ارتباط ایرانیان با آفریقا از روزگار هخامنشیان آغاز شد. فتح مصر بوسیله کمبوجیه نقطه عطفی بر این روابط بود. با حکومت 200 ساله ایرانیان باستان بر مصر، لیبی، تونس و حبشه (اتیوپی) نخستین گام بر توسعه روابط فرهنگی و بین تمدنی میان ایران و ملل آفریقایی برداشته شد.
کشفیات باستانشناسی ازجمله سفالهای ساسانی در این کشورها، ادامه ارتباط ایرانیان و آفریقا را نشان میدهد.
اما سرآغازدولت و تمدن شيرازي در شرق آفريقا به هزار سال پيش برميگردد. در اواخر قرن چهارم هجري (10 میلادی) درپي تحولاتي كه مربوط به نواحي جنوبي ايران بوده است تعداد قابل توجهي از بازرگانان و دريانوردان ایرانی نخست از بندر سیراف (طاهری) و سپس از جزایر کیش و هرمز به سواحل شرقي افريقا کوچ نمودند.
اين مهاجرت به فرماندهي شخصي به نام علي پسر حسين شيرازي (يا علي پسر حسن) صورت گرفته كه احتمال دارد از خاندان بويه (شاخه فارس) باشد. او با استقرار در كيلوا (درساحل تانزانياي كنوني) و تصرف سواحل وجزاير اطراف آن (زنگبار یا زنج) در حد فاصل موگاديشو (مقدیشو) در سومالي كنوني تا سغاله (سوفالا) در موزامبيك كه سراسر سواحل كشورهاي كنيا، سومالی، موزامبیک، کومور و تانزانيا رادربرميگيرد و تاسيس مراكز حكومتي در لامو، ماليندي و چند جاي ديگر، پادشاهی شيرازيها را پایهگذاری كرد.
اين دولت حدود پانصد سال پایدار بود؛ و کمکم با کاهش قدرت این پادشاهی و قدرت گرفتن حکومتهای فاطمی، ایوبی، مملوکها و عثمانی در مصر و شمال آفریقا دولت شیرازیها تضعیف شد. سرانجام در اواخر قرن نهم هجري درپي هجوم پرتغاليها در زمان ابراهيم، آخرين فرمانرواي شيرازي به عمر آن خاتمه داده شد . دولت شيرازي شرق افريقا نقش مهمي در توسعه مناسبات تمدني آن سامان داشته و نيز پدیدآورنده فرهنگ و قوميت سواحيلي شده است.
فرهنگ سواحليكه امروزه در شرق آفريقا وجود دارد و متشكل از عناصر گوناگون است، در گام اول حاصل امتزاج تمدن ايراني وآفريقايي بوده است. بنابراین هم از نظر نژادي و هم از نظر زبان وآداب و رسوم ميتوان عناصر ايراني قابل توجهي در آن سراغ گرفت.
بهگونهای که واژههای پارسی بسیاری در زبان سواحیلی کنونی وجود دارد؛ که در ارتباط با موضوعهای اقتصادی، بازرگانی، اداری، معماری، نام، القاب و ... میباشد و باوجود گذشت صدها سال هنوز هم از آنها بهره برده میشود. برخی اصطلاحات سلسله مراتبی در قبایل آفریقایی تانزانیا مانند شاه (sheha) و وزیر (waziri) که هنوزه هم رواج دارد، یادگاری از پادشاهی شیرازیها میباشد.
دستور زبان پارسی نیز بر سواحیلی اثرات بسیار زیاد و غیرقابل انکاری داشته است، ازجمله در حروف صدادار و بیصدا، و تاکیدات خاص صداها. همچنین ادبیات و اشعار سواحیلی از شاعران بزرگی مانند حافظ و خیام تاثیر پذیرفته است.
رواج تقویم ایرانی (هجری شمسی)، گسترش دین اسلام، پدیدآمدن سیستم حکومتی دولتشهر، برخی آداب و رسوم و جشنهای ایرانی همانند عید نوروز در شرق آفریقا از دیگر اثرهای نفوذ تمدن و فرهنگ بزرگ ایرانیها در آن جایگاه میباشد.
همچنین وجود دستنوشتههای فارسی و آثار معماري بجاي مانده از تمدن و دولت شيرازي در جزيره زنگبار وديگر نواحي قابل توجه است. بعلاوه در حدود هفتاد كيلومتري جنوب بندر ممباسا در کشور کنیا ، شهر کوچکی وجود دارد به نام شيراز كه آثار مهمي از مسجد و مقبره مربوط به دوره شيرازيها در آنجا ديده ميشود. یکی از این مساجد سنگی بوده و به سبک روزگار خاندان بویه میباشد.
هماکنون نیز اقوامی در این منطقه بهنام شیرازیها زندگی میکنند که در جنگهای استقلال تانزانیا از انگلیس در شکل سازمانی بهنام انجمن شیرازی (shirazi association) فعالیت بسیار و خستگی ناپذیری داشتند.
همه پژوهشگران از ایرانیان مهاجر به نیکی یادکرده و آنان را عامل رشد و توسعه فرهنگی و اجتماعی کشورهای شمال و شرق آفریقا در گذر قرنهای 10 تا 15 میلادی میدانستند. ایرانیان به سرعت در ژرفای روح و روان بومیان رسوخ کرده و پادشاهی دادگسترانه و بزرگی مبتنی بر مساوات، برابری، عدالت، تفاهم و تشریک مساعی (همانند حکومت هخامنشیان در شمال آفریقا) پدید آوردند که در گونه خود بینظیر است. دخالت نکردن ایرانیها در حدیث تلخ بردگی و بردهداری از موضوعات بسیار درخشان و افتخارآمیز پادشاهی شیرازیها در آفریقا میباشد، چراکه ایرانیان با وجود سود سرشار این تجارت ننگین هیچگاه دامن خود را به این کار نیالودند؛ گویی پیام بزرگترین پادشاه ایرانزمین کورش کبیر در گوش آنان طنینانداز بود که میفرمود: همه انسانها در سرزمین من آزاد هستند و من تا روزيكه زنده هستم نخواهم گذاشت مردان وزنان را بهنام برده بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد.
دانش جامعه ايراني و ایرانیان نسبت به تمدن و دولت شيرازي شرق افريقا اندك است. اخبار اين دولت در منابع قديمي ايراني به میزان کمی انعكاس يافته وتحقيقات دانشمندان غربي نيز در جامعه علمي ما معرفي نشده است. تعداد انگشتشماري كتاب و مقاله در پنجاه ساله اخير دراين زمينه ارائه شده وتا حدودي نيز تحولات زنگبار در اين دوره در عطف توجه ايرانيها به تاريخ و تمدن شیرازي در شرق آفريقا موثر بوده است.
با اين حال اين آثار ارزشمند با كمتوجهي مسئولان فرهنگي ايران مواجه شدهاند و شايد دليل اين امر نيز تا حدودي بياطلاعي آنان از وجود اين ابنيه ارزشمند در شمال شرقي، شرق و جنوب آفريقا باشد. از اين روي بسيار بجا و مناسب است كه اين آثار تاريخي مهم كه به سبب رطوبت بالاي هواي اين مناطق در حال فرسايش تدريجي ميباشند و دولتهاي آفريقايي نيز كمبود بودجه را مانع اصلي در تعمير اين ابنيه ميدانند، از سوي دست اندركاران سازمان ميراث فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و ساير نهادهاي دستاندركار، مرمت و بازسازي شوند. تعمير اين عمارت كه هر يك يادگاري از حضور چند هزار ساله ايرانيها در اين بخش از جهان ميباشند مطمئناً دستاوردهاي مهمي به دنبال خواهد داشت و با توجه به آنكه سالانه هزاران گردشگر غربي از اين آثار بازديد ميكنند ميتوانند به عنوان اسناد ارزشمند حضور پرافتخار ايرانيها در شرق آفريقا به جهانيان معرفي شوند.
لازم به یادآوری است كه روابط بازرگاني و تمدني ايران وشرق آفريقا پس از انقراض دولت شيرازي نيز ادامه يافته است. همچنین علاوه بر بناهای متعلق به شيرازيها، عمارات و ساختمانهايي نيز در دوره پس از افول حكومت شيرازيها توسط ساير ايرانيان مهاجر احداث شدهاند. اين آثار تاريخي متعلق به شوشتريها، بلوچها و ديگر ايرانيها در مناطقي همچون زنگبار، مومباسا و كيلوا به چشم ميخورند.
پژوهش و گزارش خلاصه مقالهها:
1-دکتر عبدالرسول خیراندیش، استاد تاریخ دانشگاه شیراز
2-دکتر امیربهرام عرباحمدی، استاد تاریخ دانشگاه بهشتی
| هواپيماها آلايندهتر از اتومبيلهاى فرسوده | ||
![]() |
|||
| در میان گزارش های متفاوتی که در مورد آلودگی هوا و تأثیر هر کدام از وسایل نقیله در افزايش اين آلودگى منتشر مىشود یکی از فاکتورهای مهم اغلب ناديده گرفته مىشود. هواپيماها! در حاليكه كارشناسان هواشناسى معتقدند تأثير جتهای مسافربری بر شرايط اقليمى كره زمين به مراتب مخربتر از اتومبیلهاى فرسوده است. شش سال پيش برای اولین بار سازمان هواشناسی آمریکا گزارشی در مورد نقش هواپیماها در افزایش گرمای کره زمین و افزایش اثر گازهاى گل خانهای منتشر کرد. علاوه بر دىاكسيد كربنى كه از سوخت بنزين هواپيما در هوا آزاد مى شود وسايل نقليه هوايى به طور غیر مستقیم جو كره زمين را تحت تأثير قرار مىدهند. نكتهاى كه براى نخستين بار توسط ایوار ایساکسن كارشناس سوئدى ژئوفیزیک مطرح شد دودى بود كه در اثر سوخت بنزين هواپيما، در هوا آزاد مىشود: ” دودى كه ناشى از سوخت هواپيماها در جو آزاد مىشود در آینده نزدیک یکی از فاکتورهای مهم تاثیرگذار بر آب و هوا خواهند بود. اينطور كه ما تخمين مىزنيم تأثير منفى اين دود در جو مىتواند از افزايش درصد دیاسیدکربن، بيشتر باشد البته اطلاعات ما در اين مورد هنوز كامل نيست.“ پس از انتشار اين گزارش بررسىهاى دقيقترى صورت گرفته است. روبرت زاوزن يكى از كارشناسان هواشناسى مرکز هوا و فضا در آلمان و طراح نقشههای هواشناسی در این مورد مىگوید: ” تأثير منفى اين دود بيشتر از آنی که است كه گزراش مىشود. ما فکر مىکنیم اين تأثير حدود یک سوم بیشتر از چیزی است که تا کنون تصور مىشد. اطلاعاتى كه ما در حال حاضر در اختيار داريم كاملتر از گذشته است.“ در حال حاضر كارشناسان نقشه مشخصترى از پراکندگی اين دود در مسيرهاى هوايى در اختيار دارند و اينطور كه تخمين زده مىشود سه درصد از افزايش گرماى کره زمین ناشی از پرواز هواپیماهاست. البته مقدار بين دو درصد یا هشت درصد متغيير است. دلیل این عدم دقت تأثير چند جانبه هواپیماها روی شرايط اقليمى است. مثلأ اینکه دود ناشى از سوخت بنزين هواپيما به راحتی در هوا پراکنده نمى شود بلکه به تودههای نازک ابر تبدیل مىشود که در هواشناسى ”ابر دوده“ نامیده مىشوند. زاوزن در اين مورد مىگويد:” اینها ابرهایی هستند که در نگاه اول مثل ابرهای طبیعی به نظر مىرسند. اما اگر با كمى دقت نگاه کنیم مىبينيم که این ابرهاى هستند كه از دود هواپيما بوجود آمدهاند. البته با وجود اينكه اطلاعات ما در مورد اين ابرها بيشتر از گذشته است مشخص کردن اينكه اين ابرها تا چه حد موجب افزايش گرما مىشوند و يا چه تأثيرى بر تابش نور خورشید دارند هنوز مشكل است. “ در حال حاضر بیش از دوازده هزار هواپیمای مسافربری که در خطوط مختلف هواپیمای در رفت و آمدند. كارشناسان هواشناسى در یک مورد نكته با اطمینان بیشتری صحبت مىکنند، اينكه با تغيير ارتفاع پرواز مىتوان توليد دودهابرها را كاهش داد. گروه تحقیقاتی سازمان هواوفضاشناسى آلمان با در نظر گرفتن این تغییر ارتفاع، مدل گرافیکی تشكيل ”دودهابرها“ را شبيهسازى كرده است. زاوزن كه يكى ازافراد اين تيم تحقيقاتى است مىگوید:” البته این تغییر ارتفاع هم باید حساب شده باشد. وقتی ارتفاع پرواز شش هزار پا کمتر شود که تقریبا کمتر از دو کیلیومتر است، مىتوانیم بگوييم اثر منفى دودهابرها تا ضريب دو کاهش پيدا مىكند. یعنی این شانس را داريم كه با كمى تغيير ارتفاع با همین هواپیماهای امروزی درصد بالاى از آلودگى را كم كنيم.“ سازمان هوا-فضاشناسی آلمان در حال بررسى عملى تأثير اين تغيير ارتفاع است. مشكل عملى اين طرح اينجاست كه هر چه ارتفاع کمتر شود هوا فشردهتر و سنگینتر مىشود به همين دليل مصرف سوخت مورد نياز براى پرواز هم افزایش پیدا مىکند كه نتيجهاش تولید بيشتر گاز دیاکسیدکربن است. بر اساس پيشبينى ”كميته بین المللی آب و هوا“ اثر مخرب گاز دی اکسید کربن سالانه سه تا چهار درصد بیشتر مىشود. كارشناسان هواشناسى معتقدند تأثير جتهای مسافربری در اين روند به مراتب مخربتر از اتومبیلهاى فرسوده است. |
| نوروز در غربت | ||
![]() |
|||
| نوروز مرز نمىشناسد حتا نژاد هم نمىشناسد. چندسالى خاطره و اندكى خوشطبعى كافى است تا هرجاى دنيا كه باشى با آمدن بهار، دلت نو شود و لاله و نرگس و سنبل را به سفرهى خانهات دعوت كنى حتا اگر اين سفره چند سالى باشد كه روى ميز پهن شود. اما براى نسلى كه آن چند سال خاطره را ندارد، نوروز چگونه است؟ صداى زنگ ساعت بيدارش مىكند، مثل هرروز. از رختخواب بيرون مىآيد، دوش مىگيرد، صبحانه مىخورد، و به طرف محل كارش حركت مىكند، مثل هرروز. اما دلش مثل هرروز نيست. چرا؟ مگر امروز چه روزى است؟ نگاهى به تقويم جيبىاش مىاندازد، امروز ۲۱ مارس است. خوب باشد. ۲۱ مارس هم روزى است مثل بقيه روزها. اما نه. چيزى به خاطرش مىآيد. امروز اول فروردين است. نگاهى به آسمان مىاندازد. هيچ نشانى از بهار نمىبيند. هوا كاملن ابرى است و تيره و باران تندى مىبارد. باز جاى شكرش باقى است كه باران مىبارد، ديروز برف همهجا را سفيد كردهبود. به آدمها نگاه مىكند. هيچ تغييرى نكردهاند. نه لباس نويى، نه كفش براقى، نه گلى در دست. همه مثل ديروزند. خيابانها هم همان است كه بود. نه ترافيك فوقالعادهاى و نه خلوتى شك برانگيزى، همهچيز بر همان روال هميشگى است به جز دل او. بابك ۲۲ سال است كه در آلمان زندگى مىكند. ۱۰ سال اول اقامتش را در يك خانواده ايرانى–آلمانى گذرانده و حالا ۱۲ سالى است كه تنها زندگى مىكند. در اين ۱۲ سال هيچگاه نوروز را جشن نگرفته و هميشه مجبور بوده كه كار كند. براى او نوروز بوى غربت مىدهد: «خب يكمقدار ناراحتكننده بود، چون نوروز هميشه همه خانواده دورهم بوديم، سر سفرهى هفتسين مىنشستيم و صبح بلند مىشديم. اما اينجا... درست است كه ۲۲ سالى هست اينجا هستم، ولى باز در چنين روزهايى احساس غربت بهم دست مىدهد، نوروز كه مىشه يك احساس غريبى بهم دست مى داد، چرا. مهمترين فرقش اين است كه تنها هستم و خانوادهام نيست.» مانى ۲۲ سال است كه در آلمان زندگى مىكند. او مىگويد سالهاى اول اقامتشان در آلمان، هميشه در خانه سفره هفتسين داشتند ولى الان چند سالى است كه ديگر خبرى از هفتسين نيست. شايد به همين دليل است كه مانى ديگر اهميتى به نوروز نمىدهد: «الان ديگه زياد اهميت زيادى به نوروز نميدم چون احساس من اينجوريه كه از ايران يك كم دور شدم يعنى مثلن سال نوى اينجارو بيشتر جشن مىگيرم طبيعتن چون واقعن توى زندگى من تأثير بيشترى داره تا نوروز ايرانى. مثلن بچه بودم هنوز هفتسين و اينها مى ذاشتيم ولى بعد يعنى چند سال اخير ديگه نمی ذاريم. فكر مىكنم اگر هرسال هفتسين می ذاشتيم براى منم مهمتر مىبود و من خوشحالتر می شدم.» غزاله ۱۰ سالى است كه به آلمان آمده. او سفره هفتسين مىچيند، به ديدن پدر و مادرش مىرود اما باز هم احساس نوروزى به او دست نمىدهد. براى او سال نوى آلمان شادىبخشتر است تا نوروز ايرانى: «من اينجا نوروز خيلی بهم خوش نميگذره به خاطر اينكه عين روزهاى عادى و معموليه چون اگر ايران بودم شور و شوق مردم رو آدم مي ديد كه چطورى خوش مىگذرونن چطورى خريد مىكنن مهمانى ميرن ولى اينجا چون آلمانه خيلى هم آدم دور و برش ايرانى نيست ايرانيها خيلى كمن بعد آدم اون شور و شوق رو نداره ولى توى وايناختن خود آلمانيها بيشتر و راحت تر مىتونم جشن بگيرم تا عيد نوروز خودمون.» اما خيلى از جوانان ايرانى معتقدند كه نوروز جشن اصلى آنهاست نه كريسمس و ژانويه. آنها با اينكه سال نوى آلمانى و كريسمس را جشن مىگيرند اما مىگويند حس آنها در نوروز حس ديگرى است. اردشیر بعد از ۲۱ سال زندگی در آلمان نوروز را عید اصلی خود می داند: «خوب نوروز يك چيز خيلی مهمتره سيلوستر يا و يا كريسمس جشن اصل ما كه نيست. خوب ما تو آلمان زندگى مىكنيم با آلمانيها هم جشن مىگيريم. به نظر من كار خوبيه اما اون حسي كه آدم تو نوروز داره يك چيز ديگس اون سال نوى اصل ماست اون براى ما يعنی براى من خيلى مهمتره چون اون سال نوى ايرونيه اصلن يك حس ديگس اصلن آدم تو خانتواده اين حسو مىكنه كه اصلن موقعى كه نوروز ميشه اصلن يك جور ديگس هميشه.» خيلى از ايرانيها نوروز را در غربت هم فرخنده مىدارند و جشن مىگيرند. اما اين فاصله فرسنگى نمىگذارد نوروز در غربت نوروز باشد. از يك ماه به عيد مانده، گندم خيس مىكنى. در جستجوى ماهى قرمز از اين مغازه به آن مغازه مىروى، چندين مرتبه به فروشگاههاى ايرانى سر مىزنى تا مبادا آجيل و شيرينى ايران به دستت نرسد، شمع و گل هم كه از فراوانترين نعمتها در اين غربت است. همه كار مىكنی تا نوروزت نوروز باشد اما نمىشود. اردوان ۲۱ سال است که تلاش می کند نوروزش ایرانی باشد اما هنوز هم خاطره نوروزهای ایران برایش چیز دیگری است: «فكر كنم جامعه ايران يك جور ديگر هست، به خانهى همديگر مى روند. فكر كنم آدم نوروز را بيشتر مىتواند حس كند كه نوروز هست واقعا. به نظر من نوروز در ايران يك چيز ديگرى باشد و حس نوروزى آدم بيشتر دارد تا اينجا. چون آدم مى رود پيش فاميلها، دوروبر آدم در نوروز همه هستند و تعطيلى هست. اينجا آدم شايد يكروز بتواند تعطيلى بگيرد و بتواند با فاميل و دوروبرش باشد، ولى آن حس را آنجورى آدم نمىگيرد. » اما براى جوانانى كه چيزى از نوروزهاى ايران به ياد ندارند، نوروز همين است كه اينجاست. اين شايد تنها زمانى باشد كه بىخاطرگى مثبت است و پرفايده. پيروز، نوروز را دوست دارد به خاطر هديههايش، به خاطر سبزى پلو با ماهىاش و به خاطر دور هم جمع شدنش: «بيرون برنامه ام اينه كه برم يك سر به ماردم و پدرم بزنم خونه مادرم يك هفت سين داريم احتمالن هم سبزى پلو با ماهى مىخوريم يك چند ساعت اونجا مىمونم و يك چند ساعت هم بعدش ميرم پيش پدرم و فقط وقا مىگذرانم باهاش فقط فكر مىكنم خيلى برام مهمه تو اين چند روزاى عيد سر به فاميل بزنم و همه رو ببينم يك حس خيلى قشنگيه تجربه خيلى خوبيه كه خيليها ندارن.» و ملودى كه اينجا به دنيا آمده، آخر هفته بعد از نوروز را به ديدن خانوادهاش مىرود. او هيچگاه نه «بوى عيدى» را حس كرده و نه «برق كفش جفتشده در گنجه» را ديده. نوروز براى اينجا به دنيا آمدهها آخرهفتهاى است كه مجبورند آن را با خانواده بگذرانند: «من خونه مىمونم و اصلن جشن نمىگيرم چونكه اينجا توى اين شهر كه من زندگى مىكنم زاربروكن جشنهاى خيلى بزرگ هم نيستش كه زياد برام جالب باشه بعد هم فاميلم هم اينجا نيست بيشتر آخر هفته بعد از عيد ميرم تورن پيش خانواده ام با اونها يك كم تو خونه جشن ميگيريم ولى جشن بزرگى نمیگيرم تنهايى.» اما هرچه كه هست، سنبل و نرگس همان است كه هميشه بوده و شهد و شيرينى و شمع هم همهجا هست. براى جشن گرفتن نوروز فقط بايد كمى دل خوش داشت و كمى لاى پنجره را باز گذاشت، عطر سنبل در باران هم بوييدنى است. ميترا شجاعى |
| جوانان ايرانى در ايتاليا و جشن نوروز | ||
![]() |
|||
| جوانهای ایرانی در ایتالیا هم مانند همه ایرانیهای خارج از ایران نوروز را جشن میگیرند. البته با این تفاوت که تعداد مهاجران ایرانی در ایتالیا مانند آلمان، سوئد، فرانسه، آمریکا و کانادا نیست و تعداد ایرانیها نسبت به دیگر خارجیهای این کشوربسیار اندک است و در آغاز بهار هیچ رنگ و بویی از عید در این کشور دیده نمیشود.
با وجود اين اکثر ایرانی های مقیم ایتالیا یا با جمع شدن در کنار یکدیگر و یا حتی حضور در یک رستوران ایرانی و یا حتی ایتالیایی آغاز سال نو را جشن میگیرند. برای ایرانیان دور از میهن، در هر نقطهای از جهان که ساکن باشند حال و هوای نوروز مانند آنچه در سرزمینشان میگذرد نیست ولی اکثرا سعی بر آن دارند که به نوعی خودشان این حال و هوا را ایجاد کنند. بنابراین حتی در خارج از ایران هم بسیاری، از مدتها قبل برای تهیه سفره هفت سین و گذاشتن سبزه و تمیز کردن خانه و رفتن به استقبال بهار در تکاپو هستند. نکته جالب توجه آن است که نه تنها میانسالان و سالمندان بلکه جوانان نیز در برگزاری این مراسم کوشا هستند. ایتالیا یکی از کشورهایی است که در چند سال اخیر جوانان زیادی از ایران برای تحصیل به آن سفر کردهاند. از طرف دیگر هستند جوانانی که پدر یا مادرشان از سالها پیش به این کشور مهاجرت کردهاند و آنها یا از سنین کودکی در ایتالیا بودهاند و یا اصلا در این کشور متولد شدهاند. جالب است بدانید برای این نسل که شاید هرگز ایران را ندیده باشند نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است. لئوناردو پدری ایرانی و مادری ایتالیایی دارد او تا کنون ایران را ندیده و چند وقتی است که شروع به یاد گرفتن زبان فارسی کرده است. لئوناردو از زمان کودکی نوروز را دوست داشته «چون همیشه در سال یک بار در کریسمس و یک بار در نوروز عیدی میگرفتم. اما حالا نوروز برای من یک فرصتی است که احساس کنم ایرانی هستم. اما متاسفانه در جایی که من زندگی میکنم مردم نوروز را جشن نمیگیرند.» کریستینا یک دختر ایتالیایی است که به واسطه فیلمهای عباس کیارستمی علاقه شدیدی به ایران پیدا کرده است. او دو سال در ایران زندگی کرده و همیشه از این دو سال به عنوان سالهای زیبای زندگیاش نام میبرد. کریستینا امسال برای اولین بار تصمیم گرفت که سفره هفت سین درست کند و به این شکل به استقبال نوروز برود: «البته اگر ایران بودم یک معنی دیگری پیدا میکرد. من فکر میکنم نوروز مراسم خیلی قشنگی است. چون ریشه قدیمی دارد و به همین خاطر آن را دوست دارم چون برمیگردد به ایران باستان و قدیم. دوست دارم ببینم ایرانیها چقدر هنوز علاقه مند هستند به این مراسم یعنی هر جا که باشند حتی دور از ایران با خوشحالی و افتخار این مراسم را انجام میدهند یعنی به آن اهمیت میدهند. من احساس میکنم که یک ایرانی هستم که خارج از کشور دارم زندگی میکنم . نوروز و سالی که دارد می آید و نو میشود برا ی من هم مهم است.» نه تنها کریستینا بلکه اکثر ایرانیان خارج از کشور نیز بر این باورند که نوروز در ایران معنی دیگری دارد. مرتضی از دانشجویانی است که به تازگی به ایتالیا برای ادامه تحصیل سفر کرده است . او و چند دوست دیگرش لحظه سال تحویل را با هم جشن میگیرند ولی مرتضی معتقد است اینجا در شهر رم از عید خبری نیست: «اینجا که از سال تحویل و عید که خبری نیست مگر اینکه خودمان حرکتی انجام بدهیم و این خیلی بد است هر چقدر هم که سعی کنیم خوب و خوش باشیم یک چیزهایی فقط مربوط به خود ایران بود و اینجا اصلا لذتی ندارد.» ستاره هم یک دانشجوی ایرانی است که از چند سال گذشته به رم سفر کرده او نیزسال تحویل را به همراه دوستانش گذرانده ولی تنهایی و نبودن حال و هوای عید در کوچه پس کوچه های رم برای او هم چندان مطلوب نیست: «من تمام سالها یعنی بیست و سه سال در تهران همیشه در کنار خانوادهام دور سفره هفت سین بودهام و مراسم را کاملا انجام میدادیم ، دعا میخواندیم و روز اول را کاملا خانه بودیم و از روز دوم به عید دیدنی میرفتیم . در حالی که اینجا اصلا فرق نمیکند و صبر میکنیم ببینیم چی پیش میآید. به خاطر اینکه برنامهها با هم جور نمیشه و اجباری که در خانه هست اینجا نیست و شرایط طوری نیست که مراسم را آن جور که باید انجام داد.» در این میان البته نوروز برای لئوناردو خیلی متفاوت تر از ایرانیان همسن و سالش که چند سالی است در ایتالیا به سر میبرند اتفاق میافتد: «شب عید همیشه من و خانوادهام با هم شام میخوریم. سبزی پلو، کوکو، ماست و شیرینی. بعد بزرگترها به کوچکترها عیدی میدهند و بعد از شام فال حافظ میگیریم و پدرم برای کسانی که فارسی بلد نیستند ترجمه میکند. فکر میکنم بعد از ۲۵ سال همه حافظ را خواندهایم . زیبایی نوروز آن است که همیشه به یک شکل است. یک بار که چهل پنجاه تا از دوستان ایتالیایی پدرم خانه ما بودند تصمیم گرفتیم حاجی فیروز را به آنها نشان بدهیم بنابراین مادرم یک لباس قرمز و یک کلاه دوخت و من صورت برادرم را با رنگ سیاه کردم و او حاجی فیروز شد و با یک دایره زنگی رقصید.» اما ایتالیایی ها درباره نوروز ما و یا به عبارتی درباره سال نو ما چگونه فکر میکنند. بهمن از دیگر دانشجویان ایرانی مقیم رم است. برای او در این باره یک اتفاق جالب افتاده است. «دو سه روز پیش برای کار اداری رفته بودم دانشگاه. صحبت پیش آمد و کارمندان آنجا متوجه شدند که سال نو ما بوده است و خیلی تعجب کردند که چرا الان سال نو شما است .برایشان توضیح دادم که اول بهار سال ما نو میشود و بعد وقتی فهمیدند که تقویم ما با آنها خیلی فرق دارد خیلی تعجب کردند و زمانی که متوجه شدند ما الان در سال ۱۳۸۶ هستیم و من متولد ۱۳۶۰ هستم برایشان خیلی جالب بود وکلی شگفت زده شدنده بودند که یک آدمی از سال ۱۳۶۰ آمده اینجا! خلاصه دست من را گرفتند و بردند و به همه نشان دادند که ببینید طرف از سال ۱۳۶۰ آمده ! خیلی برایشان جالب بود.» مريم افشنگ، گزارشگر صداى آلمان در رم |
| افزایش چند همسری در تاجیکستان علیرغم ممنوعیت | ||
![]() |
|||
| در تاجیکستان و دیگر جمهوری های مسلمان آسیای مرکزی چند همسری گسترش یافته است. ولی طبق قوانین این کشورها چند همسری ممنوع و جرم جنایی محسوب می گردد. خانم خرامان بقازاده محقق و خبرنگار تاجیک در گفتگويى با صداى آلمان از جمله از مخالفت اکثریت نمایندگان پارلمان تاجيكستان با طرحهاى پيشنهادى براى قانونی کردن چند همسری در اين كشور سخن گفته است.
مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی دویچه وله: آیا در تاجیکستان پیش از استقلال این کشورهم مسئله چند همسری وجود داشت ؟ خرامان بقازاده: گفتن آن بسیار دشوار است. ولی در مجموع می توان گفت چنین مشکلی را جامعه تاجیکستان بعد از فروپاشی شوروی از نزدیک شاهد شد. بر اساس قوانین تاجیکستان، یعنی قوانین تاجیکستان شوروی "بسیار زنی" ممنوع بود و کسیکه دو یا چند همسر داشت بازداشت می شد و مورد پیگیرد قانونی قرار می گرفت. اما پس از کسب استقلال تاجیکستان این مسئله هنوز هم یک مسئله بحث برانگیز در جامعه است. قوانین تاجیکستان به چند همسری اجازه نمی دهد. زمانی پارلمان تاجیکستان، بعضی از اعضای پارلمان تاجیکستان پیشنهاد کرده بودند که با درنظرداشت مشکلات اجتماعی کشور اگر قوانین تاجیکستان از این نظر بازتر می شد کمک خواهد شد. البته بانی این طرح یا پیشنهاد بیشتر مردها بودند. اما از این طرح پشتیبانی و حمایت نشد و به این ترتیب «چند همسری» در تاجیکستان یک مسئله جنائی محسوب می شود. دویچه وله: روی این حساب چند همسری در تاجیکستان جرم محسوب می شود... بقازاده: بله دویچه وله: مجازات مردانی که مرتکب چنین جرمی شدند چیست؟ بقازاده: کسانی که مرتکب چنین جرمی شدند بر اساس قوانین تاجیکستان قریب به ۲ سال باید زندانی شوند. اما باید در نظر گرفت که با وجود این که این مشکل در سال های نود ميلادى بسیار گسترش داشته شمار بسیار کمی از مردان با این جرم زندانی شدند. علاوه بر آن، در سال های آخر، نظر جامعه تاجیکستان در مورد مشکل «بسیار زنی» دگرگون و متحول شده است. وقتی دختران ۱۴ یا ۱۵ ساله دیروز راضی بودند به عنوان زن دوم یا سوم وارد عائله مردان ۴۰ و ۵۰ ساله شوند، آنها عملا مجبورند بعد از آنکه شوهر می کنند، شوهر خود را با زنان دیگر تقسیم کنند. از سوی دیگر هم یک سری مشکلات حقوقی پیش آمد وقتی فرزند چنین زنان بدنیا می آمد از روی قوانین تاجیکستان وقتی شناسنامه می دادند به نام مادر می دادند در آنجا اسم پدرهمیشه قید نمی شد. چون از روی قانون این فرزند ، فرزند رسمی آن مرد حساب نمی شد. در جامعه تاجیکستان یک نسل نوی بدنیا آمد که پدران آنها، عملا و رسما پدر آنها نیستند و فرزندان آن ها با بحران هویت مواجه شدند. ولی کارشناسانی که در این مورد تحقیق می کنند اظهار می دارند که میزان روی آوردن مردان به چند همسری کاهش یافته است، اما این مسئله هنوز وجود دارد. به شکلی که حتی می توان بعضی از مقامات بلندپایه تاجیکستان در سطح وزرا را مشاهده کرد که ۳ یا ۴ زن دارند و دولتمردانی هستند که پول زیادی دارند و صاحب منصب هستند و از قانون زیاد نمی ترسند. دویچه وله: شما گفتید که میزان چند همسری کاهش یافته است. فکر می کنید چند درصد از مردان در تاجیکستان دو یا سه همسر دارند؟ بقازاده: گفتن این مسئله بسیار دشواراست. من وقتی در مورد این مسئله تحقیق می کردم در هیچ جائی چنین آماری نتوانستم بدست بیاورم، چون این مسئله عملا از لحاظ آماری تحقیق نشده بود. در میانه سال های ۹۰ ما می توانستیم در یک محل ۵ یا ۶ مرد را پیدا بکنیم که صاحب ۲ و بیشتر همسر بودند. اما حالا تعداد چنین مردان کاهش می یابد و بیش از همه به دلایل اقتصادی. دویچه وله: آیا این پدیده تعدد زوجات در دیگر کشورهای آسیای مرکزی هم رواج داد؟ بقازاده: بله ، مثال روشن برای این مشکل را می توان قرقیزستان را فرض کرد. من می دانم که سازمان های غیر دولتی زنان این کشور علیه این مشکل مبارزه می کنند. مردم آسیای مرکزی به نوعی طرز تفکرمشترک دارند. از این رو مسئله چند همسری در جامعه قرقیزستان هم شبیه مشکلات جامعه تاجیکستان است. |
| تقویم رسمی جمهوری اسلامی از رکوردداران تعطیلی در جهان | ||
![]() |
|||
| روزهای تعطیل در اغلب کشورهای صنعتی، صرفنظر از آخر هفتهها کمتر از ده روز است. با این همه هر روز تعطیل میلیاردها یورو به اقتصاد این کشورها لطمه میزند. برخی معتقدند کشورهایی چون ایران، که بیشتر به درآمدهای نفتی متکی هستند، از تعطیلیها لطمهی کمتری میخورند. با این همه کثرت روزهای تعطیل در ایران چنان است که بحث کاهش آن مدتهاست به طور جدی مطرح شده. تقویم در ایران تاریخی کهن دارد. پیشینهی تقویمهای رسمی امروز به گاهشماری بازمیگردد که تنظیم آن را به زرتشت نسبت میدهند. آن تقویم کهن که «تقویم شهریاری ایرانی» نام دارد تلاشی برای تطبیق گاهشماری قراردادی با رویدادهای طبیعی و مبنای اغلب تقویمهای معتبر ایرانی است. آنچه امروز به نام تقویم هجری خورشیدی در ایران مرسوم است با تغییر مبداء تقویم جلالی تنظیم شده. در سالهای اخیر و با توجه به افزایش گرایش به سنتها و آیینهای پیش از اسلام تقویمهای دیگری نیز روانهی بازار شده است. از اینها میتوان به تقویمهای میترایی، آریایی، و زرتشتی اشاره کرد که در نظر برخی از کارشناسان، در ثبت روزها و مناسبتهای مهم باستانی از دقت کافی برخوردار نیستند. تقویم امروز ایران در اساس خود قرنهاست که تغییر چندانی نکرده، اما در هر دورهای روزها و مناسبتهایی از آن کاسته یا به آن افزوده شده است. یکی از ویژگیهای اصلی تقویم در دوران جمهوری اسلامی افزایش تعطیلیها و چرخش از مناسبتهای ملی به مذهبی است. تقویم رسمی جمهوری اسلامی از رکوردداران تعطیلی در جهان است. در حالی که در کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه، صرفنظر از آخر هفتهها، تنها ۹ و ۱۱ روز سال رسما تعطیل است، این رقم در ایران به ۲۶ روز میرسد. در سال ۸۶ به دلیل تقارن میلاد پیامبر با روز جمهوری اسلامی روزهای تعطیل ۲۵ روز شدهاند و ۵ روز آن با جمعه مصادف شده. در سالهای گذشته، لااقل در شهرهای بزرگ چند روزی از سال به علت آلودگی بیش از حد هوا تعطیل اعلام شده و در مواردی، روز بین دو تعطیلی نیز به روزهای بیکاری افزوده شده است. سال گذشته دولت در اقدامی غیرمنتظره عید فطر را به جای یک روز سه روز تعطیل اعلام کرد. این تعطیلی که با حساب روز جمعه ۴ روز شد به اعتقاد برخی از کارشناسان حدود ۸۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور لطمه زد. ضرر و زیان تعطیلیها بیشتر متوجه بخش خصوصی است که میکوشد با طولانیکردن ساعات کار روزانه آن را جبران کند. ظاهرا بازدهی کار در ایران به ویژه در بخش دولتی چنان نازل است که شمار زیاد روزهای تعطیل تاثیر مهمی در چرخهی اقتصاد کشور ندارد. افزون بر این تکیهی بودجهی کشور به درآمدهای نفتی و کم نقش بودن درآمدهای مالیاتی تاثیر منفی روزهای تعطیل را کاهش میدهد. با این همه مدتهاست بحث کم کردن تعطیلیها مطرح است و حتا به مجلس نیز کشیده شده. مطابق تقویمهای جمهوری اسلامی از ۲۶ روز تعطیلی ۱۶ روز آن را مناسبتهای مذهبی، ۶ روز را مناسبتهای ملی و ۴ روز را مناسبتهای حکومتی (۲۲ بهمن، ۱۲ فروردین، ۱۴ و ۱۵ خرداد) تشکیل میدهند. به جز تعطیلات نوروز تنها مناسبت ملی ۲۹ اسفند ماه روز ملی شدن نفت است. در سالهای گذشته هر بار بحث کاهش تعطیلات پیش آمده، حذف ۲۹ اسفند، ۱۳ فروردین و دو روز از مناسبتهای حکومتی بیشتر مطرح بوده. در حالی که بسیاری از علما با حذف تعطیلات مذهبی مخالفاند عدهای نیز خواستار کمرنگتر شدن مناسبتهای ملی هستند. اوایل اسفند ماه سال پیش آیتالله خزعلی، عضو سابق فقهای شورای نگهبان و دبیرکل بنیاد بینالمللی غدیر با انتقاد از آنان که نوروز را عید بزرگ ایرانیان میدانند از مجلس خواست تا با تصویب قانونی براي عيد غدير ۷ الی ۸ روز را تعطيل رسمی اعلام كند. در تقویمهای جمهوری اسلامی دو روز مهم جهانی نه تنها تعطیل نیستند، که تغییر نام نیز دادهاند. به این ترتیب روز اول ماه مه، ۱۱ اردیبهشت، روز کار و کارگر خوانده میشود و ۸ مارس روز جهانی زن نیز قرار است «روز گفتگوی زنان ایران با زنان جهان» نامیده شود. در این تقویمها گرچه روزهایی به نام وقف، مالیات، صادرات و حمل و نقل نامیده شده، جای جشنهای ملی مانند چهارشنبه سوری و مهرگان خالی است. بهزاد کشمیریپور، گزارشگر صدای آلمان در تهران |

بر اساس گزارشهای گروه های حافظ محیط زیست، جان بسياری از پرندگان دریایی با افزايش ساختمان سازی، آلودگی هوا، تغيييرات جوی و کشاورزی در خطر افتاده است. بسياری از آنها که حيات شان وابسته به مهاجرت است، هر وقفه ای در سفر سالانه شان می تواند تهديدی جدی برای جانشان محسوب شود.

شکار به وسيله سم مخصوص کشتن جوندگان و ساختمان سازی از جمله عواملی است که نسل غازهای سینه سرخ را تهديد می کند. اين پرنده در تابستان در تندراهای قطبی و در زمستان در دريای سياه زندگی می کند. بيش از دو سوم از محل زندگی اين نوع پرنده در سالهای آينده از بين خواهد رفت. به همين دليل نامش در فهرست جانواران رو به انقراض جای گرفته است.

غبيت غازهای صدفی در تابستانها، از قديم اين تصور را در بسياری ايجاد کرده که آنها در تابستانها در زير آب زندگی می کنند.

اما در واقع علت غازهای صدفی در تابستان به سوی قطب شمال مهاجرت کنند. مهاجرت آنها به وسيله ماهواره از روی حلقه هايی که به پايشان بسته شده، مشخص می شود.

اين حلقه ها مسير مهاجرت پرندگان را دقيقا مخابره می کند و اين امکان را به حافظان محيط زيست می دهد که "خط هوايی مهاجرت پرندگان" را شناسايی کنند و با عواملی که می تواند باعث تغيير و يا از بين رفتن اين خط هوايی شود مقابله کنند.

محافظت از "خط هوايی مهاجرت پرندگان" از مهمترين رئوس "اعلاميه ادينبورگ" است که سه سال پيش در جريان نشستی علمی از سوی متخصصان بيش از 90 کشور منتشر شد. در اين اعلاميه آمده که عمده خطهای هوايی مهاجرت پرندگان در آسیا و آفریقا هنوز ناشناخته اند.

محلهای اصلی زندگی فلامينگوها، از جمله سه درياچه در آفريقای شرقی از سوی عواملی مختلف انسانی همچون ساختمان سازی و استخراج از معادن به شدت تهديد می شود.

جزئيات 614 گونه از پرندگان دريايی در شماره جديد نشريه "پرندگان دریایی جهان" آمده است که به تازگی مشترکا از سوی بنگاه های مختلف حافظ محیط زیست منتشر شده است.
| Title: نگاه به آینده: افغانستان به روايت تصوير | Author: http://www.bbc.co.uk/persian/ |
|
|
| Title: کارنامه موسيقی ايرانی در کاليفرنیا در سال 1385 | Author: http://www.bbc.co.uk/persian/ |
|
|
به مناسبت پنجاهمين سالگرد تشکيل اتحادیه اروپا، نمايشگاهی از آثار هنری کشورهای عضو اين اتحاديه در رم برپا شده است. از بريتانيا اثری از جوزف ويليام ترنر (1851-1775) به نمايش گذاشته شده است.
در اين نمايشگاه آثاری از يونان باستان تا نقاشی های مدرن ديده می شود. اين نقاشی رنگ و روغن اثر اريک هامر (1994-1908) از کشور استونی است که در سال 1941 ترسيم شده است.
ميراث هنری غنی بلغارستان موجب شده که اين کشور تازه وارد به اتحاديه اروپا، چندين اثر در اين نمايشگاه داشته باشد. زمان خلق نقاشی بالا به دوره امپراتوری روم باز می گردد.
مجسمه متفکر، اثر اگوست رودن (1917-1840) يکی از مشهورترين آثار هنری جهان است. از اين هنرمند فرانسوی به عنوان برجسته ترين مجسمه ساز قرن نوزدهم یاد می شود.
آلمان پرتره "یاکوب موفل" اثر آلبرخت دوئرر (1528-1471) را به این نمایشگاه فرستاده است. این نقاشی به سال 1526 کشیده شده است.
نقاشی "اسب سوار آوازخوان" کار جک باتلر ییتس (1957-1871) ايرلند را نمایندگی می کند؛ تابلویی که نشانگر پیشرفت اين نقاش در مکتب اکسپرسیونیسم است.
تیتسانو (1576-1490)که به تیتان نیز مشهور است، یکی از مشهورترين و محبوت ترین نقاشان ایتالیایی به شمار می رود.
عموما از یوزف کوتر (1941-1894) به عنوان مشهورترين نقاش لوگزمبورگ یاد می شود. او در بين سالهای 1894 تا 1941 زندگی کرد و شديدا تحت تاثير جنبش امپرسیونیستها بود.
محبوبیت ولاسکز (1660-1599) نقاش مشهور اسپانیایی در طول قرنها ادامه داشته است. تابلوی "چشم انداز باغ ویلا مدیچی در رم" محصول سالهایی است که او در پایتخت ایتالیا بسر می برده است.
روز های پایانی سال از شلوغترین زمان های خرید در تهران است. بازار تجریش واقع در شمال تهران از جمله مراکزی است که بیشتر مردم برای خرید به آنجا می روند. همه سبدهای خرید خود را از گل، ماهی قرمز، سمنو، خشکبار و میوه گرفته تا هدایایی که به عنوان عیدی می دهند، پر می کنند و برای ایام عید آماده می شوند.
بر اساس گزارشهای گروه های حافظ محیط زیست، جان بسياری از پرندگان دریایی با افزايش ساختمان سازی، آلودگی هوا، تغيييرات جوی و کشاورزی در خطر افتاده است. بسياری از آنها که حيات شان وابسته به مهاجرت است، هر وقفه ای در سفر سالانه شان می تواند تهديدی جدی برای جانشان محسوب شود.
شکار به وسيله سم مخصوص کشتن جوندگان و ساختمان سازی از جمله عواملی است که نسل غازهای سینه سرخ را تهديد می کند. اين پرنده در تابستان در تندراهای قطبی و در زمستان در دريای سياه زندگی می کند. بيش از دو سوم از محل زندگی اين نوع پرنده در سالهای آينده از بين خواهد رفت. به همين دليل نامش در فهرست جانواران رو به انقراض جای گرفته است.
غبيت غازهای صدفی در تابستانها، از قديم اين تصور را در بسياری ايجاد کرده که آنها در تابستانها در زير آب زندگی می کنند.
اما در واقع علت غازهای صدفی در تابستان به سوی قطب شمال مهاجرت کنند. مهاجرت آنها به وسيله ماهواره از روی حلقه هايی که به پايشان بسته شده، مشخص می شود.
اين حلقه ها مسير مهاجرت پرندگان را دقيقا مخابره می کند و اين امکان را به حافظان محيط زيست می دهد که "خط هوايی مهاجرت پرندگان" را شناسايی کنند و با عواملی که می تواند باعث تغيير و يا از بين رفتن اين خط هوايی شود مقابله کنند.
محافظت از "خط هوايی مهاجرت پرندگان" از مهمترين رئوس "اعلاميه ادينبورگ" است که سه سال پيش در جريان نشستی علمی از سوی متخصصان بيش از 90 کشور منتشر شد. در اين اعلاميه آمده که عمده خطهای هوايی مهاجرت پرندگان در آسیا و آفریقا هنوز ناشناخته اند.
محلهای اصلی زندگی فلامينگوها، از جمله سه درياچه در آفريقای شرقی از سوی عواملی مختلف انسانی همچون ساختمان سازی و استخراج از معادن به شدت تهديد می شود.
جزئيات 614 گونه از پرندگان دريايی در شماره جديد نشريه "پرندگان دریایی جهان" آمده است که به تازگی مشترکا از سوی بنگاه های مختلف حافظ محیط زیست منتشر شده است.
"خواب آهسته مرگ" نوشته محمد چرمشیر از نمایشنامه نویسان پرکار بعد از انقلاب و به کارگردانی حسن معجونی است که از اسفندماه در سالن اصلی تئاتر مولوی به روی صحنه رفته است.
این نمایشنامه باز خوانی محمد چرمشیر از رمان "ماجراهای باور نکردنی دکتر جکیل و مسترهاید" نوشته رابرت لوئیس استیونسون است. اما چرمشیر خود را پايبند خط داستانی کلاسیک نمی کند و داستان هايی فرعی از زندگی شخصیت های مختلف به موازات هم وارد داستان اصلی می کند که همه آنها توسط صحنه گردان به هم پیوند می خورند.
این صحنه گردان که می توان آن را سخنگوی نظرات نویسنده و هدایت کننده نقشه های اجرایی کارگردان در صحنه نامید، بیننده را به اعماق قصه می برد. قصه ای که خمیرمایه آن درباره جنایت صحبت می کند. او راز درونی شخصیت های گوناگون نمایش را به عنوان نمونه هایی از آدمهای اجتماع بازگو می کند.
"می توان به طرق گوناگون، علل جنایت را کشف و آن را دربرابر وجدان مشوش و مضطرب جماعت بشری عیان ساخت. آیا اندیشه ی جنایت، امری است که در زمانی معین برای افرادی معدود و معین از افراد بشر واقع می شود، و یا امری است که همگی آحاد بشر در ضمیرپنهان خویش بدان اندیشه می کنند." اندیشه های افلاطون جلد دوم صفحه 417 بند سوم.
اندیشه های افلاطون در مورد جنایت و موقعیت قوی دراماتیک داستان "دکتر جکیل و مسترهاید" سبب شده است که نویسنده نسبت به این خطر نهفته در ضمیر انسان ها جدا از اینکه در چه جایگاه و طبقه ای وقشری باشند، هشدار دهد.
دکتر جکیل از وجوه شر درونی خود موجودی را خلق می کند به نام مسترهاید. او قصد دارد خیر و شر را در عالم واقع به جان هم بیاندازد. مستر هاید بر علیه دکتر جکیل می شورد و زندگی مسنقل خود را آغاز می کند.
او در میان مردم حضور پیدا می کند و از آن پس قتل هایی اتفاق می افتد که عامل آن کشف نمی شود و اگر کسانی هم از آن خبر داشته باشند آن را بروز نمی دهند. در حقیقت در نمایشنامه "خواب آهسته مرگ" روایت محمد چرمشیر از آزاد شدن مسترهاید این است که دکتر جکیل به کشف راز چگونگی جنایت در میان مردم مختلف پی ببرد.
با این نگاه و گفتار صحنه گردان که در میان این گفتارها نقل وقول هایی از افلاطون نیز در باب جنایت گفته می شود، این موضوع به ذهن متبادر می شود که دکتر جکیل در جایگاه افلاطون نشسته است تا فرضیه اورا با علم ثابت کند.
برای برش های گوناگون و شناخت بهتر آناتومی جنایت شخصیت های نمایش مانند الیزابت ( زن خود فروش)، بازرس نیوکام که در مورد جنایت های اتفاق افتاده تحقیق می کند، سارای خدمتکار، برادر پشمینه پوش (کشیش)، پیشخدمت، دکتر هستی لانیون (همکار دکتر جکیل)، ریچارد و اترسون دو آدم معمولی به سهم خود کمک می کنند.
هرکدام از این آدم ها نقطه ضعفی دارند وتنها دکتر هستی لانیون همکار دکتر جکیل بحثی در ارتباط با اخلاق و علم با او دارد. او کار دکتر جکیل را اخلاقی نمی داند و هم اوست که در انتها به جرم قتل ها به دار آویخته می شود.
بازیهای کاریکاتوری وحشت زا همراه با طراحی صحنه مناسب که به جز صندلی های کافه شاپ که قهوه ای کمرنگ هستند از رنگ های سیاه و سفید در آن استفاده شده است، این حس وهم آلود ترس را به بیننده القا می کند.
بازیگران این نمایشنامه پانته آ بهرام (الیزابت)، داریوش موفق ( مسترهاید)، لی لی رشیدی(سارا)، محمدرضا جوزی (بازرس نیوکام)، حسن معجونی (صحنه گردان)،سعید چنگیزیان ( ریچارد)، افشین خورشیدباختری( ترسن)، سینا رازانی (پیشخدمت)، رضا بهبودی (دکتر هستی لانیون)، محمد رضا نو دهی (مرد پشمینه پوش) و نوید هدایت پور ( دکتر جکیل) هستند.
اول فروردين سال ۱۳۸۶ خورشيدی – ۲۱ مارس ۲۰۰۷ ميلادی
۲۷۲ سال پيش در مراسم آئين های نوروزی، نادرشاه برای نخستين بار سکه موسوم به سکه نادری را به افسران و دستياران خود هديه داد. وی درسال ۱۷۳۹ ميلادی در جريان لشکرکشی به هند، پس از شکست دادن ارتش آن کشور در اول فروردين وارد دهلی شد و مراسم نوروزی را در کاخ شاه جهان برگزار کرد.
در نخستين روز فروردين سال ۱۳۱۱ خورشيدی، واحد پول ايران از قران به ريال تبديل شد و بانک ملی ايران اسکناس های جديدی به ارزش ۵، ۱۰، ۲۰ و ۱۰۰ ريالی در کشور توزيع کرد.
در اول فروردين سال ۱۳۴۴ خورشيدی «مرتضی محجوبی» از هنرمندان برجسته موسيقی ايران و استاد و نوازنده پيانو در ۶۵ سالگی چشم از جهان فروبست. استاد محجوبی سال ها با راديو ايران همکاری کرد و شاگردان بسياری را آموزش داد.
| سنگ بناى اتحاديه اروپا | ||
![]() |
|||
| پنجاه سال پيش در چنين روزهايی سنگ بنای اتحاديه اروپا گذاشته شد. نهادی که در ابتدا ايده ای خام و رؤيايی به شمار می رفت امروزه به واقعيتی مؤثر در جهان تبديل شده و در معادلات سياسی نقشی برجسته ايفا می کند. بسياری از روزنامه های امروز جهان به اين پديده بالنده پرداخته اند. روزنامه بريتانيايی ايندپندنت روز چهارشنبه به استقبال سالگرد تأسيس اتحاديه اروپا رفته است. روزنامه ليبرال چاپ لندن می نويسد: آخر همين هفته پنجاهمين سالگرد پايه گذاری اتحاديه اروپا جشن گرفته می شود، در برلين شهری که بار ديگر جوانی و سرزندگی را از سر گرفته است. اين رويدادی فرخنده است که سالگرد اتحاديه اروپا در دل برلين جشن گرفته می شود، شهری که به مثابه نماد اتحاد و يکپارچگی اروپا شناخته شده است. جشن هايی که درست در کنار دروازه براندنبورگ برپا می شود نشانی شکوهمند از اهدافی است که اتحاديه اروپا به آن رسيده است. همگان به روشنی می بينند که نماد تقسيم و دوگانگی اروپای ديروز امروزه به قوی ترين نماد و جلوه گاه اتحاديه اروپا بدل شده است." روزنامه دانمارکی برلينگسک تيدنده مراسم جشن سالگرد تاسيس اتحاديه اروپا را مناسبتی می داند برای تأمل بر دستاوردهای نهاد اروپايی و ناکامی هايی که بر فضای اروپا سايه هايی تيره افکنده است. روزنامه چاپ کپنهاگ می نويسد: "در هفته جشن های بزرگداشت سالگرد تأسيس اتحاديه اروپا شادی و شعف در برخی از بزرگترين و قديمی ترين کشورهای عضو اتحاديه رنگی از نگرانی به خود گرفته است. همين هفته اتحاديه اروپا قصد دارد با انتشار بيانيه ای بار ديگر بر ارزش های اصلی خود تاکيد کند. سال گذشته رأی دهندگان در فرانسه و هلند دو کشور عضو اتحاديه اروپا به پيش نويس اساسنامه آن رأی منفی دادند. بدين سان برای اتحاديه اروپا روندی دشوار شروع شد که اينک تلاش می شود با قانع کردن مردم راه حلی سياسی يافت شود. اما در واقع انتشار بيانيه و قطعنامه کافی نيست. دولتمردان و سران اروپا مسئوليتی سنگين بر عهده دارند تا روند رشد سياسی اتحاديه را به مسير دلخواه اصلی برگردانند. هرگاه اين وظيفه به خوبی و با نتايج عينی مناسب انجام گيرد خواهيم ديد که شور و شادی بار ديگر به اروپای کهن برمی گردد." موضوع تصميم آمريکا مبنی بر استقرار سيستم پدافند موشکی در شرق اروپا و بحث هايی که برانگيخته و در برخی از محافل اروپا و روسيه با واکنش های منفی روبرو شده است. اين موضوع در مطبوعات امروز اروپا نيز بازتابی گسترده داشته که نمونه هايی از آن را مرور می کنيم. روزنامه محافظه کار فيگارو چاپ پاريس در مقاله ای يادآور شده است که اين موضوع در دولت ائتلافی آلمان اختلاف نظرهايی پيش آورده که امکان دارد در آينده گسترده تر شود. اين روزنامه بزرگ فرانسوی به انتقاد شديد کورت بک رئيس حزب سوسيال دموکرات آلمان از طرح استقرار سيستم آمريکايی اشاره کرده، آن را مشکلی تازه در برابر آنگلا مرکل صدراعظم آلمان دانسته است. خانم مرکل به عنوان رئيس دولت ائتلافی موافقت کلی خود را با تصميم آمريکا اعلام کرده است. روزنامه لوکزمبورگر ورت نيز در مقاله ای گفته است که برنامه استقرار سيستم پدافند موشکی می تواند در سياست داخلی بازتاب داشته باشد. روزنامه چاپ لوکزامبورگ در شماره چهارشنبه نوشته است: "طرح دفاع ضدموشکی شروع شده و به منازعات تازه در عرصه سياست داخلی و خارجی دامن زده است. امکان دارد که مانند نمونه جنگ عراق اختلاف نظرها در دو سوی اقيانوس آتلانتيک رنگ تندتری به خود بگيرند. اما بايد به دلايل آمريکا نيز توجه داشت: اگر استقرار سيستم موشکی در سال ۲۰۰۸ آغاز شود تا سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ قابل برداری خواهد بود. از سوی ديگر گفته می شود که ايران تا سال ۲۰۱۵ به موشک های مجهز به کلاهک اتمی مسلح خواهد شد. مسئول اصلی اين دور تازه مسابقه تسليحاتی رژيم های متجاوزی هستند که هدف آنها دستيابی به سلاح های کشتار جمعی است و نه دولت هايی که قصد دارند از نظام های مدنی موجود دفاع کنند. روزنامه آلمانی وست دويچه تسايتونگ چاپ دوسلدورف نوشته است: "بهتر است خوش خيالی را کنار بگذاريم و مطمئن باشيم که آمريکا عزم خود مبنی بر استقرار سيستم پدافند موشکی را به زودی عملی خواهد کرد. کسانی که از ضرورت مذاکره قبلی آمريکا با پيمان ناتو، اتحاديه اروپا و روسيه سخن می گويند يا از شرايط واقعی بی خبر هستند و يا قصد دارند به همه نشان دهند که تا چه حد يک قدرت جهانی تصميم های خود را خودسرانه اتخاذ می کند. پيمان ناتو برخلاف نظر کسانی که دچار توهم هستند اتحادی از اعضای برابر و هم زور نيست که بتوانند در برابر ابعاد و مخاطرات چنين مسائلی نظر بدهند. ابرقدرتی که امروز تنها نيروی برتر جهان است قصد ندارد مقام و موقعيت خود را با ديگران تقسيم کند. در واقع کسانی که با تصميم آمريکا همصدايی می کنند و يا آنها که به دشنام و پرخاش می پردازند بر واقعيت موجود تأثير زيادی نخواهند داشت. |
| روز جهانى آب و دشوارىهاى كشورهاى فقير | ||
![]() |
آب آشاميدنى ناسالم، همچنان منشاء بسيارى از بيمارى ها است | ||
| يك ميليارد و دويست ميليون انسان در روى كره خاك از دسترسى به آب آشاميدنى سالم و مطمئن محرومند و ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون نفر نيز، فاقد شبكه فاضلاب بهداشتى هستند. بر اساس طرح ”اهداف هزاره” سازمان ملل متحد، كشورهاى صنعتى متعهد شدهاند كه اين ارقام را تا سال ۲۰۱۵ ميلادى به نصف كاهش دهند. اما بيشتر ناظران در مورد اجراى واقعى اين تعهد ترديد نشان مىدهند. مشابه اين ترديد، در مورد هدف ديگر سازمان ملل متحد، يعنى به نيمه رساندن فقر مطلق نيز وجود دارد. بررسى كمبود و تقسيم غيرعادلانه منابع آب جهان، در دستور كار پنجمين نشست مجمع جهانى آب قرار دارد كه از روز پنجشنبه اين هفته كار خود را در استانبول آغاز كرده است. هيئتهاى نمايندگى ۵۰ كشور جهان، از روز سه شنبه، تلاشهاى خود را براى تهيه مقدمات اين نشست آغاز كردند. مجمع جهانى آب، از سال ۱۹۹۳ نهادينه شد و از سال ۲۰۰۳ زير پوشش سازمان ملل متحد قرار گرفت. از آن زمان، روز بيست و دوم مارس به عنوان ”روز جهانى آب” برگزيده شد تا در چنين روزى نمايندگان كشورها گردهم آيند و درباره راه حلهاى مشكل آب به رايزنى بپردازند. هدف اصلى مجمع جهانى آب آن است كه راه هاى دستيابى همه انسانها را به آب كافى و بهداشتى با هزينه قابل پرداخت هموار سازد. ظرف پنج سال گذشته، در نتيجه فشار اين مجمع، بسيارى از طرحهاى عمرانى كشورهاى صنعتى، روى بهبود وضعيت آب در كشورهاى دريافت كننده كمكها متمركز شده است، با اين همه منتقدين اين طرحها را كاملا كارآمد نمىدانند. به عنوان نمونه، نهاد امدادى كليساى كاتوليك شكايت مىكند كه همچنان فقط چهل درصد از ساكنان جنوب صحراى آفريقا به آب پاكيزه دسترسى دارند. به اين ترتيب، جامعه جهانى از قضا در منطقهاى ناموفق بوده كه بيش از هر منطقه ديگر جهان به پيشرفت نياز دارد. از ديد ”جين جرالد پانكرت” كارشناس اين نهاد كليسائى، علت اصلى مشكلات جنوب صحراى آسيا، يك سياست غلط عمرانى است كه روى خصوصى سازى تاكيد مىورزد. شركتهاى خصوصى، تنها به سود خود مىانديشند و به همين دليل از سرمايهگذارى روى تامين آب نواحى روستائى نيازمندتر به توسعه خوددارى مىورزند. در عين حال، در بسيارى از شهرهاى بزرگ آفريقائى نيز، خصوصى سازى منابع آب قيمتها را چنان بالا برده است كه بوميان توان پرداخت آن را ندارند. از ديد نهاد امدادى كليساى كاتوليك، تنها راه حل مشكل، سرمايهگذارى روى منابع و شبكههاى آبرسانى است. اتحاديه آب و فاضلاب آلمان، توضيح داده است كه مشكلات مربوط به آب توان تحمل تاخير بيشتر را ندارند. از ديد اين نهاد، به نيمه رساندن آمار انسانهائى كه به آب آشاميدنى سالم دسترسى ندارند، تنها در صورت تامين تكنولوژىهاى مناسب و تربيت كادرهاى متخصص امكان پذير است. به مناسبت برگزارى روز جهانى آب، انجمن حفاظت از محيط زيست آلمان نيز اعلام كرد كه اكثر رودخانههاى بزرگ جهان، با كمبود يا آلودگى آب روبرو شدهاند. مهمترين علل اين تغيير منفى، ايجاد سدها، گسترش براى عبور كشتىها، آلوده ساختن، بهره بردارى بيش از حد از آب و تغييرات جوى است. اشاره كرديم كه از ديد منتقدان، كشورهاى صنعتى، به تعهدات خود براى تحقق اهداف ”طرح هزاره” سازمان ملل متحد، عمل نمىكنند. در مقابل، مسئولان كميسيون اتحاديه اروپا همين هفته اعلام كردند: ”اتحاديه اروپا در سال ۲۰۰۶ ميلادى جمعا ۷ ميليارد و ۶۰۰ ميليون يورو براى كمك به كشورهاى درحال توسعه اختصاص داد كه ۶ ميليارد و ۵۰۰ ميليون يوروى آن تاكنون پرداخت شده است. لوئيز ميشل كميسر كمكهاى عمرانى و اقتصادى اتحاديه نيز، توضيح داد كه اتحاديه اروپا به تعهدات خود در زمينه تحقق اهداف هزاره سازمان ملل متحد عمل خواهد كرد. |