30/10/1387 15:05
خوانندگان گرامی!
شما می توانید نظرات خود درباره این مقاله را برای ما ارسال کنید، بهترین و جالب ترین نظرات همه روزه در بخش نامه های شما منتشر می شوند.
برای نوشتن نظرات خود اینجا کلیک کنید
محتوای مطالب منتشره می تواند مغایر با مواضع «ریا نووستی» باشد
استفاده از مطالب خبرگزاری «ریا نووستی» تنها با ذکر منبع مجاز است
در چارچوب سیاست مقامات ایرانی در تبدیل جمهوری اسلامی به ابرقدرت منطقه ای یکی از جایگاه های نخست به ارتقاء توان نظامی اختصاص داده شده است که درصدر آن موشک سازی قرار گرفته است. "فرهاد خسروخاور" مدیر علمی مرکز تحلیل و تحقیقات احتماعی مدرسه عالی پژوهش های اجتماعی (فرانسه) نیز این مسئله را تایید می کند. وی ادعا می کند که مقامات جمهوری اسلامی ایران در سیاست فنی-نظامی به دوجهت ارجحیت داده اند: تحقیقات هسته ای و برنامه موشکی. به این دو جهت بیش از طراحی و تولید تسلیحات عادی بها داده شده است.
سازمان صنایع هوا-فضای جمهوری اسلامی ایران به طراحی و تولید موشک های مختلف می پردازد. موسسه تسلیحات ضد تانک، ابزار دفاع ضد هوایی، تسلیحات موشکی نیروی دریایی، موشک های تاکتیکی و تاکتیکی-عملیاتی، ابزار ماهواره ای، تله متری، راداری و همچنین ابزار دقیق زیر مجموعه آن بشمار می روند.
نکته مهم نشان دهنده نقش ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سیستم صنایع نظامی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی آنست که موشک سازی و مهمترین سلاح تهاجمی ایران یعنی نیروهای موشکی، مدت زمان زیادی در ترکیب این سپاه و زیر نظر آن فعالیت می کرد. در حال حاضر نیروهای موشکی به طور مستقیم زیر نظر فرماندهی کل قوا یا بعبارت دیگر رهبر انقلاب جمهوری اسلامی اداره می شوند.
یکی دیگری از جهات بخش موشکی ایران طراحی و تولید موشک های بالستیکی میانبرد است. تاکنون موشک های تاکتیکی و تاکتیکی -عملیاتی WS-1(تا 80 کیلومتر)، مدل های مختلف موشک "نازعات" (تا 150 کیلومتر)، CSS-8 (ام-7 تا 180 کیلومتر)، "زلزال" و همچنین مدل های مختلف- تا 300 کیلومتر) و دیگر نمونه های تجهیزات موشکی طراحی و تولید شده اند.
این موشک ها را نمی توان به موشک های منتقل کننده سلاح هسته ای تبدیل کرد اما تاثیر و کارایی آنها ممکن است در صورت لزوم در انهدام اهدافی در منطقه خلیج فارس و همچنین برای انهدام کشتی ها در آب های خلیج فارس پیش از هر چیز در منطقه تنگه هرمز مورد استفاده مقامات ایرانی قرار گیرد.
اما جهت اصلی صنایع موشکی ایران در حال حاضر خط تولید موشک های "شهاب" در امور کلی پژوهشی سازه های موشکی و کارهای سازه ای-تجربی است. "آنتونی کوردسمان" تحلیل گر آمریکایی در آخرین مقاله خود (IRANIAN WEAPONS OF MASS DESTRUCTION. Capabilities, Developments, and Strategic Uncertainties Anthony H. Cordesman, Center for Strategic & International Studies, October, 14, 2008.) مطالب جالبی در مورد اجرای برنامه "شهاب" توسط ایران منتشر کرده که ما در ادامه به کلیاتی از آن اشاره می کنیم.
موشک های هدایت شونده "ار -14 اِ" (بر اساس طبقه بندی ناتو - SCUD-B) که در زمان شوروی سابق طراحی شده بودند و مدل های مدرنیزه شد شبیه آن (پیش از هر چیز توسط کره شمالی) در حال حاضر هنوز هم بعنوان اساس طراحی های فنی در زمینه موشک های بالستیکی به شمار می روند. اما "آ. آرباتوف" و "و. دوورکین" مولفان مقاله "حل نظامی برنامه هسته ای ایران: سناریوها و پیامدها" اشاره می کنند: تصور اینکه کشورهایی مانند کره شمالی و ایران توان در اختیار گرفتن موشک های را دارند که بر اساس فناوری های موشک های" SCUD" شوروی سابق تولید شده باشند، اشتباه است. باید یادآوری نمود که در اواخر دهه 1950 در شوروی سابق موشک های میانبرد حامل کلاهک های هسته ای ساخته شد. اعتقاد داشتن به اینکه چنین فناوری هایی تا کنون برای دیگران غیر قابل دسترسی است یک گمراهی خطرناک است.
اما به هر ترتیب سکوی توسعه برنامه های موشکی ایران و فناوری های مربوط به آنها در مجموع SCUD های شوروی و "بچه" ها و "نوه" های آن در کره شمالی است. موشک های SCUD و نمونه های مشابه آن به طور گسترده ای در سالیان اخیر در جنگ "ایران-عراق" مورد استفاده قرار گرفتند.
بر اساس اطلاعات موجود ایران در سال 2006 از 300 تا 750 فروند موشک "شهاب-1" (SCUD-B) و "شهاب-2" (SCUD-С) برخوردار بوده است.
ایران اولین موشک های SCUD خود را بعد از آغاز جنگ عراق-ایران بدست آورد. بخش اندکی از آنها را از لیبی و در ادامه (بخش اعظم آنها) از کره شمالی دریافت نمود.
این مجموعه های موشکی در اختیار نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران قرار گرفتند. در ماه مارس سال 1985 ایرانی ها برای اولین بار اهداف عراقی را هدف حملات موشکی قرار دادند. شدیدترین موشکباران توسط SCUD ها طی 52 روز در سال 1988 انجام شد. این دوره را متعاقبا دوره "جنگ شهرها" نامیدند. در آن زمان ایران 77 فروند موشک SCUD به بغداد، موصل، کرکوک و تکریت شلیک کرد.
تاریخ مختصر بهره برداری ایران از موشک های شهاب-1:
سال 1985- ایران خرید موشک های "اسکاد-بی" را از لیبی برای استفاده در جنگ علیه عراق آغاز کرد. در حدود 20 فروند موشک و دو سکوی پرتاب سیار آن بر پایه خودرو "ماز-534 آر" خریداری شد.
سال 1986- لیبی به صادر کننده اصلی موشک های "اسکاد-بی" به ایران مبدل می شود. سوریه نیز صدور این موشک ها به ایران را آغاز می کند اما به تعداد محدود.
سال 1987- تلاش ایران برای راه اندازی تولید موشک های "اسکاد-بی" با ناکامی مواجه می شود. طی پنج سال بعد جمهوری اسلامی 200-300 فروند موشک "اسکاد-بی" و 6-12 سکوی پرتاب سیار از کره شمالی خریداری کرد.
سال 1988- ایران بر اساس موشک های "اسکاد-بی" تولید موشک های داخلی "شهاب-1" را آغاز می کند اما به تعداد محدود.
سال 1988- ایران اولین پرتاب آزمایش موشک های بالستیکی "اسکاد-بی" با برد 320 کیلومتری و کلاهک 985 کیلوگرمی را انجام می دهد.
تدارک انجام این پرتاب با کمک کره شمالی و یا چین انجام شد.
23 جولای سال 1998- ایران اولین پرتاب آزمایشی "شهاب-3" را انجام می دهد. موشک در حدود 100 ثانیه در هوا پرواز کرد و بعد از آن منفجر شد.
معلوم نیست که انفجار موشک در اثر نقص فنی بود و یا آزمایش برای همین مدت زمانی پرواز در نظر گرفته شده بود.
15 جولای سال 2000- ایران اولین پرتاب موفقیت آمیز "شهاب-3" را انجام می دهد. بر روی این موشک موتور جدید تولید کره شمالی نصب شده بود.
تابستان سال 2001- ایران آغاز تولید موشک های "شهاب-3" را اعلام کرد.
7 جولای سال 2003- مراحل آزمایشی موشک "شهاب-3" به پایان می رسد. بر اساس برخی از اطلاعات کمپانی های چینی مانند Tai'an Foreign Trade General Corporation و China North Industries Corporation به ایرانی ها کمک کردند که برخی از نقص ها و کمبود ها را رفع کرده و دشوارهای فنی مراحل نهایی را پشت سر گذارند. در همین زمان مقامات ایرانی خبر توسعه تولید این نمونه موشک و ارائه آن به یگان های نظامی کشور را اطلاع دادند.
22 سپتامبر سال 2003- "شهاب-3" سوار بر سکوهای سیار در رژه نظامی تهران شرکت داده شد. در آن رژه اعلام شد که برد این موشک ها 1800 کیلومتر است.
اکتبر سال 2003- ایران اعلام کرد بدلیل آنکه برد این موشک های "شهاب-4" (2200-3000 کیلومتر) با واکنش منفی جامعه بین المللی مواجه خواهد شد و تنش جهانی تولید می کند برنامه تولید "شهاب-4" متوقف می شود.
اواخر سال 2003- بر اساس برخی از اطلاعات ایران توانست فقط تولید محدود "شهاب-3" را آغاز کند.
11 اوت سال 2004- کارشناسان ایرانی اندازه کلاهک "شهاب-3" را کاهش داده و سازه آن را برای ورود مطمئن تر به لایه های ضخیم اتمسفری آماده ساختند. به غیر از این موتور آن نیز مدرنیزه شد. از نظر کارشناسان این تغییرات بعلت تلاش برای تولید موشکی بود که قادر به حمل کلاهک هسته ای باشد. به همین خاطر اغلب این گزینه را بعنوان "شهاب-3ام" یاد می کردند. حال کلاهک موشک ها اندازه کوچکتر و شکلی شبیه به قسمت نازک بطری به خود گرفت.
برتری این شکل کلاهک نسبت به فرم مخروطی از جمله در برنامه استفاده از کانتینرها برای انتقال مواد شیمایی و بیولوژیکی است. احتمال داده می شود که این گزینه از موشک ها با کلاهک هایی در حدود 700 کیلوگرم بردی در حدود 2000 کیلومتر داشته باشد. امکان وجود گزینه موشکی دیگری نیز هست: با تثبیت گر بزرگتر و طول کمتر، اما برد آن در اینصورت کمتر از 1500 کیلومتر خواهد بود.
31 مه سال 2005-"علی شمخانی" وزیر دفاع وقت ایران اعلام کرد که ایران با موفقیت موتور جدید موشک که با سوخت جامد کار می کند را آزمایش کرده است.
این موتور برد موشکی با کلاهک 700 کیلوگرمی را تا مسافت 1500-2000 کیلومتری تامین می کند. شمخانی گفت: استفاده از سوخت جامد مطمئن تر و باعث افزایش برد موشک می شود.
احتمالا موشک با این سوخت به صورت "شهاب-3 D" یاد شده و خود موشک برخی اوقات به صورت IRIS نوشته می شود.
سپتامبر سال 2005- دو موشک جدید با کلاهک های تقریبا سه متری به شکل "گلوی بطری" آزمایش شدند. نظر کارشناسان در خصوص این مسئله بر یکدیگر منطبق نیست: برخی معتقدند که چنین شکلی برای کلاهک ها جهت انتقال ، انفجار در هوا و پاشیدن مواد شیمایی و بیولوژیکی تاثیر بیشتری دارد و عده ای هم تصور می کنند که برای کلاهک هسته ای چنین فرمی مناسب است. دو موشک "شهاب-3" با چنین کلاهک هایی در رژه نظامی تهران به نمایش گذاشته شدند.
16 فوریه سال 2006- احتمال می رود که ایران با موفقیت یک سری آزمایش موشکی را انجام داده باشد. چهار موشک از جمله یکی از گزینه های "شهاب-3" و موشک "شهاب-4" به ترتیب با برد 1300 و 2200 کیلومتری آزمایش شدند.
7 آپریل سال 2006- نشریه " The Telegraph لندن اطلاع داد که ایران موفق شد که کلاهک های مخروطی شکل "شهاب-3" را برای جاسازی سلاح هسته ای در آن متناسب کند. احتمالا "شهاب-3" برای آن مدرنیزه شد که کلاهک هسته ای مدل پاکستانی را حمل کند. بر اساس اطلاعات تایید نشده ایران به طرح های پاکستانی در این زمینه دسترسی یافته است.
23 نوامبر سال 2006- ایران موشک "شهاب-3" را برای مانورهای عمده نظامی در اوائل نوامبر مورد استفاده قرار داد. احتمالا از مدل "شهاب-3" با برد 1900 کیلومتری استفاده شد که بر اساس گزارشات منتشره از سوی ایران به کلاهک های خوشه ای مجهز شده بود.
سپتامبر سال 2006- گزارش تایید نشده ای منتشر شده که بر اساس آن ایران بیش از 30 موشک "شهاب-3" و 10 سکوی پرتاب سیار در اختیار دارد (Robin Hughes, "Long-Range Ambitions", Jane.s Defense Weekly, September 13, 2006, pp. 22-27).
8-10 جولای سال 2008- رسانه های گروهی ایرانی از یک سری آزمایش موشکی در چارچوب رزمایش بزرگ "پیامبر اعظم-3" خبر می دهند. موشک های "شهاب-3 " با کلاهک های یک تنی به برد 2000 کیلومتری با موفقیت پرتاب شدند.
اخیرا گزارشات ضد و نقیضی درباره توسعه و اجرای برنامه موشکی "شهاب" به گوش می رسد. در سال 2004 سازمان مجاهدین خلق ادعا نمود که در ایران موشک های شهاب با برد 2400 کیلومتری تولید شده است. تهران رسما وجود موشک هایی با برد بیش از 2000 کیلومتر را تکذیب می کند. این مطلب را یکی از اعضای هیئت ایرانی در سازمان ملل متحد اعلام کرد.
اما در همان سال 2004 گزارشی منتشر شد مبنی بر اینکه در چارچوب برنامه "شهاب" ایران موشک "شهاب-3بی" تولید کرده که برد آن 2500 کیلومتر است. بر اساس اطلاعات موجود موتورهای مراحل اول و دوم این موشک با سوخت جامد کار می کنند. اما کلاهک آن 800 کیلوگرم است که 500 کیلوگرم نسبت به مدل استاندارد "شهاب-3" کمتر شده است.
بر اساس گزارش دیگری سوخت جامد جدید که برای "شهاب-3" درنظر گرفته شده است یکی از نمونه های آزمایشی بوده و محصول نهایی محسوب نمی شود.
در هر صورت پیشرفت طراحان ایران به سوی توسعه فناوری های موتور موشک هایی که با سوخت جامد کار می کنند، قابل توجه است. همانطور که پیش از این گفته شد در چارچوب توسعه برنامه "شهاب" با چنین موتورهایی یک گزینه "خطی" دیگر از موشک "شهاب-3" تولید شد که نام "شهاب-3 دی" یا " IRIS" به خود گرفت.
به اعتقاد برخی از ناظران چنین شتابی در توسعه فناوری های سوخت جامد می تواند به ایران کمک کند تا از طریق تولید موشک هایی که توان حمل ماهواره ها را به مدار داشته باشند، به فضا دست یابد.
چنین فناوری ایران را در مسیر تولید موفقیت آمیز موشک های بالستیک برد متوسط (تا 5500 کیلومتر) و حتی موشک های قاره پیمای بالستیکی با برد نامحدود قرار خواهد داد. برای حل این مسئله در جمهوری اسلامی امور مربوط به "شهاب-5" و "شهاب-6" در دست اقدام است.
26 ژانویه سال 2007- ایران اطلاع داد که این کشور با موفقیت یکی از موشک های خود را به ابزار انتقال ماهواره به مدار تبدیل کرده است (Stratfor, Iran: The potential for a satellite launch, January 29, 2007).
این خبر از سوی دیگر منابع مستقل تایید نشد اما اگر به مسئله استفاده از موشک های IRIS بعنوان یکی از مراحل موشک های ماهواره بر چند مرحله ای توجه کنیم، این گزینه به ذهن خطور می کند: شهاب-3 "( No Dong) با سوخت مایع بعنوان مرحله اول؛ IRIS با سوخت جامد بعنوان مرحله دوم و بعد هم کلاهک که می تواند ماهواره باشد و یا کلاهک نظامی (که ضمنا می تواند موتوری با سوخت جامد داشته باشد که این سیستم را کلا سه مرحله ای می کند).
به غیر از این موشک IRIS بعنوان عضو شتاب دهنده با موتور خود که با سوخت جامد کار می کند می تواند به مرحله سوم موشک کره شمالی Taep О-dong-1 تبدیل شود.
تنها یک چیز روشن است: موشک شهاب-3 دی" (یا گزینه IRIS) نمی تواند به طور مستقل ماهواره ای را در فضا قرار دهد اما یکی از گزینه های آن می تواند بخشی از طرح موشک های میانبرد بالستیک در چارچوب پروژه های "شهاب-5" و "شهاب-6" باشد.
به احتمال قوی در طرح فضایی (ایران) پروژه پاکستانی Ghadr شرکت داده شده است. ناگفته نماند که هیچیک از پرتاب های "موشک شهاب-3 دی" ضبط تصویری نشده اما همه معتقدند که این موشک در اجرای برنامه فضایی جمهوری اسلامی نقش دارد.
حال به روزنگار پرتاب های آزمایشی نمونه های "شهاب-3" و IRIS نگاهی می اندازیم:
11 جولای سال 1998- اولین پرتاب. موشک 100 ثانیه بعد از پرتاب منفجر شد.
15 جولای سال 2000- پرتاب موفق. موشک 850 کیلومتر را طی کرد.
21 سپتامبر سال 2000- پرواز آزمایشی ناموفق. موشک عملا بلافاصله بعد از پرتاب منفجر شد. بعد از آن یک منبع آگاه ایرانی ادعا کرد که موشک مذکور دو مرحله ای با سوخت جامد بود.
23 مه سال 2002- پرتاب موفق آزمایشی.
جولای سال 2002- پرتاب ناموفق. موشک آنطور که باید عمل نکرد.
ژوئن سال 2003- بعد از یک پرتاب موفق ایران اعلام کرد که این آخرین آزمایش پیش از استقرار این موشک ها محسوب می شود.
11 اوت سال 2004- پرواز موفق "شهاب-3 ام". این موشک حامل کلاهکی جدید بود.
20 اکتبر سال 2004- یک پرتاب موفق آمیز دیگر موشک "شهاب-3 ام". ایران ادعا کرد که برد این موشک مدرنیزه شده 2000 کیلومتر بود.
25 فوریه سال 2007- پرتاب "شهاب-3 آ" به مدار پایین. تاکنون جزئیات این آزمایش روشن نشده است. احتمالا این آزمایش در چارچوب تلاش های ایران برای پرتاب ماهواره به مدار پایین زمین انجام شده است.
فوریه سال 2008 - ایران با موفقیت موشک "کاوشگر1" را امتحان می کند. همزمان مرکز فضایی ملی که در فاصله 60 کیلومتری از جنوب شرقی شهر سمنان تاسیس شده تحت آزمایش قرار می گیرد. "کاوشگر1" گزینه موشک های بالستیکی میانبرد یک مرحله ای "شهاب-3" -"شهاب-3 بی" با کلاهکی شبیه "گلوی بطری" است.
امروز روشن شده که ایران کاملا توان بهره برداری و توسعه فناوری های موشکی در خصوص افزایش برد پروازی و کلاهک های آن را دارد. در چارچوب برنامه "شهاب" این موشک ها عنوان "شهاب-4" ، "شهاب-5" و "شهاب-6" به خود گرفتند. بر اساس گزارشات سپتامبر سال 2006 هیچکدام از نمونه های موشکی یاد شده تولید نشده و ماهیت دقیق برنامه بهره برداری از این نمونه های محرمانه مانده است.
برخی از کارشناسان معتقدند که "شهاب-4" بردی در حدود 2200-2800 کیلومتر دارد. آنها ادعا می کنند که سازه "شهاب-4" بر اساس " No Dong-2" کره شمالی، یا موشک سه مرحله ای " Taep-o-dong-1" ، یا " SS-N-6" روسی و یا حتی بر مبنای برخی از ماهیت های فنی به موشک های "اس اس-4" و "اس اس -5" روسی شباهت دارد. در هر حال این موشک به سیستم مدرن دیجیتالی هدایت و هدفگیری مجهز شده که با مدل "اس اس-4" شوروی سابق تفاوت های فاحشی داشته که به اعتقاد کارشناسان فناوری های آن زمانی توسط کره شمالی به ایران منتقل شده است.
بر اساس برخی از ارزیابی کارشناسان "شهاب-4" دارای مشخصات فنی ذیل است: طول:25 متر، قطر:1,3 متر، وزن استارت: 22 هزار کیلوگرم، نیروی پرتاب آن تقریبا برابر 26 هزار کلوگرم و زمان کار موتور آن -293 ثانیه است.
اطلاعات تهران درباره برنامه "شهاب-4" ضد و نقیض است. همانطور که قبلا اشاره شد در اکتبر سال 2003 ایران ادعا کرد که این کشور برنامه "شهاب-4" خود را متوقف می سازد که دلیل این امر واکنش شدید جامعه بین المللی به برد این موشک هاست که در حدود 2200-3000 کیلومتر اعلام شده است.
ناظران تاکید می کنند که ایران ممکن است به خاطر امکان دشواری هایی در اوضاع جهانی در تصمیم خود در خصوص "شهاب-4" تجدید نظر کرده باشد. اما بعد از آن اعلام شده که موشک شهاب-4" می تواند بعنوان موشک ماهواره بر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس برخی از اطلاعات تایید نشده از منابعی در شورای ملی مقاومت ایران " NCRI"(اپوزیسیون جمهوری اسلامی) ایران برای اولین بار موشک "شهاب-4" را روز 17 اوت سال 2004 پرتاب کرده است.
ماه مه سال 2005- "علی شمخانی" وزیر دفاع وقت ایران از تولید و تکامل موفقیت آمیز "موتور دوبل" (twin engine) خبر داد. برداشت ناظران از این موتور موشکی دومرحله ای است که در هر مرحله موتور جداگانه ای که با سوخت جامد کار می کند، قرار دارد.
اطلاعات اولیه در مورد اینکه این نمونه مدرنیزه شده "شهاب-3" است تکذیب شد. اما منابع ایرانی در مورد ادعای خود در خصوص موتور جدید توضیحی ندادند به همین خاطر در حال حاضر به سختی می توان گفت که این موتور در کل تولید شده و یا در "شهاب-4" و یا "شهاب-5" مورد استفاده قرار گرفته یا خیر.
"مصطفی محمد نجار" وزیر دفاع ایران طی یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خود در سال 2006 اعلام کرد که طراحان ایران در "مرحله تحقیقاتی، اتمام و ساخت "شهاب-4" " قرار دارند.
بر اساس گزارش رسانه های گروهی آلمانی، ایران با موفقیت اجرای برنامه "شهاب-4" را پیش می برد. در ماه فوریه سال 2006 خبرگزاری آلمان گزارش داد که نیروهای جاسوسی خارجی ادعا می کند که روز 17 ژانویه سال 2006 ایران با موفقیت موشک "شهاب-4" را با برد 2200 کیلومتر آزمایش کرده است.
چند روز بعد فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران خبر این پرتاب های آزمایشی را از طریق تلویزیون اعلام کرد. به غیر از این بنا بر برخی از گزارشات موجود آزمایش این موشک بعد از جدا شدن موفقیت آمیز کلاهک از آن متوقف شده است.
در سال 2008 رسانه های گروهی جهان خبر دو پرتاب موشکی زیر مداری ایران را منتشر نمودند. روز 4 فوریه آزمایش موشک "کاوشگر-1" انجام شد. روز 26 نوامبر نیز رسانه های گروهی جهان خبری منتشر کردند مبنی بر آنکه ایران پرتاب موشک "کاوشگر-2" را به فضا انجام داده است. بر اساس این گزارشات هر دو موشک به ارتفاع 200-250 کیلومتری رسیده و 40 دقیقه بعد کلاهک های آنها با کمک چتر به زمین بازگشتند. اما برخی از کارشناسان معتقدند که ایرانی ها توانستند که ماکت ماهواره ای را به مدار نزدیک زمین برسانند. بعبارت دیگر این ماهواره بدون تجهیزات ویژه بوده و فقط قادر به انتقال سیگنال های رادیویی به زمین است.
2 دسامبر سال 2008- "محمد ابراهیمی" معاون مدیر سازمان هوا-فضای ایران اعلام کرد: به زودی ما قصد داریم که حیواناتی را با موشک های "کاوشگر-3" و "کاوشگر-4" به فضا پرتاب کنیم. این مسئله راه را برای پروازهای سرنشین دار همواره خواهد کرد.
بر اساس برخی از گزارشات موجود احتمال داده می شود که این موشک ها مدل مدرنیزه شده "شهاب-3 S " ( ممکن است که اندکس S به معنای satellite باشد) هستند اگرچه امکان دارد در اینجا از موشک "شهاب-4" نیز استفاده شده باشد. اما به احتمال قوی شهاب-3 S " همان موشکی است که در پروازهای 4 فوریه و 26 نوامبر سال جاری تحت عنوان "کاوشگر-1" و "کاوشگر-2" به سوی مدار نزدیک پرواز کرده است.
بر اساس گزارش نیروهای جاسوسی اسراییلی ایران تلاش برای تولد "شهاب-5" و "شهاب-6" با برد به ترتیب 3000 و 5000 کیلومتر را رها نکرده است.
برخی از کارشناسان نظامی معتقدند که "شهاب-5" در اصل موشکی بالدار است که برد آن 3000 کیلومتر بوده و در چارچوب برنامه موشکی "شهاب" ایجاد شده اما وجه مشترک زیادی با کلیه "شهاب ها" و یا "تام هاوک" های آمریکایی ندارد. بر اساس دیگر اطلاعات "شهاب-5" مدل تکمیل شده "شهاب-4" است.
پروژه موشکی "شهاب-5" (مدل غیر بالدار) و "شهاب-6" بر اساس موشک های Taep О-dong-2 کره شمالی می باشند.
مشابه ایرانی احتمالا سه مرحله ای خواهد بود. ضمنا موتور مراحل اول و دوم باید با سوخت مایع و موتور مرحله سوم با سوخت جامد کار خواهد کرد.
بدون تردید اگر ایران بتواند موشک "شهاب-6" را تولید کند به جمع کشورهایی وارد خواهد شد که دارای موشک های بالستیکی قاره پیما هستند و این امر موجب می شود که جمهوری اسلامی ایران به یک ابرقدرت موشکی مبدل گردد.
اما باید تاکید کرد که هم رسانه های گروهی اسراییل و هم منابع رسمی این کشور اغلب در تلاش های ایران در جهت ایجاد توان موشکی-هسته ای و هم در توانایی های جمهوری اسلامی در روند اجرای برنامه های مذکور مبالغه می کنند. از یک سوی نگرانی اسراییل کاملا قابل درک است و از سوی دیگر این مسئله مانع ارزیابی عینی اوضاع شده و آنرا به مخاطره می اندازد.
به غیر از این خود مقامات ایرانی تلاش می کند که پشت ابر تبلیغات پیشرفت های موشکی-هسته ای خود را بزرگتر جلوه دهند و یا برعکس آنها را در هاله ای از ابهام قرار دهند.
به همین خاطر امروز به دشواری می توان گفت که "شهاب-5" (هم نمونه عادی و هم نمونه بالدار آن) و "شهاب-6" آزمایش و تولید شده اند چرا که تا کنون اطلاعات مستند اندکی درباره طرح "شهاب-5" و کمتر از آن در باره "شهاب-6" وجود دارد.
این اطلاعات بر اساس مقایسه موشک های Taep.o-dong-2 کره شمالی تنظیم شده اند: موشک معمولی غیر بالدار "شهاب-5" موشکی سه مرحله ای است که دارای شش موتور است: مرحله اول چهارموتور، و هر کدام از مراحل بعد یک موتور؛ طول- 32 متر؛ قطر-2,2 متر؛ وزن پرتاب- 80-85 تن؛ برد پرتاب بین 4000 تا 4300 کیلومتر؛ وزن کلاهک ها از 700 تا 1000 کیلوگرم، توان موتورهای رانشی تقریبا در حدود 31260 کیلوگرم و مرحله فعال پروازی (زمان کار موتورها) 330 ثانیه است.
تحلیلگران احتمال می دهند که "شهاب-6" موشکی دو یا سه مرحله ای است که موتورهای آن با سوخت مایع و جامد کار می کنند. در موشک "شهاب-6" اکثرا از همان سیستم هایی استفاده شده که در موشک های "شهاب-5" غیر بالدار. اما کاهش وزن موشک و کلاهک های آن باعث افزایش برد آن تقریبا تا 6000 کیلومتر شده است. به اعتقاد کارشناسان موشک "شهاب-6" برای آن در نظر گرفته شده که یک کلاهک منولیتی (یک پارچه) به وزن احتمالی 500-1000 کیلوگرمی را حمل کند.
اما بر اساس برخی از اطلاعات موجود موشک "شهاب-6" دارای انحراف احتمالی مدور محسوس بوده که در اثر آن دقت آن در زمینه انهدام اهداف دقیق کم بوده و به همین خاطر بهترین مورد استفاده "شهاب-6" می تواند در مساحت های بزرگ پیش از هر چیز در مناطق مسکونی باشد.
این مسئله اجازه می دهد که به جرات بگوییم که "شهاب-6" سلاحی جهت تحریک سیاسی است و نه دارای ابعاد نظامی.
اگرچه برنامه "شهاب" به احتمال قوی اولویت صنایع موشک سازی ایران محسوب می شود اما در خارج از چارچوب آن امور مربوط به تجهیز کشور به موشک های دیگر نیز انجام می شود. بعنوان مثال "اوزی روبین" کارشناس موشکی اسراییل ادعا می کند که ایران 18 سکوی سیار "بی ام 25" از کره شمالی خریداری کرده است (با مدل آتشبارهای موشکی روسی اشتباه نشود) این مجموعه موشکی به دو صورت تولید می شوند با برد 2500 و 3500 کیلومتری (اما دیگر منابع تایید کننده این مسئله وجود ندارد).
به غیر از این اوزی روبین معتقد است که ایرانی های از طریق قاچاق چند فروند موشکی بالدار Kh-55 شوروی سابق را از اوکراین خریداری کردند که وارد تسلیحات ارتش جمهوری اسلامی نشده اما به احتمال قوی بعنوان پایه ای برای کپی برداری و شبیه سازی نمونه های داخلی مورد استفاده قرار گرفته است. اینجا باید تاکید کرد که ایران این موشک را از اوکراین رسما خریداری کرده است (این کار کییف با واکنش منفی واشنگتن مواجه شد). موشک های Kh-55 توسط ایرانی ها بعنوان موشک هدف و همچنین هواپیماهای بدون سرنشین مافوق صوت مورد استفاده قرار می گیرد.
بدین ترتیب در حال حاضر ایران به موشک هایی با برد تا 2000-2300 کیلومتر و توان واقعی برای ایجاد موشک های حامل (ماهواره بر) که بتواند شعاع تا 6 هزار کیلومتر را تحت پوشش قرار دهد، دست یافته است. اما در همین جا چند سئوال بوجود می آید.
سئوال اول: در مورد ضریب اطمینان موشک های موجود. براساس تجارب نظامی شوروی و روسیه تا پذیرش موشک ها در ارتش، آنها باید راه طولانی آزمایشات مختلف فنی را در شرایط گوناگون طی کنند. چرخه آزمایشات ممکن است سال ها به طول انجامد و هر سال بین 10-15 آزمایش انجام می شود. بر اساس آنچه که ما پیش از این ذکر کردیم مدل های مختلف موشک های ایرانی در معرض چنین آزمایشاتی قرار نگرفتند. این نشان می دهد که ضریب اطمینان موشک های جمهوری اسلامی نمی تواند پاسخگوی امنیت استفاده از آنها باشد و بدون تردید احتمال وقوع پیامدهای فاجعه آمیز در صورت استفاده ازآنها در جریان عملیات نظامی بسیار زیاد است.
سئوال دوم: درباره برد واقعی اعلام شده موشک ها. نمونه های مختلف شهاب بر اساس اطلاعات ایران دارای برد بیش از 1500 کیلومتر هستند. اما این مشخصات فنی چگونه آزمایش شده اند؟ یادآوری می کنیم که حد فاصل میان دورترین نقطع در شمال غرب و جنوب شرق ایران کمی بیش از 2000 کیلومتر است. با فرض این مسئله که میدان های تیر موشکی در کنار مرزها واقع نشده اند می توان درک کرد که ایران امکان آن را ندارد که به طور کامل پرتاب های موشکی را در چنین فاصله ای بدون تهدید نقض حریم مرزی کشورهای همسایه انجام دهد.
اخیرا گزارشاتی بر اساس تصاویر ماهواره جاسوسی QuickBird منتشر شد. به گفته کارشناسان انستیتوی پلی تکنیک ماساچوست و کارگروه Science, Technology and Global Security که زیر نظر همین انستیتو مشغول کار هستند، دراین تصاویر ساختمان های مونتاژ- آزمایش و تاسیسات خدمات رسانی فنی به موشکهای بالستیکی دور برد ثبت شده اند. یک سری تاسیسات واقع در 230 کیلومتری جنوب غربی تهران بعبارت دیگر در مرکز کشور واقع شده اند. یک میدان تیر اصلی دیگر نیروهای موشکی ایران نیز در نزدیک اصفهان واقع شده است (بعبارت دیگر این هم در مرکز ایران است).
به غیر از این سند دیگری وجود ندارد دال بر اینکه حکومت ایران رسما خبر مسدود سازی آب های تنگه هرمز و یا اقیانوس هند را به خاطر پرتاب موشکی در این محوطه اعلام کرده باشد. اگرچه اینجا باید تاکید کرد که طی چندسال اخیر در جریان مانورهای بی شمار نیروی دریایی ایران، مقامات جمهوری اسلامی بخش های معینی از آب های تنگه هرمز و دریای عربی را مسدود ساخته بودند. به احتمال قوی این مسئله برای پرتاب های موشکی انجام شده است. ضمنا این مسئله را باید در نظر گرفت که مساحت محوطه مسدود شده سال به سال کاهش یافته است. این مسئله می تواند نشان دهنده آن باشد که دقت پرتاب های موشکی افزایش و منحنی پرتاب آن کاهش یافته است.
از سوی دیگر حداکثر برد را می توان از راه محاسبات ریاضی در جریان پرتاب های آموزشی با سوخت "ناسوخته" انجام داد که در نتیجه انحراف سوخت رسانی به موتور در زمان معینی از مسیر پروازی صورت می گیرد. اما به هر حال این فقط می تواند اطلاعات حدودی باشند. بدون آزمایشات در مقیاس گسترده و پرتاب های متعدد نمی توان از آمادگی برای انجام پرتاب های موفق صحبت نمود.
از مطالب که در بالا گفتیم می تواند این نتیجه را گرفت که برغم همه دشواری ها و کمبودها، پتانسیل موشک سازی در ایران بالاست. ضمنا تهران با موفقیت گام به گام این پتانسیل را به توان واقعی نظامی مبدل می سازد.
موشک سازان ایران در پرونده خود نمونه های گوناگون سیستم های موشکی آتی را دارند که نه امروز، اما تا پنج-هفت سال آینده می توانند پایه واقعی برای ایجاد موشک های بالستیکی مدرن میانبرد (از لحاظ توان به موشکی های قاره پیمای بالستیکی نزدیک هستند) ایجاد کند و سپس دست بکار موشک های قاره پیما شود. فقط یک جمله کافی است که پرتاب ماهواره به مدار گامی بسیار مهم در جهت ایجاد موشک های استراتژیکی است.
اماهمه اینها مربوط به آینده است. اگر بین توان امروزی و دورنمای آن بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم باید بگوییم که امروز نیروهای مسلح ایران به موشک های اندکی مجهز هستند (اگرچه بسیار زیرکانه). بعنوان مثال مرکز فرماندهی موشکی که به طور مستقیم تحت فرماندهی کل قوا یعنی رهبر انقلاب اسلامی ایران اداره می شود از پنج گردان موشکی تشکیل شده است: دو گردان موشک های"شهاب-3 دی" و "شهاب-3 ام" (برد تا 1300 کیلومتر) با 32 سکو؛ دو گردان عملیاتی-تاکتیکی مجهز به "شهاب-1" (برد از 285 تا 330 کیلومتر) و "شهاب-2 (برد پرتاب از 500 تا 700 کیلومتر)با 64 سکوی پرتاب و یک گردان موشک های تاکتیکی. نکته قابل توجه آنست که کلیه نیروهای موشکی سیار هستند. بعبارت دیگر در بخش اعظم خاک جمهوری اسلامی از شمال غرب، غرب و جنوب غرب، از کردستان (ایران) تا تنگه هرمز مناطق استقرار پایگاه های فنی با انبارهایی سوختی و سوخت های موشکی و زیرساخت ها و سیستم های توسعه یافته ارتباطاتی میان آنها برپا شده است.
مجموعه های موشکی که در کشیک نظامی قرار دارند دائما میان مناطق در حال حرکت هستند و محل استقرار خود را تغییر می دهند. این سکوهای سیار به شکل ماشین های باری معمولی استتار شده و همچنین دو تا سه دستگاه خودرو دیگر هر کدام حامل دو موشک آنها را همراهی می کنند. بعبارت دیگر مهمات هر کدام از این سکوهای سیار پنج موشک است. موشک هایی که با سوخت مایع کار می کنند در نزدیک خودروهای سوختگیری حرکت می کنند.
لازم است که تاکید شود که طراحان و مهندسین موشک ساز ایرانی توانسته اند به موفقیت های بزرگی در مدرنیزاسیون موشک های تاکتیکی -عملیاتی "فتح -110" (برد موثر آنها 210 کیلومتر است) دست یابند. آنها این موشک کلاس "زمین-زمین" را برای استارت از سکوهای مجموعه های موشکی مدل "اس-75" روسی متحول ساخته اند.
به غیر از نیروهای موشکی که تحت فرمان مستقیم فرماندهی کل قوای ایران عمل می کنند واحد های موشکی دیگری در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز وجود دارد که در ارتش(شش گردان) و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (هشت گردان) مستقر شده اند
بدین ترتیب کوتاه ترین تحلیل از اوضاع در صنایع موشک سازی ایران و در نیروهای موشکی این کشور نشاندهنده آنست که تهران توانسته که زرادخانه متنوع و گسترده ای تاکتیکی، موشک های تاکتیکی-عملیاتی و از همه مهمتر موشک های بالستیکی میانبرد را تشکیل دهد.
امروزه موشک های ایرانی به مقامات لشکری - سیاسی کشور اجازه می دهند که منطقه خاور نزدیک و میانه از جمله اسراییل و همچنین کشورهای آسیای میانه را تحت کنترل خود در آورند. در ضمن نیروهای موشکی ایران تهدیدی معین برای نیروهای مسلح آمریکا و متفقین آنها در عراق و افغانستان محسوب می شوند. بعلاوه آنها قادر به کنترل نه تنها پایگاه های نظامی منطقه، بلکه مراکز صنعتی و پیش از هر چیز زیرساخت های نفت و گازی هستند.
ظرفیت صنایع موشک سازی در ایران به اندازه کافی بالاست. پرتاب های موشکی به مدار نزدیک زمین و امکان در مدار قرار دادن دستگاه های کوچک مانند ماکت ماهواره ها گواه آنست. کاملا احتمال دارد که با چنین روندی جمهوری اسلامی ایران در زمینه صنایع موشکی طی پنج-ده سال آینده بتواند ابتدا صاحب موشک های بالستیکی میانبرد شوند که از لحاظ امکانات شبیه به موشک های قاره پیمای بالستیکی باشند و سپس به خود این موشک های قاره پیمای بالستیکی دست یابند.
در حال حاضر توانن نیروهای موشکی ایران به کلاهک های معمولی محدود شده اما ایجاد پایه های قوی در طرح های علمی-عملی و سازه ای-آموزشی در صنایع موشک سازی (در وحله اول طرح "شهاب") به ایران اجازه می دهد که در آینده نزدیک دو برنامه یعنی هسته ای و موشکی را با یکدیگر مرتبط ساخته و وظیفه اصلی یعنی تبدیل ایران به ابرقدرت موشکی-هسته ای را به تحقق برساند.
"و. ساژین"، "انستیتوی خاور نزدیک"، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 30 دی ماه
اين عکسها را ماریانا بوسکو و عمر سایل، از خوانندگان سایت فارسی بی بی سی در سفری به آشویتس گرفته اند. در سالهای جنگ دوم جهانی، آشویتس از معروف ترین بازداشتگاههای نازیها بود و هزاران زندانی یهودی، لهستانی، زندانی سیاسی و نیز اسیران جنگی روس و کولی ها در آن کشته شدند.

دروازه اصلی آشویتس دو مشهور به بیرکیناو با برج نگهبانی بالای آن

نمای سمت چپ داخل اردوگاه از بالای برج نگهبانی

آوار یکی از اتاقهای گاز که بعد از پیشروی نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق به سوی شرق اروپا از طرف نازیها تخریب شد.

داخل یکی از اتاقهای اردوگاه آشویتس 2؛ در هر یک از اتاقها بیش از هزار زندانی نگهداری می شد.

محل اعدام رودلف هوس، فرمانده آشویتس از 1940 تا 1943

داخل اتاق گاز آشویتس یک یا مادر

در این نقطه از آشویتس یک که دیوار اعدام خوانده می شود، نازیها زندانیان را تیرباران می کردند.

یکی از اتاقهایی که نازیها در اختیار زندانیانی قرار می دادند که مقررات اردوگاه را بدون چون و چرا می پذیرفتند.

حمامهای دستجمعی آشویتس یک یا مادر

داخل یکی از اتاقهای گروهی آشویتس دو یا بیرکیناو

بستر خواب زندانیان در آشویتس یک

سیمهای خاردار و برجهای نگهبانی در آشویتس یک

دروازه ملل - نمای دور. تابستان 1387

دروازه ملل - نمای نزدیک

کنده کاریهای زیبای دیوارها

بقایای کاخها

بقایای پایه ستونها

بدون شرح
نخستین سفیر زن امیرنشین بحرین در ایالات متحده، که یک بانوی یهودی از میان ۳۶ نفر یهودی باقیمانده در بحرین است، میگوید که به خاطر یهودی بودن خود مورد بیاعتنایی سفیران کشورهای عربی قرار ندارد و توانسته است با سفیران کشورهای عربی مناسباتی قوی را پایهریزی کند. هدا نونو که خود را «ابتدا یک بحرینی وفادار به امیرنشین بحرین و بعداً یهودی» توصیف میکند، همچنین میگوید افرادی نیز ازهیئت نمایندگی دفترحفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران و هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل با وی دیدار کرده، و همچنین سفیرسوریه در واشینگتن با او دوستی نزدیکی برقرارکرده است. خانم هدا نونو میگوید، درنخستین هفتههای کار خود درواشینگتن، محافل دیپلماتیک «هنگام روبهرو شدن با او ابرو بالا میانداختند و بسیاری انگشت به دهان مانده بودند که چگونه امیر بحرین یک زن یهودی را به عنوان سفیربحرین درآمریکا انتخاب کرده است». خانم نونو میگوید: «اما اکنون وی از توجه و اعتماد بسیاری در میان همتایان خود، حتی ازکشورهای عربی مخالف اسرائیل برخوردار شده است».
خانم هدا نونو در مصاحبه با نشریه ویژه یهودیان بریتانیا، همچنین گفته است که «سفیران عربستان و کویت، بهترین دوستان وی در آمریکا هستند، و به خاطر یهودی بودن مورد تبعیض آنان قرارنگرفته است». او اضافه کرده است که «سفیر عراق در واشینگتن نیز علاقهمندی زیادی به ریشههای یهودی خانوادهاش دربحرین نشان داده است». یهودیان بحرین؛ جامعهای کم شمار خاستگاه خاندان نونو، به یهودیان عراقی باز میگردد. اکثر یهودیان بحرین، در قرن نوزدهم از عراق و ایران به این سرزمین رسیدند و درآنجا به مقام و موقعیت خوبی دست یافتند به گونهای که بعد از استقلال بحرین، به خاندان امیر بحرین نزدیک شدند. هنگامی که در دهههای چهل و پنجاه میلادی، یهودیان درعراق مورد اذیت و آزارهای زیادی قرارگرفتند، بسیاری از یهودیان عراقی به سوی کشورهای دیگر رفتند. بسیاری دیگر از یهودیان عراقی راهی ایران شدند و از طریق ایران به کشورهای دیگر و اسرائیل رفتند اما شماری از آنها نیز تا زمان انقلاب اسلامی، در ایران باقی ماندند. تا دهههای اول قرن بیستم ۱۵۰۰ یهودی در بحرین زندگی میکردند. این شمار قبل ازاستقلال اسرائیل درسال ۱۹۴۸، به ۷۰۰ نفر کاهش یافت ولی با شعلهورشدن خصومت اعراب علیه موجودیت اسرائیل، یهودیان، امیرنشینها به سوی غرب روان شدند، و اکنون رسماً تنها ۳۶ یهودی در بحرین باقی ماندهاند. با این هنوز جوامع یهودی کوچکتر از جامعه یهودیان بحرین وجود دارند. در عراق هشت نفر یهودی و در افغانستان تنها یک مرد یهودی باقی ماندهاند. در کشور مراکش، شماری از مقامات ارشد یهودی هستند و یهودیان که سابقه چند صد ساله زندگی در مراکش را دارند، هنوز جامعهای نسبتاً بزرگ محسوب میشوند. یهودیان باقیمانده در بحرین تنها ۳۶ نفر و اعضای هفت خانواده هستند، که از ثروتمندان کلان فعال در امور بانکی هستند. اما به دلیل مخالفتهای زیاد در جوامع عربی با اسرائیل، یهودی بودن خود را برجسته نمیکنند. جمعیت بحرین به زحمت به ۷۰۰ هزار نفر میرسد. یهودیان در بحرین یک کنیسه و یک آرامگاه خاص خود را دارند که البته چند بار این قبرستان مورد تعرض افراطیون اسلامی قرار گرفته است. راهی برای برقراری مناسبات با اسرائیل؟ خانم هدا نونو، ماه مه سال ۲۰۰۸ از سوی شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، امیر بحرین به مقام سفارت درآمریکا منصوب شد. خانم نونو، نخستین زن یهودی غیراسرائیلی در جهان عرب و اسلامی است، که به مقام سفارت میرسد. وی نخستین زن یهودی در بحرین بود که به عضویت مجلس سنا رسید. او و یک بانوی مسیحی بحرینی در شمار یازده زنی بودند که به کرسی انتصابی این مجلس دست یافتند. پسرعموی خانم نونو، آقای ابراهیم نونو نیز دردوره پیشین، چهارسال، عضو این مجلس بود. خانم نونو به کار بازرگانی اشتغال داشت و به تناوب در لندن و بحرین زندگی میکرد. او در حالی از سوی امیر بحرین به سفارت منصوب شد که ریاست نخستین سازمان دفاع ازحقوق بشر بحرین را برعهده داشت و برای تقویت دموکراسی در بحرین، موارد پایمال شدن حقوق انسانی در کشورش را دنبال میکرد. هنگامی که خانم نونو به سفارت کشورش در آمریکا منصوب شد، رسانههای منطقه نوشتند، امیربحرین احتمالاً در جستجوی هموار کردن راه برای برقراری مناسبات با اسرائیل است. بحرین با اسرائیل مناسبات ندارد اما همواره تماسهایی برقرار بوده است. نخستین هیئت دیپلماتیک اسرائیل رسماً سال ۱۹۶۹ از بحرین دیدارکرد. بحرین در سال ۲۰۰۶ با امضای پیمان جدید تجاری با آمریکا، تحریم اسرائیل را لغوکرد. امیر بحرین ماه اوت امسال بعد ازدیدار با یهودیان پیشین بحرینی در لندن، از یهودیان کشورش و دیگر امیرنشینها خواست به این منطقه بازگردند، و گفت که هر اسرائیلی نیز که والدین و اجدادش از امیرنشینها به اسرائیل رفته باشند، میتوانند آزادانه بازگردد و تابعیت بگیرد و یک شهروند عادی محسوب شود. ناتان الوف، یکی از این اسرائیلیان که در دیدار با امیر بحرین حضور داشت، میگوید که امیر حمد بن عیسی آل خلیفه یهودیان را دوست دارد و به آنها احترام میگذارد.
روز ۱۶ آذر در ايران به عنوان روز دانشجو شناخته میشود و هر ساله در چنین روزی، در تجمعها و مراسمی که به این مناسبت برگزار میشود، ترانهای نیز شنیده میشود که رفتهرفته طی سالهای اخیر جزیی از فعالیتهای دانشجویی در ایران به شمار میرود. ترانه «یار دبستانی» برای فیلم «از فریاد تا ترور» ساخته شد. این فیلم در سال ۱۳۵۹ به نمایش عمومی درآمد و این ترانه در بخشهای پایانی آن با صدای فریدون فروغی شنیده میشد. سراینده شعر و کارگردان فیلم منصور تهرانی بود. سروده «یار دبستانی» بعدها با استقبال روبهرو شد و خوانندگانی همچون منصور تهرانی و جمشید جم نیز آن را بازخوانی کردند. برای شناخت دیدگاه سایر هنرمندان و خوانندگان در باره این سروده و اجراهای آن، برنامه نگاه تازه به سراغ داریوش، خواننده و هنرمند سرشناس، رفته است تا از او در باره «یار دبستانی» بپرسد. داریوش در حال حاضر ساکن شهر پاریس است و روی آلبوم آخر خود، «معجزه خاموش» كار میكند. رادیو فردا: آقای داريوش! بد نيست از اينجا شروع كنيم كه اولين بار عبارت «يار دبستانی» را كجا شنيديد؟ داریوش: صادقانه بخواهيد بدانيد، اين را زمانی كه شنيدم اصلا نمیدانستم چه كسی ساخته و چه کسی سروده. ولی آنطور كه میدانم شعر آن را آقای منصور تهرانی گفتهاند؛ كه دوست بسيار عزيز من هستند و در سوئد زندگی میكنند. ولی من اين آهنگ را روی تصاويری از تظاهرات دانشجويان داخل ديده بودم و اين آهنگ را شنيده بودم. رادیو فردا: برداشت شما از ترانه يار دبستانی چيست؟ به نظر شما اصلا نقطه ثقل اين ترانه كجا است؟ داریوش: به برداشت شخصی من، ترانهای بسيار زيبا است. حسن آن اين است كه وظيفه خود را، در بين جماعت، بين مردم، بين قشری كه اين پيام را قبول كردند، دارد ايفا میكند. تا همين اندازه برای من كافی ست. من از فرهنگ عيبجویی سعی میكنم فرار كنم و نقاط مثبت قضيه را نگاه كنم. رادیو فردا: همان طور كه میدانيد، اين ترانه را خوانندگان متفاوتی خواندهاند. اجرای اول آن هم متعلق به فريدون فروغی، خواننده همنسل شما، بوده. چون صدای فريدون فروغی ممنوع شد، اين ترانه را بعدا كسان ديگری هم اجرا كردند. كدام اجرای اين ترانه به دل شما نشست؟ داریوش: اين ترانه را با چند صدا، حتی صدای خود آقای تهرانی شنيدهام؛ و تعجب كردم كه چرا ایشان تا حالا آهنگهای بيشتری نخواندهاند. چون زيبا اجرا كردند. ترانه خوب باید مانند مثلا غزليات حافظ باشد. غزليات حافظ را با اجراهای مختلف اجرا كردهاند. هيچ عيبی ندارد كه يک ترانه خوب را چندين خواننده اجرا كنند. مهم اثر آن ترانه در جامعه است؛ كه به نظر من "يار دبستانی" كار خود را كرده. رادیو فردا: در سالهای اخير ديده شده که برخی از ترانهها در ميان منتقدان اجتماعی و سياسی به اصطلاح گل میكند. این ترانهها حتی در رسانههای دولتی هم مورد استفاده قرار گرفتهاند. دليل اين برخورد چه میتواند باشد؟ داریوش: طبيعتا؛ هميشه اين گونه بوده. اين ترفندها را میشناسيم. مردم عاقل هم بسيار خوب میشناسند و جايگاه ترانه زيبا و مؤثر در جامعه را مردم میدانند. رادیو فردا: گفتيد مهم نیست که ترانه خوب را چندین نفر بخوانند. آیا تا به حال فكر كردهايد که خود شما هم اين ترانه را اجرا كنيد؟ داریوش: اين ترانه آنقدر زيبا اجرا شده، كه بازسازی آن برای من وقت زيادی میبرد؛ كه بتوانم حداقل جوابگوی زيبایی آن باشم. ولی علاوه بر این که اجازه اجرای آن را ندارم، صحيح هم نيست كه آن را اجرا كنم؛ چون كار بسيار زيبا اجرا شده و خواندن من هيچ تأثيری نخواهد داشت. رادیو فردا: آقای داريوش! در سالهای گذشته و در اوج محبوبيت ترانه «يار دبستانی»، برخی سعی كردند با به ميدان آوردن خواننده دوم اين اثر، جمشيد جم، به نوعی ترانه را به جريانهای ديگری منتسب كنند. اما چطور شد، با همه اين تلاشها، يار دبستانی هنوز يار دبستانی است؟ داریوش: در اين سی سال فعاليت موسيقي در مملكت ما هيچ چيز تازهای نيست. نامها را عوض میكنند، شكل ترانهها را عوض میكنند. اگر كسی میآيد چنين ادعایی میكند، به غير از اينكه خود و آن حركت را نفی میكند، به خود صدمه میزند. نتيجتا كار خوب، در بدترين شرايط، مثل آن قطره آبی است كه از لابهلای سنگها فوران میكند؛ چنان كه يار دبستانی كار خود را كرده. مردم ما بسيار باذكاوت و باهوش هستند و بهایی نخواهند داد. يار دبستانی الان در بين مردم، بين دانشجويان، يک شعار است؛ شعاری عاشقانه است براي يک همبستگی؛ برای يک اتحاد همگانی است. كار خود را میكند و خواهد كرد؛ و هر چقدر از اين صحبتها درباره آن شود، قدرت بيشتری خواهد گرفت. *** رادیو فردا: آقای تهرانی! زمانی كه این ترانه را میسرودید و روی فيلم از فریاد ترور میگذاشتید، آیا فكر میكرديد كه روزی اين ترانه ورد زبان دانشجویان بشود؟ منصور تهرانی: هر ترانهسرایی زمانی كه كاری انجام میدهد، از قبل هيچگونه نمیتواند پيشبينی كند. حتی زندهياد گلگلاب هم وقتی سرود "ای ايران" را میساخت، هرگز پيشبينی نكرده بود كه چه خواهد شد. اما يک ترانه يا يک سرود، خود به خود، در زبان مردم جاری میشود. اين فرمولهایی است كه در آن ترانه وجود دارد. زمانی كه اين ترانه را برای فيلم "از فرياد تا ترور" ساختم، البته به نظر میآمد، یعنی كسانی كه قبلا برای آنها خوانده بودم تأييد كرده بودند. مردم هم بسيار استقبال كردند قبل از اينكه مورد عنايت دانشجويان عزيز قرار گيرد. برای اينكه اين ترانه مال همه زمانها باشد و تاريخ مصرف نداشته باشد، پايان آن را با بيت رادیو فردا: گفتيد كه اين ترانه را برای عدهای خوانده بوديد. چه کسانی؟ منصور تهرانی: دوستانی دور هم بوديم. با بچههای سينما: آقای سيروس الوند، دوست عزيزم؛ به نظرم آقای مقصداللهی، آقای عسگر قدس، آقاي مهدی فخيمزاده و دوستان ديگر بودند. اولين بار كه اين ترانه را خواندم، ديدم كه از اين ترانه خوششان آمد. رادیو فردا: اصلا چرا فكر كرديد كه "از فرياد تا ترور" نياز به ترانهای هم دارد؟ منصور تهرانی: اين چيزی بود كه قبل از انقلاب هم در بعضی فيلمها بود و موفق شده بود. در فيلم امير نادری، "جمعه" شهيار قنبری بود. در فيلمهای ديگر هم كه آهنگها را اسفنديار منفردزاده ساخته بود و من ديدم كه اگر برای اين فيلم اين ترانه را بسازم، جذابيت خواهد داشت. رادیو فردا: اما در آن برهه زمانی که منظور شما از سرودن اين ترانه، شرايط امروز ايران نبود. منصور تهرانی: در سالهایی كه من كودک بودم و به دبستان میرفتم، آن زمان هم تخته و چوب و تركه و اينها بود؛ اما مقدار كمی از انقلاب گذشته بود و شايد مقداری نااميدی و خشم در اين ترانه هست. رادیو فردا: آیا خودتان یار دبستانی را ترانه میدانید يا سرود؟ منصور تهرانی: به عنوان ترانهسرا اين را ترانه میدانم. اما زمانی كه دانشجويان شروع كردن به خواندن، اين تبديل به سرود مخصوص دانشجويان شد. رادیو فردا: گفتيد که بعضی ترانهها از فرمول خاصی استفاده میكنند كه باعث میشود باعث روزمرگی نشوند. میتوانيد اين فرمولها را توضيح دهيد؟ منصور تهرانی: اين فرمولها چيزهایی همهگير است؛ مثلا قبل از انقلاب هم ترانههایی سروده بودم كه خيلي گل كرده بود؛ اما يكی از آنها مخصوص بود، كه خانم گوگوش خواندند: "داغ عشق قديم را آمدی تازه كردی". برای اينكه عموم مردم در زندگی خود چنين چيزی داشتند. چيزی كه عموميت داشته باشد، همان فرمولی است كه در يک ترانه وجود دارد و مورد استقبال بیشمار مردم قرار میگيرد. رادیو فردا: اما آقای تهرانی٬ به هرحال "يار دبستانی" با صدای خواننده آن خيلی دير به گوش مردم رسيد؛ چرا؟ منصور تهرانی: زندهياد فريدون فروغی در فیلم خوانده بود. صدای ايشان را که نگذاشتند پخش شود و مدتی اين ترانه روی دست من مانده بود و نمیدانستم چه كنم. تا اينكه آقای جمشيد جم را ديديم و قرار شد ايشان بخوانند. حتی میخواستم خودم بخوانم. رادیو فردا: از بین اجراها كدام اجرا را بيشتر میپسنديد؟ منصور تهرانی: خودم هم خواندم. میگويند بد نخواندهام. آقای جمشيد جم هم خوانده؛ چند نفر خواندهاند؛ حتی يک دختر خانم آمريكایی و يک پسربچه پنج ساله هم خواندهاند. در فيلم "كما" خواننده ديگری كه در ايران است خوانده، كه الان نامش را حضور ذهن ندارم [خشايار اعتمادی]. اما فريدون فروغی، به نظر من، با حال عجيب و غريبی كه آمد در استوديو، خيلی خوب اين را خواند.
در باره ترانه «یار دبستانی» به سراغ سراینده آن نیز رفتیم.
"دست من و تو بايد اين پردهها را پاره كنه/ كی میتونه جز من و تو درد ما را چاره كنه" تمام كردم.
به قلم : ویدا سامعی
تاریخ انتشار مقاله 15/11/2008 به روز شده 15/11/2008 15:52 TU
آن دان وودی، که عضو خانواده ایست با چند نسل تجربۀ نظامی، روز پنج شنبه به مقام ژنرال چهار ستاره ارتقاء یافت. وی نخستین زن نظامی آمریکایی است که پس از سی و سه سال خدمت در ارتش، به این درجۀ نظامی نائل می شود. وی چهارمین ستارۀ ژنرالی خود را در مراسمی با حضور رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا و ژنرال پترائوس، فرماندۀ عملیات نظامی در افغانستان و عراق دریافت کرد.
آن دان وودی که حتی رسیدن به مقام ژنرالی را در رویا هم نمی دید، می گوید که هرگز تصور نمی کرده است که به ژنرالی با چهار ستاره تبدیل شود. " هیچ کس به اندازۀ خود من غافلگیر نشده است، البته بجز همسرم، می دانید که همیشه می گویند در پشت سر یک زن موفق، یک مرد متعجب وجود دارد".
سخنگوی ارتش آمریکا گوشزد می کند که اهمیت دریافت این درجه بسیار بالاست چرا که تنها یازده ژنرال چهار ستاره در ارتش این کشور وجود دارد و از میان یک میلیون و هفتصد هزار سرباز نیروی زمینی آمریکا، چهارده درصد آنان زن هستند.
آن دونووی، ستارۀ چهارم ژنرالی خود را از دستان همسرش که بازنشستۀ نیروی هوایی ارتش آمریکاست، دریافت کرده است.
پدر، پدر بزرگ و پدر پدر بزرگ آن دان ووی، همگی از فارغ التحصیلان دانشگاه نظامی وست پوینت، یکی از مدارس نظامی بسیار معتبر آمریکا بودند. خواهر وی خلبان هلیکوپتردر ارتش آمریکاست و خواهر زادۀ او یک هواپیمای جنگی در افغانستان راهدایت می کند. ژنرال جرج کاسی، رئیس امور اداری ارتش آمریکا می گوید:" از زمان جنگ های استقلال، در هر جنگی که آمریکا شرکت داشته است، یک دان ووی هم حاضر بوده است
نزدیک به سه سالی پس از پایان جنگ جهانی اول، در آوریل ۱۹۲۱ میلادی، سر پرسی سایکس، ژنرال بریتانیایی که بخش زیادی از دوران چهار ساله جنگ (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸) را در ایران گذرانده بود، گزارشی از آن دوران را برای موسسه سلطنتی مطالعات جغرافیایی در لندن ارائه می کرد.
او سخنانش را این طور آغاز کرد: «تا پیش از سال ۱۹۱۴ بسیار بعید به نظر می رسید که کشوری چون ایران، با آن فاصله از اروپا، به صحنه جنگ بدل شود. در آن زمان اگر کسی می گفت که نیروهای بریتانیایی بارها و بارها در این استان و آن استان ایران رژه خواهند رفت، همه می گفتند عقلش را از دست داده.»
با این حال، و در حالی که دولت ایران سیاست بی طرفی در جنگ پیشه کرده بود، نه فقط نیروهای بریتانیایی بلکه روس ها، آلمانی ها و ترکان عثمانی نیز در این دوران مشوش تاریخ ایران، به قول ژنرال سایکس، در "این استان و آن استان" رژه می رفتند.
اعلام آتش بس در روز یازدهم نوامبر ۱۹۱۸، اگر چه به کشتارهای بی سابقه قدرت های جهانی - موقتا - پایان داد، اما در ایران و منطقه خاورمیانه به طور کلی، ماجراهای بیشتر و تغییرات اساسی تری در راه بود. آنچه در پی می آید نگاهی است گذرا به پیامدهای جنگ جهانی اول در ایران، در نودمین سالروز پایان آن.
اعلام جنگ قدرت های اروپایی به یکدیگر در تابستان 1914 در شرایطی رخ داد که ایران مبتلا به هرج و مرجی کم سابقه در تاریخ معاصرش بود. بهار مشروطه و مجلس شورای ملی با استبداد محمد علی شاه به پایان رسیده بود و جز گروه های مختلف درگیر در سطوح محلی و ملی چیز زیادی به جا نگذاشته بود.
از سوی دیگر، به تخت نشستن احمد شاه نوجوان و تضعیف بیش از پیش دولت مرکزی، ایران را عملا به حکومتی خان خانی بدل کرده بود.
دولت بی اقتدار توان جمع آوری مالیات را نداشت و خزانه هر روز خالی تر از قبل می شد. در چنین وضعیتی بود که دو دولت همسایه ایران، یعنی روسیه و عثمانی، که در دو سوی جنگ قرار گرفته بودند، نبرد خود را به خاک ایران کشاندند.
به جز این دو که مناطق شمال غربی ایران را به نسبت کوهستان های بین خودشان، مسیر آسان تری برای حمله به دیگری می دیدند، بریتانیا و آلمان نیز مناطق مرکزی و جنوبی ایران را به عرصه ای برای ضربه زدن به منافع دیگری بدل کرده بودند.
چهار سال بعد، از دولت کهن عثمانی اثری روی نقشه جهان باقی نمانده بود، روسیه با نام تازه اتحاد جماهیر شوروی خود را درگیر جنگ داخلی انقلابیون و مخالفان می دید و آلمان نیز با شکست سنگین در جنگ چاره ای جز بایگانی کردن موقت بلندپروازی هایش در سطح جهان نداشت.
آنچه از حضور نیروهای خارجی برای ایران بر جا ماند بریتانیا بود که با کشف نفت به این سادگی ها دست از ایران نمی شست.
سیاست بعد از جنگ بریتانیا در ایران - و در خاورمیانه به طور کلی - از آغاز با درگیری داخلی سیاستمردان بریتانیایی همراه بود.
در مورد ایران، به طور مشخص، برخی هوادار تحت نفوذ گرفتن این کشور بودند، اما بسیاری دیگر این سیاست را نمی پسندیدند و هوادار نوعی همکاری همه جانبه با ایران بودند که ضمن حفظ استقلال نسبی این کشور، ضامن نفوذ بی رقیب امپراتوری بریتانیا باشد.
سرانجام گروه دوم در سیاست سازی بریتانیا دست بالا را پیدا کرد و طرح تحت الحمایه بودن ایران برای همیشه کنار گذاشته شد.
به تبع این ماجرا، لرد کرزن که مهمترین چهره هوادار حضور قدرتمند در ایران و همکاری همه جانبه با این کشور بود، با قراردادی - که بعدها به قرارداد 1919 معروف شد - پا به میدان گذاشت.
این قرارداد حضور نظامیان و مستشاران بریتانیایی را در عرصه های مختلف سیاست و اجتماع ایران پررنگ تر از همیشه می کرد. لرد کرزن که کمک به بازسازی ایران و توسعه این کشور را شعار اصلی خود قرار داده بود، درست در زمانی که فکر می کرد قرارداد به سرانجام رسیده، آن را شکست خورده دید.
واقعیت آن است که به رغم همکاری وثوق الدوله، نخست وزیر وقت ایران، مخالفت ها با این قرارداد بسیار گسترده بود. مخالفان این قرارداد را همان "تحت الحمایه بودن" ایران می خواندند و وثوق الدوله را به "خیانت" و "فروختن" کشور به بریتانیا متهم می کردند.
از سوی دیگر، درست در همین زمان، احمد شاه عزم سفر فرنگستان کرده بود. خروج وی از ایران نه تنها به تنش های داخل این کشور دامن زد، بلکه مبنایی شد برای فعالیت گسترده تر دولت های اروپایی مخالف قرارداد 1919.
مخالفان اروپایی - به نوعی همصدا با مخالفان داخلی - سعی داشتند اثبات کنند که بریتانیا با پول هایی که در قالب قرارداد و حتی به صورت پنهان به قدرتمردان ایرانی می دهد این کشور را عملا تحت الحمایه خود کرده است. سرانجام قرارداد 1919 شکست خورد و دولت وثوق الدوله را - که تلاش زیادی برای به بار نشستن این قرارداد کرده بود - همراه خود ساقط کرد.
اگرچه شخصیت وثوق الدوله و نقش او در تاریخ ایران موضوع بحث های فراوانی میان صاحبنظران تاریخ معاصر این کشور بوده، اما تردید چندانی وجود ندارد که سقوط کابینه او و شکست قرارداد 1919 مهمترین عامل به عرصه آمدن رضاخان و سید ضیاء در کودتای 1921 بود.
سه سال پس از پایان جنگ جهانی اول، ایران از هرج و مرج به استبدادی طولانی پا می گذاشت. جنگی که ایران در برافروختن یا ادامه آن هیچ نقشی نداشت، برانگیزنده تغییراتی اساسی در این کشور بود.
جنگ جهانی اول میخی بود بر تابوت سلسله قاجار که در دهه های پیش از آن رو به زوال گذاشته بود. از دل هرج و مرج سال های پس از مشروطه در ایران، شاید در باور بسیاری چیزی جز حکومتی مستبد قابل تصور نبود.
جنگ جهانی و قرارداد 1919 به تبع آن این گزینه محتمل را به واقعیت بدل کرد. نبرد خونینی که برافروزندگانش آن را "جنگی برای پایان دادن به همه جنگ ها" می خواندند، نه تنها به جنگ ها پایان نداد، نه تنها زمینه ساز جنگ خونین دیگری شد، بلکه در این بین سرزمین های - به قول سایکس - دورافتاده ای چون ایران را هم بی نصیب نگذاشت.
| متن کامل سخنرانی باراک اوباما، رئيس جمهوری منتخب آمريکا، به مناسبت پيروزی در انتخابات (انگليسی و فارسی) | |
06/11/2008 |
ناقصسازی جنسی زنان یا به اصطلاح "ختنه" آنها، رسمی است که در میان گروهی از اعراب و به ویژه مسلمانان ساکن شمال آفریقا رایج است. طبق آمار سازمان ملل در سال ۲۰۰۳، ۹۷ درصد زنان متاهل مصری ختنه شده بودند. ختنه دختران در برخی نواحی جنوبی و غربی ایران نیز متداول است. بنیاد جمعیت سازمان ملل خواستار تعهد جدیتر دولتها برای سرمایهگذاری و اجرای برنامههایی برای توقف و پیشگیری از ختنه دختران شده، زیرا طبق آمار هنوز هم به طور سالانه، سه میلیون دختر در معرض خطر ختنه قرار دارند. سازمان ملل، نهادهای مدافع حقوق بشر و حقوق زنان، سالهاست که برای توقف چنین رسمی در جوامع افریقایی، عربی و اسلامی تلاش میکنند. در چند کشور افریقایی از جمله مصر، قوانینی علیه ختنه زنان تصویب شدهاند. در ایران هنوز انجام این سنت به طور رسمی تایید نمیشود و دولت نیز تاکنون اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نداده است.
اهل تسنن و ختنه دختران
گزارشهای مربوط به ختنه دختران در ایران، از جنوب و غرب کشور میرسند. مثله کردن اندام جنسی دختران به نام ختنه، در استانهای خوزستان، لرستان و بیش از همه کردستان معمول است. هرمزگان و بنادر گنگ و جاسک از جمله شهرهای جنوبی ایران هستند که در آنها ختنه دختران یک رسم است. گفته میشود این رسم در مناطق جنوبی ایران از طریق رفت و آمد دریایی به هند و سومالی وارد کشور شده است.
در غرب، ختنه زنان در آذربایجان، اورامانات، بانه، نوسود، پاوه، پیرانشهر و حتی اطراف ارومیه در موارد متعدد به چشم میخورد. پروین ذبیحی یکی از فعالان حقوق زن در مریوان که کتابی در باره ختنه زنان در کردستان عراق را نیز ترجمه کرده، در گفتگوبا دویچهوله به ریشههای مذهبی در این زمینه اشاره میکند. او میگوید که برای بسیاری در این مناطق، ختنه یک فریضه مذهبی است و این در میان سنی مذهبها و شافعی مذهبها، سنتی اسلامی تلقی میشود. پروین ذبیحی تاکید میکند که نمونهها ابدا تک و توک نبوده و فراگیرند: "یکی از دوستان من در بوکان معلم است. در یک کلاس ۴۰ نفری، ۳۸ نفر بومی بودهاند و دو نفر دیگر غیربومی. از میان غیربومیها، ۳۶ نفر ختنه شده بودند. در پاوه آمار صد در صد بوده و الان کمی کند شده است. ما به روستای کم جمعیتی رفتیم که ۴۸ زن در آنجا از سه نسل مختلف ختنه شده بودند."
ضامن پاکدامنی دختر
این پیرزنها و ماماهای محلی هستند که دختران را ختنه میکنند. کسانی که هیچ سواد و فرهنگ بهداشتی ندارند و با چاقو یا تیغی بسیار کثیف، تنها با مالیدن کمی
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اجرای رسم غیرانسانی ختنه در مورد یک دختر سومالیایی خاکستر به تیغ و بدن دختربچهها، اقدام به بریدن کلیتوریس آنها میکنند. سن رایج ختنه دختران در کردستان، چهار تا شش سال است. پروین ذبیحی میگوید: " اعتقاد مردم این است که به این ترتیب دختر پاک میماند و دوست پسر نمیگیرد. دنبال اطلاعات جنسی نمیرود و بعد از ازدواج هم به شوهرش وفادار میماند. میگویند اگر دختر را ختنه کنیم، از شیطنت جنسی بدور میماند."
پیامدهای روحی و جسمی
بریدن کلیتوریس دختران، عوارض جسمی زیادی دارد. ابتلا به عفونتهای واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که ختنه شدهاند رنج میدهد. با ختنه، حس جنسی زنان از میان میرود و رابطه جنسی نیز دردناک میشود. پروین ذبیحی اما به پیامدهای روحی این مثله سازی بیشتر تاکید دارد و میگوید این جنبه، عموما در بحثها در سایه قرار میگیرد. او به سندرم بی اعتمادی و اضطراب در میان دختران کوچکی اشاره میکند که خانوادههایشان ناگهان آنها را به زیر تیغ بیگانهای سالخورده فرستادهاند.
تداوم کور سنت
اما با وجود همه این پیامدها، خود زنان هم در تداوم سنت مثله سازی اندام جنسی دختران نقشی عمده ایفا میکنند. چرایی این پارادوکس از نظر پروین ذبیحی چنین است: " مادرها خودشان طرفدار شدید ختنه دختر هستند. پدرانی دیدهایم که گله کردهاند که همسرشان بدون خبر، دختر را ختنه کرده است. مقاومت در برابر ختنه میان زنان نیز کم است. البته در منطقه اورامانات، والدین تحصیلکرده دیگر دختران خود را ختنه نمیکنند، اما موردی هم بوده که دختری لیسانسیه رفته خودش راختنه کرده. علت این است که ختنه دختر، رسم و سنت است. دختر ختنه نشده خود را تحقیر شده حس میکند و برای هم سویی با همه، خود را موظف به ختنه شدن میداند."
پروین ذبیحی در ادامه از رسم ختنه نمادین دختران در کردستان نیز سخن میگوید: " اینها چاقو را از یقه دختر پایین میاندازند. چاقو سر خورده و از پایین دامن دختر پایین میلغزد. خانوادهها میگویند خوب! حالا دخترمان ختنه شد. رسم دیگری هم هست به نام چهل تیغ. روی سینه و شکم دخترها چهل مرتبه تیغ میکشند و معتقدند این کار، اعصاب جنسی را کور میکند."
علیه ختنه دختران
پروین ذبیحی از دختران کردی سخن میگوید که در تهران و شهرهای دیگر ایران به دانشگاه رفته و پایان نامههای تحصیلی خود را در مورد ختنه نوشتهاند. این دختران مایلند تشکلی در کردستان علیه ختنه زنان به راه بیندازند اما تا کنون مجوزی به آنها داده نشده است.
ذبیحی در پایان یادآور میشود که به دلیل رنگ و بوی مذهبی رسم ختنه دختران در کردستان، تنها از طریق فتوای مراجع مذهبی و آموزش مستمر در خانوادهها، مدارس و اجتماع است که میتوان به برچیده شدن چنین سنتی امیدوار بود.
مهیندخت مصباح
دانشمندان قرار است روز چهارشنبه هفته آينده ماشين عظيمی را در ژنو به کار اندازند که همین امر باعث شده است بسیاری از مردم با ارسال ای ميل و تماس تلفنی از اين مسئله ابراز نگرانی کنند. آنها معتقدند که با اين آزمايش، جهان روز چهارشنبه به پايان خود خواهد رسيد. پس از سالها صرف وقت و با تلاش بيش از هشت هزار دانشمند فيزيک از هشتاد و پنج کشور جهان، سر انجام روز چهار شنبه آينده تجربه خلقت در نقطه ای واقع در حاشيه شهر ژنو به دست بشر تکرار خواهد شد. اين تجربه علمی، لحظه کوتاهی پس از «انفجار بزرگ» را که گفته می شود نقطه آغاز شکل گرفتن کائنات است به نمايش می گذارد. وسيله انجام اين تجربه، ماشينی است غول آسا به نام «Hadron Collider» که با هزينه نزديک به ۱۰ ميليارد دلار و کمک مالی بيست کشور ساخته و در مرکز تحقيقات اتمی اروپا در شهر ژنو نصب شده است. برنامه ساخت اين ماشين اتمی پيچيده از ۱۰ سال پيش با اين هدف آغاز شد که راز خلقت و نحوه تکوين حيات با روش علمی گشوده شود. با اين هدف بيش از پنجاه سال پيش انسان به فضا رفت و بعد پا به کره ماه نهاد و اينک درزمين بدنبال گشودن راز آفرينش است. به کمک اين وسيله شگفت انگيز قرار است آنچه به عنوان سياهچاله (فضايی) ناميده شده در اندازه ای فوق العاده کوچک توليد شود. نگرانی گروهی از مردم که در ميان آنها دانشمندان برجسته جهان نيز ديده می شوند اين است که سياهچاله مصنوعی بعد از شکل گرفتن از راه بلعيدن محيط اطراف خود به نابودی و محو کره زمين بيانجامد. اين نگرانی ها حتی از سوی فرانک ويلسک، برنده نوبل فيزيک نيز ابراز شده و وی نسبت به مرگبار بودن اين آزمايش هشدار داده است اما پروفسور برايان کاکس از دانشگاه منچستر می گويد: «هر کسی که فکر کند اين ماشين جهان را نابود خواهد کرد، چرند گفته است.» جيمز گيليس، مسئول روابط عمومی اين پروژه نيز گفته است که تماس های اشکبار زيادی صورت می گيرد که مردم می خواهند تا فعاليت اين ماشين عظيم متوقف شود. وی افزود: «آنها زنگ می زنند و می گويند: ما جدا نگران هستيم. لطفا به من بگوييد که آيا فرزندان من ايمن هستند.» به کمک اين ماشين قرار است شعاع های حاوی ذرات پروتن (از مشتقات اتم) با سرعتی نزديک به سرعت نور به يکديگر تابيده و با هم برخورد کنند. در نتيجه بر خورد مستقيم آنها انتظار می رود حرارتی ايجاد شود که مقدار آن يک تريليون درجه سانتيگراد تخمين زده می شود. آقای گيليس گفت: «هر روز ای ميل های زيادی می رسد که خواهش می کنند تضمين داده شود که جهان به پايان نخواهد رسيد.» به گفته وی، برخی ديگر تهاجمی تر برخورد می کنند و مثلا می گويد: «شما شيطان و خطرناک هستيد و قصد داريد تا جهان را از بين ببريد.» به منظور پيشگيری از انجام اين آزمايش تاريخی، عده ای نيز به دادگاه حقوق بشر اروپا شکايت برده و ازاين دادگاه خواسته اند که نسبت به توقف اجرای اين آزمايش اقدام قانونی به عمل آورد. دادگاه ياد شده هم اکنون در حال بررسی شکايات رسيده است. در عين حال مجريان اين پروژه اعلام داشته اند که ايجاد مدل سياهچاله (فضايی) خطری را متوجه کره زمين نخواهد کرد. نحوه آزمايش ماشین اتمی به کمک اين ماشين قرار است شعاع های حاوی ذرات پروتن (از مشتقات اتم) با سرعتی نزديک به سرعت نور به يکديگر تابيده و با هم برخورد کنند. در نتيجه بر خورد مستقيم آنها انتظار می رود حرارتی ايجاد شود که مقدار آن يک تريليون درجه سانتيگراد تخمين زده می شود. حرارت ناشی از برخورد ( بهم کوبيده شدن) مشتقات اتم به ايجاد نقطه سياهی می انجامد که دارای غلظت فوق العاده است. اين علظت بالا، به نوبه خود جاذبه ای ايجاد می کند که در نتيجه آن محيط اطراف نقطه سياه، به درون آن بلعيده (جذب) می شوند (سياهچاله) قدرت کشش و مکندگی سياهچاله ها به حدی است که حتی نورهای اطراف آن نيز به درون نقطه سياه فرو می روند. به اين دليل (تاريکی ناشی از بلعيده شده نورهای اطراف) نقطه سياه قابل رويت نيست! ماشينی که قرار است روز چهارشنبه آينده اين تجربه بزرگ را در اندازه ای کوچک تکرار کند در فاصله هشت تا ۱۱ ماه اوت ( حدود سه هفته قبل) مورد آزمايش قرار گرفته و تجربه بزرگتر و اصلی آن قرار است در۲۱ ماه اکتبر آينده صورت گيرد. اهميت اين تجربه تاريخی در اندازه های ابداع قانون نسبيت انيشتن و فرمول معروف او است که سر انجام به توليد بمب اتمی انجاميد. اين آزمايش می تواند فيزيک کوانتوم را که در ارتباط با ماده و انرژی در اندازه های اتم است به زندگی روزمره در کره زمين نزديک تر سازد. کشفيات ناشی از تجربه اين ماشين می تواند به گشودن راه های تازه در جهت دست يافتن به منابع بيکران انرژی منجر شود. به جز کنجکاوی بشر برای گشودن راز خلقت، دست يافتن به منابع تازه انرژی نيز از جمله انگيزه های مجريان اين پروژه شگفت انگيز است. هفته قبل گروهی از دانشمندان آلمانی با انتشار بيانيه ای تاکيد کردندکه ايجاد سياهچاله کوچک تنها برای بخش کوچکی از يک لحظه خواهد بود و تقريبا بلافاصله از ميان خواهد رفت. استدلال آنها در قبال نگرانی های منتقدان اين ماشين غول آساست که می گويند آغاز به کار اين ماشين ممکن است به شکافته شدن کره زمين و نابودی آن بيانجامد.