تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
جسد کشف شده یک فرشته (پری) توسط پلۼ/span> پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاربر فوق العاده
کاربر فوق العاده

عضو شده در: 16 دی 1384
پست: 277
محل سکونت: گرگان
iran.gif


امتیاز: 890
دادن امتیاز
















_________________
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:44 توسط حامد پور .قائم مقامی |

شأن زن در جامعه و مرتبه‌ی بچه در خانواده • مصاحبه

حق با کیست؟ با کسانی که به خاطر نبود "رابطه‌ی تنگاتنگ میان مادر و فرزند" دل می‌سوزانند یا کسانی که سنگ "محدود شدن آزادی زنان" را به سینه می‌کوبند!

این بار این اسقف والتر میکسا است که بحثی فمینیستی در رسانه‌های آلمان راه انداخته است یا بهتر بگوییم، انتقاد او نسبت به سیاست تازه‌ی "تأمین خانواده"‌ی وزیر امورخانواده‌ی آلمان، خانم اورزولا فُن دِر لین! این وزیرقصد دارد، تا سال ۲۰۱۳ میلادی تعداد مهدکودک‌هایی را که از کودکان زیر سه سال نگهداری می‌کنند، سه‌برابر کند.

 

والتر میکسا از این سیاست‌ها انتقاد کرده و معتقد است که هنگام طرح این‌گونه برنامه‌ها «در وهله‌ی اول به سلامت و راحتی بچه‌ها فکرنشده و خانم وزیر تنها بر اساس خواسته‌ی مادران شاغل چنین تصمیمی گرفته‌است». به عقیده‌ی او با ایجاد امکانات بیشتر برای نگهداری کودکان زیر ۳ سال، رابطه‌ی تنگاتنگ میان مادر و فرزند که لازمه‌ی رشد جسمی وروحی یک کودک است، به اجبار از میان می‌رود و مرتبه‌ی زن را به "ماشین تولید بچه" تنزل می‌دهد. Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  

هرچند این اسقف جنجال برانگیز بارها گفته‌است که از انتقادهای او برداشت نادرست شده‌، بحث بر سر شأن زن در جامعه و مرتبه‌ی بچه در خانواده، همچنان ادامه دارد. ما بخاطر این که در این بحث زمینه‌های استدلالی مشابهی با شرایط ایران وجود دارد، با خانم فرخنده مهاجر، جامعه شناس و کارشناس امور اجتماعی در آلمان به گفتگو نشسته‌ایم:

 

 

دویچه وله: والتر میسکا، اسقف کلیسای کاتولیک گفته است که با جداکردن زود هنگام مادر و فرزند از یکدیگر مرتبه‌ی زن به "ماشین تولید بچه" تنزل می‌یابد. آیا با این سخن موافقید؟

 

فرخنده مهاجر: من تمایل دارم پرسش شما را با توضیحاتی درباره زمینه‌های اجتماعی و سیاسی این بحث در آلمان آغاز کنم، زیرا در این رابطه، نکات بسیار مهمی درباره‌ی کاهش حقوق اجتماعی زنان مطرح هستند که  پرداختن به آنها از بیهوده گویی‌هایی از سنخ " ماشین تولید کودکان"  به مراتب اهمیت بیشتری دارد.

موضوع گسترش کودکستانها و کاهش سن کودکان برای ورود به کودکستان از سه سال به دو سال، در متن تغییراتی منفی در قوانین اجتماعی انجام می‌شود که بر پایه آنها حقوق قابل توجهی به مادران، از بدو باروری تا سه سالگی فرزندانشان تعلق می‌گیرد. بر مبنای این قوانین به مادران شاغل در دوران حاملگی، مرخصی طولانی‌تر، مصونیت همه جانبه در مقابل اخراج، تداوم اشتغال تا پایان مرخصی زایمان تا سه سالگی نوزاد و پرداخت مبلغی ماهانه برابر با ۳۰۰ یورو برای هزینه‌های ویژه کودکان به مدت یک سال، تعلق می‌یابد. مادران بیکار که از کمکهای دولتی برخوردار می‌شوند، علاوه بر دریافت کمکهای ویژه، تا سه سالگی فرزندانشان نیز مجبور به کار کردن نیستند. رشد لیبرالیسم نو و گسترش جهانی شدن در سراسر دنیا، دولت اجتماعی آلمان را نیز زیر فشار قرار داده و جامعه آلمان با کاهشها و حذف دایمی حقوق اجتماعی در عرصه‌های مختلف مواجه است. برای مثال تضییقات و کاهشهایی که در زمینه‌ی حقوق زنان مورد نظر هستند، عبارتند از‌‌‌‌‌‌: محدودیت مصونیت از اخراج در دوره بارداری و مرخصی زایمان، تشدید فشار بر مادران بیکار برای پذیرش اشتغال، کاهش مبلغ کمکهای ویژه برای نوزادان و غیره.Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  

کاهش سن ورود کودکان برای ورود به کودکستان از جمله اقداماتی است که بیشتر در جهت منافع بازار کار صورت می‌گیرد و نه منحصرا منافع مادران. دولت آلمان در صدد است که با افزایش اشتغال مادران جوان، در پرداخت کمکهای دولتی صرفه‌جویی کند. افزایش کودکستانها و کاهش سن کودکان برای ورود به کودکستان بخودی خود می‌تواند اقدامی مثبت به نفع زنان باشد، اما نه به این بها که حقوق اجتماعی دیگری از آنها پس گرفته ‌شود.

بنابراین  من ترجیح می دهم که به جای حدس و گمان زنی درباره این‌که اسقف میکسا چه منظوری را با اظهارات خود دنبال می‌کند، بسادگی بگویم که نظر ایشان درباره تبدیل زنان به ماشین تولید کودکان در اثر جدایی زود هنگام از فرزندشان، چه از زاویه روانشناسی اجتماعی و چه از زاویه تجربی، غیر قابل اثبات است. 

اما اشاره ایشان به بی توجهی به نیازهای عاطفی و تربیتی کودکان در رابطه با نگهداری آنها‌، از سن دو سالگی درانستیتوهای اجتماعی و تربیتی، بحث بسیار گسترده‌ای است که در بخشهای تربیتی و روانشناسی کودک قویا قطب بندی شده و نمی‌توان مخالفت با آن را فقط به کلیسای کاتولیک نسبت داد.

 

 

آیا اگر زن به جای اشتغال در خانه بماند، دیگر "ماشین تولید بچه" نیست؟ آیا در این حالت می‌شود "مادر"، آن هم‌ در مفهوم سنتی آن؟

 

 من فکر می‌کنم که این پرسش را بایستی عالیجناب اسقف پاسخ بدهند!

 

 

در ایران نیز مقامات روحانی وظیفه زن را در درجه اول زاییدن و پرورندان بچه می‌دانند. آیا تفاوت دیدی می‌بینید میان تصور سنتی کلیسایی از زن در آلمان و تصور مذهبی از زن در ایران؟

 

بله، من تفاوت دیدگاهی قابل ملاحظه‌‌ای میان دیدگاه‌های مراجعین مذهبی اسلامی و مقامات کلسیای کاتولیک در اروپای غربی قائل هستم و آن‌هم به ویژه فشار قوانین اجتماعی و همچنین جامعه دموکراتیک این کشورها است که اجازه زیاده‌روی و دخالت در امور اجتماعی را به کلیسا نمی‌دهند.

 

 

به نظر شما چگونه می‌توان میان اشتغال و تمایل آزادانه‌ به بچه‌داری همخوانی برقرار کرد؟ آیا تلاشهایی که در آلمان برای برقراری این همخوانی می‌شود، کافی است؟

 

من فکر می‌کنم که یکی از معیارهای پایه‌ای تشخیص اهمیت به انسان و ارج و سعادت او، در هر جامعه‌ای عبارت از جایگاهی است که برای کودکان و امکانات متناسب رفاهی، فرهنگی و آموزشی برای آنها در نظر گرفته می‌شود. بنابراین اشتغال زنان و همه تاسیسات مربوط به آموزش و پرورش کودکان، بایستی بر مبنای الزامات و نیازهای رشدی کودکان تشکیل شوند و نه بر مبنای الزامات اقتصادی و اید‌ئولوژیک. در این زمینه می توان به طور نسبی، الگوهای اروپای غربی را موفقیت‌آمیز معرفی کرد. گرچه در این کشورها نیز، دولتهای اجتماعی در اثر هجوم سرمایه خصوصی، مدام در حال عقب‌نشینی و امتیاز دهی هستند.

 

مصاحبه‌گر: بهجت امید

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:9 توسط حامد پور .قائم مقامی |

Shrek واقعا کيه؟!!!
 

فيلم شرک رو حتما ديدين ..اون غول سبز مهربون(!!!)آيا تا حالا به اين فکر کرده بودين که

خلق اين هيبت و قيافه آيا تخيلي بوده يا واقعي؟؟بد نيست بدونين شخصي با اين مشخصات ظاهري وجود داشته و خلق قيافه شرک با الهام از ظاهر اين آقا بوده...

ماوريک تيلت که در سال  1903 به دنيا اومده و در سال 1954 هم از دنيا رفته...

يه کشتي گير حرفه اي بود..اونم در نخستين سال هايي که ورزش به عنوان يک سرگرمي نيز شناخته شده بود.

او متولد فرانسه.بسيار باهوش و به چهارده زبان دنيا مي توانسته صحبت کنه..به شعر و تجارت هم علاقه بسيار داشته...

در دهه بيستم زندگيش گرفتار بيماري نادر آکرو مگالي شد که باعث رشد ناهنجار استخوان هايش شد و کل اندامش را در بر گرفت که برايش رنج و عداب زيادي به همراه داشت و مورد بي مهري مردم  قرار گرفت به طوري که مجبور به ترک محل زندگيش که بسيار به اونجا علاقه داشت .گرديد.
 

Maurice Tillet Real life Shrek

Maurice Tillet ( 1903?- August 4, 1954 ) was a professional wrestler in the early years of the entertainment-sport. Born in France, he was highly intelligent and could speak 14 languages. He was also a keen poet and was hoping to get into the acting business.

In his twenties, he developed acromegaly, a rare disease that causes bones to grow wildly and uncontrollably. Soon his whole body was disfigured as a result. This led to much pain for Tillet as this gentle man was being called names, berated and forced to flee the place he loved so much.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فکرميکنين  ظاهر پرنسس فيونا از روي چه شخصيتي طراحي شده؟؟؟

من فکر کنم اپرا وينفري...

**********************************************************

happy new year...fariba

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 21:40 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عکس: ورود ملوانان بریتانیایی به لندن

روز پنجشنبه، 5 آوریل، هواپیمای حامل پانزده عضو نیروی دریایی و واحد تفنگداران دریایی بریتانیا حدود 11 صبح به وقت گرینویچ در فرودگاه هیثرو لندن به زمین نشست و این افراد بلافاصله با هلی کوپترهای نیروی هوایی به یک پایگاه نظامی واقع در جنوب غرب این کشور انتقال یافتند و انتظار می رود در این محل به خانواده های خود ملحق شوند.



























Email to a friend
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 18:51 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عکس: خروج ملوانان از ایران



بر اساس گزارش های رسیده از تهران، روز پنجشنبه، 5 آوریل، پانزده نظامی بریتانیایی با چند دستگاه خودرو به فرودگاه مهرآباد تهران منتقل شدند تا از آنجا عازم کشورشان شوند.



ملوانان بریتانیایی پس از دوازده روز بازداشت آخرین دقایق اقامتشان را در ایران سپری می کنند.



از نظامیان بریتانیایی در سالن تشریفات ویژه فرودگاه مهرآباد تهران پذیرایی شد.



خبرگزاری دولتی ایرنا گفته است که هدایایی از طرف رئیس جمهور ایران و سپاه پاسداران به بریتانیایی ها اهدا شده است.



یکی از نظامیان بریتانیایی از دستگاه بازرسی رد می شود.



آقای احمدی نژاد خبر غیرمنتظره تصمیم جمهوری اسلامی برای آزادی پانزده نظامی بریتانیایی را روز چهارشنبه در پایان یک سخنرانی طولانی اعلام کرد.



جفری آدامز (چپ)، سفیر بریتانیا در تهران برای بدرقه بریتانیایی ها در فرودگاه حضور داشت.



هشت ملوان نیروی دریایی و هفت عضو واحد تفنگداران دریایی بریتانیا روز 23 مارس توسط نفرات نیروی دریایی سپاه پاسداران در منطقه شمال خلیج فارس بازداشت شده بودند.



ایران دلیل بازداشت این افراد را ورود غیرقانونی به آب های سرزمینی ایران عنوان کرد اما دولت بریتانیا این اتهام را مردود دانسته و تاکید داشته که بازداشت در آب های عراق صورت گرفت.



ملوانان آزاد شده ساعت 8 صبح پنجشنبه به وقت تهران، با یک هواپیمای مسافربری خطوط هوایی بریتیش ایرویز به سوی بریتانیا پرواز کردند.



Email to a friend
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 18:50 توسط حامد پور .قائم مقامی |

پیشینۀ فایل صوتی در وبلاگ‌های فارسی‌زبان

با آشنایی ایرانیان و فارسی‌زبانان با دنیای اینترنت و دست‌یابی به آنچه که از همان‌زمان به «وبلاگ» شهرت یافت؛ و با به‌وجود آمدن امکان فارسی‌نویسی در این محیط، وبلاگ‌های بسیاری برپا و راه‌اندازی شد که در نوع خود از تنوع زیادی هم برخوردار بود.

در شروع فقط کلمه بود. مطالب نوشتاری که با استفاده از همان امکان محدود و معینی که وجود داشت، انتشار می‌یافت. بعد به نیازی که حس می‌شد، امکان اضافه کردن تصویر به متن هم به‌وجود آمد. و کمی بعدتر نیز امکان افزودن صدا به‌شکل فایل صوتی که بیشتر پخش قطعه‌ای موسیقی یا ترانۀ مورد علاقه وبلاگ‌نویس بود.

اجرای این ایده که وبلاگ‌نویس بتواند متنی که نوشته را با صدای خود در وبلاگ بگذارد، البته نیاز به دسترسی و آموزش برنامه‌های نرم‌افزاری خاصی داشت که چندان شناخته شده نبودند.

زنان وبلاگ‌نویس ما اما پیشرو این جریان بودند. از جمله اولین بلاگرهایی که متن‌های نوشتاری‌شان را به شکل فایل صوتی در وبلاگ خود گذاشتند، یکی نویسندۀ وبلاگ «لیلای لیلی»، و تقریبا همزمان با او نویسندۀ وبلاگ «قاصدک» بود. این ایده در ادامه شاید به‌دلایل فنی کار، آن‌چنان که باید پیگیری و اجرا نشد.

تا باز یکی از زنان وبلاگ‌نویس ایرانی به‌نام «پانته‌آ» که در آلمان زندگی می‌کرد و وبلاگ «غربتستان» را می‌نوشت، با اشراف و آشنایی که با موسیقی پاپ در دو دهۀ هفتاد و هشتاد داشت، برنامه‌ای رادیویی را به‌طور مستقل تهیه و تنظیم و ارائه و اجرا کرد که آن‌را با نام «رادیو غربتستان»، هر از چند هفته‌ای یک‌بار در وبلاگ خود قرار می‌داد.

این برنامه‌ها که بین ده تا پانزده دقیقه بود، کاری نو و ایده‌ای بکر و تازه بود که از استقبال خوبی نیز برخوردار شد.

شاید همین تازگی و نوآوری بود که وقتی اولین گروه تهیه‌کنندگان «رادیو زمانه» دور هم جمع شدند تا شکل و محتوای برنامه‌های رادیو را تدارک ببینند، «پانته‌آ» نیز به‌عنوان کسی که هم در کار رادیو صاحب تجربه است، و هم با موسیقی پاپ در کلیت خود آشنایی دارد، به همدلی، همراه این گروه شد. او حتی در روزهای آغازین راه‌اندازی رادیو زمانه، یکی دو هفته‌ای را هم به‌عنوان مجری برنامه‌های روزانه، در استودیوی آمستردام حضور داشت.

جریان سفر و بازگشت از آمستردام، و همسفر شدن او با «داریوش اقبالی» در قطار، یکی از اولین گزارش‌هایی بود که «پانته‌آ» برای رادیو زمانه تهیه کرد که در زمان خود مورد توجه بسیار شنوندگان و این خوانندۀ معروف قرار گرفت.

در برنامۀ امروز، در بخش بازپخش برنامه‌های قبلی رادیو زمانه که از این به بعد در «جُنگ صدا» خواهید شنید، بخشی از اولین برنامۀ «رادیو غربتستان» را می‌شنوید.

برنامه را در [اینجا] بشنوید!
و برنامۀ پیشین را هم در [اینجا]

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 19:43 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin