تبليغاتX
دریغ است ایران که ویران شود همین جوری
محمود چاخان (ابراهیم نبوی)

من فکر می کنم توی خانه آقای الهام خیلی اتفاقات جالبی می افتد، وگرنه یک آدم لاغر و کوچک و فسقلی طبعا نباید این همه حرف های مهم و جالب و شگفت انگیز از خودش صادرات کند. طبق آخرین الهاماتی که معلوم نیست از سوی شمسی پهلوون صادر شده یا خود الهام مورد چنین الهامی قرار گرفته، دکتر غلامحسین گفت: « راه ندادن خبرنگاران به ستاد انتخابات برای تضمین سلامت انتخابات است.» در همین راستا آگاهان پیشنهاد کردند که برای تضمین کامل سلامت انتخابات اقدامات زیر حتما انجام بگیرد:
اول: خبرنگاران را از دو روز پیش از انتخابات هر روز هشتاد ضربه شلاق بزنند که سلامت انتخابات کاملا تضمین شود.
دوم: علاوه بر خبرنگاران جلوی ورود نمایندگان نامزدهای انتخاباتی به ستاد انتخابات کشور و حوزه های رای گیری هم گرفته شود تا هیچ شبهه ای در مورد تقلب در انتخابات بوجود نیاید.
سوم: برای اینکه سلامت انتخابات کاملا تضمین شود از ورود رای دهندگان به حوزه های رای گیری ممانعت به عمل بیاید و ناظران اجرایی و ناظران شورای نگهبان خودشان به جای مردم رای بدهند تا انتخابات خیلی خیلی سالم باشد.

زن زیادی
یک راه بزرگ نجات در کشور ما ایران این است که هرچه می گذرد تعداد مردان ایرانی کاهش یافته و تعداد زنان کشور زیاد شود. این موضوع واقعا یک راه نجات است، البته شما می توانید این حرف مرا باور نکنید. اصلا مهم نیست، مهم این است که من این حرف را می گویم. برای مثال اشاره می کنم به جمله شهلا لاهیجی دوست عزیز و ناشر محترم و یکی از کسانی که در دادن آمار ید طولایی دارد. وی گفته است: « تعداد زنان در نویسندگی و ترجمه طی سالهای اخیر تقریبا 400 برابر شده است.»
نظریه آماری: مثلا اگر ما در سالهای گذشته اگر فقط صد تا نویسنده و مترجم داشتیم، در حال حاضر چهل هزار نویسنده و مترجم داریم. که هر دو شکل آن جالب است، چه زمانی که صد نویسنده و مترجم زن داشتیم و چه حالا که چهل هزار تا داریم و آثارشان را روز به روز می خوانیم.
توضیح مهم: اصولا ما ایرانی ها یک خوبی که داریم این است که در دادن آمار خیلی دقت می کنیم و واقعا اگر چنین نبود چه فجایعی که اتفاق نمی افتاد.

محمود چاخان
من هم در این مورد با احمدی نژاد موافقم که هر وقت کسی گفت چرا چنین اتفاقی افتاده، اعلام کنیم که اصلا چنین اتفاقی نیفتاده. این یک روش خوب و قدیمی است. مثلا اگر کسی به شما گفت که چرا به این خانم یک جور بدی نگاه کردی، جواب بدهید که اصلا من کورم، نمی توانم نگاه کنم. این روش خوبی است. از بیخ باید موضوع را قطع کرد. البته منظورم موضوع مورد نظر شما نیست، بلکه موضوع دیگری را می گویم. ضرغامی، مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ به احمدی نژاد گفت: « وقتی گوشت شش هزار تومان است، نمی توانیم بگوئیم 3900 تومان بخرید.» در مقابل احمد توکلی رسما اعلام کرد: « قیمت سبزی 500 تومان نیست، بلکه دیشب در محله ما 160 تومان بود.» در پی اعلام نظر احمد توکلی اورژانس تهران اعلام کرد که احمد توکلی که توسط سبزی فروش محل شان کتک خورده بود، جهت پیاده کردن فک به بیمارستان منتقل شد. از سوی دیگر احمدی نژاد مجددا برای یک هزارمین بار گفت: « با اخبار دروغ به گرانی ها دامن می زنند.» شیخ قدرت علیخانی هم مشت نسبتا محکمی می خواست به شکم احمدی نژاد بزند که به دلیل کوتاهی قد وی به دهان وی اصابت کرد. شیخ قدرت گفت: «احمدی نژاد هر وقت کم می آورد به مطبوعات و رسانه ها حمله می کند.» به دنبال این هشدار مطبوعات و رسانه های کشور به سرعت فراری شدند، چون به نظر می آید طرف از این به بعد هر روز کم می آورد. همچنین در پی اعلام این که دولت احمدی نژاد اعلام کرده بود که قصد دارد با اجرای طرح « ضیافت» در ماه رمضان قیمت ها را کاهش دهد، آگاهان به احمدی نژاد گفتند: شما قیافت رو درست کن، نمی خواد ضیافت راه بندازی!
یک موضوع لازم به یادآوری: وقتی احمدی نژاد که قبل از انتخابات صریحا و جلوی دوربین گفته بود که من پول نفت را سر سفره مردم می برم و یک سال بعد رسما و جلوی خبرنگاران گفت من چنین چیزی نگفتم شرق از خودش نوشت. و وقتی که مردم فیلم احمدی نژاد را دیدند که جلوی آقای جوادی آملی گفت که هاله نوری مرا در برگرفته بود، و همین موجود جلوی دوربین های آمریکایی رسما اعلام کرد که موضوع هاله نور را من نگفتم، ساخته خیالپردازان است. به نظر شما عجیب است که احمدی نژاد رسما اعلام کند که ما اصلا تورم نداریم و دولت تورم را مهار کرد؟ من پیشنهاد می کنم اسم این دکتر اینقدی نژاد را تا زمانی که گرانی کالاها مهار نشده بگذاریم « محمود چاخان»

توزیع فقر و ثروت
مشکل این است که طرف معنی این جمله ها را نمی فهمد. این ملت ساده دل چون فکر نمی کنند که ممکن است یک موجودی چنین چیزی را نفهمد و رئیس جمهور هم باشد، فرض می کنند که معنی حرفش را می فهمد، در حالی که این طور نیست. احمدی نژاد گفت: « ملت ایران توزیع فقر را به توزیع ثروت در بین نورچشمی ها ترجیح می دهد.» در همین راستا چند توزیع ضروری است:
اول: این آقای احمدی نژاد یک پدربزرگ بسیار وطندوست داشت که اسم همه بچه هایش را از اسامی وطنی انتخاب کرده بود، مثلا اسامی چهار عمه آقای احمدی نژاد چنین است؛ ایران خانم، کشورخانم، ملت خانم و حاجیه مملکت خانم. در خیلی موارد وقتی احمدی نژاد در مورد ایران و ملت و کشور و مملکت حرف می زند، منظورش واقعا ایران و کشور و ملت نیست، منظورش عمه های خودش هستند. مثلا وقتی می گوید « مملکت بزرگی داریم» یا « کشور ما بسیار وسیع است.» یا « ما به ایران افتخار می کنیم» یا « ملت ما طرفدار انرژی هسته ای است» منظورش عمه های خودش هست. زیاد نگران نباشید.
دوم: اینکه ملت ایران توزیع فقر را ترجیح می دهد، نشان می دهد که این محمود چاخان هنوز نمی داند که در مقابل توزیع فقر در میان مردم، توزیع ثروت در میان مردم است. ظاهرا برنامه احمدی نژاد از نظر خودش باید این باشد که به جای توزیع ثروت بین نورچشمی ها باید به توزیع ثروت میان همه مردم بپردازد، ولی ظاهرا طرف باور کرده و یا نمی فهمد که نباید بگوید که من می خواهم فقر را توزیع کنم. مشنگ جان! تو اگر این حرف را بزنی مردم از تو بیشتر بدشان می آید، این را نگو، یک چیز خوب بگو.

چه دولت باحالی!
با توجه به اینکه در ایران تعداد زیادی وزارتخانه وجود دارد که باعث می شوند بیکاری کشور کاهش پیدا کند و بخشی از مردم صبح ها مجبور بشوند از خانه بیرون بروند و از سوی دیگر مردم کارهایی می کنند که این وزارتخانه ها لازم است جلوی آن کارها را بگیرند. و از جانب سوم فرق زیادی نمی کند که یک وزارتخانه کار خودش را انجام دهد یا کار یک وزارتخانه دیگر را انجام دهد، چون در هر دو حال قرار نیست کار خاصی انجام بگیرد و با عنایت به اینکه یکی از کارشناسان گفته است که: دولت دانشگاهها را مثل پادگان اداره می کند، از کلیه هموطنان عزیز درخواست می شود به وظایف جدید و روش های اداره وزارتخانه ها توجه کنند.
وزارت علوم دانشگاهها را مثل پادگانها اداره می کند.
وزیر راه و ترابری وظیفه وزارت جنگ را انجام می دهد، منتهی به جای اینکه دشمنان کشور کشته شوند، هموطنانی که به سفر می روند کشته می شوند.
قوه قضائیه کار وزارت اطلاعات را انجام می دهد، یعنی از طریق دستگیر کردن ملت اطلاعاتی را که فکر می کند آنها باید داشته باشند از آنها می گیرد.
وزارت اطلاعات کار سخنگوی دولت را انجام می دهد و هر چند ماهی یک بار کارهایی را که انجام داده است تکذیب می کند و در بقیه اوقات منتظر است که اطلاعات جدید را از قوه قضائیه بگیرد.
سپاه پاسداران کار برگزاری انتخابات را انجام می دهد تا دموکراسی کاملا تامین شود.
روحانیت کار وزارت خارجه را انجام می دهد و تعیین می کند که ایران باید با کجا رابطه داشته باشد و با کجا رابطه نداشته باشد. مکارم شیرازی گفت: رابطه با دانمارک را قطع کنید.
وزارت خارجه کار سازمان ایرانگردی و جهانگردی را انجام می دهد و مسوولان کشور را به سفر خارجی و زیارت می برد و مسوولان خارجی را به شهرستان می برد.
دفتر ریاست جمهوری کار سازمان حج و زیارت را انجام می دهد و مسوولان خودش و همسران شان را به اماکن زیارتی می فرستد.
وزارت بهداشت کار کنترل قیمت ها را انجام می دهد که به همین دلیل قیمت ها روز بروز اضافه می شود.
در مورد سایر وزارتخانه ها هنوز اقدام خاصی مشاهده نشده است.

احترام یعنی چی؟
مسیح علی نژاد گفت: « آقای احمدی نژاد! به رئیس جمهور ایران احترام بگذارید.» احمدی نژاد نیز در پاسخ، پرسید: « احترام چی هست؟»

دارم می رم اتاوا و ونکوور
برگشتم به تورنتو و فردا به امید خدا دارم می رم اتاوا و ونکوور، اصلا فکر نمی کردم استقبال جمعیت به این خوبی باشه. در این لحظه من دارم برای خودم تبلیغات می کنم. سفرنامه همچنان ادامه دارد و یک داستان کوتاه جدید هم نوشتم به نام بیگانه که می تونید اون رو در دوم دام دات کام بخونید، ضمنا دارم یک مجموعه عکس همراه با شرح و تفصیلات از برنامه تورنتو می گذارم روی دوم دام، البته تا چند ساعت دیگه. به دوم دام حتما سر بزنید.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 20:7 توسط حامد پور .قائم مقامی |

"BBCPersian.com | عکس و ويديو | Persian Multimedia index" - 2 new articles

  1. عکس های خبری روز از چهارگوشه جهان
  2. آمريکای امروز: برگی از هنر معاصر ايالات متحده

عکس های خبری روز از چهارگوشه جهان



عبور رهگذران در تهران از پیاده رويی در دست تعمیر



به مناسبت 16 مهرماه روز جهانی کودک، مراسم گوناگونی در تهران برگزار شد.



کودکی در حال تماشای یک بچه پلنگ خالدار در گواتمالا. دولت آمریکا اعلام کرد که 24 میلیون دلار از بدهی های دولت گواتمالا را در قبال تلاش این کشور برای حفاظت از جنگلهايش می بخشد.



پلیس لندن در حال جابجا کردن یکی از فعالان ضد جنگ در مقابل پارلمان بريتانيا. این معترضان به مناسبت بازگشایی مجدد پارلمان در مقابل آن جمع شده بودند.



در تظاهراتی که در واکنش به خبر انجام آزمايش اتمی کره شمالی در سئول پایتخت کره جنویی برگزار شد، یکی از شرکت کنندگان تصویری از کیم یونگ ايل، رهبر کره شمالی، را به آتش کشیده است.



زایرین یهودی در حال خواندن دعا در بیت المقدس به مناسب آغاز جشن مذهبی "سوکوت". طبق اعتقاد يهوديان خروج بنی اسرائيل از مصر در چنين روزی روی داده است.



یک راهب بودایی در رانگون پایتخت برمه



یک سرسره بزرگ درگالری تیت (Tate) لندن. این اثر هنری که توسط کارتسن هولر آلمانی طراحی شده، طبقه فوقانی را به طبقه همکف گالری وصل کرده است



الماسی 603 قيراطی به ارزش بیش از 12 میلیون دلار به نام "The Lesotho Promise". گفته می شود این الماس تراشیده نشده از نظر بزرگی، پانزدهمین الماسی که تا به حال در جهان استخراج شده است.



بچه ماموتی 35 هزارساله در موزه باستان شناسی در آلمان. این بچه ماموت در سیبری در شمال روسیه پیدا شده و پس از چهار ماه قرارداشتن در این موزه، به موزه ای در سن پیترزبورگ بازگردانده می شود


آمريکای امروز: برگی از هنر معاصر ايالات متحده



نمايشگاهی از آثار هنری معاصر آمريکا متعلق به چارلز ساچی مجموعه دار آثار هنری در آکادمی سلطنتی هنر در لندن برپاست که تا 4 نوامبر 2006 ادامه خواهد داشت.



اين نمايشگاه با عنوان 'آمريکای امروز' دربردارنده آثاری چون نقاشی، مجسمه و چيدمان است.



اثری از آدام تسويانوويچ که الهام گرفته از نقاشی های سقف کليساهای قرون وسطايی است.



ساچی در اين نمايشگاه اثری را در معرض ديد گذاشته که با کنار هم گذاشتن بريده روزنامه ها، تاريخچه ای از فساد پليس آمريکا را بازگو می کند.



اين نمايشگاه قصد دارد نشان دهد که عليرغم وجود آشفتگی در سراسر جهان، هنوز هم خلاقيت و ديدگاه های گوناگون در آمريکا وجود دارد.برپا شده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:51 توسط حامد پور .قائم مقامی |

درياچه اوان نگينی درخشان

درياچه اوان در سر راه قلعه الموت قزوين و در نزديکی روستای اوانک قرار دارد. جاده ای پرپيچ وخم که از يک گردنه مرتفع به نام قسطين لار می گذرد، به این دریاچه ختم می شود. اوان در پايين دست قله ۴۱۰۰ متری خشچال با ابهتی بی نظير همچون نگينی درخشان می ماند که تا به حال ناشناس مانده است و طبیعت این منطقه همچنان بکر و دست نخورده باقی بماند.


طبیعت


طبیعت


طبیعت


طبیعت


طبیعت


طبیعت


طبیعت


طبیعت

به درياچه رودخانه ای وارد نمی شود و گفته می شود که آب درياچه ازهفت چشمه در کف آن قرار دارند، تامين می شود . دور تا دور درياچه را نيزارهای بلند احاطه کرده اند که همچون دژی مستحکم از درياچه محافظت می کنند و تنها قسمت کوچکی از ساحل آن قابل دسترسی است.

عميق ترین قسمت درياچه ۱۵متر بیشترعمق ندارد. به همین دلیل این دریاچه محل مناسبی برای شنا کردن و ماهيگيری به حساب می آيد.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:50 توسط حامد پور .قائم مقامی |

ماه رمضان در دبی

با آمدن ماه رمضان زندگی در شهرهای اسلامی و عربی عوض می شود. در دبی هم این تغییر را می شود دید. ادارات و شرکتها موظف شده اند که دو ساعت زودتر تعطیل کنند. این باعث شده که ساعات ترافیک عوض شود و خیابانها موقع افطار خلوت تر باشند.

در مدت روز رستورانها میزبان کسی نیستند و تنها سفارشهای تلفنی را جواب می دهند. البته غیر مسلمانها می توانند در مجلات، تبلیغات رستورانهایی را که در طول روز باز هستند، پیدا کنند. در عوض بعد از غروب، بیشتر رستورانها تا نیمه شب و حتی سحر باز هستند. تورهای صحرا نیز برنامه های ویژه ای برای افطار و شب نشینی در چادرهای صحرا دارند.


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان


رمضان

این روزها غروب که می شود، در محله های مسلمان نشین رستورانهای پاکستانی، لبنانی، سوریایی و رستورانها و کافه های عربی دیگر، انواع غذاها، آشها، شامی ها، سالادها و شیرینی جات را با قیمتهای ویژه برای روزه داران آماده می کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:50 توسط حامد پور .قائم مقامی |

عکس های خبری روز از چهارگوشه جهان



رونمایی بزرگترين قرآن جهان در نمايشگاه قرآن مشهد



محمد نصرتی و عبدالله همارنه بازیکنان تیمهای ملی فوتبال ایران و اردن. این دو تیم در سری بازیهای تورنمنت صلح و دوستی در امان پایتخت اردن با یکدیگر دیدار کرد. این بازی با نتیجه مساوی صفر – صفر به پایان رسید.



شیخی از جامعه یزیدیان عراق در حال دادن تبرک به زنان در زیارتگاه لالیش در شمال غربی عراق. به دلیل نا آرامیهای، پس از آغاز جنگ در عراق، امسال برای اولین بار یزیدی های عراق برای انجام مراسم مذهبی خود، گرد هم می آیند



آنجلینا جولی هنرپیشه هالیوود در هتلی در هند. آنجلینا جولی برای بازی در فیلمی به اسم 'قلبی قوی' (A Mighty Heart) در هند به سر می برد. این فیلم در باره دانیل پرل خبرنگار آمریکاییست که چهار سال پیش در پاکستان به دست تروریستها به قتل رسید.



مانکنی در حال نمایش لباسهای طراح ایتالیایی، آنتونیو ماراز، در هفته مد پاریس



مارگیری در موزه پاتای تایلند. این مارگیر برای ثبت رکورد جهانی جدیدی، 19 مار کبری سمی را یک به یک بوسید

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:49 توسط حامد پور .قائم مقامی |

يک سال پس از زلزله کشمير



يک سال پس از وقوع زلزله ای که شمال پاکستان را تخريب کرد، قبايل دورافتاده شين در دره پالاس واقع در سرحدات غربی اين کشور هنوز هم سرگرم بازسازی زندگی خود هستند. راب نواز، يکی از ماموران صندوق طبعيت وحش سازمان ملل متحد، ده سالی است که با اين جامعه منزوی کار می کند. او همراه با تصاويری که برداشته روند بازسازی را شرح می دهد.



مردم اين منطقه زمستان را با اين اميد پشت سر گذاشته بودند که در بهار زندگی خود را از نو بسازند. اما اين اتفاق نيافتاد چون دولت پاکستان به کندی عمل کرده است. به اين ترتيب آنها در انتظار زمستانی ديگر در زير سقف آسمان و بدون سرپناه هستند. زمستان می تواند جان خيلی از بی خانمان ها را بگيرد. عکسی که می بينيد يکی از چندين و چند سرپناه های دست ساز اين منطقه است. مردم هنوز هم در زير اين سرپناه های شکننده زندگی می کنند. حتی ساختن خانه های موقت در اين اراضی که پر از پستی و بلندی است دشوار است. اما اين مردم می خواهند که نزديک زادگاهشان باشند



بسياری از مردم تصميم گرفته اند منتظر کمک دولت نشوند. آنها ساختن خانه های خود را آغاز کرده اند. مشکل اينجاست که اين خانه ها طبق معيارهای لازم برای ساختمان های ضد زلزله ساخته نمی شوند. با اين حال، در مقايسه با گذشته از مصالح و با روش های بهتر ساخته می شوند. دولت پاکستان دستورالعملی را برای ساخت و ساز توزيع کرده است اما مردم پالاس به روش های سنتی خود متوسل شده اند.



زلزله با خود تحولات اجتماعی آورده است. مردم پالاس مردمی قبيله ای هستند؛ روابط خانواده ها تنگاتنگ است. آنها به خارجی ها و کمک های آنها نگاهی ترديدآميز دارند. قبائل اين منطقه بعد از زلزله، بنياد پالاس را تاسيس کردند که به نمايندگی از طرف آنها با خارجيان وارد گفتگو شود. اگر قبائل و خاندان های منطقه با يکديگر می جنگيدند، اکنون با هم برای بازسازی پالاس همکاری می کنند. اين پيشرفتی بزرگ برای جوامع قبيله ای اين دره تلقی می شود.



بنياد مردم پالاس به مردان جوان اين دره اجازه داده تا در اداره و توزيع منابع در محل زندگی خود مشارکت داشته باشند. آنها متوجه اين امر شده اند که توسعه برای فرهنگ بومی اين منطقه بد نيست. اين تصوير نشان می دهد که يکی از گردهمايی ها آنها با حضور سازمان های غيردولتی چگونه برگزار می شود. مردم اين محل قبلا نگرشی مثبت نسبت به خارجيان نداشتند. تمام بازسازی ها توسط مردم اين منطقه انجام شده است. با اين که روحيه اين مردم تغيير کرده همچنان در برابر دخالت بيش از حد نهادها و افراد غيرمحلی مقاومت می کنند.



جامعه دره پالاس، جامعه ای سنتی است. مردم از راه دامداری و زراعت در تابستان، معاش خود را تامين می کنند. اين گونه فعاليت ها وقتی برای بازسازی خانه ها و ساختار زيربنايی اين منطقه تا پيش از فرارسيدن زمستان باقی نمی گذارد. يکی از پزشکان محلی از مردم محلی خواست تا به او مصالح لازم برای ساخت يک سرپناه را بدهند؛ آنچه او توانست جمع کند برای ساختن يک درمانگاه دو طبقه کافی بود. درمانگاه قبلی او از گل ساخته شده بود که در جريان زلزله فروريخت



اتفاقات مثبتی رخ داده است اما نمی توان فراموش کرد که زيرساخت اين منطقه همچنان در وضعيتی بد قرار دارد. خانوارهای زيادی دره را ترک کرده اند. مهاجرت آنها باقت جامعه محلی را برهم زده است. پل تخريب شده ای مانند آنچه تصوير نشان می دهد کار چوپان ها را تقريبا غيرممکن کرده است. سرزندگی مردم اين منطقه به طور بدی آسيب ديده است و در يک سال گذشته تغيير چندانی نکرده است. در کنار زلزله فاجعه ديگری که رخ داد گسترش بيماری در ميان دام و طيور بود. حيوانات بيمار شدند چون زمستان را بيرون از آغل سپری کردند. با اين گونه مشکلات من نمی دانم زندگی چگونه دوباره عادی خواهد شد



مردم پالاس به شدت به زمين و زادگاه خود وابسته هستند. آنها اميدوارند که اين خصيصه را به نسل های آتی خود منتقل کنند. از زمان زلزله ما شاهد بوده ايم که کودکان اين منطقه بيش از گذشته به جنگل ها و حيات وحش آن توجه نشان می دهند.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:49 توسط حامد پور .قائم مقامی |

چرا مرغ از خيابان رد شد؟

roster_and_chicken_street_15_!!.jpg
واقعا فکر می کنید چرا مرغ از خیابان رد شد؟ این اتفاقی نادر در تاریخ بشری است که بهتر است در مورد آن بیندیشیم. متن این نوشته توسط بهزاد ح برای من ارسال شده است. نویسنده این نوشته طنز پانته آ از وبلاگ غربتستان است.

ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.

موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.

مارکس: مرغ بايد از خيابان رد مي شد. اين از نظر تاريخی اجتناب‌ناپذير بود.

خاتمی: چون مي خواست با مرغهای آن طرف خيابان گفتگوی تمدنها بکند.

رياضيدان: اول باید ببینیم مرغ را چگونه تعريف مي کنيد؟

شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن مي دونستيم ها... آقا يه دقه...

نيچه: چرا که نه؟

فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان مي دهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را مي مکيديد؟

داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.

همينگوی: برای مردن. در زير باران.

اينشتين: رابطه مرغ و خيابان نسبی است.

سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شده اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهوده مرغ- زن در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان مي دهد.

پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی مي مانند و از خيابان رد نمي شوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد درباره مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد مي شود؟

صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

خواننده آهنگهای آبدوغ‌خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...

شيرين عبادی: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است. در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسی را فراری نمي دهد.

روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که مي خواهد از خيابان رد شود؟

نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.

حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.

کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازه کوچک جثه‌اش دشوارتر مي نمود.

بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.

فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.

ناصرالدين‌شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.

خمينی: بروند گم شوند اين مرغها. لکن اين مرغها هيچ غلطی نمي توانند بکنند. من خودم خيابان تعيين مي کنم. من توی دهن اين مرغها مي زنم.

طرفدار داستانهای علمی – تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.

اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان مي کند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟

جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.

سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود. وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.

احمد شاملو: من مرغ را، در گوشه‌های ذهن خويش، مي جويم. من، مي مانم. و مرغ، مي رود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايه‌های دردمند سرخ.

رنه دکارت: از کجا مي دانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

لات محل: به گور پدرش مي خنده! هيشکی نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس‌کش!

بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانه خود را نفی مي کنی.

پدرخوانده: جای دوری نمي تواند برود.

فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.

رفسنجانی: اينجور نيست که مرغ از خيابان رد شده باشد. حالا بعضی از اشخاص يک چيزی گفته‌اند و ممکن است اين شبهه به وجود آمده باشد که چنين چيزی شده، اما به‌رغم همه اينها امت اسلامی آمادگی کامل دارد و به اميد خداوند در برابر اين توطئه‌ها مقاومت مي کنند.

ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتی ندارد. رسيدن به آن طرف خیابان، هر نوع انگيزه را توجيه مي کند.

پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.

هيتلر: اگر اراده ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد!

احمدی‌نژاد: خيابان و فناوری رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است، حاصل رشد علمی جوانان ایران و حق ملت ایران است. ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهیم داد. موج معنويت و بيداری در دنيای اسلام، به اميد خدا به زودی اين مرغ را از دامان دنيای اسلام پاک خواهد کرد.

فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بی‌انصاف قبول نکرد!

کودک: که به اون طرف خيابون برسه.

اضافات و افاضات نبوی:

حسنی: ای حیوان! تو از خیابان رد می شی چه غلطی بکنی. برو طویله!

مقام معظم رهبری: دیدید که چگونه این مرغ از خیابان رد شد؟ ملت ما می داند که این ساده دلی است که بعضی از عوامل دشمن به ملت القا می کند که این مرغ بود، در حقیقت این دشمن بود.

مرحوم دکتر فردید: این مرغ در حقیقت همان مورگ در زبان لاتین و مورگان در انگلیسی و مرنجانخان در زبان کلدانی است و خیابان هم در حقیقت ساحت تحتانی تخنه یا تکنولوژی است که می خواهد بگوید که ساحت غرب رو به زوال است.

سخنگوی وزارت خارجه: عبور این مرغ توسط وزارت خارجه ایران تکذیب می شود، هیچ مدرکی برای عبور مرغ وجود ندارد، ولی خود آمریکایی ها می دانند که بارها شترمرغ از بزرگراههای آمریکا رد شده است.

اکبر گنجی: شورای نگهبان هرگز اجازه نمی دهد مرغی که در جناح محافظه کاران نیست از خیابان رد بشود.

ابوالحسن بنی صدر: من چهارده دلیل دارم که اولا خروس بود، ثانیا خیابان نبود و ثالثا اصلا رد نشد، تمام مدارکش را هم دارم.

داریوش سجادی: مرغ به زبان انگلیسی می شود چیکن و با آشپزخانه که می شود کیچن فرق دارد، چه برسد به خیابان که من به خود خاتمی گفتم که مرغ اصلا از خیابان رد نمی شود.

حسن عباسی: چرا مرغ از خیابان رد شد؟ بخاطر اینکه سربازان بیرحم آمریکایی می خواستند به این مرغ بدبخت هم تجاوز کنند. در تمام جنگ ویتنام نیکسون دستور داده بود سربازان آمریکایی به مرغ های ویتنامی تجاوز کنند.

سردار طلایی: ما به ملت اطمینان می دهیم که این مرغ شرور را هرچه سریع تر دستگیر و کلیه عواملی که برای رد شدن متهم با او همکاری داشتند، در چنگال قانون اسیر کنیم.

انصار حزب الله: مرغ باید برگردد، اعدام باید گردد

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 12:56 توسط حامد پور .قائم مقامی |

 
Enter your Email


Powered by FeedBlitz

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin