تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
خدمات مشاوره مایکروسافت


مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

*

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

*

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

*

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

*

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

*

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

*

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

*

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

*

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

*

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

*

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

*

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

*

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

*

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

*

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 16:15 توسط حامد پور .قائم مقامی |

پرنده روی سیم برق


سوال :
ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق . يه شکارچي مياد يه
تير ميزنه به يکيشون. چند تا پرنده روي سيم باقي ميمونند ؟




جواب :

بستگي به مليت پرنده ها داره :

آمريكايي : پرنده دومي شيش لولش درمياره يه فحش ناموسي ميده و شكارچي رو ميكشه و باقي پرنده ها ليوان مشروبشون رو ميخورند و سري تكون ميدند

چيني : سه تا از پرنده ها فرار ميكنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه ميندازن و شيش تاي باقيمانده در يك چشم بهم زدن توسط هنرهاي رزمي شكارچي رو به شيش قسمت مساوي تقسيم ميكنند.

انگليسي : يكي از پرنده ها خودشو ميزنه به زخمي بودن و ميندازه رو زمين و خودشو خيلي مظلوم نشون ميده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده ميكنن ميرن به زن شكارچي ميگن كه شكارچي مذبور داراي سه همسر و تعداد نامتنابهي بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچي توسط زنش و در خواب به قتل ميرسه

عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد ميشه و پس از چند لحظه سكته ميكنن ميميرن، دو تاي باقيمونده سريع ميرن پولاشونو ورميدارن ميرن خودشون يه تير برق ميخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگي ميكنن

اسپانيايي : پرنده دوم گيتار دستش ميگيره و حواس شكارچي رو پرت ميكنه ، سومي و چارمي ميرن گاو همسايه رو صدا ميكنن و پنجمي يه پارچه قرمز آويزوون ميكنه روي شلوار شكارچي و گاو ميزنه يارو رو لت وپار ميكنه و در نهايت پنج تاي باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و ميگن : هووولي

ايراني : ابتدا نيم ساعت ميگذره و هيچكس نه متوجه افتادن رفيقشون ميشه و نه اصلاً صداي گلوله رو ميشنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت اخر نرگس بحث ميكردند.... بعد دو تاشون ميرن زير جسد پرنده رو ميگيرن سريعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهي براش ميگيرن و براش مقبره بزرگي ميسازن و بعد از يكي دو ماه ميگن كه بياييد فكري كنيم كه ديگه شكارچي ما رو نزنه و بعد از دو سال جلسات پياپي به اين نتيجه ميرسن كه اصلاً شكارچي مقصر نبوده و تقصير انگليسيها بوده كه دوستشون تير خورده چون در همون لحظه در يكصد كيلومتري اونجا يك انگليسي داشته دماغشو پاك ميكرده... بنابراين يك شب شكارچي رو دعوت ميكنن خونشون و براش سوپ پرنده درست ميكنن و از اينكه دوستشون در مسير گلوله او بوده ازش معذرت ميخوان و قول ميدن هر هفته يكي از خودشون رو براي شكار شخصاً خدمت شكارچي برسه... حتماً ميپرسيد كه شكارچي تو اون نيم ساعت اوليه داشته چيكار ميكرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ايران رخ ميداد تفنگ بعد از اولين شليك منفجر ميشه و طرف در اين مدت داشته تلاش ميكرده با موبايلش كه آنتن نميداد با اورژانس تماس بگيره بيان سراغش كه بعد از نيم ساعت موفق ميشه تماس بگيره ولي آمبولانس دير مياد و شكارچي ما هسته هاشو از دست ميده...!!!

+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 14:36 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عکسهای خبری روز از چهار گوشه جهان



محمد خاتمی رييس جمهور سابق ايران در اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس.



دختر بچه افغان در ميان چوبهايی که از بقايای يک ساختمان تخريب شده جمع آوری کرده است.



مامور پليس هندی در حال بازرسی يک مرد کشميری. در آستانه مراسم روز جمهوری در هند، مقامات هندی اقدامات امنيتی شديدتری را اتخاذ کرده اند.



يک فروشنده فلسطينی اسلحه در بازاری محلی در شهر غزه هفت تيری را برای فروش جلا می دهد. با وخامت اوضاع امنيتی و وضعيت نابسامان اقتصادی در مناطق فلسطينی، برخی فروشندگان به فروش اسلحه و مهمات روی آورده اند.



در آستانه سال نوی چينی که امسال نماد آن خوک است، يک هنرمند چينی مجسمه ای را آماده جشنهای آغاز سال نو می کند.



آدم برفی های عظيمی که برای استفاده در يک نمايش تئاتر در يکی از خيابانها مسکو، پايتخت روسيه ساخته شده اند.



اجرای رقص روی يخ توسط زوج اسکيت باز روس در مسابقات قهرمانی اروپا در ورشو.


Email to a friend
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 13:26 توسط حامد پور .قائم مقامی |

بزرگداشت محمود ذوالفنون در کاليفرنيا



شنبه گذشته (20 ژانویه) مراسم بزرگداشتی برای استاد محمود ذوالفنون، از اساتید موسیقی کلاسیک ایران، در قصر هنر سن فرانسیسکو (Palace of Fine Arts)برگزار شد.



محمود ذوالفنون بعد از تاسیس هنرستان موسیقی توسط روح اله خالقی، در کنار نوازندگان ديگری چون وزیری، موسی معروفی و صبا، سی سال از زندگی خود را صرف تعلیم موسیقی کلاسیک ایرانی در این هنرستان کرد و بعد از مهاجرت به امریکا تدریس را ادامه داد.



از شاگردان سابق او می توان به فرید فرجاد (نوازنده ویلون)، مرضیه، حافظ مدیر (استاد موسیقی در دانشگاه سن فرانسیسکو) اشاره کرد.



تعدادی از سازهایی که محمود ذوالفنون ساخته است، در سالن ورودی نمایش داده شدند.



شهره آغداشلو، بازيگر ايرانی اجرای برنامه را بر عهده داشت



ایرانی های مقیم شمال کالیفرنیا از این برنامه استقبال قابل توجهی کردند.



پدر محمود، حبیب ذوالفنون سازنده و نوازنده تار بوده است و برادرش جلال از نوازندگان بنام سه تار است... پسرانش نیز هرکدام سازی می زنند



کمانچه نوازی امین ذوالفنون، پسر محمود ذوالفنون.



اقدس و محمود ذوالفنون فرزندانشان را تشویق می کنند.



انتهای برنامه محمود ذوالفنون ویلون به دست گرفت و در میان تشویق حضار نواخت.



شهردار سن فرانسیسکو 20 ژانویه 2007 را روز تجلیل از محمود ذوفنون برای یک عمر تلاش هنری اعلام کرد



Email to a friend
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 13:26 توسط حامد پور .قائم مقامی |

حراج عکسهای امضاء شده ستارگان سينما



مجموعه از عکسهای امضاء شده بازيگرانی که عمدتا برنده جايزه اسکار شده اند ماه آينده در انگلستان به حراج گذاشته می شود. نيکول کيدمن در سال 2003 برای بازی در نقش ويرجينيا وولف در فيلم "ساعتها" برنده اسکار شد.



تخمين زده می شود بالغ بر 10 هزار عکس امضاء شده که توسط آلن رابينسون گرد آوری شده، در مجموع به قيمتی معادل 250 هزار دلار فروخته شود. جک نيکلسون با کسب 3 اسکار در ميان بازيگران مرد رکوددار است.



آقای رابينسون با وامی که از بانک گرفت توانست با خريد عکسهای بيشتری، مجموعه اش را تکميل کند. عکسی از گرتا گاربو که احتمال می رود حدود 6 هزار دلار فروخته شود.



در بسياری از تصاوير بازيگران با مجسمه اسکارشان ديده می شوند. کوين اسپيسی در سالهای 1996 (مظنونان هميشگی) و 2000 (زيبای آمريکايی) برنده اين جايزه شد.



