاق تميزی و نه حتی آب و برق. درشهرهای عراق مردم روزی چند ساعت برق بيشترندارند.»
او گفت: «بسياری از مسافران به خاطرمواد غذايی غير بهداشتی مريض می شوند.بهترين غذايی که درعراق پيدا می شود ومی توان با خيال راحت خورد نخود آبگوشتی است که آب پزمی کنند و با روغن می خورند.»

زائران غيرقانونی
اما ايرانی ها فقط ازطريق ثبت نام در کاروان های سازمان حج و زيارت به عراق سفرنمی کنند. طی سال های گذشته بخشی ازمسافران عراق به خاطر مشکلات مختلف از جمله گران بودن سفرهای کاروان حج و زيارت و يا بسته شدن مرزها در برخی دوره های زمانی ترجيح داده اند که با پرداخت مبالغی بين سی تا هشتاد هزار تومان به بلدچی های محلی با عبورازمرزهای غربی به صورت غير قانونی وارد عراق شوند.
اين زائران بعد از عبور از مناطق کوهستانی و مناطق مين گذاری شده و يا پنهان شدن در وسايل نقليه ای که از مرزها عبورمی کنند، وارد خاک عراق می شوند.
داود خدابخشی، از سفر قاچاقی دوستش می گويد که يک ساعت را درصندوقی با چند روزنه کوچک گذرانده است که پشت يک کاميون، زير محموله ای از اسباب و اثاثيه منزل مثل يخچال، کمد، جاروبرقی و وسايل ديگر پوشانده شده بود.
«بلدچی به دوستم گفته بود: "بعد از نيم ساعت به مرز می رسيم. وقتی که به مرز رسيديم ماموران مرزی از روی عمد به ديواره کاميون می زنند و می گويند رسيديم. اين شگرد آن هاست. متوجه باش و هيچی نگو. بعد ازاينکه نيم ساعتی از مرز عبور کرديم ماشين را نگه می دارم و پياده می شوی.»
او گفت: «پيرمرد ۵۷ ساله شانسی از اين ماجراجويی زنده ماند.»
اما همه زائرانی که غيرقانونی از مرزها عبور می کنند مثل دوست داود خوش شانس نيستند.
برخی از آن ها توسط ماموران عراقی دستگير و زندانی می شوند، برخی هم مثل پنج ايرانی که سال گذشته در عراق گروگان گرفته شدند و بعد ازچند ماه آزاد شدند، دوران سخت و پرتنشی را پشت سر می گذارند و برخی هم در حوادث خشونت بار عراق آسيب می بينند.
يکی از تازه ترين نمونه های اين حوادث، آخرين هفته ماه فروردين در نزديکی حرم امام حسين رخ داد و 32 کشته و بيش از 120 زخمی برجای گذاشت.
هشت زائر ايرانی نيز در ميان مجروحان اين حادثه بودند؛ محمد قاسمی، محمدعودی، محمد شاهمرادی، اصغرخلفی، ابوالفضل خلفی، محمد هستين، ناصرمحمديان و رجبعلی ربيعی که به گفته سفارت ايران در عراق، همگی غيرقانونی به زيارت رفته بودند.
زائران غيرقانونی، به گفته «سيد محمد علی حسينی» سخنگوی وزارت امورخارجه ايران، نه تنها با خطرات زيادی مواجه هستند، بلکه بر روابط دوجانبه با عراق هم تاثير سوء می گذارند.
سخنگوی وزارت خارجه، چندی پيش و در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفت: «به استناد قوانين جاری در عراق، افرادی که غيرقانونی وارد اين کشور شوند، دستگير و محاکمه می شوند و ممکن است تا شش سال محکوم به حبس شوند.»
اما همه حادثه هايی که طی چهار سال گذشته در کشورعراق برای مسافران ايرانی رخ داده تاکنون نتوانسته است افرادی را که آرزوی زيارت دارند، از رفتن به اين سفر منصرف کند.
افرادی مثل فاطمه جانملکی ۷۰ ساله که هرسال با شروع دهه عاشورا در خانه خود مراسم عزاداری برپا می کنند و آرزو دارند قبل از مرگ به کربلا بروند.
در ايران طرح مبارزه با 'مفاسد اجتماعی' از روز شنبه اول ارديبهشت آغاز شده است.
در سال های اخير، همواره همزمان با آغاز فصل گرما، بحث حجاب و برخورد با "بی حجابی و بدحجابی" از سوی مراجع مذهبی، نيروی انتظامی، بسيج و نيروهای مذهبی اوج می گيرد.
روش برخورد پليس در سال های گذشته تغييرات زيادی داشته اما جز پوشش زنان بقيه موارد کم و بيش همواره جزو برنامه پليس بوده است و اکنون به نظر می رسد پليس برای برخورد با پوشش زنان برنامه های تازه ای دارد و از روش ارشادی که در چند سال گذشته مطرح بوده فراتر می رود.






عکسهایی از کنسرت ابی که در اورنج کانتی کالیفرنیا توسط شرکت "کنسرتو" برگزار شد.










بوریس یلتسین، نخستين رئيس جمهور روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، روز دوشنبه 23 آوريل در سن 76 سالگی در گذشت.
در سال 1988 دو سال پس از اينکه او مقام بالايی در نظام شوروی در اختيار داشت، از کمیته مرکزی حزب کمونيست کناره گرفت. چندی بعد انتخاب مجدد او برای حضور در پارلمان، کمونيستها را شگفت زده کرد.
در اوت 1991 کودتايی ناموفق از سوی گروه های افراطی به او کمک کرد که نظام شوروی را به سوی انحلال پیش برد.
جهش ناگهانی و تهاجمی یلتسين برای رسیدن به رهبری روسيه حتی مافوق سابقش یعنی، میخاییل گورباچف را از ميان برداشت.
پس از آن مرد قدرتمند سياست روسیه دقيقا می دانست چه می خواهد: او فعاليت حزب کمونيست را ممنوع کرد و تا پايان آن ماه اتحاد جماهیر شوروی از هم فروپاشید.
بنابراين نخستين رهبر منتخب جمهوری روسيه زير نظر شوروی، رياست جمهوری کشور مستقل روسيه را پس از فروپاشی شوروی در دست گرفت.
بزودی روسیه تحت حکومت یلتسین به عنوان بازيگر جديد عرصه سياست جهان پدیدار شد. گرچه بارها او موجب شرمساری مردم روسیه شد.
سکته قلبی او در حین فعالیتهای پر تکاپوی اش برای دومين دوره انتخابات رياست جمهوری، منجر شد که تحت عمل جراحی قلب قرار گيرد.
رفتار غير عادی او - که عده ای معتقدند نتيجه مشروبخواری بیش از اندازه او بود- باعث شد که به تدریج محبوبیتش را از دست دهد. او در سال 1999 پس از دومین حمله نظامی به چچن از رياست جمهوری روسیه استعفا داد.
با آنکه از آن زمان او به ندرت در مجامع عمومی و رسانه ها ديده شده، اما عده ای از مردم روسیه همچنان از او به خوبی یاد می کنند. هرچند عده ای ديگر او را متهم می کنند که اعتبار روسيه را از بين برده است.