آقای رابينسون هنگامی که 7 سال داشت، عکسی امضاء شده از هارولد ويلسون، نخست وزير وقت بريتانيا گرفت و از آن پس به جمع کردن عکسهای امضاء دار روی آورد. گوينت پالترو در سال 1999 برای فيلم "شکسپير عاشق" اسکار گرفت.



همفری بوگارت تنها يک اسکار آن هم در اواخر عمرش برای فيلم "آفريکن کوئين" ( 1952) گرفت.



گرد آوری اين مجموعه که بيش از 30 سال وقت برده، حدود 200 هزار دلار برای آقای رابينسون هزينه در برداشته است. مريلين مونرو با تمام شهرتی که داشت هيچگاه موفق به کسب اسکار نشد.



عکس کميابی از جيمز دين که ارزش تقريبی آن حدود 3 هزار دلار برآورد شده است. اين بازيگر دو بار، آن هم پس از مرگش نامزد جايزه اسکار شد.



Email to a friend
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 13:25 توسط حامد پور .قائم مقامی |

يک روز برفی در لندن

در لندن بندرت برف می آيد. امسال هوای زمستان لندن بسيار معتدل بود و کمتر به زير ده درجه رسيد. اما از يکی دو روز پيش هوا بشدت سرد شد و امروز چهارشنبه 24 ژانويه برای اولين بار برف شهر را سفيدپوش کرد.

اين عکسها را همکاران ما (بی بی سی فارسی) گرفته اند.

























Email to a friend
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 19:29 توسط حامد پور .قائم مقامی |

رويای ايرانی پشت دروازه اروپا

برای بسياری از ايرانيان، ترکيه ايستگاه اول مهاجرت است

. 

آمار دقيقی در دست نيست، با وجود اين، شواهد حاکی از مراجعه پرشمار ايرانيان به دفاتر کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکيه است.

پناهندگان ايرانی، ترکيه را کشور مناسبی جهت رسيدگی به مشکلاتشان نمی دانند، اما سهولت دسترسی به اين کشور حتی از طريق غير قانونی باعث شده است بيشترين تعداد پناهندگان ايرانی در اين کشور گرد هم آيند .

هرسال مسافران بسياری به دلايل و انگيزه های مختلف از ايران به ترکيه می روند. گذشته از آنانی که به قصد تفريح عازم اين کشور توريستی می شوند، چند سالی است شمار مهاجران ايرانی به ترکيه نيز افزايش يافته است. پناهجويان، دانشجويان و تجار ايرانی از جمله گروه هايی هستند که در اين کشور اقامت دارند؛ هرچند به طور معمول، شمار بسيار کمی از ايرانيان اين کشور را به عنوان محل دائمی سکونت انتخاب می کنند.

.

در سالهای اخير تعداد کسانی که به قصد پناهندگی وارد کشور ترکيه شده اند افزايش چشمگيری داشته است. اين افراد درخواست پناهندگی خود را به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل تقديم می کنند و قصد اقامت دائم در ترکيه را ندارند، وليکن ناگزيرند در مدت زمان بررسی درخواستشان دراين  کشور بمانند .

همچنين بر اساس قوانين موجود آنها بايد مدارک و اوراق مسافرتی خود را تسليم مقامات  دولت ترکيه کنند .

نيلوفر که به همراه دو دختر خردسالش به ترکيه آمده است می گويد: "همسرم، من و کودکانم را ممنوع الخروج کرده بود. با پولی که من داشتم توانستم خودم را به زحمت تا اينجا برسانم." وی که منتظر است به درخواست پناهندگی اش رسيدگی شود، خود را قربانی خشونت خانوادگی می داند و قصد بازگشت به ايران را ندارد.

دفاتر سازمان ملل در شهر های وان و آنکارا درخواستهای پناهندگی را بررسی می کنند و بر اساس مقررات ژنو تصميم می گيرد تا شخص متقاضی را به عنوان پناهنده بپذيرند يا نه.

به علت حجم زياد کار و تعداد کم پرسنل، رسيدگی به چنين پرونده هايی معمولا به درازا می کشد و همين امر سبب بروز نارضايتی های عميقی ميان پناهجويان شده است.

.

تغيير مذهب

 از سويی ديگر برخی، ادعاهای "غير منطقی و عجيب" عده ای از پناهجويان را دليل ديگری برای طولانی شدن روند بررسی پرونده هايشان می دانند. آنها همچنين عقيده دارند مطرح کردن چنين ادعاهايی موجب بی اعتمادی مسئولان رسيدگی کننده نسبت به ديگر پناهجويان می شود.

علی (که يک نام مستعار است) ادعا می کند که پيامبر است. او کتابی از نوشته هايش را در دست دارد و آن را راهنمايی برای نجات بشر می داند.

علی می گويد: "اين آيات به من وحی می شود و سالها در ايران به صورت مخفيانه مشغول جمع آوری اين کتاب بوده ام."

تعداد بسياری از پناهندگان ايرانی را اقليت های مذهبی تشکيل می دهند که به دليل آنچه "محروميت از حقوق اجتماعی" می خوانند از ايران خارج شده اند.

شمار ديگری از اين افراد کسانی هستند که بنا بر دلايل سياسی و وابستگی حزبی به احزابی که از نظر دولت ايران "غير قانونی" محسوب می شوند، به اين کشور می روند . در اين ميان گروه هايی نيز به چشم می خورند که به علت مشکلات مختلف اجتماعی از جمله تبعيض های جنسيتی نسبت به زنان و همجنسگرايان و به دليل آنچه نبود "آزادی های مدنی در ايران" می خوانند، به ترکيه آمده اند.

پناهجويان در ترکيه حق کار کردن ندارند، کودکانشان از خدمات درمانی بی بهره اند و در عين حال مجبورند مبالغی را با عناوين مختلف از جمله "حق خاک" جهت اقامت در اين کشور بپردازند.

.

سرزمين نامادری

تعيين محل اقامت پناهجويان در طول اين مدت به عهده دولت ترکيه است و اين موضوع نيز به نوبه خود موجب اعتراض پناهجويان می شود  چرا که پس از تعيين محل اقامت، پناهجو اجازه خروج از آن مکان را به جز موارد استثنائی ندارد.

مريم و همسرش که يک سال است به ترکيه آمده اند مجبور به اقامت در يک شهر کوچک مرزی در مناطق کردنشين ترکيه  شده اند . آنها می گويند از اولين امکانات اوليه برای زندگی کردن بی بهره اند . آب آشاميدنی به سختی بدست می آيد ، زمستان ها مواد سوختی ناياب می شود و قطع برق جزيی از زندگی اشان شده است  با وجود اين، دولت ترکيه با درخواستشان برای تغيير محل سکونت موافقت نمی کند.

عدم اطلاع دقيق از قوانين پناهندگی باعث سردرگمی بسياری از پناهجويان شده است.

سرنوشت نامعلوم ، عدم اطلاع رسانی نهاد های رسيدگی کننده و ده ها مشکل ديگر باعث شده است پناهجويان ايرانی در وضعيت اسفناکی قرار گيرند.

آنها منتظر جواب هستند، روزهای متوالی به دفاتر سازمان ملل مراجعه می کنند و معمولا با پاسخ کلی "پرونده شما در حال بررسی است" مواجه می شوند.

مشکلات پناهجويان گاهی پس از گذر از خاک ترکيه و ورود به اروپا هم پايان نمی يابد. تصويری از مهاجران غيرقانونی ايرانی و عراقی در شهر کاله فرانسه  ( عکس از خبرگزاری آسوشيتد پرس)

اينجا نمان

شمار کمی از اين پناهجويان توسط سازمان ملل به عنوان پناهنده پذيرفته می شوند.

ارائه برگه قبولی از سوی کميساريای پناهندگان الزاما به معنی پذيرفته شدن توسط کشور ثالت نيست و پس از قبولی، روند جديدی آغاز می شود که طی آن مشخص خواهد شد چه کشوری فرد مورد نظر را به عنوان پناهنده می پذيرد.

اين مراحل ممکن است چندين ماه و حتی چندين سال طول بکشد و همه اينها در شرايطی است که درخواست پناهجو قبل از آن رد نشده باشد.

کاوه همه اين مراحل را پشت سر گذاشته است، او می گويد که به زودی عازم کانادا می شود. کاوه فکر می کند دوران سختی ها گذشته است و حالا خود را آماده آغاز يک زندگی جديد می کند.

دفاتر کميساريای پناهندگان معمولا يک روز در هفته را به ثبت درخواست های جديد اختصاص می دهند. ايرانی ها از راه می رسند و در حالی که هنوز خستگی سفر در چهره هايشان نمايان است، در خواست پناهندگی می کنند.

اين در حالی است که پناهجويان قديمی با دلسردی از تازه واردها می خواهند که در ترکيه نمانند.

اولين پيامشان به يک تازه وارد اين است: "اگه مدارکت را تحويل ندادی، اينجا نمان."

آنها معمولا يونان را توصيه می کنند در حالی که هيچکدام واقعا نمی دانند آيا در يونان وضعيت بهتر است؟

* هجدهم دسامبر را سازمان ملل، روز جهانی مهاجران ناميده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 18:20 توسط حامد پور .قائم مقامی |

خلسه ملودی و شور ريتم



"خلسه ملودی و شور ريتم" نام برنامه ای بود که جمعه 19 ژانويه توسط انجمن ايرانيان دانشگاه "کينگز کالج" به همراهی فرشاد محمدی در لندن اجرا شد.



اين برنامه در دو قسمت اجرا و ابتدا با معرفی نوازندگان مبتدی مقيم لندن به رهبری فرشاد محمدی آهنگساز و نوازنده سنتور شروع شد.



قسمتهايی از ضربی شور و تصنيف در اين کنسرت به اجرا در آمد.



نوازندگان این کنسرت اغلب دانشجويان موسيقی و يا از شاگردان فرشاد محمدی بودند.



در اين گروه علاوه ايرانيان، نوازندگان غير ايرانی علاقه مند به موسيقی ايرانی نيز حضور داشتند.



قسمت دوم اين برنامه با طرح و ايده ای نو در اجرای قطعات ريتميک انجام شد. پدرام خاور زمينی نوازنده سازهای کوبه ای و مقيم فرانسه است.



در اين بخش شيوه اجرا متفاوت بود؛ ساز سنتور علاوه بر ايجاد فضای ملوديک مکملی برای ايجاد فضای ريتميک بود.



حميد قنبری مقيم ايران ديگر نوازنده سازهای کوبه ای بود که در اين گروه حضر داشت. او پيش از اين در گروه روشنی با فرشاد محمدی هم نوازی می کردند.



"کاسوره" از جمله سازهای کوبه ای است و حميد قنبری در قسمتهايی اين برنامه از آن استفاده کرد.



فرشاد محمدی بيش از 15 سال است که سنتور می نوازد و در برپايی و اجرای کنسرت های سنتی در خارج از ايران می کوشد.



اين گروه با معرفی و اجرای اين طرح که به تمرکز و تمرينات مداوم نياز دارد، اميد دارند تا در آينده نزديک کنسرتهای موفق تری در اين زمينه در سراسر دنيا برگزار کنند.(پدرام خاورزمينی)



تصويری از حميد قنبری در حال نواختن دف

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 18:27 توسط حامد پور .قائم مقامی |

تولد اسکار: داستان ساخت يک مجسمه



کارگاهی در شيکاگو در حال ساخت مجسمه هايی است که قرار است ماه بعد در مراسم سينمايی اسکار به برندگان اين جايزه اعطا شود. تمام مجسمه های اسکار 24 دوره گذشته را آناکلدو مدينا (عکس) ساخته است.



ساخت هر مجسمه حدود 40 ساعت کار می برد و شماره سريالی زير هر کدام حک می شود.



هر سال 55 تا 60 مجسمه توسط کارگاهی یه نام آر اس اوونز، تحت تدابير شديد امنيتی ساخته می شود.



اسکارها برای آبکاری در داخل ظرفی حاوی از مواد مذابی چون مس، نيکل، نقره و طلای 24 عيار فرو برده می شوند و سپس صيقل داده می شوند.



مجسمه ها مورد بازبينی قرار می گيرند و هر کدام که از استاندارد لازم برخوردار نباشد، از نو ساخته می شود.



مجسمه های اسکار از جنس آلياژ بريتانيوم (مرکب از سرب، قلع و آنتی موان) و با روکش (از چپ) مس، نيکل، نقره و طلای 24 عيار. اندازه هر مجمسه اسکار 13.5 اينچ (حدود 33 سانتی متر) و وزن آن حدود 3.6 کيلوگرم است.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 18:26 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 Title: فتوکاتورهاي زن و شوهري

31.JPG

after_marriage.JPG

nai10712281611-big.JPG

ezdevaj.jpg

ezdevaj-divar-kazeb.jpg
عكس: محمد خيرخواه

بقيه عكسها از:
1 و 2 و 3 و 4

*وبلاگ علي زراندوز

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 17:39 توسط حامد پور .قائم مقامی |

Title: عکس و شرح

به جای فتوکاتور!

111111.jpg
فيلتر شدن برخي سايتهاي اينترنتي فوايد زيادي دارد از جمله اينكه طول و سايز فك پاييني هموطنان عزيز در سايزهاي استاندارد باقي مي‌ماند. آنچه در تصوير مشاهده مي‌كنيد فك پاييني شهروند يكي از كشورهاي جهان است كه متأسفانه فيلترينگ در آن وجود ندارد و فك اين عزيزان جلو مانيتور رايانه‌شان هي مي‌خورد زمين، هي مي‌رود بالا...

***

2222.jpg
اين تابلو تا همين چند سال پيش جلوي هر كوچه و خياباني نصب مي‌شد رانندگان مي‌دانستند ورود به آن مساوي است با مقادير زيادي جريمه. اما نكته مهم در مورد مشاهده اين تابلو روي صفحه رايانه و آنچه سر در خيابانها نصب مي‌شد اين است كه راننده مي‌تواند پي جريمه‌دادن را به تنش بمالد و وارد خياباني كه اين تابلو را دارد بشود اما كاربر بيچاره چي؟

***

33333.jpg
فيلترينگ تخصصي يعني همين كه ملاحظه مي‌كنيد... يعني براي هر آدمي با هر تفكر و ايده‌اي فيلتري در سايز و اندازه‌اش وجود دارد!

***

44444.jpg
البته بعضي‌ها معتقدند اينترنت كه هيچي... حتي موس و كيبورد و كيس و هدست و اسپيكرهاي مردم هم بايد فيلتر داشته باشد.

***

555555.jpg
اين فيلتر متحرك و قابل نصب كنار صندلي راننده، خيال خانمهاي محترم را از خيلي بابتها راحت مي‌كند. هنگامي كه راننده قصد داشته باشد كسي را سوار صندلي جلو ماشينش كند اين فيلتر به كار مي‌افتد و اگر فردي كه مي‌خواهد سوار شود از محارم سببي و نسبي راننده نباشد سيستم مركزي آن درهاي ماشين را قفل مي‌كند و بعد ماشين را منفجر مي‌كند (اي بابا! ببخشيد مسأله فيلترينگ با مسأله تركيدن بعضي چيزها اشتباه شد!)


***

كنجكاوي كودكان درباره فيلترينگ اگر درست پاسخ داده نشود ممكن است در آينده آنها را دچار خلاءها و كمبودهاي زيادي كند و به راههاي نادرست بكشاند!

6aaa.jpg
پسر: بابا اينها كه فيلتر مي‌شه چيه؟
پدر: چيزي نيست پسرم ... روشهاي آبياري ديمه!


men_computer.jpg

پسر(انگشت حیرت به دهان): اي باباي چاخان... اينها كه روشهاي آبياري ديم نيست!

وبلاگ علی زراندوز

منابع عکسها اینجاست:
1 / 2 / 3/ 4/ 5

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 17:38 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin